صفحه بعد نتيجه صفحه قبل


نتيجه

اشغال سرزمين فلسطين و بنيادگذارى رژيم غاصب صهيونيستى در اين سرزمين مقدس، نتيجه‏ى نقشه‏اى شيطانى و كهنه‏اى است كه نظام سلطه جهانى ابزار تحقق آن را در صهيونيسم يافت تا جاى ملتى را كه كه داراى پيشينه تاريخى طولانى در آن است بگيرد و دولتى بيگانه، متعصب، نژاد پرست و تروريستى در اين سرزمين مقدس برپا كند. دولتى كه نمايانگر استعمار و استثمار منحصر به فرد در تاريخ است با ناديده انگاشتن واقعيت 45 قرن تاريخ فلسطين، اصول و حاكميت و حق تعيين سرنوشت ساكنان اصلى اين سرزمين مقدس را ناديده انگاشت و اشغال سرزمين‏هاى اسلامى و اقدامات تروريستى و نژادپرستانه خود را در فلسطين بى‏مهابا تداوم بخشيد تا شعار »از نيل تا فرات« سركردگان صهيونيسم جهانى را به تدريج تحقق بخشد. اما صلابت انقلاب اسلامى كه پيكر بى‏رمق مستضعفان جهان را روحى دوباره بخشيد و پيام مسيحايى امام امت خمينى كبير »قدس« بر قلوب رميده و مأيوس ملل مسلمان جهان به ويژه ملت مظلوم و مستضعف فلسطين، نور اميد پاشيد باعث شد تا انتفاضه فلسطين شكل گيرد و فروغ برق دشنه‏هاى انتقام مجاهدان فلسطينى در سرزمين‏هاى اشغالى، نقطه‏ى عطف آهنگ غلبه‏ى حق بر باطل را نويد دهد و خواب بنى‏اسرائيل را براى تصرف از نيل تا فرات آشفته سازد.
امروز فرياد فلسطين، فرياد استغاثه ملت آن و فرياد انتفاضه بلند است و مسلمين جهان را براى حفظ كيان اسلام و حفاظت از سرزمين‏هاى اسلامى؛ و همه آزادگان جهان را نيز براى پاسدارى از ارزش‏هاى انسانى و حقوق بشر و اعتراض به سبوعيت قومى تروريست و نژادپرست دعوت مى‏كند. امروز پيام انتفاضه به جهانيان، اعتراض به خيانت و جنايتى است كه عليه فلسطين و ملت آن انجام مى‏گيرد. فرياد آن، فرياد اعتراض ملتى است به هزاران خون به ناحق ريخته شده و هزاران ناموس هتك شده و هزاران سرمايه برباد رفته. »هزاران روز و شب تلخ و مصيبت‏بارى كه با گرسنگى و دربه‏درى و بى‏خانمانى و اشك و آه يك ملت در اردوگاه‏هاى اردن و لبنان سپرى شده و يا زير چكمه و سرنيزه دشمن به سر آمده، هزاران انسانى كه بى هيچ جرمى در معرض سخت‏ترين عقوبت‏هاى زمانه قرار گرفته و هزاران غم ناگفتنى ديگر كه جز آنان كه روزهاى كندن تدريجى در اردوگاه‏ها را در مجاورت خانه‏ى غصب شده‏ى خود يا در خانه زير قيمومت بيگانه مى‏گذرانند كسى قادر به درك آن نيست.«(140)
فرياد انتفاضه ديگر شعارهاى چپگرايان و راستگرايان و ناسيوناليست‏ها و ليبراليست‏ها و ... نيست بلكه فرياد آن و پيام آن از فطرت پاك ملت آن و دين حنيف اسلام برخاسته است كه »فاتم وجهك للدين حنيفاً فطرت الله التى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق الله...«(141)
فلسطيننى در انتفاضه، راه بازگشت خويش را يافته و بدان تمسك جسته، راه آن راه اسلام و قرآن است. پيام آن، شعار آن، پيام و شعار انبياى الهى است. فلسطينى در انتفاضه حقيقتاً به دنبال اسلام رفت نه اين كه از راه سياست به اسلام روى آورد. چنان چه برخى چنين مى‏پندارند، بلكه سياست را در ديانت يافت و آن را عين ديانت مى‏داند... آنچه رخ داد اين بود كه فلسطينى در سخت‏ترين لحظات و در مشكل‏ترين شرايط جهاد و مبارزه خويش، حتى در لحظات وجد و سماع و دعا و نيايش، يعنى در نزديك‏ترين حالت به خداى متعال، فلسطين را مشاهده كرد و آن را در قلب قرآن يافت و حادثه چند ساعته اسرا و معراج را چنان ديد كه تصويرى الهى داشت. از يك تاريخ طويل و دراز و هزار و چند صد ساله و پيوسته، از مكه و مدينه به سوى بيت‏المقدس ... از پيامبر اسلام و قرآنى كه بر او نازل شده، و قرآنى كه به شكل يك برنامه كامل و متعالى درآمده است، از بنى‏قريظه تا ليكود و حزب كارگر، از غار حرا تا كمپ‏ديويد و كنفرانس صلح خاورميانه و از وعده نخستين تا وعده‏ى ديگر، از »... جاسوا خلال الديار... تا ... ليسؤوا وجوهكم...«(142)، از قرآن تا قرآن... فقط خدا را يافت و خدا را. پس بدان تمسك جست و از آن يارى طلبيد و برادر خود را كه جست‏وجوگر حق و حقيقت و همدرد و هم‏مسلك خويش بود با خود در يك روح و كالبد يافت و او را در آغوش كشيد. آن‏ها طلسم گمشده‏ى خود را يافتند و از خوشحالى فرياد كشيدند. فرياد حماسى و صداى الله اكبر آن‏ها همه جا طنين‏انداز شد يكباره دژ مستحكم و ديوار خانه‏ى امن آل صهيون فرو ريخت و طغيان و سركشى عليه دشمن اسرائيلى آغاز شد.
آرى، فلسطين و فلسطينى گم شده‏ى خود را يافت، راه خود را در پرتو نورانى انقلاب اسلامى جست‏وجو كرد و قدم در آن گاشت. »فلسطينى راه گم كرده‏ى خود را از راه برائت ما يافت و ديديم كه در اين مبارزه چطور حصارهايى آهنين فرو ريخت و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد و چطور خواب بنى‏اسرائيل در تصر از نيل تا فرات آشفته گشت و دوباره كوكب دريه فلسطين از شجره‏ى مباركه‏ى لاشرقيه و لاغربيه‏ى ما را برافروخت.«(143)
بيدارى دينى در فلسطين آغاز شد و در انتفاضه تجلّى يافت. زيرا فلسطينى، نجات و رهايى خود را فقط در اسلام يافت. دشمن نيز دقيقاً آن را دريافت، همانطور كه يك مسؤول امنيتى اسرائيل در سال‏هاى اول انتفاضه به يكى از مبارزان زندانى فلسطينى مى‏گفت:

»شما ... شما از همه قبلى‏ها بدتريد، شما هم اسلام و هم مليت را در خود داريد، و لذا هيچ راهى جز ريشه‏كن كردن شما نداريم«(144)

انتفاضه ديگر يك موازنه نيست بلكه تقابل پيوسته ميان حقيقت مطلق و تاريخ به شمار مى‏رود. از قرآن تا فلسطين، تقابل و امتدادى كه عوامل عجز و ناتوانى را شناخته ولى آن‏ها را در خود راه نمى‏دهد و فقط به يك چيز متكى است و آن ايمان به خداست. به همه چيز غير از خدا، پشت پا زد و همچون انبياى خويش پيامش را به جهانيان عرضه داشت. پيام آن شعار \"لااله الا الله\" است. \"لا\" به هر آنچه كه غير از خداست. پيامش به سران كفر \"لا\" است، \"لا\" به حاكميت يهود و طرح‏هاى سازشكارانه و هر آنچه كه موجب ذلت و خوارى مسلمين در مقابل قوم بنى‏اسرائيل و آل صهيون در فلسطين شود. پيامش فرياد استغاثه به امتى است كه خود درد و رنج‏هاى محروميت و جدايى از حاكميت و حق تعيين سرنوشت خويش را كشيده و كام شيرين پيروى آن را نيز چشيده است. پيام آن به ملل مسلمانى است كه خود حاكم بر سرنوشت خويش و به اندازه‏ى دولت‏ها نزد خدا و تاريخ مسؤولند. پيام آن به علماى اسلام و روشنفكران و نويسندگان كشورهاى اسلامى است كه مى‏توانند ملت‏ها را از عظمت جنايت‏هاى اسرائيل و آمريكا در فلسطين و مصيبتى كه آن‏ها براى جهانيان اسلام تدارك مى‏بينيد آگاه كنند. پيام آن، پيام برائت به دولت‏هايى است كه خود را براى همراهى با خيانت سازش و صلح با اسرائيل اشغالگر آماده مى‏كنند. پيام آن به تمام جهانيان و آزادگان و آنان كه هنوز فطرت الهى و شرافت انسانى خود را لكه‏دار نكرده‏اند، اين است كه محور مبارزه امروز در انتفاضه، ملت مظلوم و شجاع فلسطين است كه همه‏ى مصائب و مشكلات را با تمام وجود درك و لمس كرده و اكنون به بركت اسلام به مبارزه مستمر و جانانه خود در داخل سرزمين‏هاى اشغالى خطرى عظيم براى دشمن آفريده است. و پيام آن پيام رهبرى است كه مى‏فرمايد:

»دشمن درصدد است فلسطين را يكباره از پيكر دنياى اسلام جدا كند و شجره ملعونه صهيونيسم را در خانه مسلمين ماندگار سازد و آمريكا درصدد است با تثبيت رژيم اشغالگر، همه سر رشته‏هاى زندگى در اين منطقه را به دست گيرد و خود را از نگرانى و خيزش اسلامى در خاورميانه و آفريقا نجات دهد.«(145)

على كل حال، راه انتفاضه، راه ساده و آسانى نيست، راهى است مشكل، پر از خار و خاشاك كه به زمان و صبر و پايدارى و ايثار نياز دارد تا همواره مردم در آن، با توشه ايمان و توكل به خدا با ظلم و تجاوز و استعمار مبارزه كنند. اين مبارزات مردمى به حول و قوه‏ى الهى در قالب انتفاضه عليه اسرائيل ادامه خواهد يافت و هرچند ممكن است در زمان‏هاى مختلف، تحت شرايطى، حركت آن كند شده و يا داراى فراز و نشيب‏هاى شود، اما تا زمانى كه بيش از سه ميليون فلسطينى در سرزمين فلسطين وجود داشته باشد هرگز از بين نخواهد رفت و به سر منزل مقصود خواهد رسيد.

صفحه بعد فهرست صفحه قبل