| صفحه بعد | مظاهر تروريسم صهيونيستى | صفحه قبل |
مظاهر تروريسم صهيونيستى تروريسم صهيونيستى، باتوجه به ريشهدار بودن در تاريخ، فرهنگ و انديشهى صهيونيستها، از زواياى ميزان، دامنه، طرفهاى ذىربط افراد تروريست، ماهيت و اهداف، داراى مظاهرى است كه تمامى اشكال تروريسم گذشته و معاصر را در بر مىگيرد. اين مظاهر عبارتاند از: × تروريسم گذشته: اين نوع تروريسم كه در نيمهى دوّم قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم گسترش يافت بر هرج و مرجطلبى (Anarchism) تأكيد دارد و مخالف با ايجاد دولت و حكومت است و براى نابودى پايههاى آن از طريق خشونت و ترور عمل مىكند. اصول فكرى هرج و مرجطلبانه، به نظرات ميخاييل الكساندر ، تيش باكونين و پطرس كروپانكين برمىگردد. اين شكل از تروريسم در نيمهى اوّل قرن بيستم، در فلسطين به طور فزايندهاى توسط صهيونيستها استفاده شد. × تروريسم جديد يا معاصر: اين نوع از تروريسم، آميختهاى از حركات چپگرايانه و گزارشهاى فاشيستى و نژادپرستى است(17) و بيش از آن كه از ويژگى فردى برخوردار باشد، از اهميت گروهى و سازمانيافته برخوردار است و داراى امكانات و تسليحات پيشرفته نيز مىباشد. صهيونيسم از اين نوع تروريسم نيز استفاده كرده است. × تروريسم فردى (Individual Terrorism): اين گونه تروريسم توسط اشخاصى مشخص اعمال مىشود. خواه فعاليت آنها به تنهايى، و خواه در چارچوب يك مجموعهى سازمانيافته باشد. اين نوع تروريسم عليه نظام موجود يا دولت معينى صورت مىگيرد. عناوين ديگر آن، تروريسم پايين و تروريسم سفيد است. اين نوع تروريسم از ويژگى گسترش، تداوم و تنوع اهداف و روشها و ابزار برخوردار است. تمامى گروههاى تروريستى از چنين روشى استفاده مىكنند. فلسطين پيش از اشغال و پس از تشكيل رژيم صهيونيستى شاهد اين نوع تروريسم صهيونيستى بوده است. × تروريسم دولتى (State Terrorism): در گونهى تروريسم دولتى، دولت از طريق اعمال سياستهاى حكومتى، و با هدف ايجاد رعب و وحشت در ميان شهروندان به رهبرى و هدايت اين نوع تروريسم مىپردازد كه شهروندان به اطاعت و فرمانبردارى از خواستههاى دولت است. پس از تشكيل رژيم صهيونيستى، اين نوع تروريسم توسط دولت اسرائيل، به شكلى كاملاً سازمان يافته و در سطح گستردهاى در سرزمينهاى اشغالى فلسطين و خارج از آن، بر ضد مخالفان اين رژيم اعمال شده است. × تروريسم داخلى (Domestic Terrorism): اين نوع تروريسم با فراهم آمدن شرايط زير در داخل كشور صورت مىگيرد:(18) - شركتكنندگان در فعاليت تروريستى و قربانيان آن، تابع همان كشورى هستند كه فعاليت تروريستى در آن صورت گرفته است. - نتايج فعاليت تروريستى محدود به همان كشور شود. - برنامهريزى و مقدمات فعاليت تروريستى، در محدودهى تحت حاكميت قانونى و منقطهاى آن دولت انجام گيرد. - شركتكنندگان در فعاليتهاى تروريستى در داخل مرزهاى آن دولت حضور داشته باشند. رژيم صهيونيستى پس از شروع انتفاضه مسجدالاقصى از اين نوع تروريسم بر ضد فعالان انتفاضه و رهبران و كادرهاى جنبشهاى حماس، جهاد اسلامى و فتح استفاده كرده است. × تروريسم بينالمللى (Internation Terrorism): اين نوع تروريسم، بُعد يا ماهيت بينالمللى به خود مىگيرد و در اين موارد نمايان مىشود: اختلاف مليت شركتكنندگان در عمل تروريستى، اختلاف مليت قربانى با مليت تروريست، محل وقوع عمليات تروريستى )محل ترور، تحت حاكميت دولتى است كه تروريستها تابع آن نيستند(، عمليات تروريستى عليه وسايل حمل و نقل بينالمللى، محدود شدن عمل تروريستى به يك كشور، تفاوت محل برنامهريزى، مقدمهچينى و تجهيز براى انجام عمل تروريستى يا محل اجراى آن، عمليات تروريستى به تشويق يا وساطت كشور ثالث، برخوردارى تيم تروريستى از حمايت مادى يا معنوى، فرار تروريستها و پناه بردن آنها به كشورى ديگر پس از انجام عمل ترور. رژيم صهيونيستى از زمان شكلگيرى تا به امروز سابقهاى پنجاه ساله را در اين نوع ترور از آن خود كرده است، و تاكنون به دهها عمليات تروريستى بر ضد رهبران مقاومت فلسطينى لبنانى، و حتى اروپائيان در كشورهاى مختلف دست زده است. × تروريسم ارتجاعى (Reactionary Terrorism): اين نوع تروريسم، خواستار حفظ اوضاع سياسى - اجتماعى موجود در جامعه بوده و بر حفظ سيطره و حاكميت قومى و نژادى، حفظ جامعه )بدون آن كه تحت تأثير ديگر اديان و مكاتب و اقوام قرار گيرد( و حفظ حاكميت ارزشهاى دينى معين تأكيد دارد. رژيم صهيونيستى از ابتداى تأسيس خود، هرگاه منافعش اقتضا كرده، از اين گروهها براى انجام عمليات تروريستى استفاده كرده است. × تروريسم نژادى - جدايى طلبانه (Ethnic-Separatist Terrorism): نوعى تروريسم كه مىخواهد حاكميت منطقهى مشخصى را كه دولت بر آن حكومت مىكند، به ديگران واگذار شود. معمولاً سازمانهايى كه از ماهيت نژادى يا قومى برخوردارند، به هدايت اين نوع تروريسم مىپردازند و هدف آنها، همانا تلاش براى ايجاد هويت قومى مستقل است. پيش از اشغال فلسطين در سال 1948 و نيز پس از آن تا سال 1967، اين نوع تروريسم به شدت از سوى صهيونيستها دنبال مىشده است. هدف اين گونه از تروريسم، اخراج غيريهوديان از فلسطين و جايگزين كردن يهوديان پراكنده در جهان به جاى آنها و در نتيجه مخدوش كردن هويت فلسطينى بوده است. × تروريسم انديشه: از بين بردن انديشهى حاكم و ايجاد انديشهاى جديد از اهداف اين نوع تروريسم است. همچنين به اعتبار آن كه »زبان« يكى از ابزارهاى كنترل به شمار مىرود، به آن عنوان تروريسم زبانى نيز دادهاند. كنترل و خاموش كردن ف×يادهاى مخالفت داخلى و خارجى، تعيين خط قرمز در بحث و بيان انديشه، تحميل نوع معينى از فرهنگ بر عقل و آگاهى شهروندان، دستيابى به درجهى بالايى از كنترل انديشه و سوق دادن آن به سمت اهداف رژيم، ديگر انگيزههاى اين گونه از تروريسم است. صهيونيسم جهانى، اين تروريسم را پس از تشكيل اولين كنفرانس خود در شهر بال سوئيس در سال 1897 به كار گرفت. نفوذ و سلطه بر مطبوعات در رسانههاى گروهى جهان از جمله اقدامات تروريسم صهيونيستى در اين وادى است. در حال حاضر بيش از نيمى از مردم جهان مورد هدف اين نوع تروريسم هستند.(19) × تروريسم روانى: تروريسم روانى يعنى تحت فشار قرار دادن افراد، يا انتشار مداوم پوشش واقعى از دروغها و اتهامات تا آن كه به سقوط روحيه و از دست دادن توازن آنها منتهى شود. صهيونيسم جهانى، به موازات بهكارگيرى تروريسم انديشه، از اين نوع تروريسم نيز بهره مىگيرد. مطلب پيشگفته، آخرين نوع تروريسم صهيونيستى نيست، بلكه با تحول و پيشرفتهاى جديد، انواع تازهاى از فعاليتهاى تروريسم صهيونيسم جهانى، در صحنههاى زندگى مردم جهان بروز خواهد كرد. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |