كتاب مقدس
 
مجموعه عهد عتيق و جديد راكتاب مقدس گويند .ا لبته در بين اهل كتاب به آن (كتاب ) گویند; یعنی که فقط اين مجموعه نوشته ها لياقت ناميدن به ( كتاب ) را دارد . ولي لفظ ( كتاب مقدس ) هم رايج است .

عهد به معناي عقد وقرارداد بين انسان وخدا يا با شخصي ديگر است . عهد عتيق اسمي است كه مسيحيان آن را در مقابل عهد جديدي كه مژده آن در قسمت هاي عهد عتیق آمده است (ارمیا به تورات وساير كتب خاص يهود داده اند . ومنظور از عهد جديد شريعت عيسوي عليه السلام مي باشد .مسيحيان تقريبا تمامي عهد عتيق و عهد جديد فعلي را قبول دارند ولي يهوديان فقط قسمت عهد قديم را قبول دارند .تر جمه هاي بسياري از كتاب مقدس انجام گرفته است و ملتهاي مختلفي از آن استفاده كرده اند و از ماندگارترين كتب ديني - تاريخي بوده است . از جمله سازمانهاي بسياري كه در نشر كتاب مقدس فعالند (انجمن كتب مقدسه ) است و در سال 1804 م در لندن پايه گذاري شد و در بيشتر ممالك شعباتي دارد. اين سازمانها مسيحي هستند و يهوديان كتاب خود را به طور مجزا چاپ نمي كنند زيرا دين يهود تبليغ ندارد . طريقه استفاده از كتاب مقدس چنين است كه : ابتدا نام سفر (كتاب ) خاص مورد نظر در كتاب مقدس را مي نگارند وسپس نام ( شماره ) باب خاصي از آن سفر وسپس شماره فقره ( بند , آيه ) مورد نظر از آن باب را . كتاب مقدس فعلي شامل 66 كتاب مي باشد تفسير هاي متعددي از اين كتاب وجود دارد ونقدهاي خوبي هم موجود مي باشد كه در بخش منابع تحقيق معرفي شده اند . (بغض آنها )

عهد عتيق

عهد عتيقي كه همه اهل كتاب قبول داشته باشند ,شامل 39 جلد كتاب (سفر ) مي باشد .اينها كتب مقدس يهوديان هستند. براي دسته بندي كلي عهد عتيق مي توان كتاب رابه سه گروه اساسي تقسيم كرد : تورات ,كتبوئيم , نبوئيم
تورات : ( اسفارخمسه ): شامل 5كتاب مي باشد : آفرينش ( پيدايش ) خروج ,لاويان , اعداد , تثنيه . در اين بخش به شر ح چگونگي خلقت آدم و پيامبران الهي تا ظهورو فوت حضرت موسي ( عليه السلام ) و فرامين ايشان مي پردازد .

كتوبيم : ( نوشته جات اين قسمت كه 17 كتاب دارد , ادامه تاريخ يهود و شرح عقايد وآداب ورسوم واخلاق قوم بعد از حضرت موسي مي باشد نام كتب آن بدين قرار است : يوشع , داوران , روت , صموئيل 1, صموئيل 2, پادشاهان 1 , پادشاهان 2, تواريخ ايام 1, تواريخ ايام 2, عزرا , نحميا , استر , ايوب , مزامير ( زبور ) امثال سليمان (عليه السلام ) جامعه وغزل غزلهاي سليمان ( عليه السلام )

نبوييم : ( نبوات انبيا ) براي معرفي اين قسمت ابتدا مناسب است معناي نبوت را در فرهنگ يهودي بررسي كنيم :

معناي نبوت در يهود

در عبري پيامبر را بيشتر نبي گويند البته معناي ديگري هم براي نبي هست از جمله كسيكه از طرف خدا خوانده شده , تائيد, اعلام , توبيخ كردن , جذبه اي خاص داشتن ,خبر دادن از اخبار وامور ديني , پيشگويي. به طور اعم نبي جادو گران مقدس ومناديان طريقه اسرائيل و مردم دانشمند و صاحب امتياز را هم شامل مي شد , ولي به طور اخص انبياي مفسر كلام الهي و منتقد رفتار هاي غير ديني( ضد ديني ) قوم را شامل مي شد . در متون قديمي ترازعهد عتيق, بيشتر به معناي بر انگيختن , الهام گرفتن و انذار دادن آمده است . و بيش از 300 بار اين كلمه در عهد عتيق آمده است . به معناي سخن گو و باز گوينده سخن هم به كار رفته است . و به دليل تخليط معناي نبي با جادو گري در بعضي اعصاربرخی پيا مبران مثل ( عاموس ) نمي خواستند او را نبي بنامند و مي گفت من شبان وشبان زاده ام . در اعتقادات تلمودي از مهم ترين كتب قوم يهود نبوت و پيش گويي كردن به معناي قدرت انسان در ابلاغ و تفسير ميل واراده الهي به كاررفته است كه سبب اصلي وعامل اصلي اين قدرت روح القدس مي باشد . در اين بخش منظور از نبوت پيشگويي مي باشد .

براي فهم كتب پيشگويي هاي انبيا كه بيشتر به حالت رمز و كنايه آمده است بايد اطلاعات تاريخي دقيقي از حوادث آن دوران داشته باشيم اين بخش شامل 17 كتاب مي باشد : اشعيا , ارميا , حزقيال , دانيال , (انبيا عظيم ) یوشع , يوئيل , عاموس , عوبد يا يونس , ميكاه , ناحوم , حبقوق , صفنيا, حجي , زكريا و ملاكي (انبیا صغير )

اپوكریفای عهد عتيق : آپوكرفيا به معناي پوشيده است . در بعض چاپهاي كتاب مقدس در ادامه عهد عتيق كتابهاي ديگري هم هست كه پروتستانهاي مسيحي كه سنت گرا تر هستند آنرا به عنوان بخشي از كتاب مقدس نمي پذيرند ولي كاتوليگها وارتدوكسها آنرا مي پذيرند و يهوديان همواره در آن شك داشته اند . از نظر ترتيب وتعداد, كتب آپوكريفا در چاپهاي مختلف با هم فرق دارند . منبع بيشتر اين كتابهاي آپو كريفا ترجمه سبعينه (هفتاد ) مي باشد . ترجمه هفتاد به دستور بطلموس فيلادلفوس پادشاه مصر توسط 72 نفر در سال 258قبل.ازمیلاد ازعبري به يوناني ترجمه شد . يك مجموعه آپوكريفا به زبان عربي در 241 صفحه متشكل از ده كتاب است : طوبيا , يهويت , استر , حكمت , يشوعبن ليراخ, باروك, نامه ارميا, دانيال, مكابيان1,مكابيان2, در بعضي اقوال تعدادكتب آپوكريفا 7تا است.

عهد جديد :

عهد جديد قسمت دوم كتاب مقدس مي باشد ومنظور تربيت عيسوي كه پيمان جدید خداوند با قوم يهود است .عهد جديد تماما بعد از وفات حضرت مسيح (عليه السلام ) يعني بعد از 30 ميلادي نوشته شده است و شامل 4قسمت است : اناجيل , اعمال رسولان, نامه هاي رسولان, مكاشفه اناجيل : انجيل به معناي مژده مي باشد , يعني مژده به رسيدن پيماني جديد با قوم . تعداد اناجيلي كه فعلا هست 4تا مي باشد . متي , مرقس , لوقا , يوحنا. که دوانجیل متی ویوحنا را حواريون حضرت (شاگردان ايشان ) نوشته اند به همين نام و لوقا ومرقس هم نام دو تن از شاگردان حواريون است كه دو انجيل ديگر را نوشته اند . اناجيل ابتدا به زبان يوناني بوده اند . ولي در قرن 2و3 ميلادي به زبانهاي بسيار ديگري هم ترجمه شده اند

البته اناجيل ديگري هم نوشته شده بود مثل انجيل فيليپ, توما , نيقود لموس , ولي همان 4انجيل مذكور رسميت يافت در قرن اخير انجيلي به نام برنابا هم مشهور شده است كه مسيحيان آن را مجعول مسلمين مي دانند زيرا بشارت به ظهور پيامبر اسلام (ص) دارد .اناجيل در رابطه با تعاليم وسرگذشت حضرت عيسي مسيح (عليه السلام ) مي باشد

اعمال رسولان : در قرن اول ميلادي در باره سيرت رسولان ومبلغان مسيحيت نوشته شد ولي صرفا يكي از آنها رسميت يافت وآن را لوقا نوشته است.

