صفحه بعد استدلالهاى جنگلى صفحه قبل

استدلالهاى جنگلى

چرا يهود بايد در فلسطين زندگى كنند؟

هركس اين سؤال را به سليقه و منطق خود جواب مى‏دهد.

يهود مى‏گويند: ما ساكنان اصلى اين سرزمين هستيم و اين حقّ طبيعى ماست كه به وطن اصلى خود باز گرديم.

ولى قبل از هرچيز از آنها بايد سؤال كرد: اگر چنين است پس چرا اين معنى را هيچ يك از آباء و اجداد شما درك نكردند؟ چرا اين استدلال بچّه‏گانه و پوچ پس از قيام اسرائيل بر سر زبانها افتاد و حتّى پيش از صدور نامه سازمان ملل متحد، از آن خبرى نبود؟ چرا هنگامى كه كنفرانس صهيونيستها در سال1903 تشكيل شد، اكثر قبائل يهودى عقيده داشتند كه (اوگاندا) را بايد ميهن خود قرار دهند؟ چرا فيلسوف مشهور يهودى آقاى (ليوپنسكر) در سال1850 گفته است كه يهود بايد به يك شهر عقب مانده هجرت كنند و در آنجا دولتى تشكيل دهند(1)؟

تازه اگر يهود از سال1290 قبل از ميلاد تا سال586 قبل از ميلاد يعنى فقط704 سال در آنجا سكونت داشتند آن هم در زمانى كه دولت، مفهوم و معنى نداشت امّا بيش از دو هزار سال هم از آنجا مطرود بودند و اگر هر شخص عربى كه از آواره شدن او چهار سال گذشته باشد (چنانچه قانون اسرائيل مى‏گويد): (بهيچ وجه حقّ ندارد كه به وطن خود باز گردد)! پس چگونه ممكن است كسى كه بيش از دو هزار سال از آنجا بيرون بوده، حقّ دارد كه با سرنيزه آنجا را به تصرف خود در آورد، ساكنان و صاحبان اصلى آنجا را آواره كند؟

اين را هم مى‏دانيم كه بانيان و وارثان اصلى بيت‏المقدّس پايتخت فلسطين عربها بودند، چنانچه در تمام تواريخ تصريح شده كه حدود سه هزار سال پيش از ميلاد (يابسى) فرعى از قبائل كنعانى‏هاى عرب هستند، شهر بيت‏المقدّس را بنا كرده و آن را (يبوس) نام نهادند، كنعانى‏ها آن را (اورسالم) يعنى شهر (سالم و آرامش) ناميدند و اين اسم از (ملك صادق) پادشاه كنعانىها كه خود بشر دوست بوده او را (ملك السلام) يعنى پادشاه آرامش مى‏گفتند، گرفته شده ولى يهود با زبان خاص خود كه (سين) را (شين) بيان مى‏كنند، آن را (اورشليم) نام نهادند، رومانيها آن را (هيروسليما) گفتند، چنانچه اسم اروپاى آن (چيرو سالم) از آن گرفته شده است.

و در سال 139 (هدريان) امپراطور روم آن را (ايلياكابيتولينا) نام نهاد و تا زمان عثمانيها به اين اسم مشهور بود. ولى عثمانيها آنرا (قدس شريف) ناميدند(2).

و همچنين مى‏دانيم چند قبيله پراكنده و بيابانى (عبرى) در صحراهاى فلسطين آن هم براى مدّت بسيار كمى سكونت داشتند و اين را اضافه مى‏كنم كه قبائل بسيار بزرگى هم از (كلدانيها، آشوريها، كنعانيها، آراميها، حثيها و ايرانيان) نيز در آنجا ساكن بودند، آيا اين حقّ طبيعى فقط براى قبيله عبرى بوده و ديگر قبائل و نژادها از اين حقّ طبيعى محروم مى‏باشند؟

اگراين طور است پس قانون جنگل براى آنها مهم است كه هركه قدرت بيشتر دارد او حاكم مى‏باشد.

چرا يهود بايد در فلسطين زندگى كنند؟

نژاد و قبائل غير يهود معتقدند كه دنيا از عقائد و افكار شيطانى و غير انسانى يهود بايستى راحت شود. و حتّى هيتلر كه عقيده داشت:

يهودى در هركجا كه باشد سرانجام آن سرزمين را مبدّل به جهنّم خواهد كرد(3)، سعى مى‏كرد تا ميهن ناسيوناليسم يهودى برقرار شود(4). و حتّى جورنج و آزولا موزلى كه به عداوت يهود مشهور بودند در اين مسئله با هيتلر هم عقيده مى‏باشند.

ولى اين جواب هم دست كمى از جواب قبلى ندارد، زيرا پس از قيام اسرائيل مشكل يهود با صورتى وحشتناك‏تر خودنمائى مى‏كند و دنيا از آنها اگر ناراحت‏تر نشده‏اند، راحتى هم براى آنها ايجاد نشده.

اصولاً اين انتشار يهود سياست آنها است و به قول آنها: اين يك نعمتى است كه خداوند به آنها ارزانى داشته تا بتوانند از همه انسانهاى آدم‏نما سوارى بگيرند(5)!

تازه اسرائيل با زمينهاى كنونى كه گرفته است فقط گنجايش 60٪ يهود دنيا را دارد، مگر آن كه بگويند بايد شرق اوسط را تخليه كرد تا همه يهود بتواند در آن زندگى كنند.

ولى كدام عقل چنين حكمى را قضاوت مى‏كند؟



1 ـ تذكرة عودة، صفحه43.

2 ـ مجله حضارة الاسلام، شماره 8، سال1387 هجرى قمرى، صفحه108.

3 ـ كفاحى، تأليف هيتلر، صفحه14.

4 ـ (فلسطين والضمير الانسانى)، صفحه164.

5 ـ به كتاب تلمود مراجعه شود.


صفحه بعد فهرست صفحه قبل