صفحه بعد مقدمه صفحه قبل

مقدمه

فلسطين سرزمينى است مقدس كه در بين سه دين از اديان بزرگ معاصر يعنى اسلام، مسيحيت و يهوديت اهميت فراوانى دارد و بسيار مقدس شمرده مى‏شود. هيچ سرزمين ديگرى در دنيا به قداست آن يافت نمى‏شود. اما اين سرزمين به‏ويژه شهر بيت‏المقدس كه به بركت وجود اماكن مقدسه‏ى بسيار در آن، قداست ويژه‏اى يافته است تاكنون متحمل رنج و دشوارى فراوانى شده است. بيشترين كشتار انسان‏ها و تبعيد و آوارگى را در طول تاريخ، در بين اهالى فلسطين مشاهده مى‏كنيم. معابد سه‏گانه‏ى اين شهر مقدس )هيكل سليمان، كليساى قيامت و مسجدالاقصى( نوعاً توسط پيروان اديان ديگر مورد هجوم قرار گرفته است. در اين ميان يهوديان در رابطه با تجاوز به حريم مردم فلسطين، مقام اول را دارند و در اين راستا مسيحيان به دليل به راه انداختن جنگ‏هاى صليبى عليه مسلمانان در مقام دوم قرار مى‏گيرند در حالى كه به روايت تاريخ، مسلمانان در اين سرزمين كارنامه‏ى قابل دفاع و درخشانى داشته‏اند و ثابت كرده‏اند كه دين‏داران مى‏توانند در كنار يكديگر به صورت مسالمت‏آميز زندگى كنند.
اين تفاوت فاحش به اين دليل بوده كه پيروان دو دين، يهوديت و مسيحيت در دوران حضور و سلسله‏ى خود بر اين سرزمين همواره قرائت‏هاى غيررحمانى، فاشيستى، ارتجاعى و بنيادگرايانه و نژادپرستى را مدنظر خود قرار داده‏اند و قدس را تنها براى خود خواسته‏اند و به ويژه پس از ظهور جنبش صهيونيسم در جهان و برنامه‏ريزى آن‏ها براى سلطه بر فلسطين، اين نوع قرائت فاشيستى، نژادپرستانه و بنيادگرايانه و ارتجاعى از دين يهود، موجب شد تا بزرگترين فاجعه‏ى انسانى در سرزمين مقدس فلسطين به‏وقوع بپيوندد و قدس در چنگال صهيونيسم نژادپرست گرفتار آيد و مردم فلسطين توسط اين قوم بى‏ريشه، يا آواره شده و يا در سخت‏ترين شرايط، زندگى دوزخى خود را سپرى كند. ژرفاى اين تراژدى را مى‏توان در اوضاع و شرايط فلسطينيان - كه در حقيقت دوزخيان اين سرزمين مقدس به شمار مى‏آيند - در دوره‏ى كنونى مبارزات ضد صهيونيشان انتفاضه‏الاقصى به خوبى مشاهده كرد.
البته انتفاضه(1)، يا قيام فراگير فلسطين اشغالى، يا آن چه به نام انقلاب مساجد يا معجزه‏ى قرن بيستم(2) ناميده شده، اولين جهاد مردم فلسطين برضد رژيم صهيونيستى اسراييل نيست و طبيعتاً آخرين آن نيز نخواهد بود. بلكه حركتى مردمى و حلقه‏ى بارزى است از سلسله و زنجيره‏ى جهاد تاريخى مردم فلسطين، كه از سال 1948م، به انحا و روش‏هاى گوناگون، در قالب‏هاى حزبى و گروهى و حركت‏هاى مردمى و يا اعتصاب جريان داشته است.
به طور كلى نمى‏توان انتفاضه را از تاريخ فلسطين و مبارزه با دشمن صهيونيستى جدا كرد. مبارزه‏اى كه از زمان سلطه‏ى استعمار انگليس بر اين سرزمين شروع شد، و با تشكيل دولت اسراييل ادامه يافت، و با تشكيل جنبش‏هاى مقاومت فلسطينى از سال 1965م، قالب و شكل حزبى و گروهى به خود گرفت. تا اين كه جريان‏هاى سياسى مدعى فلسطينى، به دلايل گوناگون، از مركزيت مبارزه با رژيم صهيونيستى خارج شدند، و روز به روز مشعل مبارزه با اين رژيم، رو به افول و خاموشى گراييد. اما در مقابل آن، انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام خمينى )ره(، با وارد كردن اسلام به صحنه‏ى مبارزاتى مردم فلسطين، به كالبد و جسم نيمه جان نهضت فلسطين كه رو به سردى گراييده بود، جانى دوباره بخشيد. در نتيجه، دوباره آتش زير خاكستر انقلاب فلسطين شعله‏ور شد و دوزخيان اين سرزمين مقدس دست به قيام فراگير و همه جانبه‏اى زدند كه در انتفاضه دسامبر 1987 ميلادى متبلور شد.(3) و نقطه‏ى اوج آن نيز در انتفاضه‏الاقصى تجلّى يافت.
كتاب \"انتفاضه‏الاقصى\" يا \"قيام دوزخيان سرزمين مقدس\" كه خواننده اينك آن را در دست دارد ره‏آورد بزرگترين تجربه قيام مردم مسلمان فلسطين در دوران ماست. مردمانى كه به دست قومى بى‏ريشه و متجاوز دوزخى شده‏اند. مردمانى كه دست تنها فقط با سلاح ايمان عليه اشغالگران صهيونى دست به انقلاب زده‏اند و افق‏هاى تازه‏اى را بر روى ديگر ملل تحت ستم جهان گشوده‏اند و نظريه‏ها، با زبانى بسيار غنى و علمى، در اين كتاب تعريف و تشريح و تحليل شده‏اند. اين كتاب در حقيقت بيان علمى آزمايش يك انقلاب و قيام فراگير است. قيامى همچون انتفاضه‏الاقصى كه در كتاب قيام دوزخيان سرزمين مقدس به مثابه محك و صحت و سقم نظريه‏ى پيروزى خون بر شمشير به كار مى‏رود. قيامى كه در آن، شرف، ايثار جان، عشق به زندگى، تحقير مرگ و ميل به شهادت مى‏تواند تجليّات خارق‏العاده‏اى داشته باشد. قيامى كه در آن مبارز فلسطينى اعم از كودك، نوجوان و جوان تا كهنسالان زن و مرد چنان با خصم صهيونى مبارزه مى‏كنند و به شهادت مى‏رسند كه رجوع به اسلام و بهشت موعود اين ايثار جان در مقام حمايت از خلق و سپر بلاى برادران و هموطنان و همكيشان شدن را در مقام توضيح كفايت نمى‏كند و اينجا است كه به قول \"فرانتس فانون\" به همان قانون كه از دير باز حكمروا است مى‏رسيم كه »وقتى ملت پاى در حركت مى‏گذارد، وقتى انسان، انسانيت بى‏كران خويش را در عين مطالبه تأييد مى‏كند براى يك موجود هر كه باشد بى‏حركت ماندن ممنوع است و ناشدنى«.(4) به اميد روزى كه اين حركت مردم مسلمان فلسطين به سر منزل مقصود برسد.

ان شاالله
ارديبهشت ماه 1380
مجيد صفاتاج

صفحه بعد فهرست صفحه قبل