نامه هاي رسولان : طبيعتا حواريون (رسولان )نامه هايي به سايرين داشته اند . بعضي نامه ها در اثر مرور زمان اهميت پيدا كرده است و در عهد جديد ماندگار شده است . تعداد آنها 21عدد مي باشد كه 13عدد را پولس نوشته است نويسنده يكي معلوم نيست (احتمالا پولس است) يكي به دست يعقوب در انتقاد از پولس نگاشته شده است. دور ساله را پطرس وسه نامه را يوحنا ويكي را هم يهودا نوشته است. بعضي از مسيحيان ( كاتوليك ها ) رسالت پولس را قبول ندارند زيرا وي حق خلافت حضرت عيسي را از پطرس غصب كرده است و بانظريات او مخالفت ورزيد ولي متاسفانه مردم او را پذيرفتند . پروتستانها اين نامه ها را قبول دارند . ( به عقيده استاد توفيقي در صفحه 143 آشنايي با اديان بزرگ همه عهد جديد موجود مورد قبول همه مسيحيان است )

مكاشفه : پايان بخش عهد جديد مكاشفه يوحناست که راجع به پيشرفت هاي در پيش روي مسيحيت گفتگو می کند. مطالب اين كتاب به صورت رويايي بيان شده است و به همين جهت بسيار شبيه كتب انبياي يهود مي باشد .

اپوكريفاي عهد جديد : همانگونه كه اشاره شد عهد جديد هم كتب آپوكريفايي داشته است حتي بيش از عهد قديم ولي در همان قرون 2و3 ميلادي مسيحيان برهمین27 كتاب عهد جديد به توافق نسبي رسيده اند .

بحثي در حجيت كتاب مقدس :

غالب اهل كتاب تورات را نوشته حضرت موسي (عليه السلام ) مي دانند و ساير كتب عهد عتيق را نوشته صاحب نام همان كتاب و انجيل را هم نوشته رسولان در باره تعاليم و زندگي نامه حضرت عیسی ( عليه السلام ) مي دانند و آن را مقدس مي دانند . چرا كه به عقیده آنها روح القدس هر طور مي خواسته نويسندگان اين كتب را رهبري كرده كه وحي الهي اين چنين به مردم برسد .

درباره اينكه آيا مي توان نوشته هاي داخل كتاب مقدس موجود با 46 كتاب را پذيرفت يا نه , يعني در موردحجيت داشتن آن بحثهاي فراواني به خصوص بين مسلمانان و اهل كتاب م وحتي بين خود دانشمندان اهل كتاب و فرقه هاي متعدد آنها می باشد. مسيحيان معتقدند كه خداوند كتاب مقدس را به وسيله روح القدس پديد آورد و براي اين منظور مولفانی را از بشر جهت نوشتن آنها بر انگيخته و آنان را در نوشتن به گونه اي ياري كرده كه فقط چيز هايي را كه او مي خواسته نوشته اند .

ولي با توجه به متون مقدس وبالخصوص خود كتاب مقدس آنان اين مولفان بشري را معصوم نمي دانند كما اينكه دراناجيل آمده كه طبق پيشگويي حضرت مسيح (عليه السلام ) همه رسولان در مورد او لغزش داشته اند و وقت دستگيري او را رها كردند و به توصيه وي مبني بر تهيه شمشير عمل نكردند . واين عدم عصمت زمينه اي مي شود براي ساير اشتباهات رسولان و اين علاوه بر تاثير پذيري نویسندگان کتاب مقدس وپولس (كه بخش عمده اي از عصر جديد مربوط به او است )از فرهنگ هاي بابلي وبت پرستي ویهودیت تحریف شده است , كه با كشف تومارهايي در منطقه بحر الميت در 1947 م . بسياري از اعتقادات مسيحيان برهنه شد و موافقتش با فرهنگ هاي بت پرستي آشكار شد.

البته بايد تاملات وگفتارهاي منتقدين كتاب مقدس از جمله با روخ اسپينوزاي يهودي را هم در نظر داشت كه به طور علمي اثبات مي كند كه اعتقاد به نوشته شدن 5 سفر تورات توسط حضرت موسي (عليه السلام ) صحيح نيست و فردي بعد از ايشان آنها را نوشته گر چه خود ايشان هم نوشته هايي داشته اند . عجيب است چطور بسياري از اهل كتاب , كتابي را كه در آن محل دفن وشرح وفات وسوگواري 30 روزه قوم يهود بررحلت موسي كليم نگاشته شده و آن هم به صورت گزارش نه پيشگويي پيامبرانه نوشته خود آن حضرت مي دانند (!)

پروفسور روژه گارودي انديشمند مسيحي كه بعد ها مسلمان شد در كتاب تاريخ يك ارتداد (ص58) مي نويسد : (تورات (اسفار پنج گانه ) و كتابهاي (تاريخي ) _ بدان گونه كه بيش از يك قرن پيش شارحان اثبات كرده اند ) يك سر هم بندي مكتوب از سنتهاي شفاهي است كه به دست وقايع نگاران قرن نهم صورت گرفته است , ونيز به دست كاتبان منحرف زمان حضرت سليمان (عليه السلام ) كه دل مشغولي اصلي شان اين بوده است كه فتوحات داود (عليه السلام ) و امپراطوري او را , با بزرگ نمايي آنها , مشروعيت بخشند , و حال آنكه , از سوي ديگر , نه آثار باستان شناختي و نه مداركي به جزداستانهاي كتاب مقدس , هيچ امكاني براي بررسي تاريخي اين فتوحات فراهم نمي آورد . نخستين رويدادي كه مورد تاييد بيرون (از كتاب مقدس ) است .به سليمان (عليه السلام ) مربوط مي شود , رد پاي او را در بايگاني هاي آشوري مي توان يافت . تا آن زمان , هيچ گونه منبع بيرون از داستانهاي كتاب مقدس براي محك زدن تاريخيت آنها وجود ندارد .

وي در جاي ديگر در (ص 37 ) همان كتاب مي آورد :از نظر راويان توراتي , تاريخ مبادي اسرائيل از يك رشته دورانها با حدو مرز كاملا مشخص تشكيل شده است . اينان تمامي خاطرات , داستانها , افسانه ها , حكايات يا اشعاري را كه بر دوش سنت شفاهي , به ايشان رسيده است , را در يك چار چوب شجره نامه اي و زماني _ تاريخي دقيق جاي مي دهند : اين نماي تاريخي به اعتراف تقريبا تمامي شارحان مدرن, فوق العاده ساختگي است . كارهاي آلبرشت الت و مارتين نث به ويژه نشان داده اند كه تقسيم بندي به دورههاي متوالي (شيوخ اسرائيل_ فرمانبرداري در مصر _ فتح كنعان) مصنوعي است . تا اينجا روژه گارودي از آلبرد پوري استاد عهد عتيق دانشكده الهيات پروتستان ژنو كه درتزدکترای خود پژوهشهاي بزرگترين تاريخ دانان و مفسران معاصر رادر هم ادغام كرده بوده نقل مي كرد , وي در ادامه به قلم خود مي نويسد :) خانم فرانسواز اسميت رئيس دانشكده الهيات پروتستان پاریس تحقيقات مربوط به شرح وتفسير معاصر را , هم سو با تز آلبرد پوري ,خلاصه ميكند و مينويسد : پژوهشهاي تاريخي اخير , نمودارهاي كلاسيك مهاجرت جمعي از مصر , فتح كنعان , وحدت ملي اسرائيل پيش از تبعيد و مرزهاي دقيق را افسانه وتخيل مي شمارد . اطلاعات تاريخ نگاري توراتي نه درباره آنچه حكايت ميكند , بلكه درباره كساني است كه آنرا مي سازند ومي پردازند . در همان جا چندين منبع ديگري هم معرفي شده است .

ايشان در محل ديگري (ص49) چنين مي نويسد : از خود كتاب مقدس بر مي آيد كه دو نگارنده اصلي آن يهوليست والوهيست هيچ كدام يگانه پرست نبوده اند , آنان فقط برتري خداي عبري را بر ديگر خدايان و(حسد ) او را در قبال آنان اعلام مي كنند و خداي , كامش همچون ديگر خدايان به رسميت شناخته مي شود .

به علاوه بايد تضادهاي دروني نويسندگان رسمي كتاب مقدس با هم را در نظر داشت كه اين را يك اهل كتاب ظاهر گرا هم نمي تواند رد كند . مثلا اختلافات پولس با ساير رسولان و شدت آن تا بدانجا ست كه گاهي آنها را (برادران كذبه ) مي خواند ( رساله دوم به 11:-22- 33 ) و حتي تناقضات بين پولس با گفتار هاي حضرت مسيح هم در كتاب مقدس مي باشد . (زساله پولس به روميان 13-1-7 كه مخالف لوقا 13: 31-33 مي باشد ) به نظر شما به عنوان يك شخص عاقل ومتفكر و بي طرف به كدامين قسمت كتاب مقدس يا به كدامين حرف كدام نويسنده اعتماد كنيم ؟!

جز آنچه گذشت اختلافات زيادي كه بين خود اناجيل اربعه و افتراقات مابين اناجيل وساير كتب عهد جديد و فرقهاي اينها با كتب عهد عتيق همراه با اختلافات نسخي كه از عهد عتيق وجديد موجود است , كاملا قابل تعمق هستند .( براي نمونه به كتاب معرفي كتب آسماني آقاي حسام نقبايي ص144رجوع كنيد ) و اينها منهاي اختلافات دروني هر باب از عهد قديم وافتراقات سبك نگارش آنهاست آنگونه كه ويل دورانت (تاریخ تمدن ج1ص486) مي نويسد : جان استروك در سال 1753 م. به اختلاف متون تورات اشاره كرد (از جمله آنكه : دو داستان متشابه ومجزي در سفر jeanAstruc پيدايش آمده است . در يكي از خالق به عنوان يهوه و در ديگري به عنوان الوهيم ياد شده است عقيده دانشمندان بر آن است كه داستانهاي ويژه يهوه در يهودا وداستانهاي مخصوص به الوهيم در افراييم (مملكت شمالي ) نگارش يافته وبعد از سقوط سامره آن دو دسته داستانها را به يكديگر آميخته و از آن يك داستان ساخته اند . تمام اين موارد را بايد هم آوا با تشكيکات مورخين در سالم ماندن تورات وانجیل ديد و اقوال قر آن كريم وسخنان ائمه هدي علیهم السلام ) ( كه حرف هايشان از سنديت قطعي وظني نزديك به قطع بر خوردار است ) مبني بر تحریف در كتاب مقدس ونگفتن و كتمان بعض آن توسط علماي يهود وتحريف گفتاري آن توسط مردم لجوج يهود را هم بايد مد نظر قرارداد .

با اين همه اصلا قر آن معتقد است كه انجيل كتابي آسماني بوده كه بر خود حضرت مسيح (عليه السلام ) نازل شده است نه اين كه زندگي نامه اي باشد كه بعد از ايشان نگارش يافته باشد و ايشان خود وحي مجسم باشد و خداي پسر (!) و در سنديت و تواتر قر آن هم كه هيچ شك وشبهه اي نيست . ( اگر هم باشد دلايل كافي آنرا رد مي كند )

جالب است توجه كنيم كه قديمي ترين نسخه هاي تورات وانجيل كه موجود هستند مربوط به حدود چندين قرن بعد از نوشته شدن توسط كاتبين ادعايي اهل كتاب مي باشد . و معلوم نيست در اين چند قرن آيا همان متن اصلي باز نويسي شده يا به عقيده بعضي محققين تورات اصلي كاملا از بين رفته وبعدا كاهنين سنت هاي شفاهي خود را به عنوان كتاب مقدس به خورد مردم داده اند. در اين رابطه استاد توفيقي در ص136 آشنايي با اديان بزرگ مي نويسد : ( قديمي ترين نسخه هاي عهد عتيقمربوط به 2000سال پيش (يعني ا1300 سال بعد از مرگ نويسنده ادعايي تورات ( حضرت موسي كه قرن 13 پيش از ميلاد فوت كرد) و قديمي ترين نسخه هاي عهد جديد مال 1600 سال قبل ( يعني حدود 350 سال بعد از مرگ نويسندگان اناجيل ) مي باشد . و البته بايد تعداد اين نسخه ها واينكه آيا تواتر بر كذب در همين نسخه ها چطور است ( يعني آيا نسخه هاي 2000ساله متواترند يا نه) هم بررسي كرد . چرا كه مثلا قر آن كتاب اصلي مسلمانان در تمام دوران 1400ساله به طور تواتر نقل شده است و اين راهي منطقي واصولی در اطمينان به اين همان يك كتاب است كه فعلا در دست ماست .

كني كات كه از محققين مي باشد مي گويد تمام نسخه هاي عهد عتيق كنوني بين 1000و1400 ميلادي یعنی 2300 الی 2700 سال پس ازمرگ حضرت موسی نوشته شده است يكي ديگر ازانديشمندان به نام والتن مي نويسد : نسخه هاي شش قرن پيش بسيار كم ياب است و نسخه هاي 7قرن يا 8قرن پيش در نهايت كميابي است .

عالم ديگري به نام فيليستین شاله مي گويد : هيچ يك از كتاب هاي اصلي خطي كتاب مقدس اكنون به زبان عبري موجود نيست .... وو قديمي ترين نسخه خطي عبري كه در دست است , از قرن دهم بعد از ميلاد (1000م ) تجاوز نمي كند . ريس در كتابش كه با همكار ي عده اي از محققان نگاشته مي آورد : ( تمام نسخه هايي كه در قرن 7 يا 8 ميلادي نوشته شده بود , به دستور شوراي يهود نابود شد , چرا كه آنها با نسخههاي مورد توجه آنان مخالفت فراواني داشت ) و اين اولين شوراي علماي اهل كتاب نبود كه چنين عملي كرد كه هر چه خود مي خواست گذاشت بماند بلكه بار ها مردم يهود واهل كتاب حرف شوراي علماي خود را پذيرفتند علمایی كه تورات هم نزد آنها با تيراژ محدود نگهداري مي شد و معلوم نيست كه واقعا همان را كامل براي مردم ارائه كرده باشنددر صورتي كه حتي بعضي روايات مسلمانان در يك نسل تنها 110 راوي شيعي عادل موثق و بسياري روات مجهول الوثوق ومجهول النسب دارد , قر آن كه بسيار محكم تر از اينها ست .( كتاب مقدس فعلي مصوبه شوراي تر نت (1546 م ) است كه اهل كتاب بايد او را وحي آسماني بدانند .

براي مطالعه كافي در اين قسمت مي توان به كتابهاي اظهار الحق , الهدي الي دين المصطفي , مفهوم تومارهاي بحر الميت , سير تاريخي تورات , تاريخ يك ارتداد , رساله اي در الهيات و سياست و .... و خود كتاب مقدس رجوع نمود .

با توجه به اين موارد حجيت كتاب مقدس سندا و دلالتا مورد خدشه است و ا دعاي اهل كتاب مبني بر سالم ماندن از تحريف و وحي بودن يا آسماني بودن كتاب مقدس قابل تامل است .

خير الله اورس در كتاب موسي ويهوديت , تاريخچه تغييرات تورات را چنين بيان مي كند : (ص37) و اين غير از ديگر تحريفات مذ كور است :

1- افسانه الهيات(دبورا ) و آواز هاي كهن , بعد از سالهاي 1000 ق.م
2- يهوه قبل از سالهاي 850 ق .م
3- الاهيم , بعد از سالهاي 750 ق.م (ا لاهيم يعني الهامات )
4- يسوع , احكام , صموئيل , بعد از سالهاي 500 ق.م
5- تغييرات لاويان از بخش بعد از 25 توسط كاهنان وتغييرات شماره ها از بخش 10 به بعد , بعد از سالهاي 444ق. م
6- دوباره سازي كتب حضرت موسي توسط كهنه , بعد از سالهاي 450 ق.م
7- تواريخ ايام ,عز يا ونحمیا , بعد از سالهاي 300 ق. م
در اينجا ذكر اين نكته بد نيست كه مهم ترين هدف از تحريف , جعل تورات وانجیل به عنوان آلت وابزاري در دست رهبران خود پرست اهل کتاب خصوصا يهود بوده كه از فطرت خدا جويي ودين خواهي مردم سوئ استفاده كنند و به فعاليتهاي شهوت پرستانه ودیکتاتورمآبانه خود رنگ تقدس بزنند . كمااينكه امروز مشاهده سوئ استفاده فجيع صهيونيستها از متن كتاب مقدس هستيم و مي بينيم سازمانهاي يهودي ضد صهيونيستي ومسیحیان خصوصاً منتقدان صهيونيسم و يهوديت را كه تفاسير آنها را باطل مي شمرند .