| صفحه بعد | مظاهر تروريسم صهيونيستى | صفحه قبل |
فصل سوم مظاهر تروريسم صهيونيستى هر چند تروريسم صهيونيستى در تاريخ، فرهنگ و انديشهى صهيونيستها ريشه دارد؛ اما تروريسم آن - با توجه به ميزان، دامنه، طرفهاى ذىربط افراد تروريست، ماهيت و اهداف هريك از آنها - داراى مظاهرى است كه تمامى اشكال و انواع تروريسم گذشته، و تروريسم جديد معاصر را در بر مىگيرد. اين مظاهر عبارتند از: × تروريسم گذشته منظور از تروريسم گذشته، تروريسمى است كه انجام آن در نيمهى دوم قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم گسترش داشته است: »اين نوع تروريسم كه بر هرج و مرجطلبى (Anarchism)تأكيد دارد، با دولت و حكومت مخالف مىباشد. اين تروريسم براى نابودى پايههاى حكومت، از طريق خشونت و تروريسم عمل مىكند. همچنين، ترور و نابودى شخصيتها، به بهانهى آزاد كردن فرد و جامعه از سيطرهى هرگونه قدرت و حكومت و - با استناد به مقولهى »مردم مىتوانند بدون نياز به حكومتى كه آنان را وادار به اطاعت كند، به طور مسالمتآميز و هماهنگ با هم زندگى كنند« - تلاش مىكنند. اين مسائل، پايههاى فلسفهى هرج و مرجطلبان را كه در نيمهى دوم قرن نوزدهم در روسيه و فرانسه شكل گرفت، تشكيل مىدهند.«(30) »اصول فكرى هرج و مرجطلبها، به نظرات ميخائيل الكساندر، و تيش باكونين و پطرس كروپانكين برمىگردد. آنها اصل يا »استراتژى تبليغات عملى« Propaganda by Beed()The Strategy of را اتخاذ كرده، از تروريسم براى دستيابى به اصول خود استفاده مىكنند.«(31) هرج و مرجطلبان در عمليات خود، به استفاده از مواد منفجره و ديناميت اهميت ويژهاى مىدهند. آنها اين گونه تصور مىكنند كه چنين اسلحهاى به انقلابيون اين امكان را مىدهد كه هدفهاى خود را انتخاب كرده، بخش زيادى از آرمانهاى خود را در مبارزه با شخصيتهاى حكومت و ارگان قدرت جامهى عمل بپوشانند. به همين دليل: »تروريستها در اقدامات آشوبطلبانهى خود، از ديناميت و بستههاى انفجارى در سطح بسيار وسيعى استفاده كردهاند. به گونهاى كه هيچ پايتختى در اروپا از هجوم آنان در امان نمانده است. بنابراين، قربانيان آنان در تمامى شهرهاى اروپا پراكندهاند.«(32) اين شكل از تروريسم، در نيمه اول قرن بيستم، به طور فزايندهاى توسط صهيونيستها استفاده شد. صهيونيستها در فلسطين حتى گاهى توانستند با تبانى با عوامل استعمار انگليس، و استفاده از اين شكل تروريسم، چهرهى خشن و هرج و مرجطلبانهى خود را بر ضد فلسطينىها به نمايش گذارند. × تروريسم جديد يا معاصر »اين شكل تروريسم همان تروريسمى است كه در عصر حاضر هر چند گاهى با آن روبهرو مىشويم، و بيشتر گروهها و سازمانهاى تروريستى جديد در قرن حاضر را در بر مىگيرد، و آميختهاى از حركات چپگرايانه و گرايشهاى فاشيستى و نژادپرستى است.«(33) اين تروريسم بيش از آن كه از ويژگى فردى برخوردار باشد، از اهميت گروهى و سازمان يافته برخوردار است، و داراى امكانات و تسليحات پيشرفته نيز مىباشد. صهيونيسم از اين نوع تروريسم، كه تمامى انواع و اشكال تروريسم معاصر را در بر مىگيرد استفاده مىكند. × تروريسم فردى منظور از تروريسم فردى (Individual Terrorism) تروريسمى است كه به وسيلهى افراد مشخصى انجام مىگيرد؛ خواه فعاليت آنها به تنهايى، و يا در چارچوب يك مجموعهى سازمان يافته باشد. اين گونه تروريسم عليه نظام موجود يا دولت معينى صورت مىگيرد؛ و برخى اصطلاح تروريسم از پايين(43) )Terrorism from beloew) ، و برخى ديگر اصطلاح تروريسم سفيد(53) )Terrorism White)را به آن اطلاق مىكنند. اين نوع تروريسم از ويژگى، گسترش، تداوم و تنوع اهداف و روشها و ابزار برخوردار است. تمامى جنبشها و فعاليتهاى تروريستى؛ از مجموعههاى هرج و مرجطلب گرفته تا گروهاى نژادپرست و جدايىطلب، كه اهداف قومى دارند؛ و همچنين تيمهاى تروريستى انقلابى افراطى؛ و مجموعههاى نژادپرست محافظه كار، از آنها پشتيبانى مىكنند. اين در حالى است كه ابعاد اين نوع تروريسم، پس از پرداختن به بررسى فعاليتهاى مختلف تروريستى، و با استناد به ديگر معيارها - به ويژه معيار ماهيت فعاليت تروريستى - روشن خواهد شد. فلسطين، پيش از اشغال و پس از تشكيل رژيم صهيونيستى، شاهد اين نوع تروريسم صهيونيستى بوده است. × تروريسم دولتى منظور از تروريسم دولتى (State Terrorism) ، تروريسى است كه در آن، دولت از طريق اعمال و سياستهاى حكومتى، و با هدف ايجاد رعب و وحشت در ميان شهروندان )در داخل( به هدايت آن مىپردازد؛ تا شهروندان را وادار به اطاعت و فرمانبردارى از خواستههاى دولت كند. همچنين: »ممكن است دولت در خارج از كشور به چنين اعمالى دست بزند، تا برخى از اهداف خود را كه نمىتواند به آنها دست يابد، و يا از طريق ابزار و شيوههاى قانونى دستيابى به آنها امكان ندارد، تحقق بخشد.«(36) برخى سياستمداران، به اين نوع تروريسم، اصطلاح تروريسم از بالا form above()Terrorism اطلاق مىكنند؛ و برخى ديگر اصطلاح تروريسم سرخ Terrorism()Red را براى توصيف اين فعاليت تروريستى به كار مىبرند.(37) در حالى كه گروه سوم از آن به، تروريسم حكومت فراگير غير دموكراسى، يا تروريسم حكومت فردى، يا تروريسم حكومت نظامى تعبير مىكنند. پس از تشكيل رژيم صهيونيستى، اين نوع تروريسم توسط اسرائيل، به طور خيلى سازمان يافته و در سطح گستردهاى در سرزمينهاى اشغالى فلسطين و خارج از آن، برضد مخالفان اين رژيم اعمال شده است. به همين لحاظ از اين گونه عمليات تروريستى رژيم صهيونيستى، به عنوان تروريسم دولتى اسرائيل نام برده مىشود. × تروريسم داخلى »منظور از تروريسم داخلى (Domestic Terrorism) ، تروريسمى است كه با فراهم آمدن شرايط زير در داخل كشور صورت مىگيرد:(38) - شركت كنندگان در فعاليت تروريستى و قربانيان آن، تابع همان كشورى هستند كه فعاليت تروريستى در آن صورت گرفته است. - نتايج فعاليت تروريستى محدود به همان كشور شود. - برنامهريزى و مقدمات فعاليت تروريستى، در محدودهى تحت حاكميت قانونى و منطقهاى آن دولت انجام گيرد. - شركت كنندگان در فعاليتهاى تروريستى در داخل مرزهاى آن دولت حضور داشته باشند.