صفحه بعد عمليات تروريسم دولتى اسرائيل صفحه قبل


عمليات تروريسم دولتى اسرائيل

با توجه به شمار بسيار عمليات تروريسم دولتى اسرائيل، و تعدد و گوناگونى آن‏ها، ناچاريم كه در اين فصل، ضمن اشاره به عمليات تروريستى صهيونيست‏ها عليه اعراب و حتى يهودى‏ها قبل و پس از تشكيل اسرائيل، به آن دسته از عمليات تروريسم دولتى اسرائيل كه اين رژيم در فاصله‏ى سال‏هاى 1951 تا 2000 مرتكب شده است، اشاره كنيم. اين دوره شامل مراحل مختلف زمانى است، كه عبارت‏اند از:
مرحله‏ى اول؛ اين مرحله دربرگيرنده‏ى سال‏هاى اوليه‏ى پس از تشكيل اسرائيل، يعنى 1967-1951 است، و شامل مراحل مختلف رشد نظام صهيونيستى در فلسطين اشغالى مى‏باشد.
مرحله‏ى دوم؛ اين مرحله سال‏هاى 1974-1967 را در برمى‏گيرد، و مرحله‏ى گسترش و توسعه‏ى رژيم صهيونيستى در سرزمين‏هاى اشغالى عربى محسوب مى‏شود.
مرحله‏ى سوم؛ به سال‏هاى 1991 -1979 برمى‏گردد. در اين مرحله، زمينه‏هاى لازم براى صلح رژيم صهيونيستى با كشورهاى عربى پيرامون خود شكل مى‏گيرد.
مرحله‏ى چهارم؛ دوره‏ى زمانى پس از كنفرانس صلح اعراب و اسرائيل در مادريد در سال 1991 مى‏باشد، يعنى مرحله‏ى مذاكرات دوجانبه‏ى اعراب و اسرائيل، تشكيل حكومت خودگردان؛ و انتفاضه‏ى مسجدالاقصى.
البته در دو مرحله‏ى اخير، به ويژه مرحله‏ى سوم 1992-1979، كه طى آن، نظر رژيم صهيونيستى به صلح با كشورهاى عربى جلب مى‏شود، به هيچ وجه اين رژيم از خوى تروريستى خود بر ضد مسلمانان دست برنداشته است، بلكه در اين دو مرحله و مراحل قبلى آن، اين رژيم، تمامى اشكال و نمونه‏هاى تروريسم متعارف را، كه سهم به سزايى در توضيح و تبيين ذات و جوهر تروريستى دولتى اسرائيل دارند، مرتكب شده است.
در اين جا بعضى از اين اعمال به ترتيب و به اختصار ذكر خواهند شد.

× عمليات تروريستى صهيونيست‏ها عليه ديگر يهوديان

ترور يهوديان
از آن‏جا كه يهوديان عرب از مهاجرت به كشور جديدالتأسيس اسرائيل اكراه داشتند، دولت اسرائيل توجه خود را به روى جابه‏جا كردن جوامع قديمى يهودى در كشورهاى عربى متمركز كرد. بنابراين در سال 1329) 1950 ش( صهيونيست‏ها براى آن كه يهوديان عراقى را مجبور به مهاجرت به اسرائيل كنند، توسط مزدوران خود، كنيسه‏هاى يهوديان عراق و ديگر مكان‏هاى متعلق به آن‏ها را با بمب مورد حمله قرار دادند.(33)
شايد بتوان، طرز تفكر كلى اسرائيل درباره‏ى اين موضوع را، به بهترين وجه با اين بيانيه‏ى رهبر هاگاناه نشان داد:

»نگرانى اصلى ما در سوريه و لبنان، تشويق جوانان به استقرار در فلسطين است. به طور كلى، يهوديان ميانسال و يهوديان كهنسال، با سرنوشت خود خو كرده‏اند؛ و تقريباً ممكن نيست بتوان آن‏ها را به ترك طرز تفكر و عادات نسل‏هاى گذشته، و آغاز زندگى جديدى در سرزمين‏هاى پدرانشان ترغيب كرد. انديشه‏ى آغاز يك زندگى جديد براى آن‏ها بى‏معنى است.
ما تقريباً بايد طرز تفكر آن‏ها را بپذيريم. اما اين فرض را كه يهوديان جوان از وضع خودشان راضى مى‏باشند، رد مى‏كنيم. آن‏ها نبايد به همان راه تغييرناپذير والدين خود بروند. ما مصمم بوديم كه آن‏ها را به فلسطين بكشانيم، و زندگى آزاد و كار در خدمت وطن طبيعى را به آن‏ها نشان دهيم.«(34)
»در سال‏هاى بين 1948 تا 1955، بيشترين مهاجرت يهوديان شرقى از كشورهاى عرب به اسرائيل انجام گرفت. در اين سال‏ها حوادث ناگوار بى‏سابقه‏اى در روابط بين جوامع يهوديان شرقى و ساكنان كشورهاى عرب به وقوع پيوست. تلاش نويسندگان معاصر يهود در رابطه با اين موضوع، در جهت وضع سياست پيچيده‏اى صورت مى‏گيرد كه هدفش ايجاد تشنج ميان جوامع يهود و عرب به منظور ناراضى كردن جوامع يهودى شرقى، و سپس مهاجرت آنان به اسرائيل مى‏باشد.«(35)

انفجار كشتى حامل مهاجران يهودى
پس از اعلام تشكيل رژيم صهيونيستى در نيمه‏ى ماه مه 1948، ميان رهبران سازمان‏هاى نظامى و تروريستى صهيونيست اختلاف درگرفت. از جمله‏ى اين اختلاف‏ها، اختلاف مناخيم بگين، فرمانده سازمان تروريستى ايرگون با ديويد بن‏گورين، نخست‏وزير رژيم صهيونيستى بود. اين اختلاف و كشمكش بين رهبران صهيونيسم، به ويژه گروه‏هاى ايرگون و هاگاناه، بر سر تقسيم اسلحه و مهمات كشتى آلتالن؛ به قربانى شدن تعدادى از يهوديان سرنشين اين كشتى منجر شد.
»آلتالن (Altalene) كه يكصد و چهل و يكمين كشتى حمل و نقل غيرقانونى يهوديان به فلسطين بود، در ماه ژوئن 1948، بندر پورت دى بوك (Port-de-Bouc) در فرانسه را به مقصد تل‏آويو ترك كرد. در اثناى عزيمت كشتى، بگين با ديويد بن‏گورين، نخست‏وزير وقت، بر سر چگونگى تقسيم اسلحه و مهمات بين نيروهاى هاگاناه و ايرگون، اختلاف پيدا كرد. بن‏گورين اين اختلاف را فرصتى يافت تا يكى از رقباى خود را از سر راه بردارد. از اين‏رو، تصميم گرفت چنان چه بگين بر نظر خود در مورد تقسيم محموله‏ى كشتى پافشارى كند، به زور متوسل شود.
در 20 ژوئن 1948، آلتالن به تل‏آويو رسيد؛ و پس از اين كه جنگجويان مهاجر از آن پياده شدند، بن‏گورين دستور داد زير آتش توپخانه قرار گيرد. كشتى آتش گرفت و منفجر شد، و در اين بين 15 تن كشته شدند. بگين، بن‏گورين را متهم كرد كه دستور شليك به آلتالن را داده است تا خود او را، هنگامى كه در حال تخليه‏ى محموله‏ى روى عرشه بوده است، به قتل برساند.«(36)

× ترور رهبران فلسطينى و مبارزان مسلمان ضد صهيونيست
تاكنون تعدادى از رهبران و شخصيت‏هاى فلسطينى، پناهندگان، و نمايندگان سازمان‏هاى مقاومت فلسطينى، و نيز بعضى از شخصيت‏هاى مسلمان عربى، به دست عوامل مزدور و صهيونيست اين رژيم، در داخل و خارج از فلسطين اشغالى به قتل رسيده‏اند. آمار ذيل شامل برخى از اقدامات تروريستى رژيم صهيونيستى، طى چهار دهه - از سال 1956 تا 1995 - عليه اعراب، به ويژه رهبران مقاومت فلسطين و مبارزان ضد صهيونيستى است:(37)
- در 11 ژوئيه‏ى 1335) 1956 ش(، سرهنگ دوم، مصطفى حافظ افسر اطلاعاتى مصر و مسؤول عمليات مقاومت در نوار غزه، به وسيله‏ى يك محموله‏ى ارسالى بمب‏گذارى شده ترور شد.
- در 14 ژوئيه‏ى 1335) 1956 ش(، سرهنگ صلاح مصطفى، وابسته‏ى نظامى مصر در اردن )امان(، و مسؤول عمليات مقاومت در اين كشور، يك بسته پستى را گشود كه به نظر مى‏رسيد حاوى كتاب باشد. بسته منفجر شد، و چند روز بعد، وى در اثر جراحات وارده جان خود را از دست داد.
دستگاه اطلاعاتى رژيم صهيونيستى با استفاده از اين روش )بمب‏گذارى در بسته‏هاى پستى( توانست تعداد زيادى از عرب‏ها، به‏ويژه فلسطينى‏ها، و نيز ديگر مخالفان سياست اسرائيل و جنبش صهيونيسم را از ميان بر دارد.
در سال 1351) 1972 ش(، رژيم صهيونيستى حملات خود را بر افراد فلسطينى، به‏ويژه وابستگان به سازمان آزادى‏بخش فلسطين متمركز كرد. مقام‏هاى امنيتى اسرائيل با ارسال بسته‏ها و محموله‏هاى حاوى بمب، و يا از طريق تيراندازى، آنان را به قتل رساندند. نظير اين حوادث در بيروت، لوس‏آنجلس، رُم، طرابلس، استهكلم، كپنهاگ، پاريس، قبرس و اسلو رخ داد.«(38)
- در 9 جولاى 1351) 1972 ش(، غسان كنفانى؛ اديب، هنرمند و نويسنده‏ى فلسطينى و سخنگوى رسمى جبهه‏ى خلق براى آزادى فلسطين؛ به همراه برادرزاده‏ى 19 ساله‏اش، در اثر انفجار بمبى كه در اتومبيل كار گذاشته شده بود به قتل رسيد.
»بعداً رفائيل رونشتاين، خبرنگار روزنامه‏ى هاآرتس در نيويورك، اعلام كرد كه موساد )سازمان اطلاعات و جاسوسى اسرائيل( مسؤول ترور كنفانى بوده است.«(39)
- در 19 ژوئيه‏ى 1351) 1972 ش(، دكتر انيس صايغ، مدير مركز مطالعات سازمان آزادى‏بخش فلسطين در بيروت، در اثر يك پاكت بمب‏گذارى شده كه براى او ارسال شده بود، در مجلس اعلاى اسلامى به شدت مجروح شد. وى سه انگشت خود را از دست داد و بينايى‏اش تا حد زيادى از بين رفت.
- در 25 ژوئيه‏ى 1351) 1972 ش(،بسام ابوشرف؛ مبارز فلسطينى، و معاون مرحوم غسان كنفانى، سخنگوى جبهه‏ى خلق؛ به وسيله‏ى بسته‏ى انفجارى پستى در بيروت مجروح شد.
- 17 اكتبر 1351) 1972 ش(، وائل زعيتر، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در رم، در مقابل منزلش هدف گلوله‏ى دو نفر مسلح فرا گرفت. تروريست‏ها به وسيله‏ى اتومبيلى كه در انتظارشان بود فرار كردند.(40)
- در 25 اكتبر 1351) 1972 ش(، ابوخليل، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در الجزاير، بر اثر انفجار در دفتر ساف واقع در الجزاير كشته شد.
- در 29 نوامبر 1351) 1972 ش(، احمد عوض‏الله، به وسيله‏ى نامه‏ى انفجارى، در استهكلم مجروح شد.
- در 8 دسامبر 1351) 1972 ش(، محمود الهمشرى، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در فرانسه، در اثر انفجار بمبى كه در اتاق خواب منزل مسكونى‏اش در پاريس كار گذشته شده بود به سختى مجروح شد؛ و در 9 ژانويه‏ى 1973 بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. بعدها معلوم شد كه انفجار، در اثر كارگذاشتن يك بمب در گوشى تلفن آپارتمان او به وقوع پيوسته است.(41)
تمام ترورهايى كه در سال 1972 انجام گرفت، و در بالا به آن‏ها اشاره شد، از سوى سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد( طرح‏ريزى و اجرا شد.
مقاله‏ى رفائيل روتشتاين، خبرنگار روزنامه‏ى اسرائيلى هاآرتس در نيويورك، كه روزنامه جروزالم پست در 22 ژانويه‏ى 1973 آن را نقل كرده است؛ بهترين گواه بر صحت تروريسم دولتى رژيم صهيونيستى است.
براساس مقاله‏ى روتشتاين، سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد(، حملات تروريستى وسيعى عليه اعضاى جنبش مقاومت فلسطين در اروپا به راه انداخته است. در مقاله‏ى مذكور آمده است كه سازمان‏دهنده‏ى اين عمليات، آهارون ياريو، رييس سابق بخش اطلاعات در ستاد ارتش اسرائيل، و مشاور كنونى امور امنيتى رييس حكومت اسرائيل است.
مقاله‏ى مذكور تصريح مى‏كند كه سازمان جاسوسى اسرائيل، مسؤول ترور وائل زعيتر، نماينده‏ى جنبش الفتح، در رم، در اكتبر گذشته؛ و غسان كنفانى، سخنگوى رسمى جبهه‏ى خلق براى آزادى فلسطين مى‏باشد. در اين مقاله آمده است كه اسرائيل هرگز به اين گونه عمليات تروريستى اعتراف نمى‏كند.
- در 21 ژانويه‏ى 1352) 1973 ش(، حسين عبدالخبير، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در قبرس، بر اثر انفجار بمبى كه در اتاق خوابش كار گذاشته شده بود، كشته شد.
- در 6 آوريل 1352) 1973 ش(، دكتر باسل القبيصى، استاد دانشكده‏ى حقوق دانشگاه آمريكايى بيروت، و نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در بيروت، هدف گلوله قرار گرفت.
- در 9 آوريل 1352) 1973 ش(، ابوسامى اعلى احمد عبدالقادر، نماينده‏ى ساف در قبرس، به وسيله‏ى بمبى كه زير تختخوابش در يكى از مسافرخانه‏ها كار گذاشته شده بود، كشته شد.
- در 9 آوريل 1352) 1973 ش(، سه تن از رهبران سازمان آزادى‏بخش فلسطين به نام‏هاى كمال عدوان، كمال الناصر و محمد يوسف النجار )ابويوسف(، به همراه همسر ابويوسف، با هجوم مسلحانه‏ى كماندوهاى اسرائيلى - با مشاركت ايهود باراك - به منزلشان در بيروت، كشته شدند.
- در 12 آوريل 1352) 1973 ش(، موسى ابوزيد، يكى از رهبران مقاومت فلسطينى در آتن، به وسيله‏ى بمبى كه در اتاق خوابش كار گذاشته شده بود، ترور شد.
- در 28 ژوئيه‏ى 1352) 1973 ش(، محمد ابوديا، يكى از نمايندگان سازمان آزادى‏بخش فلسطين در پاريس، ترور شد.
- در 21 جولاى 1352) 1973 ش(، احمد بوشيكى، نماينده‏ى ساف در اسلو؛ و در همان روز، عباس بشير، در قبرس ترور شد.
در مه سال 1974 )ارديبهشت 1353)، تعدادى از اعضاى گروه دفاع از يهود، به دكتر محمد مهدى از كميسيون كار عرب حمله برده، و او را با ميله‏اى فلزى به شدت مضروب كردند. وى پس از آن كه كمرش شكست، به بيمارستان انتقال يافت. چند نارنجك نيز به منزل وى پرتاب شد. مستخدمان او مضروب وبرخى از آن‏ها نيز با چاقو مجروح شدند. پليس رژيم صهيونيستى تا پس از يك سال، حتى يك نفر از تروريست‏ها را بازداشت نكرد. اين امر در حالى اتفاق افتاد كه مرتكبان اين حمله، بر صفحه‏ى تلويزيون ظاهر شده، و به كار خود افتخار كردند.
- در سال 1353) 1974 ش(، ابو حساب، يكى از رهبران جنبش فتح، در بيروت ترور شد.
- در سال 2 فوريه‏ى 1355) 1977 ش(، محمود ولد صالح، در پاريس ترور شد. وى يكى از شخصيت‏هاى عرب همكار با سازمان آزادى‏بخش فلسطين بود.
در سال 4 فوريه‏ى 1357) 1978 ش(، سعيد حمامى، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در تونس، ترور شد.
در سال 3 آگوست 1355) 1978 ش(، عزالدين قلق، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در فرانسه، ترور شد.
- در 15 مارس 1358) 1979 ش(، سمير طوقان، عضو دفتر سازمان آزادى بخش فلسطين، در قبرس ترور شد.
- در 15 دسامبر 1358) 1979 ش(، ابراهيم عبدالعزيز، يكى از رهبران فتح، در قبرس ترور شد.
- در 25 دسامبر 1358) 1979 ش(، على ناصر ياسين نماينده‏ى ساف در كويت؛ و على حسن سلامه، عضو شوراى انقلابى فتح، كه يكى از رهبران ساف در بيروت بود، به وسيله‏ى بمبى كه در اتومبيلشان كار گذاشته شده بود، ترور شدند.
- در 18 فوريه‏ى 1358) 19870 ش(، يوسف مبارك، يكى از شخصيت‏هاى فلسطين، در پاريس ترور شد.
- در 2 ژوئن 1359) 1980 ش(، در اتومبيل سه تن از شهرداران فلسطينى به نام‏هاى بسام الشعكه از نابلس، كريم خلف از رام‏الله، و ابراهيم طويل از بيره، بمب‏گذارى شد كه نامبردگان به شدت مجروح شدند.
- در 13 ژوئن 1359) 1980 ش(، يحيى المشد، دانشمند فيزيكدان مصرى، در پاريس ترور شد.
- در9 اكتبر 1360) 1981 ش(، ماجد ابوشرار، مسؤول تبليغات جنبش فتح، در رم ترور شد.
- در 7 دسامبر 1360) 1981 ش(، دكتر عبدالوهاب كيالى، يكى از شخصيت‏هاى مشهور فلسطينى، در بيروت؛ و نعيم خضر، نماينده‏ى سازمان آزادى بخش فلسطين در بلژيك و بروكسل، ترور شد.
- در 17 ژوئن 1361) 1982 ش(، نزيه مطر، يكى از اعضاى مقاومت فلسطين؛ و محمد طه، يكى از افسران بلند پايه‏ى سازمان آزادى بخش فلسطين در آلمان، ترور شدند.
- در 23 جولاى 1361) 1982 ش(، فاضل العنانى، نماينده‏ى سازمان آزادى بخش فلسطين در پاريس ترور شد.
- طى روزهاى 16 تا 18 سپتامبر 1361) 1982 ش(، بيش از چهار هزار پناهنده‏ى فلسطينى، در اردوگاه‏هاى صبرا و شتيلا قتل عام شدند.
- در 28 سپتامبر 1361) 1982 ش(، سرتيپ سعد صايل )ابوالوليد(، يكى از رهبران سازمان، در دره‏ى بقاع لبنان ترور شد.
- در 23 فوريه‏ى 1361) 1983 ش(، جميل عبدالقادر عبدالرب، يكى از شخصيت‏هاى فلسطينى، در آتن ترور شد.
- در 10 آوريل 1362) 1983 ش(، دكتر عصام سرطاوى، نماينده‏ى سازمان آزادى‏بخش فلسطين در اجلاس كشورهاى سوسياليستى، در پرتغال ترور شد.
- در 20 آگوست 1362) 1983 ش(، مأمون مريش الصغير، نماينده‏ى ساف، در آتن ترور شد.
لازم به يادآورى است كه پس از انقلاب اسلامى ايران و اوايل سال 1984 )اواخر 1362 ش(؛ و تأثير آن در منطقه‏ى خاورميانه، و مبارزات ضد صهيونيستى، به ويژه مبارزات مردم مسلمان لبنان و فلسطين، هم‏چنين اعلام موجوديت حزب الله لبنان در سال 1983؛ عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى ابعاد وسيع ترى به خود گرفت. اين رژيم، پس از اين رويداد، نه تنها به ترور مبارزان و رهبران جنبش مقاومت فلسطين پرداخت، بلكه ترور مبارزان و رهبران مسلمان در ديگر كشورها به ويژه لبنان را نيز در دستور عمليات تروريستى خود قرار داد. رژيم صهيونيستى با اعزام تيم‏هاى تروريستى و واحدهاى ويژه‏ى كماندويى به ديگر كشورها، به ترور و يا ربودن برخى از رهبران جنبش مقاومت فلسطين و ديگر گروه‏هاى مسلمان و مبارز دست زد. به ويژه، با فعال شدن مقاومت اسلامى در لبنان، ترور و دستگيرى شخصيت‏هاى سياسى مسلمان، و نيز رهبران مقاومت اسلامى و حزب‏الله لبنان و فلسطينى‏هاى اسلامگرا، در اولويت يكم عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى قرار گرفت، برخى از اين عمليات‏ها عبارت‏اند از:
- در 11 فوريه‏ى 23) 1984 بهمن 1362 ش(، سيد على‏اكبر محتشمى‏پور، سفير جمهورى اسلامى ايران در سوريه )دمشق(، يك بسته‏ى پستى دريافت كرد.اين بسته منفجر شد، و وى را به شدت مجروح كرد. در اين حادثه، دست راست او از مچ، و سه انگشت دست چپش قطع شد؛ هم‏چنين گاز سمى كه پس از انفجار بمب متصاعد شده بود، وى را به شدت مسموم كرد.(42)
- در 13 مه 1363) 1984 ش(، حنا مقبل، دبير كل اتحاديه‏ى روزنامه‏نگاران و نويسندگان عرب، در قبرس ترور شد.
- در سال 1363) 1984 ش(، شيخ راغب حرب، روحانى مبارز لبنانى و امام جمعه‏ى شهرك جبشيت لبنان، در حد فاصل شهرهاى نبطيه وجبشيت در جنوب لبنان، هدف تيراندازى عوامل صهيونيست و اشغالگر قرار گرفت و به شهادت رسيد.
- در همين سال، (4 ماه پس از ترور قبلى(، يك بسته‏ى انفجارى پستى كه از فرانسه براى سيد على اكبر محتشمى‏پور، سفير ايران در سوريه پست شده بود، كشف و خنثى شد.
- در 21 اكتبر 1365) 1986 ش(، سرتيپ منذر ابوغزاله، فرمانده‏ى دريايى فلسطين، به وسيله‏ى بمبى كه در اتومبيلش كار گذاشته شده بود، در آتن ترور شد.
- در 14 فوريه‏ى 1366) 1988 ش(، سه تن از رهبران مقاومت فلسطين به نام‏هاى محمد بحيص، محمد تميمى و مروان كيالى، در قبرس ترور شدند.
- در 16 آوريل 1366) 1988 ش(، خليل وزير )ابو جهاد(، عضو كميته‏ى مركزى جنبش فتح، و دومين شخصيت اين جنبش؛ كه از طرفداران خطمشى مبارزه‏ى مسلحانه با رژيم صهيونيستى در سازمان آزادى‏بخش فلسطين بود، توسط كماندوهاى رژيم صهيونيستى، طى يك برنامه‏ريزى دقيق، در منزلش واقع در منطقه‏ى حمام الشط تونس ترور شد.
- در همان سال، صلاح خلف )ابو زياد(، مرد شماره‏ى 3 فتح، توسط كماندوها و تروريست‏هاى اسرائيلى در تونس ترور شد.
- در 17 مارس 27) 1992 بهمن 1370 ش(، دو فروند بالگرد جنگى رژيم صهيونيستى، در يك عمليات هوايى، اتومبيل حجةالاسلام والمسلمين سيدعباس موسوى؛ روحانى برجسته‏ى لبنانى، و دبيركل جنبش حزب‏الله لبنان را در نزديكى شهر نبطيه در جنوب اين كشور، هدف چند موشك هوا به زمين قرار دادند. در نتيجه‏ى اين حمله، سيدعباس، همسر، فرزند 6 ساله و راننده‏اش به شهادت رسيدند.
- در 20 فوريه‏ى 1372) 1994 ش(، يك تروريست صهيونيست به نام باروخ گلدشتاين، هنگامى كه نمازگزاران حرم ابراهيمى الخليل در شهر الخليل، در حال اقامه‏ى نماز جماعت بودند، با مسلسل به طرف آن‏ها شليك كرد. در نتيجه‏ى اين اقدام تروريستى، 34 تن از نمازگزاران حاضر در حرم به شهادت رسيدند. بعدها رژيم صهيونيستى اعلام كرد كه قاتل از وضعيت روحى و روانى سالمى برخودار نبوده است.
- در 22 ژوئن 1374) 1995 ش(، محمود خواجه، مسؤول دستگاه نظامى جنبش جهاد اسلامى در غزه، ترور شد.
- در 26 اكتبر 4) 1995 آبان 1374 ش(، دكتر فتحى شقاقى دبيركل جنبش جهاد اسلامى فلسطين؛ توسط دو نفر موتور سوار كه از عوامل سازمان جاسوسى اسرائيل )موساد( بودند، در كشور مالت، مورد اصابت 5 گلوله‏ى مسلسل قرار گرفت و به شهادت رسيد. اين عمليات با نظارت شخص اسحاق رابين، نخست‏وزير وقت رژيم صهيونيستى انجام گرفت.
- در 15 ژانويه‏ى 1375) 1996 ش(، مهندس يحيى عباش، از فرماندهان نظامى جنبش حماس، به وسيله‏ى انفجار تلفن همراهش ترور شد و به شهادت رسيد.
- در 29 مارس 1997 )فروردين 1376 ش(، محى‏الدين شريف، از اعضاى كادر نظامى حماس، و از فرماندهان انتفاضه، ترور شد.
- در 24 نوامبر 1379) 2000 ش(، ابراهيم بنى عوده، يكى از افراد كادر نظامى حماس در نابلس، ترور شد.
- 31 دسامبر 12) 2000 دى 1379 ش(، نيروهاى ويژه‏ى اسرائيلى، دكتر ثابت احمد ثابت، دبيركل جنبش فتح در منطقه‏ى طولكرم، و مدير اداره‏ى قرنطينه در وزارت بهداشت فلسطين را در شمال كرانه‏ى باخترى هدف قرار دادند. وى مورد اصابت حداقل شش گلوله قرار گرفت، و پس از انتقال به بيمارستان به شهادت رسيد.
- در 13 فوريه‏ى 25) 2001 بهمن ماه 1379 ش(، يك افسر از محافظان شخصى ياسر عرفات، در حالى كه در اتومبيل خود بود، توسط يك بالگرد نظامى رژيم صهيونيستى در نوار غزه، هدف چهار راكت قرار گرفت و كشته شد.
با شروع انتفاضه‏ى جديد مسجدالاقصى، رژيم صهيونيستى به‏منظور خاموش كردن آتش انتفاضه، دور جديدى از عمليات تروريستى خود را عليه فعالان انتفاضه و رهبران مقاومت ضد صهيونيستى در داخل سرزمين‏هاى اشغالى فلسطين شروع كرد.اين رژيم با تشكيل چندين دسته و گروه تروريستى تحت عنوان جوخه‏هاى مرگ، ده‏ها تن از رهبران مقاومت ضد صهيونيستى و انتفاضه را در سرزمين‏هاى اشغالى به شهادت رساند. البته بيشتر افرادى كه در ترور رهبران انتفاضه دست داشته‏اند، از مزدورانى بوده‏اند كه براى سازمان اطلاعات اسرائيل )شاباك( كار مى‏كرده‏اند.
براساس تحقيقات دستگاه‏هاى امنيتى فلسطين، سرويس‏هاى اطلاعاتى رژيم صهيونيستى، براى مقابله با فلسطينى‏ها، اقدام به ترور عناصر كليدى آنها كردند. اين رژيم براى كشتن رهبران فلسطينى از روش‏هاى خاصى استفاده كرده و مى‏كند. از جمله‏ى اين روش‏ها مى‏توان به ترور رهبران اصلى انتفاضه توسط مزدورانى كه رابطه‏ى نزديك و خويشاوندى با اين افراد داشته‏اند اشاره كرد. از جمله افرادى كه با اين ترفند كشته شده‏اند، مى‏توان به جمال عبدالرزاق، يكى از فرماندهان اصلى جنبش فتح توسط دايى او؛ و همچنين ابراهيم بنى‏عوده، يكى از فرماندهان سرويس نظامى حماس در كرانه باخترى، به دست پسرعمويش، اشاره كرد.(43)

× بمب‏گذارى و بمباران تأسيسات شهرى و اماكن مسكونى
يكى از قديمى‏ترين روش‏هاى تروريستى كه رژيم صهيونيستى عليه مخالفان خود به آن تمسك جسته، بمب‏گذارى در مراكز، دفاتر، تأسيسات شهرى و محل‏هاى عبور و مرور مردم بى‏گناه؛ به‏ويژه زنان، كودكان و سالخوردگان است. شمار اين اعمال تروريستى رژيم صهيونيستى در طى پنج دهه‏ى اخير به قدرى زياد است، كه امكان ارايه‏ى آمار و ارقام همه‏ى آن‏ها وجود ندارد. در اين جا فقط به تبيين چند نمونه تروريسم صهيونيستى در اين زمينه اكتفا مى‏شود؛ كه عبارت‏اند از:



بمب‏گذارى در اماكن و تأسيسات عام‏المنفعه، و منازل مردم
رژيم صهيونيستى، از هنگام اشغال فلسطين در سال 1984، به يك سرى عمليات بمب‏گذارى بر ضد فلسطينيان و منازل مسكونى آن‏ها؛ و نيز تأسيسات شهرى عربى؛ در سرزمين‏هاى اشغالى فلسطين و خارج آن، دست زد. اين عمليات، نتايجى چون نابودى بسيارى از روستاهاى عرب‏نشين، پراكنده و آواره كردن هزاران فلسطينى؛ كشته شدن هزاران نفر از شهروندان فلسطينى؛ تخريب و نابودى تأسيسات حياتى شهرى؛ و حتى تخريب اماكن دولتى و تاريخى را در پى داشت. در ذيل، براى ذكر نمونه، به بعضى از اين اقدامات تروريستى اشاره مى‏شود:

ويران كردن روستاها و تخريب منازل
بعضى از منابع، مجموع روستاهاى عربى كه توسط رژيم صهيونيستى به طور كامل ويران شده را، بالغ بر دويست و پنجاه روستا ذكر مى‏كنند. اين تعداد، جداى از تخريب و ويرانى جزيى محله‏هاى مسكونى، و ساختمان‏هاى داراى ارزش تاريخى و مذهبى است.

نابودى و تخريب تأسيسات حياتى شهرى كه شامل:
- تخريب و نابودى كامل تأسيسات مركزى آب شهر غزه (14 اوت 1954)
- تخريب كارگاه‏هاى روغن‏گيرى در سوئز )ژوئن 1967)
- انفجار مراكز تجارى و مغازه‏هاى شخصى افراد.
- تخريب تأسيسات شهر اردوگاه جنين در 2002/3/29
بمب‏گذارى در محله‏ها و خيابان‏هاى پر جمعيت:
اين بمب‏گذارى‏ها كه از فرط كثرت آمار دقيقى از آن‏ها در درست نيست، شامل اين عناوين مهم هستند:
- كشتار عيترون (17 مه 1975)
- كشتار بنت‏جبيل (15 مارس 1978)
- كشتار معركه (5 مارس 1985)
- كشتار زاريّه ( 11 مارس 1985)
- كشتار حومين التحتا (21 مارس 1985)
- كشتار نبطيه (21 مارس 1994)
- كشتار سحمر (2 آوريل 1996)
رژيم صهيونيستى از سال 1990 اقدام به مين‏گذارى در مناطق مختلف بقاع غربى كرده است كه تاكنون بالغ بر 200 نفر بر اثر انفجار اين مين‏ها جان خود را از دست داده و صدها تن مجروح شده‏اند.

كشتار فلسطينيان
در گزارش زير(44) ليستى از فجيع‏ترين كشتارهاى اسرائيلى عليه ملت فلسطين آمده است. هدف پنهان در پشت همه‏ى اين كشتارها اسكان يهوديانى بوده است كه از كشورهاى ديگر به اين منطقه مهاجرت كرده‏اند:

كشتار بلدة الشيخ 1947/12/31
گروه‏هاى تروريستى هاگاناه به روستاى بلدةالشيخ كه در حال حاضر »تل غنان« ناميده مى‏شود حمله كردند. اين حمله منجر به كشته‏شدن 60 نفر شد كه اكثر آن‏ها را زنان و كودكان تشكيل مى‏دادند. جسد بسيارى از آن‏ها در داخل منازل روستا پيدا شد.

كشتار ديرياسين 1948/4/10
در اين تاريخ گروه‏هاى اشترن، ايرگون و هاگاناه به روستاى ديرياسين واقع در غرب شهر قدس حمله كردند. اين در حالى بود كه در ساعت 2 نيمه شب افراد گروه‏هاى تروريستى صهيونيستى هر كس را كه در تيررس آن‏ها قرار داشت، مى‏كشتند. بعد از اين عمل منازل روستائيان را بمب‏گذارى و خانه‏هاى آن‏ها را به طور كامل ويران كردند. در بخشنامه‏هاى رسيده به آن‏ها دستور داده شده بود كه خانه‏ها را به طور كامل ويران كنند. در پشت نيروهايى كه منازل را بمب‏گذارى مى‏كردند، افرادى از ايرگون و اشترن بودند كه مأموريت آن‏ها كشتن افراد داخل منازل بود. در نتيجه اين كشتار 360 فلسطينى به شهادت رسيدند كه اكثر آن‏ها از پيرمردان و زنان و كودكان بودند. بر روى ويرانه‏هاى اين روستا شهرك گفعات شائول بنا شده است.

كشتار روستاى ابوشوشه 1948/5/14
اين كشتار در روستاى ابوشوشه در نزديكى ديرياسين اتفاق افتاد. نتيجه اين كشتار به شهادت رسيدن 50 شهيد از زن و مرد و پير و جوان بود. سربازان تيپ گفئاتى بر روى هر جنبده‏اى در اين روستا آتش مى‏گشودند.

كشتار طنطوره 1948/8/22
در شب 22 و 23 ماه مى 1948 گردان 33 وابسته به تيپ الكسندرونى )كه در آن زمان \"گردان شنبه\" ناميده مى‏شد و موظف بود در پايان هر هفته از آغاز سال 1948 مسؤوليتى مهم بر عهده گيرد( به روستاى طنطوره حمله كرد. و روستا بعد از چند ساعت مقاومت اهالى آن توسط نيروهاى ارتش اسرائيل اشغال شد. سربازان اسرائيلى تا ساعت‏ها در تعقيب مردان جوان و ميانسال بودند تا آن‏ها را به قتل برسانند. اين روستا در اولين ساعات روز، به دست صهيونيست‏ها افتاد. اين كشتار بيش از 90 كشته داشت كه همگى را در يك گور دسته‏جمعى دفن كردند.

كشتار قبيه 1953/10/14
يگان‏هاى ارتش نظامى اسرائيل در تاريخ فوق روستاى قبيه را محاصره كردند. تعداد ساكنين اين روستا در موقع كشتار 200 نفر و تعداد سربازان اسرائيلى حمله‏كننده 600 نفربود. در ابتدا ارتش اسرائيل با توپخانه‏ى خود اين روستا را بمباران كرد. سپس نيروهاى اشغالگر اسرائيل به روستا حمله كردند و به طور ناگهانى به شليك پرداختند و يا سقف خانه‏ها را بر روى ساكنان آن خراب كردند. نتيجه اين كشتار ويران شدن 56 منزل، مسجد روستا، مدرسه و تنها آب‏انبار آن بود. همچنين 67 فلسطينى شهيد و حدود صدها تن مجروح شدند. فرمانده‏ى نيروهاى اسرائيلى كه دست به اين كشتار زد آريل شارون بود.
كشتار قلقيلية 1956/10/10
ارتش اشغالگر اسرائيل و گروهى از شهرك‏نشينان صهيونيست به روستاى قلقيلية واقع بر روى خط سبز حدفاصل بين سرزمين‏هاى اشغالى عربى 1948 و كرانه باخترى حمله كردند. در اين حمله چندين تانك و گردان توپخانه و ده فروند هواپيماى جنگنده شركت داشتند. ارتش اسرائيل قبل از حمله به اين روستا، آن را كاملاً ويران كرد. نتيجه اين كشتار 70 شهيد بود.

كشتار كفرقاسم 1956/10/29
اين روستا در جنوب استان طولكرم واقع شده است. در اين كشتار 49 غيرنظامى فلسطينى از زن و مرد و پير و جوان به شهادت رسيدند.

كشتار خان‏يونس 1956/11/3
ارتش اسرائيل در اين روز به اردوگاه خان‏يونس در جنوب غزه حمله كرد و بيش از 250 فلسطينى را به خاك و خون كشيد. تنها 9 روز پس از اين كشتار يعنى در 1956/11/12 در همان اردوگاه كشتار ديگرى به پا كردند كه در نتيجه‏ى آن 275 فلسطينى ديگر به شهادت رسيدند. همچنين در همان روز 100 فلسطينى ديگر در اردوگاه رفح به دست صهيونيست‏هابه شهادت رسيدند.

كشتار مسجدالاقصى 1990/10/8
در روز دوشنبه 1990/10/8 قبل از نماز ظهر چند نفر از يهوديان تندرو به نام هيأت امناى جبل هيكل مى‏خواستند سنگى را به عنوان يكى از اركان هيكل دروغين و اسطوره‏ى خود در مسجدالاقصى قرار دهند. اهالى قدس از ورود اين افراد به قدس جلوگيرى كردند و معتقد بودند كه اين افراد مسجدالاقصى را آلوده مى‏كنند. در همين زمان درگيرى‏هايى بين تندروهاى يهودى به رهبرى غرشون سلمون رهبر امناى جبل هيكل با پنج هزار فلسطينى كه قصد برگزارى نماز در مسجد را داشتند به‏وجود آمد. پس از آن سربازان پاسدار مرز اسرائيلى در محل حادثه حاضر و همگى داخل مسجدالاقصى شدند و به سوى نمازگزاران آتش گشودند،بى آن‏كه بين كودك و زن و پيرمرد تفاوتى قائل شوند. اين امر منجر به شهادت 21 نفر و زخمى شدن 150 نفر شد.
همچنين 270 نفر در داخل و خارج حرم شريف بازداشت شدند.

كشتار حرم ابراهيمى 1994/2/25
اين كشتار از جايى آغاز شد كه، باروخ گلدشتاين و گروهى از شهرك‏نشينان شهرك صهيونيست‏نشين \"كريات اربع\" در وقت نماز صبح وارد مسجدالاقصى شدند. گلدشتاين در پشت يكى از ستون‏هاى مسجد ايستاد و منتظر شد تا نمازگزاران سجده كنند. پس از آن به سوى نمازگزاران كه در حال سجده بودند، آتش گشود. عده‏اى نيز به او تجهيزات و فشنگ مى‏رساندند. گلوگه‏ها و تركش‏هاى نارنجك باعث جراحت بيش از 350 نفر از نمازگزاران شد.
در هنگام اجراى اين كشتار، سربازان ارتش اسرائيل درهاى مسجد را بستند و از فرار نمازگزاران خوددارى كردند. همچنين به هيچ‏كس اجازه نمى‏دادند تا براى نجات مجروحين به داخل حرم برود. در همين زمان عده‏اى نيز در خارج از مسجد و عده‏اى ديگر نيز در حين تشييع جنازه‏ى شهدا كشته شدند. در اين كشتار 50 نفر به شهادت رسيدند كه 29 نفر از آن‏ها جزء نمازگزاران حرم بودند.

كشتار اردوگاه جنين 2002/4/9 - 2002/3/29
ارتش اشغالگر اسرائيل در 29 مارس 2002 حمله نظامى گسترده‏اى را به مناطق فلسطين‏نشين آغاز كرد و در خلال آن تعدادى از شهرها و روستاها و اردوگاه‏هاى فلسطينى را اشغال كرد. بعد از دو هفته از محاصره‏ى اردوگاه جنين و شروع جنگ شديد بين نيروهاى مقاومت فلسطين و نيروهاى اشغالگر به رياست، \"شائول موفاز\"، اين نيروها با تانك‏هاى خود وارد اردوگاه شدند و با تهاجمى گسترده پس از به پايان رسيدن مهمات نيروهاى مقاومت اردوگاه را تصرف در آورند. بعد از تسخير اردوگاه بسيارى از جوانان فلسطينى توسط صهيونيست‏هااعدام شدند. سپس تانك‏هاى اسرائيلى وارد شد و برخى خانه‏هاى فلسطينيان را تخريب كردند. تعداد شهداى اين اردوگاه به 200 شهيد مى‏رسد. هنوز تعداد شهدايى كه در گورهاى دسته‏جمعى مدفون شده‏اند، مشخص نيست.


× بمباران بيمارستان‏ها، مدارس و مراكز غير نظامى
تعداد عمليات گلوله‏باران و بمباران مراكز شهرى و غيرنظامى عربى توسط رژيم صهيونيستى، در فلسطين اشغالى و ديگر كشورهاى عربى، بسيار زياد است. اين گلوله‏باران‏ها و بمباران‏ها، به طور عمده روى مراكزى همچون بيمارستان‏ها، كارخانه‏هاى غيرنظامى، مدارس، مؤسسه‏هاى علمى، كارخانه‏هاى داروسازى و مقرها و دفاتر ادارى انجام گرفته است.
در اين رابطه براى نمونه مى‏توان موارد ذيل را نام برد:
- بمباران بيمارستان أوعستا ويكتوريا در شهر قدس به وسيله بمب‏هاى ناپالم كه منجر به شهادت بيماران آن بيمارستان شد.(45)
- بمباران آمبولانس حامل مجروحان لبنانى در سال 1996، پس از تجاوز شانزده روزه‏ى نيروهاى رژيم صهيونيستى به لبنان، كه منجر به كشته شدن تمامى سرنشينان آمبولانس شد.
- بمباران مدارس: طى هجومى وحشيانه در 2 آوريل 1971 به دبستان ابتدايى بحرالبقر در استان شرقيه‏ى مصر، مدرسه ويران شد و 50 دانش‏آموز كشته و صدها تن زخمى شدند.(46)
- بمباران كارخانه‏هاى غيرنظامى: در تاريخ 12 فوريه‏ى 1970 كارخانه‏ى أبى زعيل در غرب قاهره با موشك و بمب‏هاى ناپالم بمباران شد. همچنين در سال 1998 رژيم صهيونيستى اقدام به بمباران يك كارخانه‏ى سرم‏سازى در حومه‏ى شهر خارطوم كرد كه اين بمباران‏ها خسارات جانى و مالى بسيار در پى داشت.
- بمباران مقرها و دفاتر ادارى: بمباران مقر سازمان آزادى‏بخش فلسطين در منطقه‏ى حمام الشط در تونس به سال 1985 كه به نابودى اين مقر و شهادت بسيارى از كاركنان آن انجاميد.(47)
- بمباران مراكز تجمع غيرنظاميان: در پى تجاوز نظامى رژيم صهيونيستى به لبنان در سال 1986، مردم بى‏پناه روستاهاى جنوب اين كشور، كه در 19 آوريل 1996 از ترس بمباران روستاهايشان به مركز نيروهاى بين‏المللى مستقر در حوالى روستاى قاناپناه برده بودند، هدف بمباران وحشيانه‏ى هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند. در اين بمباران 111 تن از غيرنظاميان بى‏پناه كه به طور عمده از كهن‏سالان، زنان و كودكان بودند، به شهادت رسيدند.

× ربايش و گروگان‏گيرى غيرنظاميان:
اين اقدام تروريستى رژيم صهيونيستى شامل موارد ذيل مى‏باشد:

ربودن فرماندهان و دانشمندان نازى آلمان:
در 10 مه 1960 رژيم صهيونيستى طى يك عمليات از پيش تعيين شده، آدولف آيشمن، »افسر نازى سابق آلمانى« را از آرژانتين ربود و به فلسطين اشغالى منتقل كرد. اين افسر نازى پس از محاكمه، اعدام و جسدش سوزانده شد.(48) شوراى امنيت سازمان ملل متحد اين اقدام رژيم صهيونيستى را محكوم كرد. بسيارى از حقوقدانان نيز از آن به عنوان يك جرم آشكار ياد كردند.
- ربودن، لودفنج زند - يكى از رهبران حزب نازى - از شهر ناپولى ايتاليا و انتقال او به فلسطين.(49)
- ربودن هيتز كروج دانشمند آلمانى در 11 سپتامبر 1962 از آلمان.(50)
- تلاش براى ربودن فرزند پل جروكى دانشمند آلمانى به سال 1963 در مرز آلمان و سوئيس، كه عقيم ماند.(51)
- ربودن دكتر ژوزف منجل پزشك پادگان اوشتز آلمان از آرژانتين و انتقال وى به فلسطين.

ربودن شخصيت‏هاى مبارز و رهبران مقاومت ضد صهيونيستى لبنان:
- ربودن شيخ عبدالكريم عبيد در سال 1989 از لبنان كه از روحانيون مبارز و برجسته‏ى لبنان وابسته به مقاومت اسلامى و امام جمعه‏ى شهرك جبشيت در جنوب اين كشور بود. وى به فلسطين اشغالى منتقل شد و تحت شكنجه قرار گرفت. وى هنوز هم در زندان‏هاى رژيم صهيونيستى به سر مى‏برد.(52)
- ربودن مصطفى ديرانى مسؤول مقاومت مؤمنه‏ى جنبش اهل لبنان، از اين كشور به تاريخ 1372/2/31 و انتقال وى به فلسطين اشغالى.(53)
اخبار و گزارش‏هاى بسيارى حاكى از آن است كه هنوز هم نيروهاى ويژه‏ى كماندويى رژيم صهيونيستى، اقدام به ربودن رهبران و شخصيت‏هاى مبارز مقاومت ضدصهيونيستى مى‏كنند كه البته در هيچ يك از عمليات‏هاى اخير موفق نبوده‏اند.

گروگان‏گيرى
- گروگان‏گيرى كودكان اردنى در خلال جنگ 1967 به منظور فشار بر اردنى‏ها براى آزادسازى برخى اسراى اسرائيلى.(54)
- گروگان‏گيرى يك خانواده كشاورز مصرى پس از جنگ 1967 و به آتش كشيدن خانه و مزرعه‏ى آن‏ها.(55)

ربودن ديپلمات‏هاى ايرانى در بيروت
در تاريخ 14 تير 1361، چهار ديپلمات ايرانى به نام‏هاى محسن موسوى - كاردار سفارت جمهورى اسلامى ايران در لبنان - احمد متوسليان - ديپلمات - تقى رستگار مقدم - راننده‏ى سفارت - و كاظم اخوان - عكاس خبرگذارى جمهورى اسلامى ايرانى در پست بازرسى جاده‏ى طرابلس بيروت توسط آدم‏ربايان صهيونيستى تحت فرماندهى سمير جعجع ربوده و به نظاميان اسرائيل تحويل شدند. پس از آن، اين چهار ايرانى، به يكى از دو بازداشتگاه عطيه و صرفند كه از مخوف‏ترين زندان‏هاى رژيم صهيونيستى است، انتقال يافتند.

× ترور دانشمندان

ترور فيزيكدانان مصرى و دانشمندان انرژى هسته‏اى عرب
صهيونيست‏ها، به منظور حفظ و تثبيت كيان و سلسله‏ى خويش در منطقه‏ى خاورميانه؛ و با هدف برهم زدن توازن قوا بين رژيم صهيونيستى و كشورهاى عربى منطقه به نفع اين رژيم، همواره از دسترسى عرب‏ها به سلاح‏هاى پيشرفته، به ويژه سلاح‏هاى هسته‏اى در بيم و هراس بوده‏اند. از اين‏رو، سردمداران اين رژيم، ترور فيزيكدانان و دانشمندان عرب در زمينه‏ى انرژى هسته‏اى را در دستور اقدامات تروريستى خود قرار دادند. نمونه‏هايى از اين اعمال تروريستى از اين قرارند:
1. ترور دانشمند فيزيكدان مصرى، خانم دكتر سميره موسى، در 15 آگوست 1952.
2. ترور دكتر نبيل القليبى، يكى از فيزيكدانان و دانشمندان انرژى هسته‏اى مصر، در شهر پراگ پايتخت چكسلواكى در ژانويه‏ى 1975 )بهمن ماه 1354).
3. ترور دكتر يحيى المشد، دانشمند فيزيكدان مصرى، در 14 ژوئن 1359) 1980 ش(، در شهر پاريس.
4 - ترور نبيل احمد فليفل، يكى از دانشمندان فيزيك طبيعى و هسته‏اى عرب، در شهرك بيت غور.
ترور دانشمند آلمانى در مصر
1. در نوامبر 1962 و مارس 1963، دانشمندان آلمان غربى مشغول به كار در مصر ، 3 بمب پستى دريافت كردند. دو تا از اين بمب‏ها منفجر شد، و موجب كشته شدن 6 دانشمند مصرى، و نابينا شدن يك منشى زن شد. دفتر دادستان عمومى فدرال در كارلسروهه اعلام كرد كه نامه‏ها از هامبورگ پست شده بودند.(56)
2. در 19 مارس 1963، پليس سوييس اعلام كرد كه يوسف ابن گال، كارمند ظاهرى وزارت آموزش و پرورش اسرائيل، و دكتر اتو جوكليك، دانشمند اتريشى را دستگير كرده است. اتهام آن‏ها اين بود كه يك دانشمند آلمان غربى را كه به همراه ديگر دانشمندان آلمان غربى بر روى طرح توسعه موشك‏هاى نظامى در مصر كار مى‏كردند، به مرگ تهديد كرده بودند. دستگيرى اين دو نفر، يك سرى داستان‏هاى حساس و جنجالى در مطبوعات اروپا، درباره‏ى سازمان شين‏بث )يكى از ادارات سازمان جاسوسى اسرائيل( به راه انداخت. چگونگى ارسال بمب‏هاى پاكتى براى دانشمندان آلمانى، كه منجر به فلج يا قطع عضو تعدادى از ايشان شد؛ چگونگى ربوده شدن يك آلمانى ديگر توسط اسرائيلى‏ها، و زندانى كردن او در وين؛ و همچنين چگونگى انفجار اسرار آميز هواپيماى خصوصى حامل افراد وابسته به طرح نظامى مصر در آسمان، كه منجر به كشته شدن مسافران آن شد؛ از جمله اين سوژه‏هاى داغ مطبوعاتى بود.
× حمله به هواپيماهاى مسافربرى
يكى از خطرناك‏ترين روش‏هاى تروريستى كه رژيم صهيونيستى به آن تمسك جست، تعرض هوايى سازمان يافته بر ضد هواپيماهاى مسافربرى است. رژيم صهيونيستى در مدت بسيار كمى پنج عمليات تروريستى هوايى بر ضد هواپيماهاى مسافربرى مدنى داشته است، كه از اين بين، چندين فروند هواپيما در زمين، و تعدادى ديگر در هوا نابود شده‏اند. تعدادى از اين هواپيماها هم با زور از مسير خود منحرف، و موجب زيان‏هاى مالى و جانى بسيار شده‏اند. در ذيل به اختصار به اين موارد اشاره مى‏شود:

نابودى هواپيماهاى مسافربرى در زمين
در تاريخ 28 دسامبر 1968، رژيم صهيونيستى به فرودگاه بين‏المللى بيروت حمله‏ى هوايى كرد، و سيزده هواپيماى مسافربرى را به طور كامل از بين برد. در اين عمليات حدود پنجاه نفر مسافر به قتل رسيدند، و بيش از 75 نفر ديگر مجروح شدند.(57)

نابودى هواپيماهاى مسافربرى در هوا
در تاريخ 21 فوريه‏ى 1973، دو هواپيماى جنگى اسرائيل، با موشك و مسلسل به يك هواپيماى مسافرى ليبى حمله، و آن را با كليه‏ى سرنشينانش واژگون كردند. در نتيجه‏ى اين حمله، 113 سرنشين اين هواپيما كه غيرنظامى بودند، كشته شدند. يك وزير دولت ليبى به نام صالح بن بوصير، نيز در ميان كشته‏شدگان بود. اين هواپيما به دليل طوفان شن از مسير عادى خود منحرف و به فضاى صحراى سينا كه اسرائيل آن را در اشغال داشت، وارد شده بود.
اسرائيلى‏ها مدعى شدند كه هواپيماى ليبيايى به فضاى حساس نظامى وارد و بر اثر سقوط غيرارادى منهدم شده بود.(58) اما با پيدا شدن جعبه‏ى سياه هواپيما اقدام شرم‏آور اسرائيلى‏ها در رابطه با نابودى هواپيماى مسافربرى در آسمان فاش شد.

تغيير مسير اجبارى هواپيماهاى مسافربرى:
صهيونيست‏ها در تاريخ 10 اگوست 1973 اقدام به ربودن يكى فروند هواپيماى مسافربرى عراقى در خاك لبنان كردند. سپس هواپيما را به يكى از پايگاه‏هاى هوايى اسرائيل در فلسطين اشغالى منتقل نمودند.(59)
هنوز 24 ساعت از صدور قطعنامه‏ى شوراى امنيت سازمان ملل، در محكوميت رژيم صهيونيستى در ارتكاب عمل تروريستى قبل، نگذشته بود كه هواپيماهاى اين رژيم اقدام به ربودن يك هواپيماى لبنانى از نوع بوئينگ 707، متعلق به شركت هواپيمايى خاورميانه كردند. اين هواپيما نيز به فرودگاه شهر لُد در فلسطين اشغالى منتقل شد.(60)
- ربودن هواپيماى ليبى در آسمان: در 4 فوريه‏ى 1986، هواپيماهاى جنگى رژيم صهيونيستى يك هواپيماى مسافربرى ليبى را ربودند و به پايگاهى هوايى در شمال فلسطين اشغالى منتقل كردند.(61)
جنايات صهيونيست‏ها آن‏چنان اسف‏انگيز و دهشت‏بار است كه صداى اعتراض‏آميز خود اسرائيلى‏ها را نيز برآورده است. اظهارات ذيل از پرفسور اسرائيل شاهاك، رييس \"جامعه‏ى حقوق بشر و شهروندان اسرائيل\"؛ دليلى گويا بر اين مدعا، و تصويرى است روشن از تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى:

»براى جلوگيرى از اتلاف وقت و تطول كلام، من به آدم‏كشى‏هاى يهوديان در دوران استعمار انگليس اشاره‏اى نمى‏كنم. فقط به آن قسمت از آدم‏كشى‏هاى يهوديان مى‏پردازم كه در دوران حكومت اسرائيل به وقوع پيوسته است.
گمان نمى‏كنم بتوان مردى را پيدا كرد كه مثل مايرهار - زيون(62) آدم‏كش باشد. او در خاطرات خود، و در بسيارى از مصاحبه‏هايش كه در روزنامه‏هاى اسرائيلى چاپ شده است، با خوشحالى مشخص مى‏كند كه چه آدم‏كش قهارى بوده و با چه مسرتى مردم را مى‏كشته است. او بيان مى‏كند كه وقتى يك عرب را مى‏كشد، چقدر احساس خوشحالى مى‏كند؛ و به ويژه وقتى كه ناراحت بود براى رفع ناراحتى خود، اعراب را با كارد مى‏كشت.(63) او تعريف مى‏كند كه چگونه از فرمانده خود خواسته است تا اجازه دهد يك چوپان بى‏سلاح را با كارد خود بكشد. و تعريف مى‏كند كه دوستش چوپان عرب بدبخت را نگه داشته، و او كارد را در قلبش فرو برده، و خون فواره زده است. اگر بخواهيم ساير انواع جنايت‏هاى ماير هارزيون را كشف كنيم، بايد خاطرات موشه شارت(64) را مطالعه كنيم. او تعريف مى‏كند كه هارزيون چگونه همراه يك گروه از تروريست‏ها نظير خودش، 6 نفر عرب را آوردند، و 5 نفر آن‏ها را يكى بعد از ديگرى با كارد كشتند، و ششمين نفر را زنده نگه‏داشتند تا او آن چه را ديده بود براى مردم تعريف كند. عجبا كه اين مرد به نظر اكثر اسرائيلى‏ها، يك قهرمان ملى به شمار مى‏آيد. او را خريدند، و وزير دفاع و فرمانده منطقه‏ى جنوب )موشه دايان و آريل شارون( او را به عنوان نمونه به جوانان معرفى كردند؛ و هيچ كس، حتى آن‏هايى كه از صلح دَم مى‏زنند، اعتراض نكردند.(65)

صفحه بعد فهرست صفحه قبل