صفحه بعد آثار و دستاوردهاى انتفاضه‏الاقصى صفحه قبل


آثار و دستاوردهاى انتفاضه‏الاقصى

على‏رغم شهادت بيش از 800 تن و مجروح شدن حدود 40 هزار فلسطينى در سال اول انتفاضه و به‏رغم دستگيرى و بازداشت بيش از 2500 تن از فعالان انتفاضه توسط صهيونيست‏ها - طى يك سال - و نيز محاصره و سركوب فلسطينيان، انتفاضه پيامدها و دستاوردهاى فراوانى براى فلسطينيان و نتايج منفى براى صهيونيست‏ها با خود به همراه داشت و آثارى نيز در منطقه بر جاى گذاشت. اين آثار و دستاوردها عبارتند از:

الف - آثار انتفاضه در بعد فلسطينى
آثار و پيامدهاى مثبت انتفاضه‏الاقصى در بعد فلسطينى شامل موارد ذيل مى‏باشد:
1. انتفاضه‏الاقصى خشنودى مجدد خداوند را از ملت مسلمان فلسطين و نيز شرف و افتخارى دنيوى و اخروى را براى اين ملت ارمغان آورد.
اين مردم نشان دادند شايستگى نگهدارى و پايدارى از امانت الهى )قدس و مسجد الاقصى( را دارند. آنان كه با شهادت خود رستگار شدند و آنان كه )مجروحان، دربندان و به پاخواسته‏ها( اجر شهادت را بردند.
2. اين انتفاضه ثابت كرد، ملت فلسطين مردمى مسلمان و مجاهدى هستند كه حاضرند گرانبهاترين سرمايه‏هاى خود را )جان و مال و ...( خالصانه فداى مقدسات و سرزمين خويش كنند و از اين رهگذر به آن دسته از نادانان و يا مرموزانى كه آن‏ها را به كوتاهى و تقصير متهم مى‏كنند، پاسخ قاطع دهد.
3. به رغم آن كه شارون هر آنچه را كه اختيار داشت به كار گرفت و حتى با استفاده از سلاح‏هاى آمريكايى غير نظاميان فلسطينى را بمباران كرد اما انتفاضه و مقاومت مردم مسلمان فلسطين آبديده‏تر شد.
4. اين انتفاضه روند ارايه امتياز دهى و تضييع حقوق حقه از سوى تشكيلات خودگردان و همچنين هماهنگى امنيتى با رژيم صهيونيستى را متوقف كرد و به عمر پيمان اسلو پايان داد.
5. اين انتفاضه به صهيونيست‏ها نشان داد كه قدس و مسجدالاقصى دو خط قرمز هستند و مادامى كه يك فلسطينى زنده است هرگز نخواهند توانست هيچ يك از اهداف شوم خود را در اقصى و قدس جامه عمل بپوشانند. اين ملتى كه بلافاصله پس از ورود \"شارون\" به مسجدالاقصى چنين قيامى كرد، بنابر اين اگر صهيونيست‏ها بخواهند بيش از اين كنند، چه واكنش شديدى نشان خواهد داد.
6. اين انتفاضه دگر بار موجب وحدت ملى فلسطين شد وحدتى كه پيمان اسلو و عملكرد تشكيلات خودگردان، آن را دچار تفرقه و پراكندگى كرده بود. فلسطينيان در سرتاسر فلسطين و خارج از آن - خواه در قدس و كرانه باخترى و غزه و خواه در خارج از فلسطين و در بخش اشغالى 1948 - يكپارچه قيام كردند. صهيونيست‏ها گمان مى‏بردند كه توانسته‏اند ظرف بيش از نيم قرن هويت، اعتقادات و مليت فلسطينى را از فلسطينيان بگيرند ولى فلسطينيان ساكن سرزمين‏هاى اشغالى 1948 دوشادوش ساير فلسطينيان قيام كرده و ده‏ها شهيد و صدها مجروح را تقديم آرمان آزادى قدس كردند و براى هموطنان محاصره شده خويش در غزه و كرانه باخترى مواد غذايى و كمك‏هاى مالى ارسال داشتند.
7. انتفاضه مردم فلسطين، باعث شد مردم مسلمان منطقه به حمايت قاطع و عملى از آن بپردازند و با ملت فلسطين همدردى و اعلام همبستگى كنند. به طورى كه مردم مسلمان كشورهاى عربى و اسلامى در حمايت از انتفاضه‏الاقصى راهپيمايى كرده و خواستار اعلان جهاد بر ضد صهيونيست‏هاى اشغالگر و قطع روابط سياسى با آن‏ها شدند. اين حمايت‏ها در كشورهاى ايران، سوريه، قطر، عمان، تونس، مصر، و مراكش و... روى داد. اين انتفاضه همچنين موجب كم‏رنگ شدن مناسبات كشورهايى چون مصر و اردن و... با اسرائيل شد. از ديگر بركات اين انتفاضه اين كه سران عرب و مسلمان را در اجلاس سران اسلامى در قطر گرد هم آورد و نه تنها روند عادى سازى روابط با رژيم صهيونيستى را متوقف كرد، بلكه باعث تحريم كالاها و منافع آمريكايى از سوى بسيارى از ملت‏ها شد.

ب - پيامدهاى منفى انتفاضه بر رژيم صهيونيستى
مهم‏ترين اين پيامدها شامل مسايل زير مى‏باشد:
يكى از مهم‏ترين تأثيرات و پيامدهاى منفى انتفاضه بر رژيم صهيونيستى در بعد اجتماعى آن به ويژه در افزايش بيمارى‏هاى روحى و روانى صهيونيست‏ها نمود پيدا كرده است.
1. به اعتراف خود صهيونيست‏ها، در مدت زمان اندكى بيش از چهل صهيونيست كشته و چهار صد تن ديگر زخمى شدند )با توجه به رويه صهيونيست‏ها در كاستن از آمار تلفات خود، اين رقم به مراتب بيش از آمار اعلام شده مى‏باشد(.
همين رقم اعلام شده ضمن ايجاد ترس و وحشت در دل‏هاى صهيونيست‏ها، روحيه آنان را به شدت از هم پاشيد. به‏ويژه اينكه اين تعداد با توجه به تداوم انتفاضه افزايش يافت و باعث شد تا بسيارى از شهرك‏نشينان صهيونيستى از بيمارى‏هاى روحى و روانى رنج بگيرند.
استفاده گسترده شهرك‏نشينان ساكن سرزمين‏هاى اشغالى 1967 از داروهاى آرام‏بخش، مراجعه به مراكز روان درمانى و مسافرت‏هاى بلندمدت به خارج از كشور، نشانگر تأثير جدى و عميق انتفاضه بر جامعه‏ى صهيونيستى به ويژه شهرك‏نشينانى است كه در معرض عمليات استشهادى فلسطينيان بوده‏اند.
بنابر گزارش‏هايى كه روزنامه »يديعوت آحارنوت« بر پايه‏ى اطلاعات دريافتى از وزارت بهداشت در اين زمينه ارايه داده است:

»بيش از 40 درصد شهرك‏نشينان به طور مستمر به مراكز درمانى مراجعه و داروهاى ضدافسردگى دريافت مى‏كنند. اين وضعيت ميان جوانان زير هيجده سال بيشتر است. همچنين درس دانش‏آموزان اين مناطق در سال 2001 نسبت به سال گذشته افت چشمگيرى داشته است. ترس و دلهره از وقوع عمليات و اعلام مستمر حالت فوق‏العاده، شهرك‏نشينان را از داشتن زندگى عادى محروم كرده است.«(128)

روزنامه »معاريف« نيز در اين زمينه مى‏نويسد:

»بيش از 46 درصد زنان 30 تا 49 ساله و 35 درصد شهرك‏نشينان 18 تا 29 ساله ترجيح مى‏دهند به مراكز تجارى و تفريحى ترد نكنند. همچنين بيش از 26 درصد اولياء از فرستادن فرزندان خود به مدارس احساس ناامنى مى‏كنند.«(129)

2. \"باراك\" نخست وزير اسرائيل ناگزير شد تا براى متوقف كردن انتفاضه دست به دامان عرفات، مصر و اردن شود. افزون بر اين انتفاضه \"باراك\" را بر آن داشت تا ضمن معذرت‏خواهى از فلسطينيان ساكن بخش اشغالى 1948، خواستار حمايت آنان در انتخابات آتى بشود. اين انتفاضه باعث شد تا باراك در مذاكرات واشينگتن ميان هيأت‏هاى فلسطينى به رياست \"صائب عريقات\" و هيأت صهيونيستى به رياست \"شلوموبن آمى\" امتيازهايى هر چند ناچيز در خصوص قدس و مسجدالاقصى به طرف فلسطينى بدهد.
انتفاضه همچنين توانست طعم شكست را به باراك نخست‏وزير اسرائيل بچشاند. وى على‏رغم تمامى اقدامات سركوبگرانه‏اى كه به كار بست نتوانست انتفاضه را سركوب كند. لذا ناچار به استعفا شد. اين انتفاضه رژيم صهيونيستى را دچار بحران شديدى كرد به گونه‏اى كه مجبور شد انتخابات زودرس )نخست وزيرى( را برگزار كند.
3. دو حزب \"ليكود\" و \"كارگر\" را تا آستانه شكاف درونى پيش برد. پيامدهاى منفى كه بر اين احزاب بر جاى گذاشت باعث رقابت ميان رهبران تروريست آن‏ها يعنى \"نتانياهو\" و \"آريل شارون\" از يك سو و \"باراك\" و \"پرز\" از سوى ديگر شد.
4. اين انتفاضه، چهره و ماهيت جنايتكارانه و شقاوت و ددمنشى صهيونيست‏ها در به خاك و خون كشيدن كودكان و جوانان فلسطينى و نيز مظلوميت نمايى دروغين آنان را بيش از پيش بر ملا و رسوا كرد. همچنين از چهره كريه و تروريستى رژيم صهيونيستى در سطح جهانى و منطقه‏اى پرده برداشت به طورى كه صداهاى بسيار بلند شد و صهيونيست‏ها را به نازيسم‏ها و فاشيسم‏هاى نوين تشبيه كرد. همچنين تعداد بسيارى نيز خواستار برچيده شدن اين دولت غاصب )اسرائيل( و اعاده فلسطين به مردمانش شدند.
5. اين انتفاضه، آمريكا و ادعاى آن را در خصوص علاقه‏مندى شديد به عدالت و صلح زير سؤال برد و مردم عرب و مسلمان را عليه آمريكا و منافع آن بسيج كرد.
6. انتفاضه در طى چند روز، توانست تلاش‏هاى سال‏هاى متمادى آمريكا و صهيونيست‏ها را براى برقرارى و عادى سازى مناسبات با كشورهاى عربى و اسلامى بى‏اثر كند و موضوع امكان همزيستى مسالمت‏آميز با اين كيان غاصب را از اذهان بزدايد تا رژيم صهيونيستى در رأس دشمنان جهان عربى - اسلامى قرار گيرد.
7. با توجه به هزينه‏هاى بسيار بالاى نيروهاى نظامى و مهمات به كار رفته و تأثير آن بر كارخانه‏ها و مؤسسات و به عبارتى تأثير منفى بر توليد، اين انتفاضه تاكنون ميليون‏ها دلار هزينه براى اسرائيل در بر داشته است. در اثر آن بسيارى از كارخانه‏ها تعطيل و ده‏ها هزار كارگر و كارمند يهودى كار خود را از دست دادند. همچنين بودجه‏هاى بهداشتى آموزشى كاهش يافت تا در جهت تأمين نيازهاى ارتش و خريد سلاح مصرف شود.
8. به دليل توقف صنعت جهانگردى همچنين تعطيلى برخى كارخانه‏ها و شركت‏هاى ساختمان سازى و از بين رفتن محصولات كشاورزى )به دليل خوددارى فلسطينيان از كار در مناطق اشغالى( صهيونيست‏ها ميلياردها دلار زيان ديده‏اند.
9. انتفاضه موجب افزايش بيكارى در اسرائيل شد. به گزارش روزنامه جروزالم پست (22 - 1380/5/31 اوت 2001) افت شديد اقتصاد داخلى و خارجى اسرائيل پس از آغاز درگيرى‏ها بين طرفين )انتفاضه‏الاقصى( موجب شد تا همه روزه تعداد زيادى از مردم، شغل خود را از دست داده و خسارت‏هاى فراوانى متوجه صاحبان صنايع و تكنولوژى شود.
مطابق تحقيقاتى نيز كه از سوى بانك مركزى اسرائيل به عمل آمد، در اين زمان درصد عمده‏اى از افراد بيكار را جوانان و قشر تحصيلكرده تشكيل دادند. بر اساس پژوهش فوق 56 درصد بيكاران زير 35 سال سن دارند و تعداد تحصيلكردگان جوياى كار در اسرائيل، از مرز 21,700 تن نيز گذشت.
در اين دوره، جوانان و تحصيلكردگان بيكار اسرائيلى تلاش كردند تا با يافتن شغلى در خارج از اسرائيل، خود را از بحرانى كه با آن دست به گريبان بودند، نجات دهند.
بر اساس آمار اداره اشتغال وزارت كار و امور اجتماعى اسرائيل، تعداد بيكاران داخل اسرائيل چيزى بالغ بر 186,402 تن برآورده شده است.
10. انتفاضه نه تنها موجب توقف روند كوچ يهوديان به فلسطين شد كه بسيارى از مهاجران يهودى را به ترك فلسطين واداشت و يا دست كم به اين فكر فرو برد تا خود را براى اين منظور آماده كنند. اين انتفاضه اغلب صهيونيست‏ها را نسبت به آينده سر خورده و مأيوس كرد. با توجه به شكست صهيونيست‏ها )در دو بعد جنگ و مذاكره( در به زانو درآوردن ملت فلسطين به پذيرش و يا صلح با آنان، پس از انتفاضه‏الاقصى از آينده خويش در فلسطين بيمناك شدند. به طورى كه نداهاى هشدارآميز نسبت به آينده تاريك آن‏ها در فلسطين گسترش يافت.
11. انتفاضه در دل شهرك‏نشينان صهيونيست كرانه باخترى و غزه ترس و وحشت ايجاد كرد و موجب شد تا هزاران تن اين شهرك‏ها را ترك كرده و بسيارى از آنان از بيم عمليات جهادى، شبانه از آن‏ها خارج شوند.
با وجود آن كه در دوران انتفاضه‏الاقصى، حملات مستمر يا سازماندهى شده‏ى قابل توجهى عليه شهرك‏هاى صهيونيست‏نشين چندان انجام نگرفت اما فلسطينيان مسأله خروج از شهرك‏ها را به مسأله مرگ و زندگى شهرك‏نشينان مبدل ساختند.
حملات فلسطينيان عليه شهرك‏هاى صهيونيست‏نشين اقتصاد بسيارى از اين شهرك‏ها را به كلى تخريب كرد. اين مسأله به ويژه در دره‏ى رود اردن قابل ملاحظه است به نحوى كه باعث مهاجرت تعداد زيادى از شهرك‏نشين‏ها از شهرك‏هاى صهيونست‏نشين كوچك و داراى گرايش لائيك شده است. علت اصلى مهاجرت معكوس و فرار يهوديان، ناامنى و نبود آرامش و استقرار در زندگى و به‏ويژه نرسيدن به آن زندگى كه تصورش را مى‏كردند عنوان مى‏شود.
براساس آخرين آمار رسمى اعلام شده حداقل سه هزار شهرك‏نشين صهيونيست كه حدود 1/5 درصد از 200 هزار شهرك‏نشين موجود در كرانه‏ى باخترى و نوار غزه را تشكيل مى‏دهند طى سال اول انتفاضه‏الاقصى شهرك‏هاى خود را ترك كرده‏اند.(130)
آمار وزارت كشور رژيم صهيونيست نشان مى‏دهد كه با وقوع انتفاضه ميزان اسكان يهوديان در شهرك‏هاى كرانه باخترى و نوار غزه كاهش يافته است. طبق اين گزارش »در حالى كه ميزان اسكان يهوديان در شهرك‏هاى فوق‏الذكر در سال 1999 با 7 درصد شد مواجه بوده است. اين نسبت در اواخر سال 2001 به 2 درصد رسيده است.«(131) بر پايه همين گزارش »تا پايان سال 2001، پنج‏هزار يهودى براى سكونت در شهرك‏هاى كرانه باخترى رود اردن و نوار غزه انتقال يافته بودند، در حالى كه اين ميزان در پايان سال 1999 به هجده هزار يهودى بالغ شده بود.«(132)
روزنامه اسرائيلى هاآرتس در شماره 12 اوت 2001 خود نوشت:

»تعداد شهرك‏نشينانى كه شهرهاى خود را ترك كرده‏اند به 10 هزار نفر يعنى 5 درصد كل جمعيت اين شهرك‏نشينان رسيده است در حالى كه اين نسبت در سال قبل از آن از يك درصد تجاوز نمى‏كرد.

آمار و ارقام نشان مى‏دهند كه در سال 2001 جمعيت شهرك‏ها 4/4 درصد رشد داشته است كه اين رقم از ميزان رشد معمومى 8 درصدى در سال‏هاى اخير مى‏باشد.(133)
دكتر \"نيتسا كاليش\" متخصص بيمارى‏هاى روانى، در تحقيقاتى كه از شهرك‏نشينان كرانه‏ى باخترى و نوار غز به عمل آورده است، نشان داده كه:

«31 درصد گروه‏هاى سنى 14 تا 18 سال در 66 شهرك گفته‏اند: قصد دارند شهرك‏ها را ترك كنند. 94 درصد بر اين باورند كه مناطق اشغال شده به فلسطينيان بازگردانده و 82 درصد پيش‏بينى كردند شهرك‏هاى يهودى‏نشين تخليه خواهند شد.«(134)

دولت و احزاب مذهبى اسرائيل با توجه به آمار فوق‏الذكر، برنامه‏ى گسترده‏اى را به منظور تشويق يهودى‏هاى ساكن اين شهرك‏ها به اقامت در آن‏ها شروع كردند. »اين برنامه با شعار \"امروز براى نجات شهرك‏هاى سامره بشتابيد\" به اجرا درآمد و طى آن تشويق‏هاى مختلف به همراه تدابير امنيتى و تعهد ارتش به حفظ امنيت آن با هدف ابقاى شهرك‏نشينان در شهرك‏هايشان و نيز كشاندن تعداد ديگرى به اين شهرك‏ها صورت پذيرفته است.«(135)
براساس گزارش‏هاى موجود اكثر شهرك‏نشينان قديمى با قفل نمودن منازل مسكونى خود، به راه‏حل )مناطق اشغالى 1948) گريختند. اين مسأله به‏ويژه در مورد ساكنان 14 شهرك صهيونيست‏نشين موجود در دره‏ى رود اردن صدق مى‏كند، به نحوى كه 50 درصد از خانواده‏هاى ساكن اين شهرك‏ها آن‏ها را )به شكل غيررسمى( ترك كرده‏اند.(136)
12. انتفاضه، ادعاى صهيونيست‏ها را مبنى بر اين كه ارتششان نيرومند و شكست‏ناپذير است، منتفى كرد. به‏ويژه در پى شكست مفتضحانه صهيونيست‏ها در جنوب لبنان و هراس آنان از رزمندگان حزب‏الله، روحيه نيروهاى اشغالگر صهيونيستى - كه خود را در رويارويى با كودكان و جوانان فلسطينى كه تنها سلاحشان همان ايمان و سنگ است، عاجز مى‏بينند - به‏شدت متزلزل شد. انتفاضه‏الاقصى نيز طعم اين شكست را به ارتش و ديگر نيروهاى امنيتى رژيم صهيونيستى چشانيد و آن‏ها را وارد جنگ ديگرى نمود. طى دو سال اول انتفاضه‏الاقصى بيمارى‏هاى روحى و روانى به شكل هولناكى در ميان صهيونيست‏ها شيوع پيدا كرد و پديده فرار از خدمت نظام وظيفه در ميان صفوف آن‏ها تسرى يافت. در اين خصوص شبكه دوم تلويزيون آرژانتين طى خبرى اعلام كرد:

»سربازان اسرائيل روحيه خود را از دست داده و بسيارى از آنان به بهانه‏هاى مختلف از اردوگاه‏هاى نظامى فرار مى‏كنند. فرار سربازان ارتش اسرائيل كه در گذشته نادر بود اينك به يك مشكل جدى براى فرماندهان تبديل شده است.«(137)

ج. آثار انتفاضه در بعد منطقه‏اى
اين آثار شامل موارد ذيل مى‏باشد:
1. بستن دفاتر رژيم صهيونيستى و قطع روابط با آن: كشورهاى مغرب، تونس، عمان، و قطر زير فشارهاى مردم خود مبادرت به بستن دفاتر سياسى و تجارى رژيم صهيونيستى در كشورهاى خود كردند و نمايندگان رسمى خويش را از فلسطين اشغالى فراخواندند.
2. توبه‏هاى دسته‏جمعى: جمع كثيرى از روشنفكران در كشورهاى مصر، اردن و غيره كه طرفدار عادى سازى روابط با رژيم صهيونيستى بودند توبه كرده و عليه آن رژيم كه تنها زبان زور را مى‏فهمد اعلان جنگ كردند. اين عده تأكيد كردند كه جهاد تنها راه بازپس‏گيرى حقوق حقه فلسطينيان از صهيونيست‏ها - اين قاتلان انبيا و دشمنان خدا و بشريت - مى‏باشد.
عبدالفتاح عساكر )مصر( يكى از اين افراد توبه كرده چنين گفته است:

»من از گناه خود كه به دليل دفاع از صلح با صهيونيست‏ها مرتكب شدم و فريب جماعت عادى سازى روابط با صهيونيست‏ها را خوردم به درگاه خداوند توبه كردم. صهيونيست‏ها فقط قتل و كشتار را مى‏فهمند. حضرت مسيح )ع( با شاخه صلح زيتون به ميانشان آمد ولى ديديم كه چگونه آن‏ها از شاخه صلح زيتون، صليب ساختند و او را به صليب كشيدند. پيامبر گرامى اسلام كه بهترين درودها بر او باد با آنان )يهود( رفتارى با رحمت و رأفت داشتند ولى مشاهده كرديم كه آن‏ها بارها و بارها به جان مقدس ايشان سوء قصد كرده و حتى يك زن يهودى گوشت حضرت را مسموم كرد تا ايشان را از پاى درآورد. كما اين كه يهوديان در شهر مدينه و در غزوه احزاب با مشركان همدست شده و قصد داشتند مسلمانان را شكست داده و اسلام را از بين ببرند، كه امداد الهى، يهود و مشركان را شكست داد.«(138)

عبدالفتاح عساكر همچنين از مسلمانان خواست، صهيونيست‏ها را كه دست به كشتار كودكان و جوانان فلسطينى زده‏اند، از بين ببرند و آن‏ها را از پيكر جهان اسلام ريشه‏كن كنند، چه آنان )يهود( به فرموده امام خمينى )ره( غده سرطانى هستند كه بايد ريشه‏كن و نابود شوند.
3. اقدامات ضد صهيونيستى در كشورهاى عربى:
1) البورينى، سرباز )فلسطينى تبار( اردنى در بخش باخترى رود اردن با تيراندازى به سوى صهيونيست‏ها، دو تن را كشته و تعداد ديگرى را مجروح كرد. وى از سوى پليس اردن بازداشت و به سه ماه زندان و انفصال از خدمت در ارتش محكوم شد.
2) در مصر نيز صدها هزار تن به خيابان‏ها ريختند و ضمن سر دادن شعار \"مرگ بر اسرائيل\" خواستار گشوده شدن مرزها براى جهاد عليه صهيونيست‏ها و بستن سفارت رژيم صهيونيستى در قاهره شدند.
اما مسأله قابل توجه، احمد الشعراوى نوجوان دوازده ساله مصرى است. او كه از شهادت محمد الدرّه )همسال خود( در آغوش پدرش سخت متأثر شده بود، مدرسه‏ى خود را رها كرد و به منطقه العريش (400 كيلومترى قاهره( گريخت تا به فلسطين رفته و همراه فرزندان فلسطينى، صهيونيست‏هاى اشغالگر را سنگسار كند و انتقام شهيد محمد الدُرّه را بگيرد.
پليس، احمد را پس از غيبت چند روزه از مدرسه در نزديكى مرز نوار غزه و در حالى كه عازم ميدان جهاد بوده، يافت و او را به خانواده‏اش باز گرداند.
ناديا جمال، آن دختر نوجوان (13 ساله( كه از كشته شدن كودكان فلسطينى توسط سربازان اشغالگر صهيونيستى به‏شدت متأثر شده بود، از خانه و مدرسه‏اش )مدرسه راهنمايى آزادى( در قاهره گريخت و كيف مدرسه خود را مملو از سنگ كرد تا يهوديان را سنگسار و انتقام كودكان شهيد فلسطينى را بگيرد.
پليس مصر اين دختر را در شهر \"سوئز\" در حالى كه راهى سينا بود، يافت و به خانواده‏اش باز گرداند.
نكته جالب توجه اين كه اين دختر در حال تحويل به والدين خود سخت مى‏گريست و از افراد پليس مى‏خواست او را به حال خود رها سازند تا در سرزمين قدس و در دفاع و پاسدارى از مسجدالاقصى و كودكان فلسطينى به شهادت برسد.

صفحه بعد فهرست صفحه قبل