« رژيم صهيونيستى، پس از شروع انتفاضهى مسجدالاقصى، از اين نوع تروريسم بر ضد فعالان انتفاضه و رهبران و كادرهاى جنبشهاى حماس، جهاد اسلامى و فتح استفاده كرد. اين رژيم و به نحو بىسابقهاى - توسط جوخههاى متعدد مرگ كه تشكيل داد - به ترور رهبران مبارز فلسطينى و فعالان انتفاضه در داخل سرزمينهاى اشغالى دست زد. × تروريسم بينالمللى تروريسم بينالمللى (International Terrorism) ، تروريسمى است كه بُعد يا ماهيت بينالمللى به خود مىگيرد، و در موارد زير نمايان مىشود: - اختلاف مليت شركت كنندگان در عمل تروريستى. - اختلاف مليت قربانى با مليت تروريست. - محل وقوع عمل تروريستى، تحت حاكميت دولتى است كه تروريستها تابع آن دولت نيستند. اين محل ممكن است جزيى از خاك آن دولت، يا سفارت وابسته به آن دولت باشد. - انجام عمل تروريستى عليه وسايل حمل و نقل بينالمللى، مانند: هواپيماها و كشتىها. - اثر عمل تروريستى به يك كشور محدود نشود. به عنوان مثال، كشور ديگر، و يا سازمان يا تجمع بينالمللى معينى را مورد هدف قرار دهد. - تفاوت محل برنامهريزى، مقدمهچينى و تجهيز براى انجام عمل تروريستى، با محل اجراى آن. به طورى برنامهريزى در كشورى صورت گيرد، و عمل تروريستى در كشور ديگرى انجام شود. - عمل تروريستى به تشويق يا وساطت كشور ثالث انجام شود. - تيم تروريستى از حمايت مادى يا معنوى خارجى برخوردار شود. - فرار تروريستها و پناه بردن آنها به كشورى ديگر پس از انجام عمل تروريستى. اين نوع تروريسم تابع صلاحيت كيفرى كشور مشخصى نيست؛ بلكه اصول قانون بينالمللى عمومى در مورد آن حكم كرده، مجازاتهاى بازدارنده را تعيين مىكند. اين اصول از معاهدهها و توافقنامههاى بينالمللى كه در اين مورد به تصويب رسيدهاند ناشى مىشوند.(39) از زمان تشكيل رژيم صهيونيستى در سال 1948 تاكنون، اين رژيم داراى سابقهى پنجاه سالهاى در ارتباط با اين گونه تروريسم است. اسرائيل تاكنون به دهها عمليات تروريستى برضد رهبران مقاومت فلسطينى و لبنانى، و حتى اروپاييان در كشورهاى مختلف جهان دست زده است. × تروريسم ارتجاعى تروريسم ارتجاعى (Reactionary Terrorism) نوعى تروريسم است كه خواستار حفظ اوضاع سياسى - اجتماعى موجود در جامعه بوده، و هدف آن از اين كار، دستيابى به يكى يا تمامى اهداف زير است: - حفظ سيطره و حاكميت قومى يا نژادى. - حفظ جامعه، بدون اين كه تحت تأثير ديگر اديان و مكاتب و اقوام قرار گيرد. - حفظ حاكميت ارزشهاى دينى معين. اينگونه سازمانهاى تروريستى به طور معمول عليه اجانب فعاليت مىكنند و معتقدند: كار ملى فقط از آن شهروندان است و ديگران بايد از آن اخراج شوند. آنها اغلب عليه جريانهاى سياسى مخالف و چپگرا فعاليت مىكنند، و با احزاب، گروهها و سازمانهايى كه سعى در گسترش حاكميت ديگر اقوام، مكاتب و اديان در جامعه دارند، مخالف مىكنند. »اين نوع تروريسم معمولاً با مخالفت دولتهاى حاكم مواجه نمىشود؛ بلكه بعضى از آنها نه تنها چنين فعاليتهاى تروريستى را تأييد و حمايت مىكنند؛ بلكه از اين حد نيز فراتر رفته، تا جايى كه از برخى از اين سازمانهاى تروريستى، به عنوان ابزارى براى انجام تروريسم دولتى استفاده مىكنند.«(40) در چارچوب اين نوع تروريسم، مىتوان دو نوع فرعى تروريسم را نيز تشخيص داد. »يكى از اين دو نوع بر پايههاى ايدئولوژى تكيه داشته، هدف آن مبارزه با نيروها و جريانهاى فكرى مخالف و گرايشهاى چپگراست.«(41) ديگرى بر پايههاى نژادپرستى تكيه مىكند، و هدف آن مقاومت در برابر هر گونه حضور اجنبى مهاجر در سرزمين خود است. »بسيارى از سازمانهايى كه در كشورهاى جهان به ويژه ايالات متحدهى آمريكا، آلمان، فرانسه، ايتاليا و جنوب آفريقا پراكندهاند، به اين نوع تروريسم دست مىزنند.«(42) رژيم صهيونيستى از ابتداى تأسيس خود، در فلسطين اشغالى از اين نوع تروريسم، كه به طور عمده توسط گروههاى افراطى مذهبى صهيونيستى عليه فلسطينىها انجام مىگيرد حمايت كرده است. اين رژيم سعى كرده تا هر گاه منافع آن اقتضا كرد، از اين گروهها براى انجام عمليات تروريستى بر ضد مسلمانان استفاده كند. × تروريسم نژادى - جدايىطلبانه »تروريسم نژادى - جدايىطلبانه (Ethnic - Separatist Terrorism) نوعى تروريسم است كه مىخواهد حاكميت منطقهى مشخصى كه دولت بر آن حكومت مىكند به ديگران واگذار شود. معمولاً سازمانهايى كه از ماهيت نژادى يا قومى برخوردارند به هدايت اين نوع تروريسم پرداخته، و سعى دارند از دولت مركزى جدا شوند، و هويت شخصى و مستقلى را براى خود دست و پا كنند. به همين دليل، اين سازمانها، افراد و مؤسسههاى دولتى را، كه مسؤول محروميت خود از داشتن هويت قومى مستقل مىدانند؛ و نيز اعضاى اين مجموعههاى نژادى و قومى را، كه با آن دولت همكارى مىكنند، هدف اعمال و فعاليتهاى تروريستى خود قرار مىدهند. اين اعمال، در بين گروههايى از مردم كه اين نوع تروريسم بيانگر آنهاست و به نام آنها فعاليت مىكند، گسترش زيادى دارد.«(43) به علاوه: »اين نوع تروريسم، به طور كلى، بر تأييد بخشهاى وسيعى از افراد گروههاى نژادى و قومى، كه سعى در رسيدن به اهداف جدايىطلبانهى خود دارند تكيه دارد. جهتگيرى ايدئولوژيكى معينى بر اين نوع تروريسم حاكم نيست، بلكه وحدت هدف، كه همانا تلاش براى ايجاد هويت قومى مستقل است بر آن حكومت مىكند.«(44) پيش از اشغال فلسطين در سال 1948 ، و نيز پس از آن تا سال 1967 ، اين نوع تروريسم به شدت از سوى صهيونيستها دنبال مىشده است. گروههاى افراطى صهيونيستى يكى از نمودها و مظاهر اصلى اين نوع تروريسم در سرزمينهاى اشغالى فلسطين بودهاند. تروريسم نژادى صهيونيستى در دو مرحله؛ پيش از اشغال فلسطين تا سال 1948 ؛ و نيز تا پيش از اشغال كرانه باخترى و نوار غزه در سال 1967 ، سعى كرد ديگر اقوام و نژادهاى غيريهودى را مورد هدف فعاليتهاى تروريستى خود قرار دهد. هدف اين بود كه ساكنان اصلى اين سرزمين را از ديار خويش اخراج كنند؛ و به جاى آنها يهوديان پراكنده در جهان، به ويژه يهوديان اروپاى شرقى را به آن جا انتقال داده، در محلههاى عربىنشين و شهركهاى يهودىنشين اسكان دهند. آنها مىخواستند از اين طريق، هويت مستقل