صفحه بعد فصل پنجم صفحه قبل


فصل پنجم

از مجلس سوگواري تا جنگ مقدس



بندرت كسي وارد جنگ مي شود و خدا را طرف ديگر معامله قرار مي دهد ولي پس از حوادث 11 سپتامبر واعظان امريكايي از طرف استراتژيست هاي نظامي به استوديوهاي تلويزيوني يورش مي برند.

همه آنها تهاجم را نشانه اي آسماني تفسير مي كردند كه امريكا را به تغيير و دگرگوني فرا مي خواند. «خداوند متعال حمايت خود را از ما دريغ كرده است» عالي جناب پات رابرتسون (Pat Robertson) رهبر اتحاديه كليساهاي مسيحي (Christion Coalition) نوشت: «زيرا ما در لذات دنيوي و جنسي غوطه مي خوريم».

پيشوا رابرتسون دوست خود پيشوا جري فالول (Jerry Falwell) را در برنامه معروف خود700 كلوپ (كانال فاكس ) به گرمي پذيرا شد. دو مبشر انجيلي تلويزيون حوادثي كه امريكا را در سوگ فرو برده بود، مورد تجزيه و تحليل قرار دادند.

فالول گفت: «خداوند پرده ها را كنار مي زند و به دشمنان امريكا اجازه مي دهد تا آنچه شايسته اش بوده ايم، بر ما ارزاني بدارند».

رابرتسون پاسخ داد: جري ! احساس من اين است. من فكر مي كنم كه تنها پيش درآمد ترور را ديده ايم، ما هنوز نخواسته ايم ببينيم كه در حق اين ملت چه مي توانستند بكنند».

سپس فالول اتحاديه آزادي هاي مدني امريكا (اي.سي.ال.يو)، دادگاه هاي فدرال و كليه كساني را كه «خدا را از جامعه طرد مي كنند» مورد سرزنش قرار داد و گفت: كساني كه دست به سقط جنين مي زنند، از اين حادثه مسووليتي بر دوش دارند، زيرا خداوند استهزا نخواهد شد. وقتي ما جان 40 ميليون نوزاد بي گناه را مي گيريم، خدا را ديوانه مي كنيم. من در واقع بر اين باورم كه كفار، ساقطان جنين، طرفداران برابري زنان و مردان (Feminists)، همجنس بازاني كه فعالانه در تلاشند سبك زندگي ديگري را جايگزين كنند و اي.سي.ال.يو. همه كساني كه تلاش كرده اند امريكا را به دنياپرستي سوق دهند همه را طرف خطاب قرار مي دهم و مي گويم شما كمك كرديد اين اتفاق بيفتد.

در فضايي كه ادبيات مذهبي در خدمت خواسته هاي نظامي و سياسي قرار مي گيرد رئيس جمهور بوش با به عهده گرفتن نقش مقام روحاني امريكا و جهان متمدن فرمان زير را صادر كرد:

قلب همه ما به خاطر گرفته شدن ناگهاني و دور از احساس جانهاي بي گناه داغدار است.

ما براي التيام اين قلبهاي داغديده و به دست آوردن توان خدمت و تشويق همديگر به داشتن اميد وايمان دعا مي كنيم. كتاب مقدس مي فرمايد: «قديسين كساني هستند كه شيون و زاري مي كنند، زيرا در دنياي ديگر تسلي خواهند يافت».

من تك تك خانواده هاي امريكايي و خانواده امريكا را دعوت مي كنم روز ملي نيايش و يادمان را به احترام ياد و خاطره هزاران قرباني اين تهاجم وحشيانه و تسلي خاطر آنهايي كه عزيزان خود را از دست داده اند، زنده نگه دارند. ما به واسطه اين تراژدي ملي و فقدان فردي به حيات خود ادامه خواهيم داد.

در حال ما التيام و بهبودي به دست خواهيم آورد و به رغم وجود همه شياطين، قدرتمند و متحد خواهيم ماند: يك ملت تحت قدرت خدا.

حال، من، جورج دبليو بوش، رئيس جمهور ايالات متحده امريكا به اعتبار اختياري كه قانون اساسي و قوانين ايالات متحده عطا كرده است، بدين وسيله جمعه 14 سپتامبر 2001 را به عنوان روز ملي نيايش و يادمان براي قربانيان حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001 اعلام مي كنم. از مردم ايالات متحده و اماكن مقدس مي خواهم روز ملي نيايش و يادمان را با آيين يادمان نيمروزي، نواخته شدن ناقوس ها در آن ساعت و روشن كردن شمع هنگام شب و براي دعاي شب به ثبت رسانند. من كارفرمايان را تشويق مي كنم به كارگران خود اجازه دهند هنگام تعطيلي وقت غذاي نيمروزي در اين آيين شركت كرده، كشورمان را دعا كنند.

من از مردم جهان، آنان كه خود را در رنج ما شريك مي دانند، دعوت مي كنم در اين مراسم رسمي به ما بپيوندند.

براي شهادت دستانم را بلند كرده ام در روز سيزدهم سپتامبر، از سال خدايان عيسي مسيح دو هزار و يك و از سال استقلال ايالات متحده امريكا دويست و بيست و شش.

آيين بي سابقه اي در كليساي جامع فدرال برگزار شد.

رئيس جمهور و خانم بوش، چهار رئيس جمهور پيشين (بيل كلينتون، جورج بوش بزرگ، جيمي كارتر و جرالد فورد) و تقريبا همه اعضاي كنگره در مراسم نيايش شركت كرده بودند. يك كاردينال، يك خاخام و يك امام جماعت مسلمان كه به نوبت جلسه را رهبري كردند. مشهورترين مبشر انجيلي تلويزيون پيشوا بيلي گراهام، كه 15 سال پيش جورج دبليو بوش را ارشاد كرده بود، موعظه رسمي خود را ايراد كرد:

از جمله چيزهايي كه بسيار به آن نيازمنديم ، تجديد حيات روحي در اين كشور است. ما نيازمند تجديد روحي در امريكا هستيم. خداوند در جاي جاي كتاب مقدس مي فرمايد از گناهان توبه كنيم و به سوي او بازگرديم و او به شيوه اي تازه به ما بركت خواهد داد. ما در حال حاضر يك راه بيشتر براي انتخاب نداريم؛ يا به عنوان يك ملت از جنبه روحي و عاطفي از هم بپاشيم و نابود شويم، يا بپذيريم كه در جريان همه اين تلاشها بايد قدرتمند شويم تا بر شالوده اي استوار تجديدبنا كنيم. من بر اين باورم كه در مرحله آغاز تجديد بنا بر آن شالوده قرار گرفته ايم.

آن شالوده اعتقاد به خداست. ما نيك مي دانيم كه خداوند مي خواهد آگاهي، شجاعت و قدرت به رئيس جمهور و اطرافيان او عطا فرمايد. امروز روزي است كه با عنوان روز پيروزي در يادها حفظ خواهيم كرد.

پس از آن رئيس جمهور بوش بر بالاي منبر قرار گرفت و خطابه اي ايراد كرد.

اين خطابه را مشاورش انجيلي اصولگرا ميكاييل گيرسون (Michael Gearson) تهيه كرده بود:

مسووليت ما در برابر تاريخ روشن است پاسخگويي به اين تهاجم و پاك كردن جهان از لوث وجود اين شياطين.

جنگي پنهان، همراه با نيستي بر ما تحميل شده است اين ملت مسالمت جو در عين حال بي رحم است، آن گاه كه به خشم تحريك شود. نشانه هاي خداوندي هميشه همان هايي نيستند كه ما در پي آنها هستيم. ما در تراژدي مي آموزيم كه نيات او هميشه با نيات ما يكي نيست. نيايشگران صبر فردي، خواه در خانه ها و خواه در اين كليساي جامع شناخته شده اند، آنها شنيده اند و فهميده اند.

نيايشگراني كه به ما در گذراندن روز و تحمل شب ياري مي كنند، نيايشگراني آشنا يا غريب كه در اين سفر به ما دلگرمي و قوت مي دهند و نيايشگراني كه آرزوهاي ما را به آرزوهايي بزرگتر از آرزوهايمان تغيير داده اند...

امريكا كشوري بخت يار است، آنقدر كه از اين بابت به خداي بزرگ شاكر است، لكن رنج از ما دريغ نشده.

در هر نسلي، جهان دشمنان آزادي بشر را به وجود آورده است. آنها به امريكا حمله كردند، چون ما خانه آزادي و مدافع آن هستيم و تعهد پدرانمان فرياد عصر ماست. در اين روز ملي نيايش و يادمان، از درگاه خداوند متعال مي خواهيم به كشور ما نظر كند و به ما صبر عطا كند و مشكلات پيش روي را بردارد.

دعا مي كنيم كساني را كه در اندوه گام برمي دارند، تسلي خاطر و آرامش عطا فرمايد، براي جانهايي كه حال بايد براي خاطر آنها شيون كنيم و وعده جانهايي كه خواهند آمد، او را سپاس مي گوييم.

اطمينان داريم نه مرگ و نه زندگي؛ نه فرشتگان و نه ارواح خبيثه و قدرتها؛ نه اشياي موجود و نه اشيايي كه پيدا خواهند شد؛ نه بلندي و نه ژرفا؛ هيچ يك نمي توانند ما را از عشق خدا جدا كنند. خدا ارواح رفتگان را بيامرزد و به ما آرامش دهد و هميشه راهنماي سرزمينمان باشد. خداوند به امريكا خير و بركت عطا فرمايد.

واشنگتن پست بعدها دگرديسي جورج دبليوبوش را تجزيه و تحليل كرد:

نخستين بار پس از آن كه محافظه كاران مذهبي به جريان سياسي نويني تبديل شدند، رئيس جمهور ايالات متحده رهبر بالفعل آن شد؛ موقعيتي كه رونالدريگان هرگز شايسته آن نبود، گرچه از سوي محافظه كاران مذهبي مورد ستايش قرار گرفت.

نشريات مسيحي، راديو و تلويزيون بوش را مكرر با تمجيد به نمايش در مي آورند، در حالي كه واعظان بر بالاي منابر رهبري او را فضل الهي تلقي مي كنند. جمعي از رهبران مذهبي كه با او ملاقات كرده اند، به ايمان او شهادت مي دهند؛ در همان حال وب سايت ها مردم را براي دعا و روزه داري به خاطر رئيس جمهور تشويق مي كنند.

ظهر روز 14 سپتامبر، پس از مراسم نيايش، رئيس جمهور ايالات متحده در 43 كشور عضو شوراي اروپا از جمله روسيه و بسياري از كشورهاي ديگر جهان براي قربانيان حمله 3 دقيقه سكوت كردند. بنابراين همگي به طور ضمني رهبري مسيحي دوباره تولد يافته اصولگرا را كه عزم خود را براي رهبري آنها در «مبارزه تاريخي خير عليه شر» اعلام كرده بود پذيرفتند.

آيا غوغاهاي سياسي و صوفي گرانه مبشران انجيلي تلويزيون سرايت كننده است؟ نه شوك روان شناختي، نه حرمتي كه فرد ممكن است نسبت به درگذشتگان احساس كنند، هيچ يك نمي توانند اين اشتياق شديد مذهبي را توجيه كنند. گرچه ايالات متحده در اصل كشوري خداسالار بوده است كه شالوده هاي آن را پيورتين هاي فراري از دست پادشاهي تحمل ناپذير بريتانيا بنا نهاده اند، با اين حال آنها هرگز ملت فوق العاده پارسامنشي نبودند.

در آنجا مبشران انجيلي تلويزيون در نقش استراتژيست هاي نظامي ايفاي نقش مي كنند.

هرگز پيشينه تاريخي وجود ندارد كه رئيس جمهور امريكا خطابه رزم خود را در كليساي جامع ايراد كند.

خطاب جورج دبليو بوش به «مردم دنيا، آنان كه در رنج ما شريكند در اين مراسم رسمي به ما به پيوندند».

از مراسم مذهبي حتي در جمهوري غيرمذهبي فرانسه نيز اجابت شد.

به همين دليل سران اجرايي فرانسه، رئيس جمهور ژاك شيراك و نخست وزير لايونل جاسپين در 12 سپتامبر فرماني به شرح زير امضا كردند:

جمعه 14 سپتامبر 2001، روز عزاي ملي براي قربانيان حمله يازده سپتامبر 2001 در ايالات متحده امريكا اعلام شده است.

آنها شب قبل از مراسم به همراه جمع كثيري از مسوولان و وزراي منتخب براي شركت در مراسمي جهاني در كليساي امريكاييان پاريس حضور يافتند و سرود معروف «خدا به امريكا بركت دهد» را به آواز خواندند.

اين نيايش ها، در گوشه و كنار جهان و به وسيله اعلاميه ها و بعضا مجادلاتي زنده محكوم شد. مخالفان مي گفتند كه اين دست نوشته هاي گسترده به نظر مي رسد، به طور ضمني بيانگر آن است كه هزاران قرباني امريكايي به نحوي بيش از قربانيان نژادي اخير ارزش و اعتبار داشته اند، در حالي كه هيچ يك از آنها چنين احترامي را كسب نكرده بودند. ما بايد اين مجادله را نوعي خودداري از پذيرفتن اغواي سياسي احساسات مذهبي تلقي كنيم. سه دقيقه سكوت براي پروراندن اين بصيرت كه درگيري ها را مي توان به طور مسالمت آميز و بدون كمك گرفتن از تروريسم حل و فصل كرد، ممكن بود به صورت عالمگير پذيرفته شود، اما دعا تنها براي قربانيان تروريسم در قلمرو امريكا پذيرفتني نيست. اين آيين ها بيانگر شوق جمعي براي دستيابي به صلح نبود، بلكه تلاشي براي توجيه انتقام گيري هاي آتي بود. اين لحظه نيايش نقطه عطفي در تاريخ به شمار خواهد رفت.

بعدها واشنگتن پست نوشت :

به محض اين كه سرود ملي در كليساي جامع نواخته شد، ايالات متحده جنگ را آغاز كرد. اين جمله مي توانست بسط يابد. جهان با پيوستن به سوگ امريكا وارد جنگ شد. در اين حال بهتر است از خود بپرسيم كه چرا چنين يكدلي بنده واري سازمان يافت؟ بي شباهت به بسيج هم پيمانان نظامي، هيچ پيمان بين المللي نمي تواند چنين اجباري را تحميل كند كه براي نيايش كنار هم جمع شويد كه ايالات متحده سوگوار است.

با همه اين احوال به بازي كشاندن هم پيماناني چون ناتو، اي ان زد، يواس وا اي اس سهل تر و سريعتر از فرمان سوگ بين المللي است.

اگر اندكي دقت به خرج دهيم، در مي يابيم كه فرمان فرانسويان كه در 12 سپتامبر به امضاي ژاك شيراك و ليونل جاسپين رسيد، پيشتر از آن بود كه جورج دبليو بوش روز عزاي ملي اعلام كرد.

چنين عملكردي در مقياس جهاني نيازمند به كارگيري شبكه اي از تفوق و برتري است كه بتواند تقريبا همه دولتهاي دنيا را تحت فشار قرار دهد. افزون بر همه اينها، اين عمل يك هدف سياسي داشت: با اغواي احساسات ديني، دولت امريكا نه تنها قربانيان حملات، كه تفسير خود از حوادث را نيز تقديس كرد.

از آن پس هر سوالي از واقعيت اين والامقامان توهيني به مقدسات تلقي خواهد شد. ترتيباتي كه براي تحميل سوگواري بين المللي به كار رفت در اكتبر 2001 مخفيانه اساسي رسمي تر يافت. دفتر تاثيرات استراتژيك در درون پنتاگون به وجود آمد و تحت امر ژنرال سيمون پت وردن (Simon PPete Worden) فرمانده اسبق فضايي ايالات متحده قرار گرفت. اين عضو (International Information Programs) در دپارتمان ايالتي، و از طريق گروه اطلاع رساني نظامي بين المللي با برنامه هاي اطلاعرساني بين المللي ارتباط داشت. مديريت اين گروه را نيز كلنل برد وارد (Colonel Brod Ward) برعهده داشت. اين دفتر در حال حاضر براي اغواي افكار عمومي غرب و حكومت هاي غربي تلاش مي كند.



صفحه بعد فهرست صفحه قبل