صفحه بعد فصل چهارم صفحه قبل


فصل چهارم

لطف و بخشش يا انتقام؟



زمان: غروب يازدهم سپتامبر

مكان: كاخ سفيد

جرج دبليو بوش، روزي پرخطر را پشت سر گذارده است و حالا نوبت آن رسيده كه در مقام رئيس جمهور امريكا با پيام خود مردم را دلگرم و به آرامش دعوت كند. بوش با لحني عرفاني و كلامي شمرده پيام تلويزيوني خود را اين طور آغاز مي كند:

«هدف گيري و حمله به امريكا براي آن است كه ما درخشان ترين چراغ آزادي و فعال ترين خالق فرصتهاي پر ارزش در جهان هستيم. ملت ما امروز يكي از پليدترين صورت ممكن از خطاهاي انساني را شاهد بود و آن را با بهترين رفتار امريكايي پاسخ گفت: با شهامت و از خودگذشتگي گروههاي نجات، با گذشت و فداكاري افراد گمنامي كه با اهداي خون خود و ... براي شناسايي عاملان اين اعمال غيرانساني، تحقيقات آغاز شده است. براي دستگيري و محاكمه مسببان اين حادثه، خواسته ام كه تمامي امكانات اطلاعاتي و قضايي بسيج شوند.

از نظر ما هيچ تفاوتي ميان عاملان مستقيم اين حادثه با كساني كه به نوعي به آنها ياري رسانده اند، نيست. امشب از شما تقاضا دارم تا براي قربانيان و بازماندگان عزادار اين حادثه دعا كنيد. دعا كنيد براي كودكاني كه دنياي آرام آنها از هم پاشيده شده؛ دعا كنيد براي كساني كه حاشيه امن زندگي آنها مورد تجاوز قرار گرفته است. اميدوارم آنها با پشت گرمي به حمايت آن كه از همه ما قدرتمندتر و تواناتر است، آرامش خود را بازيابند. همان طور كه در نيايش بيست و سوم از كتاب مقدس آمده حتي آن زمان كه در ميان دره اي از مرگ و تاريكي قدم مي گذارم، چون تو مرا هدايت مي كني، از هيچ چيز هراسي به دل راه نمي دهم. اكنون، تمام مردم امريكا با هر مرام و مذهبي كه دارند، با خواست و تصميم ما در دفاع از آزادي و اجراي عدالت با ما همراه و متحدند. ما بارها دشمنان خود را به پاي ميز محاكمه كشانده ايم و اين بار نيز چنين خواهيم كرد. ما اين روز فراموش نخواهيم كرد، كمين در دفاع از آزادي تا آنجا كه عدل و انصاف اجازه مي دهد، به پيش خواهيم رفت. متشكرم، شب خوش و خدا امريكا را حفظ كند.»

اگر چه محتواي پيام بوش دعوت وحدت و همكاري بود و بيشتر اطرافيان رئيس جمهور، حول محور اولين و تنها فرضيه F.B.I مبني بر گناهكار بودن اسامه بن لادن به توافق رسيده بودند؛ ليكن نسبت به نحوه برخورد با بن لادن و سازمان القاعده، اختلاف نظرهايي بين دو جناح ميانه رو و تندروي كابينه بوش به وجود آمد.

كالين پاول و هارشلتون رئيس ستاد مشترك سابق از جناح ميانه رو براين عقيده بودند كه در برخورد با القاعده و بن لادن همان سياست برخورد بيل كلينتون (رئيس جمهور سابق) در سال 1998 را در پيش گيرند. در سال 1998، پس از حمله القاعده به دو پايگاه امريكايي واقع در دارالسلام و نايروبي، كلينتون دستور داد پايگاه هاي آموزشي القاعده در افغانستان و مجموعه داروسازي الشفا در سودان هدف قرار گيرند. اين اهداف توسط موشك هاي تاماهاوك و از طريق زيردريايي هاي مستقر در درياي عمان در هم كوبيده شدند.

گروههاي تندرو در دولت بوش، پيشنهاد وزير خارجه را نپذيرفتند؛ به نظر آنها حملات محدود موشكي به پايگاه هاي القاعده كارساز نبوده و به همين دليل آنها توانستند بار ديگر عليه ما اقدام كنند. از نظر اين گروه، تنها راه ممكن، از ميان برداشتن پايگاه هاي اسامه بن لادن و ورود و استقرار ارتش امريكا در خاك افغانستان عنوان شد.

افغانستان اشغال شده توسط نيروهاي امريكايي، لقمه اي نبود كه اشتهاي تندروهاي اطراف بوش را جوابگو باشد.

آنها جنگي تمام عيار و طولاني را به بوش پيشنهاد كردند؛ جنگي كه از طريق آن نه تنها بن لادن، بلكه تمامي گروههايي كه از نظر امريكا در رديف القاعده قرار دارند و يا توانايي شكل دهي گروههايي كه از نظر امريكا در رديف القاعده قرار دارند و يا توانايي شكل دهي گروههاي همرديف القاعده در آنها وجود دارد نيز از ميان برداشته شوند.

بلندپروازي گروههاي تندروي كابينه بوش، فراتر از جوابيه اي بود كه در مقابل پيشنهاد كالين پاول عنوان شد؛ ولي در نهايت اين گروه خواست هاي خود را از زبان هنري كسينجر بيان كرد.

كسينجر، وزير خارجه اسبق، پيركهنه كار سياست هاي توسعه طلبانه امريكا و طراح اكثر عمليات هاي سري برون مرزي امريكا در سالهاي 1969 تا 1979 ساعت 30/8 شب يازدهم سپتامبر 2001، چند دقيقه اي از سخنراني جورج بوش گذشته بود كه واشنگتن پست در ستون انديشه سايت اينترنتي خود، پيشنهادهاي هنري كسينجر را به نمايش گذارد.

كسينجر با همه تجربه و پختگي سياسي سخنان بي پرده خود را چنين آغاز مي كند:

براي از ميان برداشتن عوامل ساختاري اين حادثه (يازدهم سپتامبر) دولت موظف به تشكيل ساختارهايي است كه براي هميشه ديگر شاهد حملاتي از نوع پرل هاربر نباشيم. تشكيلات تروريستي پنهان شده در دل اين ساختارها، مراكز دولتي برخي از كشورها را براي خود محل امني يافته اند و ما بدون مواخذه و كيفر دادن، همچنان به برقراري روابط عادي سياسي با آنها ادامه مي دهيم. اگرچه اين حملات شباهت هايي با عمليات اسامه بن لادن دارد ، ليكن بطور قطع و يقين نمي توانيم بگوييم او در اين ماجرا دست داشته است. اما هر دولتي كه به گروههايي نظير القاعده پناه داده باشد، هر چند اين گروهها در عمليات اخير (11 سپتامبر) دست داشته و يا نداشته باشند، آن كشور بايد تاوان سنگين حمايت از تروريست ها را بپردازد.

دولت امريكا بايد با آرامش، دقت و بدون گذشت و ترحم اين موضوع را دنبال كند. روزهاي دوازدهم و سيزدهم سپتامبر، پس از سخنراني جرج بوش و اعلان مواضع تلويحي دولت امريكا از زبان هنري كسينجر، در حالي كه مردم امريكا ناباورانه در سوگ قربانيان بي گناه نشسته بودند، دولت و وزارت گرفتار پاسخگويي به سه سوال عمده سفرا و نمايندگان خارجي ديگر كشورها شدند.

- آيا جرج بوش سازمان القاعده را عامل حمله شناخته است؟

- امريكا چه نوع عمليات نظامي را در افغانستان طراحي خواهد كرد؟

- آيا امريكا قصد آن دارد كه جنگي درازمدت عليه دشمنان حقيقي و فرضي خود آغاز كند؟

اخبار غيررسمي كه از قول مقامات امريكايي به رسانه ها درز پيدا كرده بود، نشان مي داد كه دولتمردان آمريكا انگشت اتهام را به سمت بن لادن و سازمان القاعده نشانه رفته اند.

در اين اخبار، بن لادن را مغز متفكر عمليات و القاعده را عامل اجراي عمليات معرفي كردند. مجموعه گزارش هاي جرج تنت - رئيس سازمان CIA - حاوي شنود و مكالمات القاعده در يازدهم سپتامبر، مداركي بود كه كاخ سفيد را در مجاب به موضع گيري صريح عليه القاعده كرد. در مجموعه گزارش هاي تنت چنين آمده بود كه: القاعده از 2 سال پيش در تدارك عمليات در خاك امريكا بوده كه حادثه يازدهم سپتامبر نقطه آغاز آن است و امريكا بايد براي عمليات بعدي خود را آماده كند.

بنا به مدارك ارائه شده توسط جرج تنت، مجالس سنا و كنگره و همچنين مجموعه كاخ سفيد نيز از اهداف تروريست ها بوده و شنود مكالمات نشان مي دهد بن لادن به اشتباه از هدف قرارگرفتن مجالس و كاخ سفيد ابراز رضايت كرده و از زحمات دكتر (شايد منظور از دكتر ايمن ظواهري بوده) قدرداني مي نمايد. در اين گزارش ها فردي بنام ابوزبيده به عنوان هدايتگر عمليات يازدهم سپتامبر معرفي مي شود. در نوارهاي تهيه شده فردي در پيامي رمزگونه به بن لادن از فرارسيدن زمان صفر (Zero hour) سخن گفته بود، كارشناسان C.I.A اين صدا را به ابوزبيده نسبت دادند.

C.I.A ابوزبيده را به عنوان طراح احتمالي حمله به ناو امريكايي uss cole در اكتبر سال 2000 متهم كرده بود.

در نهايت پيام مطبوعاتي بوش براساس گزارش هاي CIA و يا هدايت جرج تنت، چنين تنظيم و منتشر شد: «براساس آخرين اطلاعات به كميته امنيت ملي، من و ساير همكاران كميته به نتايج جديدي دست يافتيم. عاملان حمله كينه جويانه و كشنده اي كه ديروز عليه كشور ما صورت گرفت، نيتي فراتر از وحشت و ترور در سر داشته اند. آنها جنگ را عليه ما آغاز كرده اند؛ لذا كشور ما بايد با آغاز تصميمي قاطعانه در مقابل كساني كه آزادي و دمكراسي را مورد حمله قرار داده اند، متحد شوند.

لازم است مردم امريكا اين دشمن را بشناسند، دشمني كه هيچ گاه با آن مواجه و رودررو قرار نگرفته اند. اين دشمن كه خود را از ديد ما پنهان نگاه داشته، هيچ ارزشي براي جان انسان ها قايل نيست. اين دشمن با ميل و رغبت تمام جان مردم بي گناه را هدف قرار داده و سريع خود را پنهان مي كند؛ اما او براي هميشه نمي تواند از ديد ما پنهان بماند. اين دشمن سعي دارد تا چهره خود را نشان ندهد، اما چهره او براي هميشه پوشيده نخواهد ماند. اين دشمن چنين مي انگارد كه از پناهگاه امني برخوردار است اما اين پناهگاه براي هميشه امن نخواهد ماند. اين دشمن نه تنها مردم امريكا، بلكه تمام مردم دوستدار آزادي در سراسر جهان را مورد حمله قرار داده است. ايالات متحده امريكا براي سركوبي اين دشمن تمامي توان و امكانات خود را به كار خواهد گرفت. جهان در اين حركت با ما همراه خواهد شد ما صبورانه و با چشمان باز مراقب خواهيم ماند و متحد و يكپارچه تصميمات را اجرا خواهيم كرد. اين نبرد هر چند طولاني و زمان بر باشد، نتيجه بخش خواهد ماند اما بدون شك ما پيروز خواهيم شد و اجازه نخواهيم داد تا دشمن با به خطرانداختن آزادي ما پيروزي را از آن خود كند. صبح امروز با ارائه درخواستي به كنگره براي دريافت اعتبارات و اختيارات وسيع تر به منظور آمادگي بيشتر براي نجات مصدومان و مردم نيويورك واشنگتن از هيچ اقدامي فروگذار نخواهيم كرد.

من از نمايندگان كنگره به خاطر وحدت و حمايت آنها تشكر مي كنم. امريكا همچنان يكپارچه و متحد است شيفتگان آزادي نيز همراه ما خواهند بود. در رويارويي خطير و به ياد ماندني كه خير و نيكي ناچار از مقابله با شر و بدي خواهد بود ، پيروزي از آن خير است.»

جز انگليس كه به صراحت و به طور رسمي مواضع امريكا را تاييد كرد، ساير سفارتخانه هاي ديگر كشور از عكس العمل واشنگتن نسبت به حادثه ناخرسند بودند.

طولي نكشيد كه سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي كشورهاي آلمان، مصر، فرانسه، اسرائيل و روسيه دريافتند گزارشها و اطلاعات ارائه شده همتايان آنها در C.I.A بي پايه و اساس و خالي از دلايل كافي بوده و بهانه اي است براي فزون خواهي امريكا.

تعجب سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي كشورهاي فوق از اين رو بود كه C.I.A مدعي شد اطلاعات ارزشمندي در رابطه با سازمان القاعده و شخص بن لادن به دست آورده است. از سوي ديگر نتيجه گيري سريع سازمان F.B.I و همسويي آن با گزارش هاي سهل الحصول C.I.A براي سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي غير امريكايي غيرواقع مي نمود. با اين حال هيچ يك از كشورهاي اروپايي قدمي در راه افشاي سناريوي يازدهم سپتامبر برنداشتند.

توجيه آنها در برابر اين اقدام، ترس از اعتراض شديد افكار عمومي امريكا و متهم شدن جرج بوش به كشاندن امريكا به جنگي غيرضروري بود. همان روز و مقارن سخنراني جرج بوش، مصوبه شماره 1368 شوراي امنيت سازمان ملل متحد به نفع امريكا به تصويب رسيد.

اين مصوبه، پاسخ به حمله يازدهم سپتامبر را حق مسلم امريكا دانسته و به اين كشور اجازه داده بنابر مفاد «قطعنامه سانفرانسيسكو» در قالب ائتلاف كشورهاي دوست و يا به تنهايي به دفاع از خود برآيد.

مصوبه 1368، شوراي امنيت سازمان ملل، تمامي كشورها را در عمليات دستگيري و محاكمه عاملان، طراحان و ياري دهندگان اين حادثه به همكاري دعوت مي كند.

اين مصوبه همچنين هر گونه همكاري جزيي و كلي با عاملان حادثه را در رديف كمك به عمليات تروريستي دانسته و كمك دهندگان را مجرم به حساب مي آورد. به عبارت ديگر شوراي امنيت سازمان ملل به امريكا اجازه مي دهد حق حاكميت ديگر كشورها را ناديده گرفته و هر كشوري كه به نوعي از نظر امريكا متهم به حمايت از طراحان حادثه شود و يا از تسليم عاملان حادثه به دادگاه هاي بين المللي خودداري ورزد، در رديف مجرمان قرار گيرد.

با توجه به تصريح اين مصوبه بر محاكمه عاملان و طراحان حادثه در دادگاه هاي بين المللي و نه دادگاه هاي امريكايي، امريكا خود راسا اقدام به دستگيري و محاكمه آنچه او زندانيان جنگي ناميد اقدام كرد.

همزمان با كسب امتيازات ويژه امريكا در شوراي امنيت، نمايندگان كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) در مقر اين سازمان و پشت درهاي بسته گرد هم آمده و تصميم هايي براي كمك به امريكا اتخاذ كردند. اين كمك ها شامل كمكهاي نظامي و شركت در جنگ عليه كشورهاي پناه دهنده به عاملان حادثه نمي شد. جلسه آن روز اعضاي ناتو مثل هميشه همراه با تشنج بود.

برخي از كشورهاي شركت كننده در جلسه، عقيده داشتند كه اين خانگي است و توسط تشكيلات درون مرزي امريكا طراحي و اجرا شده؛ از اين رو از درگير شدن در جنگي بدون دليل و توجيه كافي با عنوان «جنگ عليه تروريسم» خودداري كردند.

دبير كل ناتو لرد جرج رابينسون پس از اتمام جلسه در جمع خبرنگاران گفت: چنانچه مشخص شود اين حملات خارج از امريكا طراحي و عليه عضوي از ناتو به كار گرفته شده، بنا به ماده 5 پيمان نامه واشنگتن، تمامي اعضا موظف به همكاري و پشتيباني از امريكا خواهند بود.

ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه نگران از عواقب تصميمات ناتو عازم واشنگتن شد. برنامه اين سفر از مدتها قبل تنظيم شده بود.

در اين سفر ژاك شيراك از يك سو همچنان بر روابط پايدار فرانسه و مردم امريكا تاكيد كرد و از سوي ديگر در كنفرانس مطبوعاتي با هماهنگي كوفي عنان دبيركل سازمان ملل متحد، امريكا را به اتخاذ مواضع آرامتري دعوت كردند. برخورد تلافي جويانه امريكا بايد محدود به گروه مشخصي از تروريست ها كه در اين حادثه دست داشته و يا كشورهايي كه كمكهاي آنها به اين گروهها ثابت شده، باشد.

برخورد تند و آمرانه جان اشكرافت - دادستان كل امريكا- با رئيس سازمان F.B.I در كنفرانس مطبوعاتي مشترك اين دو، در حضور خبرنگاران و نمايندگان رسانه ها، نشان داد كه ترس مجامع بين المللي حركتهاي غيرموجه و سريع امريكايي بي دليل نبوده است. در اين كنفرانس مطبوعاتي رابرت مولر- رئيس سازمان F.B.I و پليس فدرال ضمن پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران افزود: فعلا عجله در گردآوري اطلاعات براي اثبات جرم مظنونان اين حادثه نداريم.

هنوز جمله رابرت مولر به اتمام نرسيده بود كه جان اشكرافت به نحو خشن و توهين آميزي صحبتهاي او را قطع كرد و گفت: فرصت براي ادامه تحقيقات بسيار محدود است و ماموران F.B.I بايد سريعتر از تروريست ها دست به كار شده و از وقوع جنايتي ديگر جلوگيري كنند. فعلا فرصت براي تحقيقات نداريم و اطلاعات و شواهد گردآوري شده كافي به نظر مي رسد.

لحن مقامات رسمي در 13 سپتامبر تندتر از پيش شده و تخليه مكرر كاخ سفيد از پرسنل، تقريبا به عادتي روزانه تبديل شده بود. در آن روز نيز پس از دريافت اطلاعات مبني بر احتمال وقوع حملات تروريستي، كاخ سفيد بار ديگر از پرسنل تخليه شد. ديك چني - معاون رئيس جمهوري - نيز به محلي امن و دوردست فرستاده شد. پس از اين نمايش نفس گير، معلوم شد گزارش هاي تهديدكننده دريافتي خالي از حقيقت بوده است.

پل ولفوويتس (Powl Wolfowitz)، معاون وزير دفاع و سخنگوي پنتاگون در كنفرانس مطبوعاتي اين سازمان به داشتن مواضع محافظه كارانه و حمايت از كارتل هاي اسلحه سازي امريكا شهرت دارد. ولفوويتس همچنين سرحلقه رابط كمپاني هاي اسلحه سازي با دولت امريكاست.

از يك سال قبل از حادثه 11 سپتامبر، ولفوويتس همواره با دعوت دولتمردان امريكا به پايان دادن به كارهاي كثيف در عراق نسخه هاي نظامي متنوعي تجويز مي كرد و اكنون با غنيمت شمردن فرصت از شرايط آماده 11 سپتامبر، بيش از هر زمان ديگر بر حمله به عراق و سرنگوني صدام حسين پافشاري مي كرد. ولفوويتس در كنفرانس مطبوعاتي آن روز اشاره اي به كشورهاي هدف نكرد.

نه اسمي از افغانستان برده شد و نه نامي از عراق به ميان آمد؛ اما او بر اين نكته تاكيد كرد كه عمليات نظامي ما محدود به يك كشور نخواهد بود، ما نه تنها به حساب عاملان اين حادثه خواهيم رسيد، بلكه به طور مستمر با كشورهاي حامي اين افراد برخورد را ادامه خواهيم داد.

آشكارشدن مواضع دولت بوش در كنفرانس مطبوعاتي ولفوويتس، زمينه اجراي اين گونه مواضع را فراهم كرد.

پس از اين اعلام مواضع آشكار وزير امور خارجه - كولين پاول - از اسامه بن لادن به عنوان مظنون اصلي ياد كرد و خواستار تحقيقات بيشتر در رابطه با او شد.





صفحه بعد فهرست صفحه قبل