فلسطينى اين سرزمين را مخدوش كرده، به جاى آن هويت مستقلى را براى يهوديان در فلسطين به وجود آورند؛ و اين سرزمين اسلامى را به يك كُلنى مستقل و يكپارچهى نژاد يهود تبديل كنند. اين نوع تروريسم، پس از تشكيل رژيم صهيونيستى نيز توسط گروههاى افراطى يهودى بر ضد فلسطينىها و ديگر نژادهاى غيريهودى اعمال شده است. × تروريسم انديشه »تروريسم انديشه، تروريسمى است كه هدف آن از بين بردن انديشهى حاكم، و ايجاد انديشهاى جديد است. برخى افراد، به اعتبار اين كه \"زبان نه تنها از طريق نوع ارزشهايى كه به آن فرا مىخواند، بلكه در قالب ارتباطات منقول و نوع اطلاعات داده شده، و نظراتى كه ابداع و تبليغاتى كه اعمال مىكند، مىتواند يكى از ابزارهاى كنترل به شمار رود\"، اصطلاح \"تروريسم زبانى\" را به آن اطلاق مىكنند.«(45) همچنين: »هدف اين نوع تروريسم، كه بعضى از رژيمهاى سياسى در رويارويى با شهروندان خود و ديگران از آن استفاده مىكنند، رسيدن به نتايجى است كه مهمترين آنها عبارتاند از:(46) - كنترل، و بلكه خاموش كردن فريادهاى مخالفت داخلى و خارجى. - تعيين خط قرمزى كه به هنگام بيان انديشه در مورد مسائل مختلف عمومى، گذشتن از آن جايز نيست. - تحميل نوع معينى از فرهنگ بر عقل و آگاهى شهروندان. - دستيابى به درجهى بالايى از كنترل انديشه، و سوق دادن آن به سمتى كه با اهداف و جهتگيرىهاى رژيم همراه باشد.« صهيونيسم جهانى، اين نوع تروريسم را پس از تشكيل اولين كنفرانس خود در شهر بال سوييس در سال 1897 به كار گرفت. از آن زمان، صهيونيسم سعى كرد بر مطبوعات و رسانههاى گروهى جهان دست يابد تا از اين طريق، افكار، انديشه، فرهنگ و سياست ملتها را به زير سلطهى خود درآورد. در حال حاضر بيش از نيمى از مردم جهان مورد هدف تروريسم انديشهى صهيونيسم جهانى قرار دارند.(47) × تروريسم روانى »تروريسم روانى يعنى تحت فشار قرار دادن شخصى، با انتشار مداوم پوشش واقعى از دروغها و اتهامات تا اين كه به سقوط روحيه و از دست رفتن توازن وى منتهى شود. معمولاً اين نوع تروريسم با بررسىهاى بسيار دقيق صورت مىگيرد.«(48) صهيونيسم جهانى، در راستاى اهداف پليد و شيطانى خود، براى سلطه بر جهان، از اين نوع تروريسم، همراه و هماهنگ با تروريسم انديشه استفاده مىكند. در حقيقت، تروريسم روانى، به مثابهى يك لبهى قيچى، و تروريسم انديشه بعدى ديگر آن است. هنگامى كه اين دو لبه بر روى هم قرار مىگيرند، روحيه و ديگر انديشهها را خرد و نابود كرده، از بين مىبرند. آنچه ذكر شد چند نوع از مظاهر و مصاديق تروريسم صهيونيستى بود، كه صهيونيسم جهانى، به ويژه رژيم اشغالگر قدس، در راستاى تحكيم سلطهى اشغالگرانهى خود بر فلسطين، و نيز گسترش سلطهى پنهانىاش بر جهان، از آنها استفاده مىكند. مطالب فوقالذكر، آخرين نوع تروريسم صهيونيستى نيست؛ بلكه با تحول و پيشرفت زندگى، و بروز بسيارى از، انواع جديدى از فعاليتهاى تروريستى صهيونيسم جهانى، در صحنهى زندگى مردم جهان نمايان خواهد شد. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |