| صفحه بعد | عمليات تروريسم دولتى اسرائيل | صفحه قبل |
| عمليات تروريسم دولتى اسرائيل با توجه به شمار بسيار عمليات تروريسم دولتى اسرائيل، و تعدد و گوناگونى آنها، ناچاريم كه در اين فصل، ضمن اشاره به عمليات تروريستى صهيونيستها عليه اعراب و حتى يهودىها قبل و پس از تشكيل اسرائيل، به آن دسته از عمليات تروريسم دولتى اسرائيل كه اين رژيم در فاصلهى سالهاى 1951 تا 2000 مرتكب شده است، اشاره كنيم. اين دوره شامل مراحل مختلف زمانى است، كه عبارتاند از: مرحلهى اول؛ اين مرحله دربرگيرندهى سالهاى اوليهى پس از تشكيل اسرائيل، يعنى 1967-1951 است، و شامل مراحل مختلف رشد نظام صهيونيستى در فلسطين اشغالى مىباشد. مرحلهى دوم؛ اين مرحله سالهاى 1974-1967 را در برمىگيرد، و مرحلهى گسترش و توسعهى رژيم صهيونيستى در سرزمينهاى اشغالى عربى محسوب مىشود. مرحلهى سوم؛ به سالهاى 1991 -1979 برمىگردد. در اين مرحله، زمينههاى لازم براى صلح رژيم صهيونيستى با كشورهاى عربى پيرامون خود شكل مىگيرد. مرحلهى چهارم؛ دورهى زمانى پس از كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل در مادريد در سال 1991 مىباشد، يعنى مرحلهى مذاكرات دوجانبهى اعراب و اسرائيل، تشكيل حكومت خودگردان؛ و انتفاضهى مسجدالاقصى. البته در دو مرحلهى اخير، به ويژه مرحلهى سوم 1992-1979، كه طى آن، نظر رژيم صهيونيستى به صلح با كشورهاى عربى جلب مىشود، به هيچ وجه اين رژيم از خوى تروريستى خود بر ضد مسلمانان دست برنداشته است، بلكه در اين دو مرحله و مراحل قبلى آن، اين رژيم، تمامى اشكال و نمونههاى تروريسم متعارف را، كه سهم به سزايى در توضيح و تبيين ذات و جوهر تروريستى دولتى اسرائيل دارند، مرتكب شده است. در اين جا بعضى از اين اعمال به ترتيب و به اختصار ذكر خواهند شد. × عمليات تروريستى صهيونيستها عليه ديگر يهوديان ترور يهوديان از آنجا كه يهوديان عرب از مهاجرت به كشور جديدالتأسيس اسرائيل اكراه داشتند، دولت اسرائيل توجه خود را به روى جابهجا كردن جوامع قديمى يهودى در كشورهاى عربى متمركز كرد. بنابراين در سال 1329) 1950 ش( صهيونيستها براى آن كه يهوديان عراقى را مجبور به مهاجرت به اسرائيل كنند، توسط مزدوران خود، كنيسههاى يهوديان عراق و ديگر مكانهاى متعلق به آنها را با بمب مورد حمله قرار دادند.(33) شايد بتوان، طرز تفكر كلى اسرائيل دربارهى اين موضوع را، به بهترين وجه با اين بيانيهى رهبر هاگاناه نشان داد: »نگرانى اصلى ما در سوريه و لبنان، تشويق جوانان به استقرار در فلسطين است. به طور كلى، يهوديان ميانسال و يهوديان كهنسال، با سرنوشت خود خو كردهاند؛ و تقريباً ممكن نيست بتوان آنها را به ترك طرز تفكر و عادات نسلهاى گذشته، و آغاز زندگى جديدى در سرزمينهاى پدرانشان ترغيب كرد. انديشهى آغاز يك زندگى جديد براى آنها بىمعنى است. ما تقريباً بايد طرز تفكر آنها را بپذيريم. اما اين فرض را كه يهوديان جوان از وضع خودشان راضى مىباشند، رد مىكنيم. آنها نبايد به همان راه تغييرناپذير والدين خود بروند. ما مصمم بوديم كه آنها را به فلسطين بكشانيم، و زندگى آزاد و كار در خدمت وطن طبيعى را به آنها نشان دهيم.«(34) »در سالهاى بين 1948 تا 1955، بيشترين مهاجرت يهوديان شرقى از كشورهاى عرب به اسرائيل انجام گرفت. در اين سالها حوادث ناگوار بىسابقهاى در روابط بين جوامع يهوديان شرقى و ساكنان كشورهاى عرب به وقوع پيوست. تلاش نويسندگان معاصر يهود در رابطه با اين موضوع، در جهت وضع سياست پيچيدهاى صورت مىگيرد كه هدفش ايجاد تشنج ميان جوامع يهود و عرب به منظور ناراضى كردن جوامع يهودى شرقى، و سپس مهاجرت آنان به اسرائيل مىباشد.«(35) انفجار كشتى حامل مهاجران يهودى پس از اعلام تشكيل رژيم صهيونيستى در نيمهى ماه مه 1948، ميان رهبران سازمانهاى نظامى و تروريستى صهيونيست اختلاف درگرفت. از جملهى اين اختلافها، اختلاف مناخيم بگين، فرمانده سازمان تروريستى ايرگون با ديويد بنگورين، نخستوزير رژيم صهيونيستى بود. اين اختلاف و كشمكش بين رهبران صهيونيسم، به ويژه گروههاى ايرگون و هاگاناه، بر سر تقسيم اسلحه و مهمات كشتى آلتالن؛ به قربانى شدن تعدادى از يهوديان سرنشين اين كشتى منجر شد. »آلتالن (Altalene) كه يكصد و چهل و يكمين كشتى حمل و نقل غيرقانونى يهوديان به فلسطين بود، در ماه ژوئن 1948، بندر پورت دى بوك (Port-de-Bouc) در فرانسه را به مقصد تلآويو ترك كرد. در اثناى عزيمت كشتى، بگين با ديويد بنگورين، نخستوزير وقت، بر سر چگونگى تقسيم اسلحه و مهمات بين نيروهاى هاگاناه و ايرگون، اختلاف پيدا كرد. بنگورين اين اختلاف را فرصتى يافت تا يكى از رقباى خود را از سر راه بردارد. از اينرو، تصميم گرفت چنان چه بگين بر نظر خود در مورد تقسيم محمولهى كشتى پافشارى كند، به زور متوسل شود. در 20 ژوئن 1948، آلتالن به تلآويو رسيد؛ و پس از اين كه جنگجويان مهاجر از آن پياده شدند، بنگورين دستور داد زير آتش توپخانه قرار گيرد. كشتى آتش گرفت و منفجر شد، و در اين بين 15 تن كشته شدند. بگين، بنگورين را متهم كرد كه دستور شليك به آلتالن را داده است تا خود او را، هنگامى كه در حال تخليهى محمولهى روى عرشه بوده است، به قتل برساند.«(36) × ترور رهبران فلسطينى و مبارزان مسلمان ضد صهيونيست تاكنون تعدادى از رهبران و شخصيتهاى فلسطينى، پناهندگان، و نمايندگان سازمانهاى مقاومت فلسطينى، و نيز بعضى از شخصيتهاى مسلمان عربى، به دست عوامل مزدور و صهيونيست اين رژيم، در داخل و خارج از فلسطين اشغالى به قتل رسيدهاند. آمار ذيل شامل برخى از اقدامات تروريستى رژيم صهيونيستى، طى چهار دهه - از سال 1956 تا 1995 - عليه اعراب، به ويژه رهبران مقاومت فلسطين و مبارزان ضد صهيونيستى است:(37) - در 11 ژوئيهى 1335) 1956 ش(، سرهنگ دوم، مصطفى حافظ افسر اطلاعاتى مصر و مسؤول عمليات مقاومت در نوار غزه، به وسيلهى يك محمولهى ارسالى بمبگذارى شده ترور شد. - در 14 ژوئيهى 1335) 1956 ش(، سرهنگ صلاح مصطفى، وابستهى نظامى مصر در اردن )امان(، و مسؤول عمليات مقاومت در اين كشور، يك بسته پستى را گشود كه به نظر مىرسيد حاوى كتاب باشد. بسته منفجر شد، و چند روز بعد، وى در اثر جراحات وارده جان خود را از دست داد. دستگاه اطلاعاتى رژيم صهيونيستى با استفاده از اين روش )بمبگذارى در بستههاى پستى( توانست تعداد زيادى از عربها، بهويژه فلسطينىها، و نيز ديگر مخالفان سياست اسرائيل و جنبش صهيونيسم را از ميان بر دارد. در سال 1351) 1972 ش(، رژيم صهيونيستى حملات خود را بر افراد فلسطينى، بهويژه وابستگان به سازمان آزادىبخش فلسطين متمركز كرد. مقامهاى امنيتى اسرائيل با ارسال بستهها و محمولههاى حاوى بمب، و يا از طريق تيراندازى، آنان را به قتل رساندند. نظير اين حوادث در بيروت، لوسآنجلس، رُم، طرابلس، استهكلم، كپنهاگ، پاريس، قبرس و اسلو رخ داد.«(38) - در 9 جولاى 1351) 1972 ش(، غسان كنفانى؛ اديب، هنرمند و نويسندهى فلسطينى و سخنگوى رسمى جبههى خلق براى آزادى فلسطين؛ به همراه برادرزادهى 19 سالهاش، در اثر انفجار بمبى كه در اتومبيل كار گذاشته شده بود به قتل رسيد. »بعداً رفائيل رونشتاين، خبرنگار روزنامهى هاآرتس در نيويورك، اعلام كرد كه موساد )سازمان اطلاعات و جاسوسى اسرائيل( مسؤول ترور كنفانى بوده است.«(39) - در 19 ژوئيهى 1351) 1972 ش(، دكتر انيس صايغ، مدير مركز مطالعات سازمان آزادىبخش فلسطين در بيروت، در اثر يك پاكت بمبگذارى شده كه براى او ارسال شده بود، در مجلس اعلاى اسلامى به شدت مجروح شد. وى سه انگشت خود را از دست داد و بينايىاش تا حد زيادى از بين رفت. - در 25 ژوئيهى 1351) 1972 ش(،بسام ابوشرف؛ مبارز فلسطينى، و معاون مرحوم غسان كنفانى، سخنگوى جبههى خلق؛ به وسيلهى بستهى انفجارى پستى در بيروت مجروح شد. - 17 اكتبر 1351) 1972 ش(، وائل زعيتر، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در رم، در مقابل منزلش هدف گلولهى دو نفر مسلح فرا گرفت. تروريستها به وسيلهى اتومبيلى كه در انتظارشان بود فرار كردند.(40) - در 25 اكتبر 1351) 1972 ش(، ابوخليل، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در الجزاير، بر اثر انفجار در دفتر ساف واقع در الجزاير كشته شد. - در 29 نوامبر 1351) 1972 ش(، احمد عوضالله، به وسيلهى نامهى انفجارى، در استهكلم مجروح شد. - در 8 دسامبر 1351) 1972 ش(، محمود الهمشرى، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در فرانسه، در اثر انفجار بمبى كه در اتاق خواب منزل مسكونىاش در پاريس كار گذشته شده بود به سختى مجروح شد؛ و در 9 ژانويهى 1973 بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. بعدها معلوم شد كه انفجار، در اثر كارگذاشتن يك بمب در گوشى تلفن آپارتمان او به وقوع پيوسته است.(41) تمام ترورهايى كه در سال 1972 انجام گرفت، و در بالا به آنها اشاره شد، از سوى سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد( طرحريزى و اجرا شد. مقالهى رفائيل روتشتاين، خبرنگار روزنامهى اسرائيلى هاآرتس در نيويورك، كه روزنامه جروزالم پست در 22 ژانويهى 1973 آن را نقل كرده است؛ بهترين گواه بر صحت تروريسم دولتى رژيم صهيونيستى است. براساس مقالهى روتشتاين، سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد(، حملات تروريستى وسيعى عليه اعضاى جنبش مقاومت فلسطين در اروپا به راه انداخته است. در مقالهى مذكور آمده است كه سازماندهندهى اين عمليات، آهارون ياريو، رييس سابق بخش اطلاعات در ستاد ارتش اسرائيل، و مشاور كنونى امور امنيتى رييس حكومت اسرائيل است. مقالهى مذكور تصريح مىكند كه سازمان جاسوسى اسرائيل، مسؤول ترور وائل زعيتر، نمايندهى جنبش الفتح، در رم، در اكتبر گذشته؛ و غسان كنفانى، سخنگوى رسمى جبههى خلق براى آزادى فلسطين مىباشد. در اين مقاله آمده است كه اسرائيل هرگز به اين گونه عمليات تروريستى اعتراف نمىكند. - در 21 ژانويهى 1352) 1973 ش(، حسين عبدالخبير، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در قبرس، بر اثر انفجار بمبى كه در اتاق خوابش كار گذاشته شده بود، كشته شد. - در 6 آوريل 1352) 1973 ش(، دكتر باسل القبيصى، استاد دانشكدهى حقوق دانشگاه آمريكايى بيروت، و نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در بيروت، هدف گلوله قرار گرفت. - در 9 آوريل 1352) 1973 ش(، ابوسامى اعلى احمد عبدالقادر، نمايندهى ساف در قبرس، به وسيلهى بمبى كه زير تختخوابش در يكى از مسافرخانهها كار گذاشته شده بود، كشته شد. - در 9 آوريل 1352) 1973 ش(، سه تن از رهبران سازمان آزادىبخش فلسطين به نامهاى كمال عدوان، كمال الناصر و محمد يوسف النجار )ابويوسف(، به همراه همسر ابويوسف، با هجوم مسلحانهى كماندوهاى اسرائيلى - با مشاركت ايهود باراك - به منزلشان در بيروت، كشته شدند. - در 12 آوريل 1352) 1973 ش(، موسى ابوزيد، يكى از رهبران مقاومت فلسطينى در آتن، به وسيلهى بمبى كه در اتاق خوابش كار گذاشته شده بود، ترور شد. - در 28 ژوئيهى 1352) 1973 ش(، محمد ابوديا، يكى از نمايندگان سازمان آزادىبخش فلسطين در پاريس، ترور شد. - در 21 جولاى 1352) 1973 ش(، احمد بوشيكى، نمايندهى ساف در اسلو؛ و در همان روز، عباس بشير، در قبرس ترور شد. در مه سال 1974 )ارديبهشت 1353)، تعدادى از اعضاى گروه دفاع از يهود، به دكتر محمد مهدى از كميسيون كار عرب حمله برده، و او را با ميلهاى فلزى به شدت مضروب كردند. وى پس از آن كه كمرش شكست، به بيمارستان انتقال يافت. چند نارنجك نيز به منزل وى پرتاب شد. مستخدمان او مضروب وبرخى از آنها نيز با چاقو مجروح شدند. پليس رژيم صهيونيستى تا پس از يك سال، حتى يك نفر از تروريستها را بازداشت نكرد. اين امر در حالى اتفاق افتاد كه مرتكبان اين حمله، بر صفحهى تلويزيون ظاهر شده، و به كار خود افتخار كردند. - در سال 1353) 1974 ش(، ابو حساب، يكى از رهبران جنبش فتح، در بيروت ترور شد. - در سال 2 فوريهى 1355) 1977 ش(، محمود ولد صالح، در پاريس ترور شد. وى يكى از شخصيتهاى عرب همكار با سازمان آزادىبخش فلسطين بود. در سال 4 فوريهى 1357) 1978 ش(، سعيد حمامى، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در تونس، ترور شد. در سال 3 آگوست 1355) 1978 ش(، عزالدين قلق، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در فرانسه، ترور شد. - در 15 مارس 1358) 1979 ش(، سمير طوقان، عضو دفتر سازمان آزادى بخش فلسطين، در قبرس ترور شد. - در 15 دسامبر 1358) 1979 ش(، ابراهيم عبدالعزيز، يكى از رهبران فتح، در قبرس ترور شد. - در 25 دسامبر 1358) 1979 ش(، على ناصر ياسين نمايندهى ساف در كويت؛ و على حسن سلامه، عضو شوراى انقلابى فتح، كه يكى از رهبران ساف در بيروت بود، به وسيلهى بمبى كه در اتومبيلشان كار گذاشته شده بود، ترور شدند. - در 18 فوريهى 1358) 19870 ش(، يوسف مبارك، يكى از شخصيتهاى فلسطين، در پاريس ترور شد. - در 2 ژوئن 1359) 1980 ش(، در اتومبيل سه تن از شهرداران فلسطينى به نامهاى بسام الشعكه از نابلس، كريم خلف از رامالله، و ابراهيم طويل از بيره، بمبگذارى شد كه نامبردگان به شدت مجروح شدند. - در 13 ژوئن 1359) 1980 ش(، يحيى المشد، دانشمند فيزيكدان مصرى، در پاريس ترور شد. - در9 اكتبر 1360) 1981 ش(، ماجد ابوشرار، مسؤول تبليغات جنبش فتح، در رم ترور شد. - در 7 دسامبر 1360) 1981 ش(، دكتر عبدالوهاب كيالى، يكى از شخصيتهاى مشهور فلسطينى، در بيروت؛ و نعيم خضر، نمايندهى سازمان آزادى بخش فلسطين در بلژيك و بروكسل، ترور شد. - در 17 ژوئن 1361) 1982 ش(، نزيه مطر، يكى از اعضاى مقاومت فلسطين؛ و محمد طه، يكى از افسران بلند پايهى سازمان آزادى بخش فلسطين در آلمان، ترور شدند. - در 23 جولاى 1361) 1982 ش(، فاضل العنانى، نمايندهى سازمان آزادى بخش فلسطين در پاريس ترور شد. - طى روزهاى 16 تا 18 سپتامبر 1361) 1982 ش(، بيش از چهار هزار پناهندهى فلسطينى، در اردوگاههاى صبرا و شتيلا قتل عام شدند. - در 28 سپتامبر 1361) 1982 ش(، سرتيپ سعد صايل )ابوالوليد(، يكى از رهبران سازمان، در درهى بقاع لبنان ترور شد. - در 23 فوريهى 1361) 1983 ش(، جميل عبدالقادر عبدالرب، يكى از شخصيتهاى فلسطينى، در آتن ترور شد. - در 10 آوريل 1362) 1983 ش(، دكتر عصام سرطاوى، نمايندهى سازمان آزادىبخش فلسطين در اجلاس كشورهاى سوسياليستى، در پرتغال ترور شد. - در 20 آگوست 1362) 1983 ش(، مأمون مريش الصغير، نمايندهى ساف، در آتن ترور شد. لازم به يادآورى است كه پس از انقلاب اسلامى ايران و اوايل سال 1984 )اواخر 1362 ش(؛ و تأثير آن در منطقهى خاورميانه، و مبارزات ضد صهيونيستى، به ويژه مبارزات مردم مسلمان لبنان و فلسطين، همچنين اعلام موجوديت حزب الله لبنان در سال 1983؛ عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى ابعاد وسيع ترى به خود گرفت. اين رژيم، پس از اين رويداد، نه تنها به ترور مبارزان و رهبران جنبش مقاومت فلسطين پرداخت، بلكه ترور مبارزان و رهبران مسلمان در ديگر كشورها به ويژه لبنان را نيز در دستور عمليات تروريستى خود قرار داد. رژيم صهيونيستى با اعزام تيمهاى تروريستى و واحدهاى ويژهى كماندويى به ديگر كشورها، به ترور و يا ربودن برخى از رهبران جنبش مقاومت فلسطين و ديگر گروههاى مسلمان و مبارز دست زد. به ويژه، با فعال شدن مقاومت اسلامى در لبنان، ترور و دستگيرى شخصيتهاى سياسى مسلمان، و نيز رهبران مقاومت اسلامى و حزبالله لبنان و فلسطينىهاى اسلامگرا، در اولويت يكم عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى قرار گرفت، برخى از اين عملياتها عبارتاند از: - در 11 فوريهى 23) 1984 بهمن 1362 ش(، سيد علىاكبر محتشمىپور، سفير جمهورى اسلامى ايران در سوريه )دمشق(، يك بستهى پستى دريافت كرد.اين بسته منفجر شد، و وى را به شدت مجروح كرد. در اين حادثه، دست راست او از مچ، و سه انگشت دست چپش قطع شد؛ همچنين گاز سمى كه پس از انفجار بمب متصاعد شده بود، وى را به شدت مسموم كرد.(42) - در 13 مه 1363) 1984 ش(، حنا مقبل، دبير كل اتحاديهى روزنامهنگاران و نويسندگان عرب، در قبرس ترور شد. - در سال 1363) 1984 ش(، شيخ راغب حرب، روحانى مبارز لبنانى و امام جمعهى شهرك جبشيت لبنان، در حد فاصل شهرهاى نبطيه وجبشيت در جنوب لبنان، هدف تيراندازى عوامل صهيونيست و اشغالگر قرار گرفت و به شهادت رسيد. - در همين سال، (4 ماه پس از ترور قبلى(، يك بستهى انفجارى پستى كه از فرانسه براى سيد على اكبر محتشمىپور، سفير ايران در سوريه پست شده بود، كشف و خنثى شد. - در 21 اكتبر 1365) 1986 ش(، سرتيپ منذر ابوغزاله، فرماندهى دريايى فلسطين، به وسيلهى بمبى كه در اتومبيلش كار گذاشته شده بود، در آتن ترور شد. - در 14 فوريهى 1366) 1988 ش(، سه تن از رهبران مقاومت فلسطين به نامهاى محمد بحيص، محمد تميمى و مروان كيالى، در قبرس ترور شدند. - در 16 آوريل 1366) 1988 ش(، خليل وزير )ابو جهاد(، عضو كميتهى مركزى جنبش فتح، و دومين شخصيت اين جنبش؛ كه از طرفداران خطمشى مبارزهى مسلحانه با رژيم صهيونيستى در سازمان آزادىبخش فلسطين بود، توسط كماندوهاى رژيم صهيونيستى، طى يك برنامهريزى دقيق، در منزلش واقع در منطقهى حمام الشط تونس ترور شد. - در همان سال، صلاح خلف )ابو زياد(، مرد شمارهى 3 فتح، توسط كماندوها و تروريستهاى اسرائيلى در تونس ترور شد. - در 17 مارس 27) 1992 بهمن 1370 ش(، دو فروند بالگرد جنگى رژيم صهيونيستى، در يك عمليات هوايى، اتومبيل حجةالاسلام والمسلمين سيدعباس موسوى؛ روحانى برجستهى لبنانى، و دبيركل جنبش حزبالله لبنان را در نزديكى شهر نبطيه در جنوب اين كشور، هدف چند موشك هوا به زمين قرار دادند. در نتيجهى اين حمله، سيدعباس، همسر، فرزند 6 ساله و رانندهاش به شهادت رسيدند. - در 20 فوريهى 1372) 1994 ش(، يك تروريست صهيونيست به نام باروخ گلدشتاين، هنگامى كه نمازگزاران حرم ابراهيمى الخليل در شهر الخليل، در حال اقامهى نماز جماعت بودند، با مسلسل به طرف آنها شليك كرد. در نتيجهى اين اقدام تروريستى، 34 تن از نمازگزاران حاضر در حرم به شهادت رسيدند. بعدها رژيم صهيونيستى اعلام كرد كه قاتل از وضعيت روحى و روانى سالمى برخودار نبوده است. - در 22 ژوئن 1374) 1995 ش(، محمود خواجه، مسؤول دستگاه نظامى جنبش جهاد اسلامى در غزه، ترور شد. - در 26 اكتبر 4) 1995 آبان 1374 ش(، دكتر فتحى شقاقى دبيركل جنبش جهاد اسلامى فلسطين؛ توسط دو نفر موتور سوار كه از عوامل سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد( بودند، در كشور مالت، مورد اصابت 5 گلولهى مسلسل قرار گرفت و به شهادت رسيد. اين عمليات با نظارت شخص اسحاق رابين، نخستوزير وقت رژيم صهيونيستى انجام گرفت. - در 15 ژانويهى 1375) 1996 ش(، مهندس يحيى عباش، از فرماندهان نظامى جنبش حماس، به وسيلهى انفجار تلفن همراهش ترور شد و به شهادت رسيد. - در 29 مارس 1997 )فروردين 1376 ش(، محىالدين شريف، از اعضاى كادر نظامى حماس، و از فرماندهان انتفاضه، ترور شد. - در 24 نوامبر 1379) 2000 ش(، ابراهيم بنى عوده، يكى از افراد كادر نظامى حماس در نابلس، ترور شد. - 31 دسامبر 12) 2000 دى 1379 ش(، نيروهاى ويژهى اسرائيلى، دكتر ثابت احمد ثابت، دبيركل جنبش فتح در منطقهى طولكرم، و مدير ادارهى قرنطينه در وزارت بهداشت فلسطين را در شمال كرانهى باخترى هدف قرار دادند. وى مورد اصابت حداقل شش گلوله قرار گرفت، و پس از انتقال به بيمارستان به شهادت رسيد. - در 13 فوريهى 25) 2001 بهمن ماه 1379 ش(، يك افسر از محافظان شخصى ياسر عرفات، در حالى كه در اتومبيل خود بود، توسط يك بالگرد نظامى رژيم صهيونيستى در نوار غزه، هدف چهار راكت قرار گرفت و كشته شد. با شروع انتفاضهى جديد مسجدالاقصى، رژيم صهيونيستى بهمنظور خاموش كردن آتش انتفاضه، دور جديدى از عمليات تروريستى خود را عليه فعالان انتفاضه و رهبران مقاومت ضد صهيونيستى در داخل سرزمينهاى اشغالى فلسطين شروع كرد.اين رژيم با تشكيل چندين دسته و گروه تروريستى تحت عنوان جوخههاى مرگ، دهها تن از رهبران مقاومت ضد صهيونيستى و انتفاضه را در سرزمينهاى اشغالى به شهادت رساند. البته بيشتر افرادى كه در ترور رهبران انتفاضه دست داشتهاند، از مزدورانى بودهاند كه براى سازمان اطلاعات اسرائيل )شاباك( كار مىكردهاند. براساس تحقيقات دستگاههاى امنيتى فلسطين، سرويسهاى اطلاعاتى رژيم صهيونيستى، براى مقابله با فلسطينىها، اقدام به ترور عناصر كليدى آنها كردند. اين رژيم براى كشتن رهبران فلسطينى از روشهاى خاصى استفاده كرده و مىكند. از جملهى اين روشها مىتوان به ترور رهبران اصلى انتفاضه توسط مزدورانى كه رابطهى نزديك و خويشاوندى با اين افراد داشتهاند اشاره كرد. از جمله افرادى كه با اين ترفند كشته شدهاند، مىتوان به جمال عبدالرزاق، يكى از فرماندهان اصلى جنبش فتح توسط دايى او؛ و همچنين ابراهيم بنىعوده، يكى از فرماندهان سرويس نظامى حماس در كرانه باخترى، به دست پسرعمويش، اشاره كرد.(43) × بمبگذارى و بمباران تأسيسات شهرى و اماكن مسكونى يكى از قديمىترين روشهاى تروريستى كه رژيم صهيونيستى عليه مخالفان خود به آن تمسك جسته، بمبگذارى در مراكز، دفاتر، تأسيسات شهرى و محلهاى عبور و مرور مردم بىگناه؛ بهويژه زنان، كودكان و سالخوردگان است. شمار اين اعمال تروريستى رژيم صهيونيستى در طى پنج دههى اخير به قدرى زياد است، كه امكان ارايهى آمار و ارقام همهى آنها وجود ندارد. در اين جا فقط به تبيين چند نمونه تروريسم صهيونيستى در اين زمينه اكتفا مىشود؛ كه عبارتاند از: بمبگذارى در اماكن و تأسيسات عامالمنفعه، و منازل مردم رژيم صهيونيستى، از هنگام اشغال فلسطين در سال 1984، به يك سرى عمليات بمبگذارى بر ضد فلسطينيان و منازل مسكونى آنها؛ و نيز تأسيسات شهرى عربى؛ در سرزمينهاى اشغالى فلسطين و خارج آن، دست زد. اين عمليات، نتايجى چون نابودى بسيارى از روستاهاى عربنشين، پراكنده و آواره كردن هزاران فلسطينى؛ كشته شدن هزاران نفر از شهروندان فلسطينى؛ تخريب و نابودى تأسيسات حياتى شهرى؛ و حتى تخريب اماكن دولتى و تاريخى را در پى داشت. در ذيل، براى ذكر نمونه، به بعضى از اين اقدامات تروريستى اشاره مىشود: ويران كردن روستاها و تخريب منازل بعضى از منابع، مجموع روستاهاى عربى كه توسط رژيم صهيونيستى به طور كامل ويران شده را، بالغ بر دويست و پنجاه روستا ذكر مىكنند. اين تعداد، جداى از تخريب و ويرانى جزيى محلههاى مسكونى، و ساختمانهاى داراى ارزش تاريخى و مذهبى است. نابودى و تخريب تأسيسات حياتى شهرى كه شامل: - تخريب و نابودى كامل تأسيسات مركزى آب شهر غزه (14 اوت 1954) - تخريب كارگاههاى روغنگيرى در سوئز )ژوئن 1967) - انفجار مراكز تجارى و مغازههاى شخصى افراد. - تخريب تأسيسات شهر اردوگاه جنين در 2002/3/29 بمبگذارى در محلهها و خيابانهاى پر جمعيت: اين بمبگذارىها كه از فرط كثرت آمار دقيقى از آنها در درست نيست، شامل اين عناوين مهم هستند: - كشتار عيترون (17 مه 1975) - كشتار بنتجبيل (15 مارس 1978) - كشتار معركه (5 مارس 1985) - كشتار زاريّه ( 11 مارس 1985) - كشتار حومين التحتا (21 مارس 1985) - كشتار نبطيه (21 مارس 1994) - كشتار سحمر (2 آوريل 1996) رژيم صهيونيستى از سال 1990 اقدام به مينگذارى در مناطق مختلف بقاع غربى كرده است كه تاكنون بالغ بر 200 نفر بر اثر انفجار اين مينها جان خود را از دست داده و صدها تن مجروح شدهاند. كشتار فلسطينيان در گزارش زير(44) ليستى از فجيعترين كشتارهاى اسرائيلى عليه ملت فلسطين آمده است. هدف پنهان در پشت همهى اين كشتارها اسكان يهوديانى بوده است كه از كشورهاى ديگر به اين منطقه مهاجرت كردهاند: كشتار بلدة الشيخ 1947/12/31 گروههاى تروريستى هاگاناه به روستاى بلدةالشيخ كه در حال حاضر »تل غنان« ناميده مىشود حمله كردند. اين حمله منجر به كشتهشدن 60 نفر شد كه اكثر آنها را زنان و كودكان تشكيل مىدادند. جسد بسيارى از آنها در داخل منازل روستا پيدا شد. كشتار ديرياسين 1948/4/10 در اين تاريخ گروههاى اشترن، ايرگون و هاگاناه به روستاى ديرياسين واقع در غرب شهر قدس حمله كردند. اين در حالى بود كه در ساعت 2 نيمه شب افراد گروههاى تروريستى صهيونيستى هر كس را كه در تيررس آنها قرار داشت، مىكشتند. بعد از اين عمل منازل روستائيان را بمبگذارى و خانههاى آنها را به طور كامل ويران كردند. در بخشنامههاى رسيده به آنها دستور داده شده بود كه خانهها را به طور كامل ويران كنند. در پشت نيروهايى كه منازل را بمبگذارى مىكردند، افرادى از ايرگون و اشترن بودند كه مأموريت آنها كشتن افراد داخل منازل بود. در نتيجه اين كشتار 360 فلسطينى به شهادت رسيدند كه اكثر آنها از پيرمردان و زنان و كودكان بودند. بر روى ويرانههاى اين روستا شهرك گفعات شائول بنا شده است. كشتار روستاى ابوشوشه 1948/5/14 اين كشتار در روستاى ابوشوشه در نزديكى ديرياسين اتفاق افتاد. نتيجه اين كشتار به شهادت رسيدن 50 شهيد از زن و مرد و پير و جوان بود. سربازان تيپ گفئاتى بر روى هر جنبدهاى در اين روستا آتش مىگشودند. كشتار طنطوره 1948/8/22 در شب 22 و 23 ماه مى 1948 گردان 33 وابسته به تيپ الكسندرونى )كه در آن زمان \"گردان شنبه\" ناميده مىشد و موظف بود در پايان هر هفته از آغاز سال 1948 مسؤوليتى مهم بر عهده گيرد( به روستاى طنطوره حمله كرد. و روستا بعد از چند ساعت مقاومت اهالى آن توسط نيروهاى ارتش اسرائيل اشغال شد. سربازان اسرائيلى تا ساعتها در تعقيب مردان جوان و ميانسال بودند تا آنها را به قتل برسانند. اين روستا در اولين ساعات روز، به دست صهيونيستها افتاد. اين كشتار بيش از 90 كشته داشت كه همگى را در يك گور دستهجمعى دفن كردند. كشتار قبيه 1953/10/14 يگانهاى ارتش نظامى اسرائيل در تاريخ فوق روستاى قبيه را محاصره كردند. تعداد ساكنين اين روستا در موقع كشتار 200 نفر و تعداد سربازان اسرائيلى حملهكننده 600 نفربود. در ابتدا ارتش اسرائيل با توپخانهى خود اين روستا را بمباران كرد. سپس نيروهاى اشغالگر اسرائيل به روستا حمله كردند و به طور ناگهانى به شليك پرداختند و يا سقف خانهها را بر روى ساكنان آن خراب كردند. نتيجه اين كشتار ويران شدن 56 منزل، مسجد روستا، مدرسه و تنها آبانبار آن بود. همچنين 67 فلسطينى شهيد و حدود صدها تن مجروح شدند. فرماندهى نيروهاى اسرائيلى كه دست به اين كشتار زد آريل شارون بود. كشتار قلقيلية 1956/10/10 ارتش اشغالگر اسرائيل و گروهى از شهركنشينان صهيونيست به روستاى قلقيلية واقع بر روى خط سبز حدفاصل بين سرزمينهاى اشغالى عربى 1948 و كرانه باخترى حمله كردند. در اين حمله چندين تانك و گردان توپخانه و ده فروند هواپيماى جنگنده شركت داشتند. ارتش اسرائيل قبل از حمله به اين روستا، آن را كاملاً ويران كرد. نتيجه اين كشتار 70 شهيد بود. كشتار كفرقاسم 1956/10/29 اين روستا در جنوب استان طولكرم واقع شده است. در اين كشتار 49 غيرنظامى فلسطينى از زن و مرد و پير و جوان به شهادت رسيدند. كشتار خانيونس 1956/11/3 ارتش اسرائيل در اين روز به اردوگاه خانيونس در جنوب غزه حمله كرد و بيش از 250 فلسطينى را به خاك و خون كشيد. تنها 9 روز پس از اين كشتار يعنى در 1956/11/12 در همان اردوگاه كشتار ديگرى به پا كردند كه در نتيجهى آن 275 فلسطينى ديگر به شهادت رسيدند. همچنين در همان روز 100 فلسطينى ديگر در اردوگاه رفح به دست صهيونيستهابه شهادت رسيدند. كشتار مسجدالاقصى 1990/10/8 در روز دوشنبه 1990/10/8 قبل از نماز ظهر چند نفر از يهوديان تندرو به نام هيأت امناى جبل هيكل مىخواستند سنگى را به عنوان يكى از اركان هيكل دروغين و اسطورهى خود در مسجدالاقصى قرار دهند. اهالى قدس از ورود اين افراد به قدس جلوگيرى كردند و معتقد بودند كه اين افراد مسجدالاقصى را آلوده مىكنند. در همين زمان درگيرىهايى بين تندروهاى يهودى به رهبرى غرشون سلمون رهبر امناى جبل هيكل با پنج هزار فلسطينى كه قصد برگزارى نماز در مسجد را داشتند بهوجود آمد. پس از آن سربازان پاسدار مرز اسرائيلى در محل حادثه حاضر و همگى داخل مسجدالاقصى شدند و به سوى نمازگزاران آتش گشودند،بى آنكه بين كودك و زن و پيرمرد تفاوتى قائل شوند. اين امر منجر به شهادت 21 نفر و زخمى شدن 150 نفر شد. همچنين 270 نفر در داخل و خارج حرم شريف بازداشت شدند. كشتار حرم ابراهيمى 1994/2/25 اين كشتار از جايى آغاز شد كه، باروخ گلدشتاين و گروهى از شهركنشينان شهرك صهيونيستنشين \"كريات اربع\" در وقت نماز صبح وارد مسجدالاقصى شدند. گلدشتاين در پشت يكى از ستونهاى مسجد ايستاد و منتظر شد تا نمازگزاران سجده كنند. پس از آن به سوى نمازگزاران كه در حال سجده بودند، آتش گشود. عدهاى نيز به او تجهيزات و فشنگ مىرساندند. گلوگهها و تركشهاى نارنجك باعث جراحت بيش از 350 نفر از نمازگزاران شد. در هنگام اجراى اين كشتار، سربازان ارتش اسرائيل درهاى مسجد را بستند و از فرار نمازگزاران خوددارى كردند. همچنين به هيچكس اجازه نمىدادند تا براى نجات مجروحين به داخل حرم برود. در همين زمان عدهاى نيز در خارج از مسجد و عدهاى ديگر نيز در حين تشييع جنازهى شهدا كشته شدند. در اين كشتار 50 نفر به شهادت رسيدند كه 29 نفر از آنها جزء نمازگزاران حرم بودند. كشتار اردوگاه جنين 2002/4/9 - 2002/3/29 ارتش اشغالگر اسرائيل در 29 مارس 2002 حمله نظامى گستردهاى را به مناطق فلسطيننشين آغاز كرد و در خلال آن تعدادى از شهرها و روستاها و اردوگاههاى فلسطينى را اشغال كرد. بعد از دو هفته از محاصرهى اردوگاه جنين و شروع جنگ شديد بين نيروهاى مقاومت فلسطين و نيروهاى اشغالگر به رياست، \"شائول موفاز\"، اين نيروها با تانكهاى خود وارد اردوگاه شدند و با تهاجمى گسترده پس از به پايان رسيدن مهمات نيروهاى مقاومت اردوگاه را تصرف در آورند. بعد از تسخير اردوگاه بسيارى از جوانان فلسطينى توسط صهيونيستهااعدام شدند. سپس تانكهاى اسرائيلى وارد شد و برخى خانههاى فلسطينيان را تخريب كردند. تعداد شهداى اين اردوگاه به 200 شهيد مىرسد. هنوز تعداد شهدايى كه در گورهاى دستهجمعى مدفون شدهاند، مشخص نيست. × بمباران بيمارستانها، مدارس و مراكز غير نظامى تعداد عمليات گلولهباران و بمباران مراكز شهرى و غيرنظامى عربى توسط رژيم صهيونيستى، در فلسطين اشغالى و ديگر كشورهاى عربى، بسيار زياد است. اين گلولهبارانها و بمبارانها، به طور عمده روى مراكزى همچون بيمارستانها، كارخانههاى غيرنظامى، مدارس، مؤسسههاى علمى، كارخانههاى داروسازى و مقرها و دفاتر ادارى انجام گرفته است. در اين رابطه براى نمونه مىتوان موارد ذيل را نام برد: - بمباران بيمارستان أوعستا ويكتوريا در شهر قدس به وسيله بمبهاى ناپالم كه منجر به شهادت بيماران آن بيمارستان شد.(45) - بمباران آمبولانس حامل مجروحان لبنانى در سال 1996، پس از تجاوز شانزده روزهى نيروهاى رژيم صهيونيستى به لبنان، كه منجر به كشته شدن تمامى سرنشينان آمبولانس شد. - بمباران مدارس: طى هجومى وحشيانه در 2 آوريل 1971 به دبستان ابتدايى بحرالبقر در استان شرقيهى مصر، مدرسه ويران شد و 50 دانشآموز كشته و صدها تن زخمى شدند.(46) - بمباران كارخانههاى غيرنظامى: در تاريخ 12 فوريهى 1970 كارخانهى أبى زعيل در غرب قاهره با موشك و بمبهاى ناپالم بمباران شد. همچنين در سال 1998 رژيم صهيونيستى اقدام به بمباران يك كارخانهى سرمسازى در حومهى شهر خارطوم كرد كه اين بمبارانها خسارات جانى و مالى بسيار در پى داشت. - بمباران مقرها و دفاتر ادارى: بمباران مقر سازمان آزادىبخش فلسطين در منطقهى حمام الشط در تونس به سال 1985 كه به نابودى اين مقر و شهادت بسيارى از كاركنان آن انجاميد.(47) - بمباران مراكز تجمع غيرنظاميان: در پى تجاوز نظامى رژيم صهيونيستى به لبنان در سال 1986، مردم بىپناه روستاهاى جنوب اين كشور، كه در 19 آوريل 1996 از ترس بمباران روستاهايشان به مركز نيروهاى بينالمللى مستقر در حوالى روستاى قاناپناه برده بودند، هدف بمباران وحشيانهى هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند. در اين بمباران 111 تن از غيرنظاميان بىپناه كه به طور عمده از كهنسالان، زنان و كودكان بودند، به شهادت رسيدند. × ربايش و گروگانگيرى غيرنظاميان: اين اقدام تروريستى رژيم صهيونيستى شامل موارد ذيل مىباشد: ربودن فرماندهان و دانشمندان نازى آلمان: در 10 مه 1960 رژيم صهيونيستى طى يك عمليات از پيش تعيين شده، آدولف آيشمن، »افسر نازى سابق آلمانى« را از آرژانتين ربود و به فلسطين اشغالى منتقل كرد. اين افسر نازى پس از محاكمه، اعدام و جسدش سوزانده شد.(48) شوراى امنيت سازمان ملل متحد اين اقدام رژيم صهيونيستى را محكوم كرد. بسيارى از حقوقدانان نيز از آن به عنوان يك جرم آشكار ياد كردند. - ربودن، لودفنج زند - يكى از رهبران حزب نازى - از شهر ناپولى ايتاليا و انتقال او به فلسطين.(49) - ربودن هيتز كروج دانشمند آلمانى در 11 سپتامبر 1962 از آلمان.(50) - تلاش براى ربودن فرزند پل جروكى دانشمند آلمانى به سال 1963 در مرز آلمان و سوئيس، كه عقيم ماند.(51) - ربودن دكتر ژوزف منجل پزشك پادگان اوشتز آلمان از آرژانتين و انتقال وى به فلسطين. ربودن شخصيتهاى مبارز و رهبران مقاومت ضد صهيونيستى لبنان: - ربودن شيخ عبدالكريم عبيد در سال 1989 از لبنان كه از روحانيون مبارز و برجستهى لبنان وابسته به مقاومت اسلامى و امام جمعهى شهرك جبشيت در جنوب اين كشور بود. وى به فلسطين اشغالى منتقل شد و تحت شكنجه قرار گرفت. وى هنوز هم در زندانهاى رژيم صهيونيستى به سر مىبرد.(52) - ربودن مصطفى ديرانى مسؤول مقاومت مؤمنهى جنبش اهل لبنان، از اين كشور به تاريخ 1372/2/31 و انتقال وى به فلسطين اشغالى.(53) اخبار و گزارشهاى بسيارى حاكى از آن است كه هنوز هم نيروهاى ويژهى كماندويى رژيم صهيونيستى، اقدام به ربودن رهبران و شخصيتهاى مبارز مقاومت ضدصهيونيستى مىكنند كه البته در هيچ يك از عملياتهاى اخير موفق نبودهاند. گروگانگيرى - گروگانگيرى كودكان اردنى در خلال جنگ 1967 به منظور فشار بر اردنىها براى آزادسازى برخى اسراى اسرائيلى.(54) - گروگانگيرى يك خانواده كشاورز مصرى پس از جنگ 1967 و به آتش كشيدن خانه و مزرعهى آنها.(55) ربودن ديپلماتهاى ايرانى در بيروت در تاريخ 14 تير 1361، چهار ديپلمات ايرانى به نامهاى محسن موسوى - كاردار سفارت جمهورى اسلامى ايران در لبنان - احمد متوسليان - ديپلمات - تقى رستگار مقدم - رانندهى سفارت - و كاظم اخوان - عكاس خبرگذارى جمهورى اسلامى ايرانى در پست بازرسى جادهى طرابلس بيروت توسط آدمربايان صهيونيستى تحت فرماندهى سمير جعجع ربوده و به نظاميان اسرائيل تحويل شدند. پس از آن، اين چهار ايرانى، به يكى از دو بازداشتگاه عطيه و صرفند كه از مخوفترين زندانهاى رژيم صهيونيستى است، انتقال يافتند. × ترور دانشمندان ترور فيزيكدانان مصرى و دانشمندان انرژى هستهاى عرب صهيونيستها، به منظور حفظ و تثبيت كيان و سلسلهى خويش در منطقهى خاورميانه؛ و با هدف برهم زدن توازن قوا بين رژيم صهيونيستى و كشورهاى عربى منطقه به نفع اين رژيم، همواره از دسترسى عربها به سلاحهاى پيشرفته، به ويژه سلاحهاى هستهاى در بيم و هراس بودهاند. از اينرو، سردمداران اين رژيم، ترور فيزيكدانان و دانشمندان عرب در زمينهى انرژى هستهاى را در دستور اقدامات تروريستى خود قرار دادند. نمونههايى از اين اعمال تروريستى از اين قرارند: 1. ترور دانشمند فيزيكدان مصرى، خانم دكتر سميره موسى، در 15 آگوست 1952. 2. ترور دكتر نبيل القليبى، يكى از فيزيكدانان و دانشمندان انرژى هستهاى مصر، در شهر پراگ پايتخت چكسلواكى در ژانويهى 1975 )بهمن ماه 1354). 3. ترور دكتر يحيى المشد، دانشمند فيزيكدان مصرى، در 14 ژوئن 1359) 1980 ش(، در شهر پاريس. 4 - ترور نبيل احمد فليفل، يكى از دانشمندان فيزيك طبيعى و هستهاى عرب، در شهرك بيت غور. ترور دانشمند آلمانى در مصر 1. در نوامبر 1962 و مارس 1963، دانشمندان آلمان غربى مشغول به كار در مصر ، 3 بمب پستى دريافت كردند. دو تا از اين بمبها منفجر شد، و موجب كشته شدن 6 دانشمند مصرى، و نابينا شدن يك منشى زن شد. دفتر دادستان عمومى فدرال در كارلسروهه اعلام كرد كه نامهها از هامبورگ پست شده بودند.(56) 2. در 19 مارس 1963، پليس سوييس اعلام كرد كه يوسف ابن گال، كارمند ظاهرى وزارت آموزش و پرورش اسرائيل، و دكتر اتو جوكليك، دانشمند اتريشى را دستگير كرده است. اتهام آنها اين بود كه يك دانشمند آلمان غربى را كه به همراه ديگر دانشمندان آلمان غربى بر روى طرح توسعه موشكهاى نظامى در مصر كار مىكردند، به مرگ تهديد كرده بودند. دستگيرى اين دو نفر، يك سرى داستانهاى حساس و جنجالى در مطبوعات اروپا، دربارهى سازمان شينبث )يكى از ادارات سازمان جاسوسى اسرائيل( به راه انداخت. چگونگى ارسال بمبهاى پاكتى براى دانشمندان آلمانى، كه منجر به فلج يا قطع عضو تعدادى از ايشان شد؛ چگونگى ربوده شدن يك آلمانى ديگر توسط اسرائيلىها، و زندانى كردن او در وين؛ و همچنين چگونگى انفجار اسرار آميز هواپيماى خصوصى حامل افراد وابسته به طرح نظامى مصر در آسمان، كه منجر به كشته شدن مسافران آن شد؛ از جمله اين سوژههاى داغ مطبوعاتى بود. × حمله به هواپيماهاى مسافربرى يكى از خطرناكترين روشهاى تروريستى كه رژيم صهيونيستى به آن تمسك جست، تعرض هوايى سازمان يافته بر ضد هواپيماهاى مسافربرى است. رژيم صهيونيستى در مدت بسيار كمى پنج عمليات تروريستى هوايى بر ضد هواپيماهاى مسافربرى مدنى داشته است، كه از اين بين، چندين فروند هواپيما در زمين، و تعدادى ديگر در هوا نابود شدهاند. تعدادى از اين هواپيماها هم با زور از مسير خود منحرف، و موجب زيانهاى مالى و جانى بسيار شدهاند. در ذيل به اختصار به اين موارد اشاره مىشود: نابودى هواپيماهاى مسافربرى در زمين در تاريخ 28 دسامبر 1968، رژيم صهيونيستى به فرودگاه بينالمللى بيروت حملهى هوايى كرد، و سيزده هواپيماى مسافربرى را به طور كامل از بين برد. در اين عمليات حدود پنجاه نفر مسافر به قتل رسيدند، و بيش از 75 نفر ديگر مجروح شدند.(57) نابودى هواپيماهاى مسافربرى در هوا در تاريخ 21 فوريهى 1973، دو هواپيماى جنگى اسرائيل، با موشك و مسلسل به يك هواپيماى مسافرى ليبى حمله، و آن را با كليهى سرنشينانش واژگون كردند. در نتيجهى اين حمله، 113 سرنشين اين هواپيما كه غيرنظامى بودند، كشته شدند. يك وزير دولت ليبى به نام صالح بن بوصير، نيز در ميان كشتهشدگان بود. اين هواپيما به دليل طوفان شن از مسير عادى خود منحرف و به فضاى صحراى سينا كه اسرائيل آن را در اشغال داشت، وارد شده بود. اسرائيلىها مدعى شدند كه هواپيماى ليبيايى به فضاى حساس نظامى وارد و بر اثر سقوط غيرارادى منهدم شده بود.(58) اما با پيدا شدن جعبهى سياه هواپيما اقدام شرمآور اسرائيلىها در رابطه با نابودى هواپيماى مسافربرى در آسمان فاش شد. تغيير مسير اجبارى هواپيماهاى مسافربرى: صهيونيستها در تاريخ 10 اگوست 1973 اقدام به ربودن يكى فروند هواپيماى مسافربرى عراقى در خاك لبنان كردند. سپس هواپيما را به يكى از پايگاههاى هوايى اسرائيل در فلسطين اشغالى منتقل نمودند.(59) هنوز 24 ساعت از صدور قطعنامهى شوراى امنيت سازمان ملل، در محكوميت رژيم صهيونيستى در ارتكاب عمل تروريستى قبل، نگذشته بود كه هواپيماهاى اين رژيم اقدام به ربودن يك هواپيماى لبنانى از نوع بوئينگ 707، متعلق به شركت هواپيمايى خاورميانه كردند. اين هواپيما نيز به فرودگاه شهر لُد در فلسطين اشغالى منتقل شد.(60) - ربودن هواپيماى ليبى در آسمان: در 4 فوريهى 1986، هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى يك هواپيماى مسافربرى ليبى را ربودند و به پايگاهى هوايى در شمال فلسطين اشغالى منتقل كردند.(61) جنايات صهيونيستها آنچنان اسفانگيز و دهشتبار است كه صداى اعتراضآميز خود اسرائيلىها را نيز برآورده است. اظهارات ذيل از پرفسور اسرائيل شاهاك، رييس \"جامعهى حقوق بشر و شهروندان اسرائيل\"؛ دليلى گويا بر اين مدعا، و تصويرى است روشن از تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى: »براى جلوگيرى از اتلاف وقت و تطول كلام، من به آدمكشىهاى يهوديان در دوران استعمار انگليس اشارهاى نمىكنم. فقط به آن قسمت از آدمكشىهاى يهوديان مىپردازم كه در دوران حكومت اسرائيل به وقوع پيوسته است. گمان نمىكنم بتوان مردى را پيدا كرد كه مثل مايرهار - زيون(62) آدمكش باشد. او در خاطرات خود، و در بسيارى از مصاحبههايش كه در روزنامههاى اسرائيلى چاپ شده است، با خوشحالى مشخص مىكند كه چه آدمكش قهارى بوده و با چه مسرتى مردم را مىكشته است. او بيان مىكند كه وقتى يك عرب را مىكشد، چقدر احساس خوشحالى مىكند؛ و به ويژه وقتى كه ناراحت بود براى رفع ناراحتى خود، اعراب را با كارد مىكشت.(63) او تعريف مىكند كه چگونه از فرمانده خود خواسته است تا اجازه دهد يك چوپان بىسلاح را با كارد خود بكشد. و تعريف مىكند كه دوستش چوپان عرب بدبخت را نگه داشته، و او كارد را در قلبش فرو برده، و خون فواره زده است. اگر بخواهيم ساير انواع جنايتهاى ماير هارزيون را كشف كنيم، بايد خاطرات موشه شارت(64) را مطالعه كنيم. او تعريف مىكند كه هارزيون چگونه همراه يك گروه از تروريستها نظير خودش، 6 نفر عرب را آوردند، و 5 نفر آنها را يكى بعد از ديگرى با كارد كشتند، و ششمين نفر را زنده نگهداشتند تا او آن چه را ديده بود براى مردم تعريف كند. عجبا كه اين مرد به نظر اكثر اسرائيلىها، يك قهرمان ملى به شمار مىآيد. او را خريدند، و وزير دفاع و فرمانده منطقهى جنوب )موشه دايان و آريل شارون( او را به عنوان نمونه به جوانان معرفى كردند؛ و هيچ كس، حتى آنهايى كه از صلح دَم مىزنند، اعتراض نكردند.(65) |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |