| صفحه بعد | مقدمه | صفحه قبل |
| مقدمه پژوهشگرانى كه دربارهى تروريسم صهيونيستى تحقيق مىكنند، با مورد نادرى روبهرو مىشوند، كه در ساير روشها و نمونههاى تروريسم - با هر عقيدهى سياسى يا نژادى - مصداق ندارد. روشى كه صهيونگرايان، در هر دورهاى از تاريخ كه پاى گذاردهاند، آن را از رهبران و گذشتگان خود به ارث بردهاند. اين روش، هم اكنون به قانونى اساسى تبديل شده است، تا پدران و فرزندان براى تحكيم سلطه، و تثبيت پايههاى جعلى و دروغين تمدن مورد ادعاى خويش، بر مبناى آن در سرزمين مقدس فلسطين فعاليت كنند. اين روش، آكنده از پستى ، فتنهانگيزى و تجاوز به منظور چيرگى بر همهى انسانها، بىتمايز ميان آنان، مىباشد. آنان تورات را تحريف كردند تا با عملكردهايشان همساز شود، بى آن كه در اين راه، وجدان يا اخلاق، ناظر بر كارهايشان باشد. آنها زمين را مملو از فساد كردهاند. با بمب و مواد منفجره رعب مىآفرينند؛ و براى هراساندن غير يهوديان، به ويژه مسلمانان فلسطينى - يعنى دارندگان حق و زمين - به تيراندازى دلخواهانه به سوى آنها دست زدهاند. به اين منظور كه آنان را وادار به كوچ از سرزمينشان كنند. زيرا از ديدگاه رهبران صهيونيسم، آنان با سرزمين اسرائيل بيگانهاند. پس يا بايد عناصر كليدى و اصلى آنها ترور و نابود شوند؛ يا اين كه همگى در معرض تصفيههاى خونين و قتلعام قرار گيرند، تا سرزمينى بكر و آماده براى سكونت قوم بنىاسرائيل فراهم شود. در رأس اين فتنهانگيزىها و هراسافكنىهاى صهيونيستها، روحانيون يهودى يا حاخامها، و چهرههايى پليد قرار دارند كه برنامههاى خود را از دسيسههاى شيطانى و پروتكلهاى رهبران و حكماى صهيون - كه بيش از يك قرن است دنيا را بازيچهى دست خود قرار دادهاند - گرفتهاند. آنها طى پنج دههاى كه از عمر بنيادگذارى رژيم صهيونيستى در سرزمينهاى اشغالى فلسطين مىگذرد، آشكارا با مسلمانان دشمنى مىورزند؛ برنامهريز و اجرا كنندهى عمليات تروريستى، و ايجاد كنندهى رعب و وحشت در ميان صاحبان اصلى اين سرزمين هستند. آنها به فلسطين آمدند تا رفتارى نظير كشتار و شكنجه و فشار را كه بدان خو گرفته بودند، به مرحلهى عمل درآورند. آنها نه تنها از دست زدن به عمليات تروريستى بر ضد مسلمانان، و ايجاد رعب و وحشت در ميان آنان ابايى ندارند؛ بلكه آشكارا بدان افتخار مىكنند، و كتابهاى مفصلى دربارهى سازمانهاى تروريستى خود به رشتهى تحرير درآوردهاند. آنها در اين كتابها، ضمن پرداختن به اصول اوليه و مبانى ايدئولوژيك تشكيل چنين سازمانهايى، بدون هيچگونه احساس شرم، يا ترس، و يا ترديد، به شرح جنايتها و شكنجهها و عمليات تروريستى انجام شده بر ضد مخالفان خود پرداختهاند. اگر ادعا شود كه چنين ميراث هراس انگيزى از تروريسم صهيونيستى، در ميراثهاى سياسى - نظامى هيچ ملتى از ملل عالم ديده نشده، اغراق نيست. همين كه اين حقيقتها با صراحت از سوى صهيونيستها مطرح مىشود - نه تنها عليه مخالفان؛ بلكه چنانچه منافع صهيونيسم ايجاب كند، عليه خود يهودىها - پديدهاى است كه خرد و وجدان انسانى نمىتواند به آسانى آن را بپذيرد. پس از تشكيل رژيم صهيونيستى، اين ميراث هراس انگيز، با تئورى امنيت اسرائيل پيوند خورد؛ و امنيت اسرائيل همراه با منافع صهيونيسم عامل توجيهگرى براى هرگونه عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى عليه مخالفان خود شد. بسيارى از اقدامات تروريستى رژيم صهيونيستى بر ضد مسلمانان فلسطينى، توسط دستگاه امنيتى و سياسى اين رژيم؛ و بسيارى ديگر نيز توسط گروهها و سازمانهاى فاشيستى و تروريستى صهيونيستى به اجرا درآمد. صهيونيستها روز به روز فشار خود را عليه فلسطينىها افزايش دادند. آنها علاوه بر مصادرهى زمينهاى فلسطينىها، ايجاد شهركهاى يهودىنشين، مسلح كردن يهوديان، بيرون راندن مسلمانان فلسطينى، و تبعيد شخصيتهاى ملى و رهبران مردمى فلسطين؛ اعمال جنايتآميز ديگرى را نيز بر ضد رهبران دينى و سياسى ملت مسلمان فلسطين انجام دادند. بمبگذارى در اتومبيلها و منازل رهبران مقاومت فلسطين؛ بمبگذارى در مساجد، ميادين عمومى و خيابانها، ترور مبارزان مسلمان فلسطينى، به گونههاى مختلف، تيراندازى به سوى نمازگزاران مساجد، حرمابراهيمى و مسجدالاقصى؛ ايجاد آتشسوزى، و اقدام به حفارى در مسجدالاقصى؛ تيراندازى به سوى دانشآموزان و دانشجويان فلسطينى دانشگاههاى بئرزيت و الخليل؛ تيراندازى به سوى تظاهركنندگان فلسطينى، و زخمى كردن و به شهادت رساندن آنها، مانند: قتلعام جمعى از مردم نابلس، الخليل، قدس، رامالله، غزه و غيره؛ تخريب منازل مسلمانان و آواره كردن آنها؛ جلوگيرى از ورود فلسطينىها به منازل خود و ... ، از جمله اعمال فاشيستى و تروريستى است كه صهيونيستها براى رسيدن به اهداف خود انجام مىدهند. آنها جواز اين اعمال تروريستى، و كشتار مسلمانان را از حاخامهاى خود مىگيرند. به عنوان نمونه، وقتى از حاخام شلومو گورن دربارهى جواز چنين كشتارهايى در آيين يهود سؤال شد، او در جواب گفت: »آيين يهود در موقع جنگ اجازهى چنين كارى را مىدهد.«(1) بهطور قطع، حاخام گورن تنها حاخامى نيست كه اينگونه اعمال تروريستى را عليه غير يهوديان، به ويژه مسلمانان فلسطين بىگناه، مجاز مىشمارد. حاخامهاى صهيونيست ديگرى از جمله حاخام كاهانا، رهبر گروه تروريستى كاخ؛ و همچنين رهبران رژيم صهيونيستى چنين اعتقادى دارند، و در بسيارى موارد، خودشان دستور عمليات تروريستى عليه فلسطينىها را صادر كردهاند. حاخامهاى اسرائيلى و مقامهاى رژيم صهيونيستى، بارها در جرايد روزنامهها، به اظهار عقيدهى آشكار دربارهى مسلمانان فلسطين، و اهداف و خواستههاى خود پرداختهاند. آنها در همه جا مواضع كينهتوزانهى خود را عليه مسلمانان فلسطينى بيان مىكنند. به عنوان نمونه، مجلهى نكودا، ارگان رسمى گروه تروريستى گوش آمونيم، به درج چندين مقاله از چند حاخام پرداخته؛ كه همگى آنها، عمليات فاشيستى، تروريستى و جنايتآميزى را كه از طرف رژيم صهيونيستى و گروههاى تروريستى عليه فلسطينىها انجام مىگيرد، مورد تأييد قرار دادهاند. روزنامهى صهيونيستى هاآرتس در اين باره مىنويسد: »تورات سعى بر گرفتن انتقام دارد. عربهاى اسرائيلى تنها هنگامى مىتوانند از مرگ رهاى يابند و در كنار يهوديان در اسرائيل زندگى كنند، كه كاملاً سر فرود آورند و خاضع باشند، و با وضع پست و ذلت بار بسازند زيرا هيچگونه احترام انسانى در بين نيست.«(2) حاخام هس نيز گفته است: »در وصيتى كه به ما فرمان مىدهد تا كودكان و شيرخوارگان عرب را بكشيم، هيچگونه رأفتى در ميان نيست.«(3) تمامى اين جملات از دستورات مذهبى تلمود گرفته شده است، و سران صهيونيست، آنها را سر لوحهى اعمال تروريستى و نژادپرستانهى خود قرار دادهاند. به اين ترتيب، گروههاى فاشيستى و تروريستى صهيونيستى، رژيم اشغالگر قدس را در انجام نقشههاى جنايتكارانهاش بر ضد فلسطينىها يارى مىدهند. در عوض، دستگاههاى امنيتى و سران رژيم صهيونيستى مانند: شامير، نتانياهو، شارون، آرنز، باراك و... اعمال جنايت آميز آنان را ناديده مىگيرند، و از اين طريق به تصديق و تثبيت موقعيت آنان در ارتش و درون جامعهى نژادپرست اسرائيل پرداخته، به آنان براى اجراى نقشههايشان كمك مىكنند. »رهبران اين گروههاى تروريستى با جسارت تمام اظهار داشتهاند كه در كشور عبرى، جايى براى عربها نيست. آنان نقشهها و نظريات خاصى را براى بيرون راندن هزاران عرب از فلسطين اشغالى در دست اجرا دارند.«(4) اين گونه اظهارات، از گذشته تاكنون، نشانگر اين مسأله است كه رژيم صهيونيستى، كه در ظاهر غير مسؤول مىباشد و با اعمال گروههاى افراطى تروريستى مخالف است؛ پشت پرده دست در دست آنها گذاشته، براى نابودى مسلمانان فلسطين اشغالى تلاش مىكند. گواه اين مسأله، دفاعى است كه اسحاق شامير نخست وزير وقت رژيم صهيونيستى، در مقابل طرح انحلال سازمان تروريستى كاخ كه از طرف بعضى نمايندگان كنيست )پارلمان( اسرائيل مطرح شده بود، از اين سازمان به عمل آورد. اين گونه دفاع از سازمانهاى تروريستى و صهيونيستى، و اظهارات مشابه آن، بيانگر عمليات سازمان يافتهى تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى، و نيز هماهنگى كامل و برنامهريزى شده بين گروههاى تروريستى و مقامات رژيم صهيونيستى است. از سوى ديگر، چنين جانبدارىهايى، نشانگر عمق حمايت و پشتيبانى غرب، و به ويژه امريكا، از تروريسم صهيونيستى است. زيرا اين حمايت و تأييد، تا كنون نقش مهمى در پيدايش سازمانهاى تروريستى صهيونيستى - كه اهداف و برنامههاى رژيم صهيونيستى را اجرا كرده و منافع آن را محقق مىسازند - داشته است. در اين كتاب سعى شده تا آن جا كه امكان دارد، ماهيت تروريسم صهيونيستى به خوبى روشن شود، و تا حد امكان، تصوير شفاف و دقيقى از عمليات سازمان يافتهى تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغالى ارايه شود. به همين منظور، در ابتدا تعريفى از تروريسم ارايه خواهيم كرد، و سپس زمينههاى فكرى و اعتقادى تروريسم صهيونيستى، و پيشينهى تاريخى آن - كه به تكميل شدن تصوير دقيقى از تروريسم صهيونيستى و ماهيت آن كمك مىكند - مورد مطالعه قرار مىگيرد. پس از آن؛ اشارهاى مختصر به روشهاى تروريسم صهيونيستى و انواع آن داريم. پس از آن، مرورى بر گروهها و سازمانهاى فاشيستى و تروريستى صهيونيستى در فلسطين، پيش و پس از تشكيل اسرائيل خواهيم داشت. در پايان نيز سعى كردهايم نمونههاى عمليات تروريستى صهيونيستى را، پيش از اشغال فلسطين و پس از تشكيل رژيم صهيونيستى - در حدى كه به منابع رسمى دست يافتهايم - به خوانندگان ارايه دهيم. در اين جا لازم است به كسانى كه مىخواهند دربارهى تروريسم صهيونيستى، و جنايتهاى گروههاى تروريستى صهيونيستى، و سازمانهاى جاسوسى اسرائيل )تروريسم دولتى اسرائيل( مطالعه و تحقيق كنند، توصيه كنم كه به كتاب تروريسم صهيونيستى در فلسطين اشغال شده مراجعه كنند. اين كتاب توسط آقاى غازى خورشيد گردآورى، و توسط آقاى حميد احمدى به فارسى ترجمه شده است؛ و نيز كتاب المنتقمول )انتقامجويان(، نوشتهى نويسندهى اسرائيلى بار زوهار مراجعه كنند. در اين كتاب، مجموعهاى از فعاليتهاى گروههاى تروريستى صهيونيستى پس از جنگ جهانى دوم، و نيز ترور بسيارى از رهبران مقاومت فلسطين توضيح داده شده است. كتاب ديگرى نيز به نام النظام السياسى الارهابى الاسرائيلى يا نظام سياسى تروريستى اسرائيل به تازگى چاپ شده كه توسط آقاى عبدالناصر حريز گرد آورى و تأليف شده است. در اين كتاب، به طور مشروح، از اقدامات تروريستى رژيم صهيونيستى، و انواع روشهاى آن سخن به ميان آمده است. اميد است كتاب حاضر بتواند چهرهى روشن و شفافى از سيماى صهيونيسم ارايه دهد، و موجب شود تا همهى آزادگان جهان، به ويژه مسلمانان، گامى مثبت و عملى در جهت نابودى پديدهى شوم »صهيونگرايى« در جهان بردارند. انشاءالله بهمن 1380 مجيد صفاتاج |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |