صفحه بعد صفحه قبل

مقدمه مؤلف

بسم‏الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على محمّد و آله الطاهرين واللّعنة الله على أعدائهم الى يوم‏الدّين

بدون شبهه، يگانه مكتبى كه مى‏تواند انسان را به سعادت و خير دنيا و آخرت و همچنين به آرمانهاى جهانى در راه آزادى و مساوات برساند دين مقدّس اسلام است.

آرى تنها اسلام است كه مى‏تواند به نيازمنديهاى روحى و جسمى بشر عصر ما پاسخ گفته و جهانى آرام و مملو از صلح و عدالت بوجود آورد.

البته چون همه به اين حقيقت نرسيده‏اند، بر مسلمانان لازم است كه براى تبليغ تعاليم عالى اسلام بپا خواسته، تا آنها را به همگان برسانند به شرط آن كه:

اولاً: اسلام را بطور دقيق و صحيح مورد مطالعه قرار داده و درك مطالب آن را كرده باشند.
ثانيا: اطلاعات كافى در باره مكتبهاى جديد و قديم داشته باشند.
ثالثا: به علل و جهات برترى قوانين اسلام، بر قوانين غير اسلامى پى برده و نسبت به آنها شناخت كافى داشته باشند.

اطّلاعات كافى از اقتصاد اسلامى و چگونگى اقتصاد سوسياليسم و كاپيتاليسم داشته و برترى اقتصاد اسلامى را با مطالعه كتابهاى مفيد درك كرده و بتوانند كتابهاى تحقيقى در اين زمينه تأليف نمايند.

ما مسلمانها عقيده داريم يكى از بهترين وسائل تعميم و گسترش صلح جهانى، در بين افرادى كه بر كفر و انكار خود باقى مانده و هنوز نتوانسته‏اند به حقيقت اسلام پى ببرند نشر دين مقدّس اسلام است.

نخستين گامى كه مسلمانان در باره اسلام از ساير مكتبها و آئينهاى جهان بايستى بردارند، تأليف كتابها و جزوات سودمندى است كه برترى اسلام را به همه ملّتها و مردم جهان تفهيم نمايد.

كتاب حاضر، به سؤالهاى (يهود كيست؟) و (چه مى‏كند؟) بطور مختصر پاسخ مى‏گويد.

اين چهارمين كتاب از سلسله انتشارات مقايسه‏اى بين اسلام و اديان و مبادى مى‏باشد كه از اين انتشارات تا كنون:

1 ـ ماذا فى‏كتب النصارى(1).
2 ـ موقف الاسلام من الاحزاب.
3 ـ بين‏الاسلام و دارون نوشته شده است.

شايد بعضى چنين فكر كنند كه كار از كار گذشته و دنياى ما را آن چنان مادّى گرى و كفر فرا گرفته كه به هيچ وجهى حركات مذبوحانه آنها را نمى‏توان جواب داد و فعّاليتهاى مسلمانان ديگر ثمربخش نخواهد بود.

ولى به عكس اين گونه افراد بايستى بدانند حلّ تمام مشكلات يأس و نااميدى، افسردگى و نگرانى كه دنيا را تحت فشار قرار داده تنها آئين جهانى اسلام مى‏باشد.

آنچه لازم به نظر مى‏رسد، مسلمانان با كوشش و جدّيت بيشترى دست به كار شده و اسلام را بطور صحيح به جهانيان معرفى مى‏نمايند تا جهان به اعتياد مواد مخدر كه در دست گرفته، پى برده و به سوى اسلام توجّه نمايد، چنانچه اعراب جاهليّت پس از آنكه به جهل خود پى بردند دسته دسته به سوى اسلام ايمان آوردند (وَرَأيْتَ النّاسَ يَدْخُلُونَ فى‏دينِ اللَّهِ افْواجا)(2). و در آن روز مردم را بنگرى كه فوج فوج بر دين خدا داخل مى‏شوند (و ترا به رسالت تصديق مى‏كنند).

جهان ما، مذهبهاى مسيحى، بودائى و هندو را به خوبى تجربه كرده، سپس رو به كمونيسم و امپرياليسم نموده ولى گم گشته خود را باز نيافت و امروز فرياد مى‏زند همه را تجربه كردم ولى هيچيك را داروى شفابخشى نيافتم، آيا نجات دهنده‏اى هست؟

نوبت به اسلام مى‏رسد، تا اين فرياد را پاسخ دهد و پرچم دار و قافله‏سالار آزادى بشريّت گردد.

من معتقدم كه دنياى امروز خواه يا ناخواه و يا خود به خود رو به اسلام مى‏آورد كشورهاى اسلامى بايد يكى پس از ديگرى از خواب غفلت بيدار شوند، تا دست اجانب واستعمارگران را از اسلام و مسلمين قطع كنند.

چنانچه چند سال پيش دو كشور بزرگ اسلامى (اندونزى) و (پاكستان) باهم متحد شده و دويست ميليون مسلمان را باهم پيوند داده.

كشورهاى اروپائى هم، آغوشها را باز كرده و از اسلام استقبال مى‏كنند و هر روزه مسجدى تازه در يكى از شهرهاى اروپائى بنا مى‏شود و ده‏ها نفر مسيحى، يهودى، مادّى و كمونيسم چنانچه در مجلات و نشريات دينى مى‏خوانيد، هدايت گشته و به اسلام رو مى‏آورند.

آيا اينها دليل پيشرفت روزافزون اسلام نيست؟
آيا اينها را نمى‏توان از علائم بيدارى مردم جهان نسبت به اسلام دانست؟

اين كتاب چنانچه قبلاً گفته شد به سؤالهاى يهودى كيست و چه مى‏كند؟ پاسخ مى‏دهد، ولى آنچه در اين كتاب دنبال مى‏شود احتياج به يك فكر نو و تفكّر جديدى دارد كه در اين فكر، راه مبارزه را آسان و قوى كرده و هرچند بعضى از افراد اين راه را مسخره نموده و قابل قبول نمى‏دانند ولى ما بايد آنها را با اين حقيقت بزرگ آشنا كنيم، كه (يهود) يكى از كوچكترين ملّتهاى جهان است و يهوديّت هم بنا به عقيده خودشان متعلق به هيچيك از ملتها و اقوام جهان نيست بلكه مخصوص بنى‏اسرائيل مى‏باشد.

و اگر كسى بخواهد وارد دين يهوديّت بشود براى آنها قابل قبول نخواهد بود و خلاصه يهود بر خلاف تمام آئين‏هاى زنده جهان، به جهت خود خواهى كه در وجود آنها مى‏باشد هيچ راه پيشرفت و تقدّم مذهبى ندارند.

بنا بر اين قطع نظر از مبارزات منفى بايد يك مبارزه (مثبت) هم در پيش گرفت، بايستى يك هيئت يا جمعيتى براى هدايت كردن يهود تشكيل گردد، گرچه مسلمان شدن بزرگان و ثروتمندان آنها بسيار بعيد بلكه محال بنظر مى‏رسد، لكن بايد به فكر توده يهوديّت باشيم، كه ممكن است هدايت شوند خصوصا اين فكر و انديشه در شهرهاى اروپائى كه آزادى بيشترى وجود دارد بايستى تقويت شود.

بدون شك، هدايت شدن يك فرد يهودى بيش از هر عمل منفى مفيد خواهد بود زيرا اگر يك يهودى مسلمان شود و به راه راست هدايت گردد مى‏توان گفت كه ملّت و يا كشورى را از نابودى و هلاكت نجات داده‏ايم.

بايد توجّه داشت كه يهود در حال حاضر، گرچه نيرو و توان فراوانى از خود نشان مى‏دهند، ولى اين قدرت و نشاط آنها وابسته به كمكها و پشتيبانيهاى دولتهاى خارجى است و هرگز اين چنين كمكها و ياريها پايدار و دائمى نخواهد بود و روزى اين پشتيبانيها پايان مى‏پذيرد و باز دوران ذلّت بار يهود آغاز مى‏شود! و در اين وقت است كه هدايت شدگان دست به كار شده و ملّت خود را به راه حقّ هدايت خواهند كرد.

چنانچه قرآن مى‏فرمايد: (ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلةُ اَيْنَ ما ثُقِفُوا اِلاّ بِحَبْلٍ مِنَ‏الله وَ حَبْلٍ مِنَ‏النّاس وَ باؤُ بَغَضَبٍ مِنَ‏اللَّهِ...)(3).

(محكوم به خوارى و ذلّت هستند هركجا متوسل شوند مگر به دين خدا، و عهد مسلمانان در آيند و آنان پيوسته اسير بدبختى و ذلّت شدند).

من نمى‏گويم، ريشه كن ساختن يهود از سرزمينهاى اسلامى مانند (فلسطين) نبايد به وسيله سلاح انجام بگيرد، زيرا در برابر دشمن بايد تا مى‏توان قدرت وتوان خود را زياد كرد چنانچه قرآن مجيد مى‏فرمايد: (وَاَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ...)(4) و شما اى مؤمنان در مقام مبارزه با آنها خود را تا آن حدّ كه مى‏توانيد از آذوقه و آلات و اسبان سوارى مهيا كنيد. ولى بايد يك مؤسسه‏اى هم براى تبليغ و هدايت يهود تأسيس شود، تا شيوه مبارزه‏اى كه در صدر اسلام و به دستور پيامبر اسلام در پيش گرفته شده بود، دوباره آغاز گردد تا بتوان اين ماده (فساد) را كه پيوسته باعث خرابى و بدبختيهاى بشر شده است به يك ملّت كاملاً مفيد و سربلند مبدل نمائيم.

والله المسئول لما فيه رضاه
كربلاء
محمّد بن المهدى الحسينى الشيرازى


1 ـ ترجمه فارسى اين كتاب تحت عنوان (خرافات در كتب مسيحيان) چاپ شده است.
2 ـ سوره نصر، آيه2.
3 ـ سوره آل عمران، آيه112.
4 ـ سوره انفال، آيه60.

صفحه بعد فهرست صفحه قبل