صفحه بعد حمله به هواپيماهاى مسافربرى صفحه قبل

حمله به هواپيماهاى مسافربرى

يكى از خطرناك‏ترين روش‏هاى تروريستى كه رژيم صهيونيستى به آن تمسك جست، تعرض هوايى سازمان يافته بر ضد هواپيماهاى مسافربرى است. اين گونه عمليات تروريستى تاكنون خطرهاى بسيار زياد و متعددى را در برداشته، و بر روند حمل و نقل هوايى تأثير سلبى داشته است. رژيم صهيونيستى در مدت بسيار كمى پنج عمليات تروريستى هوايى بر ضد هواپيماهاى مسافربرى مدنى داشته است. كه از اين بين، چندين فروند هواپيما در زمين، و تعدادى ديگر در هوا نابود شده‏اند. تعدادى از اين هواپيماها هم با زور از مسير خود منحرف، و موجب زيان‏هاى مادى و بشرى زياد شده‏اند. در ذيل به اختصار به اين موارد اشاره مى‏شود:

نابودى هواپيماهاى مسافربرى در زمين
در تاريخ 28 دسامبر 1968، رژيم صهيونيستى به فرودگاه بين‏المللى بيروت حمله‏ى هوايى كرد، و سيزده هواپيماى مسافربرى را به طور كامل از بين برد. در اين عمليات حدود پنجاه نفر مسافر به قتل رسيدند، و بيش از 75 نفر ديگر مجروح شدند.(67)

نابودى هواپيماهاى مسافربرى در هوا
در تاريخ 21 فوريه‏ى 1973، دو هواپيماى جنگى اسرائيل، با موشك و مسلسل به يك هواپيماى مسافرى ليبى حمله، و آن را با كليه‏ى سرنشينانش منهدم كردند. در نتيجه‏ى اين حمله، 113 سرنشين كه غيرنظامى بودند، كشته و مجروح شدند. يك وزير دولت ليبى به نام صالح بن بوصير، و يك گوينده‏ى تلويزيون مصر به نام سلوى حجازى، و 27 زن و كودك، از جمله‏ى 109 تن كشته‏شدگان اين حادثه بودند. اين هواپيما در اثر طوفان شن راه خود را گم كرده، و داخل فضاى صحراى سينا شده بود كه اسرائيل آن را در اشغال داشت.(68)
قصه‏سازان اسرائيلى مصرانه مدعى شدند كه هواپيماى ليبى داخل فضايى شده است كه از لحاظ نظامى بيشترين حساسيت را در ميان مناطق اشغالى داراست.آن‏ها ادّعا كردند كه هواپيماهاى اسرائيل به خلبان هواپيماى ليبى هشدار داده و آن را به فرود فرا خوانده‏اند؛ اما خلبان از اين فرمان سرپيچى كرده است. نيز مدعى شدند كه هواپيما در اثر سقوط غير ارادى بر زمين در هم شكسته شده، و هواپيماهاى اسرائيل آن را ساقط نكرده‏اند.(69)
پس از مدتى نيز خبر ديگرى در اين باره مطرح شد. متن اين خبر چنين است:
»دولت اسرائيل با اكراه اعتراف كرد كه جعبه‏ى سياه پيدا شده از لابه‏لاى لاشه‏ى هواپيماى ساقط شده‏ى ليبى، حاوى نوار ارتباط از طريق بى سيم ميان هواپيما و برج مراقبت بوده است. طبق مكالمات ضبط شده روى اين نوار، خلبان هواپيماى ليبى كه تابعيت فرانسوى داشته، گمان كرده كه هواپيماى جنگنده‏ى اطراف آن، هواپيماهاى جنگى مصرى و از نوع ميگ بوده‏اند. ]او فكر كرده[ كه مى‏خواسته‏اند او را به سوى فرودگاه قاهره هدايت كنند. زيرا راه را گم كرده بوده است.«(70)
يكى از مفسرين مطبوعات اسرائيل تصريح كرد كه خبر اسقاط هواپيماى ليبى تا چهار ساعت از مطبوعات اسرائيل پنهان ماند، و آن گاه دولت اسرائيل اين خبر را رسماً اعلام كرد. مقام‏هاى اسرائيلى به خبرنگاران اسرائيلى اجازه‏ى عكس گرفتن از لاشه‏ى هواپيماى ليبى را تا 24 ساعت پس از وقوع حادثه ندادند. تقاضاى همه‏ى خبرنگاران براى ديدار از مكان لاشه‏ى هواپيما، بدون هيچ توجهى رد شد. به استناد منابع اسرائيلى، رييس ستاد ارتش اسرائيل تا سه روز از اين حادثه براى مردم سخن نگفت. روزنامه‏نگاران، حتى اسرائيلى‏ها، اين سؤال را كردند كه چرا با اين سرعت تصميم گرفته شد كه هواپيما ساقط شود.
اين سؤال ناشى از آن بود كه تصميم مزبور تنها سه دقيقه پس از اطلاع فرماندهى از پرواز هواپيما بر فراز مراكز نظامى اسرائيل صورت گرفته است. بهانه‏اى كه فرمانده‏ى هواپيماى جنگى اسرائيل در كنفرانس مطبوعاتى عنوان كرد، مى‏تواند تا حدودى روشن كند كه چرا فرماندهى با اين سرعت چنان تصميمى گرفته است. او گفت:
\"هنگامى كه هواپيماى ليبى را هدف قرار دادم، چند دقيقه با كانال سوئز فاصله داشت.\"
سپس فرماندهى بايد به سرعت تصميم مى‏گرفت. در غير اين صورت، هواپيماى ليبى مى‏توانست از چنگ اسرائيليان خارج شود. از اين رو هيچ تماسى با وزير دفاع، براى كسب رهنمود گرفته نشد.
روشن است كه رييس ارتش اسرائيل هنگامى به صدور فرمان اسقاط هواپيما پرداخت كه مطمئن شده بود هواپيماى ليبى هيچ خطرى براى آن‏ها ندارد، و راه خود را بر فراز صحراى سينا گم كرده است. بيم اسرائيلى‏ها از اين كه آن هواپيما نيّات تجاوزكارانه دارد، داراى پايه‏اى از صحت نبود. زيرا چنين نيّت‏هايى تنها هنگامى تحقق مى‏يابند كه آن هواپيما به سوى اهداف نظامى اسرائيل بيايد نه اين كه با تغيير مسير از اين اهداف دور شود.«(71)


تغيير مسير اجبارى هواپيماهاى مسافربرى
در تاريخ 10 آگوست 1973، هواپيماهاى نظامى رژيم صهيونيستى با نفوذ به داخل فضاى لبنان، اقدام به ربودن يك فروند هواپيماى مسافربرى عراقى كردند. و آن‏ها خلبان عراقى را مجبور كردند تا مسير هواپيما را تغيير دهد، آن را در يكى از پايگاه‏هاى هوايى اسرائيل در فلسطين اشغالى فرود آورد.(72)

ربودن هواپيماى لبنانى
»در زمان كمتر از 24 ساعت از صدور قطعنامه‏ى شوراى امنيت سازمان ملل در محكوميت رژيم صهيونيستى در ارتكاب عمل تروريستى سابق، هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى اقدام به ربودن يك هواپيماى لبنانى از نوع بوئينگ 707، متعلق به شركت هواپيمايى خاورميانه كردند. اين هواپيماها خلبان را مجبور كردند تا هواپيما را در فرودگاه شهر لُد، در فلسطين اشغالى، فرود آورد.«(73)

ربودن هواپيماى ليبى در آسمان
»در تاريخ 4 فوريه‏ى 1986، هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى يك هواپيماى مسافربرى ليبى را ربوده، آن را مجبور كردند تا در يكى از پايگاه‏هاى هوايى در شمال فلسطين اشغالى فرود آيد.«(74)
جدول عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى بر ضد هواپيماهاى مسافربرى(75)


عمليات برضد هواپيماهاى نابودى هواپيماها بر روى زمين نابودى هواپيماها در هوا تغيير مسير اجبارى هواپيماها جمع كلى
سال مسافربرى
تكرار كشته مجروحان خسارت‏هاى تكرار كشته مجروحان خسارت‏هاى تكرار كشته مجروحان خسارت‏هاى تكرار كشته مجروحان خسارت‏هاى
حوادث شدگان مالى حوادث شدگان مالى حوادث شدگان مالى حوادث شدگان مالى

75 50 1 1968 نابودى 13 75 50 1 - - - - - - - - 13
فروند هواپيماى
مسافربرى
4 109 1 - - - - 1973 نابودى 1 4 109 3 - - - 2
هواپيما
- - - - - - - - 1 - - - 1 - - -
جمع كلى 14 79 159 5 - - - 3 1 4 109 1 13 75 50 1
آن چه بيان شد، فقط نمونه‏هايى اندك از عمليات پرشمار تروريسم صهيونيستى در خارج از فلسطين اشغالى بود. امّا عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى عليه فلسطينى‏ها در داخل سرزمين‏هاى اشغالى فلسطين به قدرى زياد و جنايت‏آميز است، كه حتى صداى اعتراض خود اسرائيلى‏ها نيز درآمده است. اظهارات ذيل از پرفسور اسرائيل شاهاك، رييس \"جامعه‏ى حقوق بشر و شهروندان اسرائيل\"؛ دليلى است گويا بر اين مدعا، و تصويرى است روشن از تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى:
»براى جلوگيرى از اتلاف وقت و تطول كلام، من به آدم‏كشى‏هاى يهوديان در دوران استعمار انگليس اشاره‏اى نمى‏كنم. فقط به آن قسمت از آدم‏كشى‏هاى يهوديان مى‏پردازم كه در دوران حكومت اسرائيل به وقوع پيوسته است.
گمان نمى‏كنم بتوان مردى را پيدا كرد كه مثل مايرهار - زيون(76) آدم‏كش باشد. او در خاطرات خود، و در بسيارى از مصاحبه‏هايش كه در روزنامه‏هاى اسرائيلى چاپ شده است، با خوشحالى مشخص مى‏كند كه چه آدم‏كش قهارى بوده است و با چه مسرتى مردم را مى‏كشته است. او بيان مى‏كند كه وقتى يك عرب را مى‏كشت، چقدر احساس خوشحالى مى‏كرد؛ و به ويژه وقتى كه ناراحت بود براى رفع ناراحتى خود، اعراب را با كارد مى‏كشت.(77) او تعريف مى‏كند كه چگونه از فرمانده خود خواسته است تا اجازه دهد يك چوپان بى‏سلاح را با كارد خود بكشد. و تعريف مى‏كند كه دوستش چوپان عرب بدبخت را نگه داشته، و او كارد را در قلبش فرو برده، و خون فواره زده است. اگر بخواهيم ساير انواع جنايت‏هاى ماير هارزيون را كشف كنيم، بايد خاطرات موشه شارت(78) را مطالعه كنيم. او تعريف مى‏كند كه هارزيون چگونه همراه يك گروه از تروريست‏ها نظير خودش، 6 نفر عرب را آوردند، و 5 نفر آن‏ها را يكى بعد از ديگرى با كارد كشتند، و ششمين نفر را زنده نگه‏داشتند تا او آن چه را ديده بود براى مردم تعريف كند. عجبا كه اين مرد به نظر اكثر اسرائيلى‏ها، يك قهرمان ملى به شمار مى‏آيد. او را خريدند، و وزير دفاع و فرمانده منطقه‏ى جنوب )موشه دايان و آريل شارون( او را به عنوان نمونه به جوانان معرفى كردند؛ و هيچ كس، حتى آن‏هايى كه از صلح دَم مى‏زنند، اعتراض نكردند.(79)
صفحه بعد فهرست صفحه قبل