| صفحه بعد | مصاديق و شيوههاى اجرايى تروريسم | صفحه قبل |
فصل چهارم مصاديق و شيوههاى اجرايى تروريسم صهيونيستى گروههاى تروريستى براى دستيابى به مقاصد و اهداف خود از وسايل و شيوههاى متعددى استفاده مىكنند، كه اغلب دستخوش تغيير و تحول مىشوند. شيوههاى اجرايى و روشهاى عملياتى تروريسم صهيونيستى نيز، با توجه به اختلاف زمان، مكان، امكانات، رهبرىها، اهداف و حجم، سازماندهى و برنامهريزى و... ممكن است با هم تفاوت داشته باشد. اما آنچه كه مىتوان به طور مشخص در اينباره گفت، اين است كه شيوههاى تروريستى عام و مشتركى وجود دارد كه تروريسم صهيونيستى به آن دست زده است. اين شيوهها كه در زير به چند نمونهى آن اشاره مىشود، به همين چند روش محدود نمىشود، بلكه تعداد آنها بيشتر و گستردهتر است. به گونهاى كه هيچكس نمىتواند كارهاى غير منتظرهاى را كه تروريسم صهيونيستى در آينده آبستن آنهاست پيشبينى كند. چند نمونهى رايج اين شيوههاى تروريستى عبارتاند از: × هواپيماربايى »هواپيماربايى از خطرناكترين روشهاى گروههاى تروريستى است، كه يكى از سرويسهاى مهم حمل و نقل هوايى را تهديد مىكند. هواپيماربايى خطرات زياد و چند جانبهاى دارد، يعنى علاوه بر اينكه هواپيما و مسافران آن را در معرض خطر قرار مىدهد، بر حمل و نقل هوايى نيز تأثير منفى مىگذارد.«(49) انگيزههايى كه موجب ربودن هواپيما و تغيير دادن مسير آن با استفاده از زور مىشود عبارتاند از: »انگيزههاى شخصى؛ كه از بعد روانشناسى با مصلحتانديشى برخوردارند. - انگيزههاى سياسى، مانند اعتراض به اوضاع سياسى كه رضايتبخش نيست؛ درخواست آزادى برخى از بازداشتشدگان سياسى؛ اعلام كردن قضيهى معينى در سطح و دامنهى وسيع، و يا استفاده از آن به عنوان وسيلهى اعمال فشار بر دولت مشخص يا يك رژيم سياسى، براى اصلاح رفتار معينى كه قصد انجام آن را دارد، و يا منحرف شدن از تصميمى كه قصد انجام آن را داشته است، و ممكن است انجام آن به گروههاى مشخص مخالف آن دولت يا رژيم سياسى لطمه بزند.«(50) اين در حالى است كه دولتهاى مختلف تدابيرى را براى جلوگيرى از هواپيماربايى انديشيدهاند. هر چند كه اين تدابير به طور كامل مانع از اين كار نشدهاند؛ اما نوعى عمل پيشگيرانه عليه احتمال وقوع اين حوادث به شمار مىروند. اين تدابير به دو دسته تقسيم مىشوند: »- تدابيرى مانند كنترل رفتار مسافران يا سرنشينان، بازرسى، استفاده از دستگاههاى اشعهى ايكس و علايم مغناطيسى The Megnetomerter، كه در فرودگاه و قبل از پرواز هواپيما به مرحلهى اجرا درمىآيند.(51) »- تدابيرى كه در داخل هواپيما اتخاذ مىشود؛ مانند حضور تعدادى از افراد امنيتى مسلح، كه به گونهى خاصى آموزش ديده، قدرت مقابله با هر گونه تلاش براى هواپيماربايى را دارند. برخى از شركتها نيز اقدامات خاصى را انجام مىدهند، براى مثال؛ درب كابين خلبان را طورى قفل مىكنند كه تنها كادر هواپيما قادر به گشودن آن هستند. و يا فشار قسمت سرنشينان را كاهش مىدهند، كه اين امر به دستگيرى هواپيماربايان كمك مىكند. و يا مواد و محلولهاى بيهوشكنندهاى را به هواپيماربايان مىباشند.«(52) بهرهگيرى صهيونيستها از اين شيوهى تروريستى، اغلب با عمليات هواپيماربايى هواپيماربايان، كه تدابير فوقالذكر براى پيشگيرى از اقدام آنها انديشيده شده، متفاوت و حتى گاهى متكاملتر است. رژيم صهيونيستى به طور معمول براى هواپيماربايى دو گونه عملكرد داشته است. يكى هواپيماربايى توسط عناصر و مزدوران خود كه به طور عمده تابعيت غير اسرائيلى دارند. و ديگر هواپيماربايى به وسيلهى هواپيماهاى جنگندهى خود. به اين صورت كه با چند فروند هواپيماى جنگنده، هواپيماى مسافربرى مورد نظر را مجبور به فرود در يكى از پايگاههاى نظامى هوايى يا فرودگاهها در فلسطين اشغالى كرده است. اين اقدام تروريستى رژيم صهيونيستى در حالى انجام گرفته كه ديگر كشورها از مبارزه با سيطرهى غير قانونى بر هواپيماهاى مسافربرى و غيرنظامى حمايت كردهاند. و بنا بر اقدامات و توصيههاى سازمانهاى بينالمللى هواپيمايى غيرنظامى حداقل دو توافقنامه به امضا رسيده است. اين توافقنامهها عبارتند از:(53) »- توافقنامهى جرايم و اعمالى كه در داخل هواپيما رخ مىدهد. اين توافقنامه در 14 دسامبر سال 1963 در توكيو به امضا رسيد؛ و پس از رسيدن به حد نصاب قانونى لازم براى اجرا )يعنى پذيرش آن توسط 12 كشور(، در دسامبر 1969 به اجرا گذاشته شد. - توافقنامهى سركوب جرائم تجاوز به امنيت هواپيمايى غيرنظامى، كه در 23 سپتامبر 1971 در مونترال به امضا رسيد.« مسألهاى كه بايد در اين مورد به آن توجه كرد، اين است كه همكارى بينالمللى در مورد مبارزه با جرايم سيطرهى غيرقانونى بر هواپيماهاى غيرنظامى، در سطح معينى باقى نماند. بلكه سازمان بينالمللى هواپيمايى غيرنظامى، به طور مداوم و مستمر و با روشهاى گوناگون، مانند: برگزارى كنفرانسها، تحقيق و پژوهش، تشكيل كميتههاى تخصصى به منظور تعيين و ارايهى سفارش به كشورهاى عضو، انجام تحقيقات علمى، و ديگر راهها، مىكوشد تا اركان و پايههاى همبستگى و همكارى بينالمللى را در اين زمينه تحكيم بخشد. × بمبگذارى و جاسازى مواد منفجره يكى از قديمىترين روشهاى تروريسم، بمبگذارى و جاسازى مواد منفجره است. »تروريستها از قرن نوزدهم اين روش را مورد استفاده قرار دادند. كارشناسان روسى و فرانسوى در آن زمان، از ميزان وسيع استفادهى تروريستها از اين روش ويرانگر براى مبارزه با دشمنانشان سخن گفتهاند.«(54) همچنين؛ »با توجه به عوامل متعدد، از جمله سهولت دستيابى به مواد منفجره؛ كه تروريستها با دزدى از كارخانههاى توليد مواد منفجره و پادگانها، و يا ساخت و توليد آنها توسط تروريستهاى آموزشديده به آنها دست پيدا مىكنند، استفاده از اين روش در ميان تروريستها گسترش زيادى داشته است. علاوه بر آن، بايد قابليت استفاده از اين مواد و واكنشهاى ناشى از آن، يعنى صداى مهيب انفجارهاى وحشتناك را مورد توجه قرار داد؛ كه به تروريستها امكان مىدهد تا اثر روانى مطلوب خود را ايجاد كنند.«(55) شايان توجه اين كه، اماكن كه در معرض انفجار قرار مىگيرند، متناسب با اهدافى كه تروريستها قصد رسيدن به آنها را دارند، با هم فرق مىكنند. در زير به برخى از نمونههاى آن اشاره مىشود: - رستورانها، اماكن تفريحى، ميادين و مجامع عمومى. - هواپيماها و وسايل حمل و نقل. - تأسيسات حياتى دولت. با توجه به خطراتى كه اين روش تروريستى به دنبال دارد، كشورهاى مختلف از طريق توافقنامههاى بينالمللى، كه براى حل و فصل كلّى مسألهى تروريسم به تصويب رسيده است، به تلاش براى رويارويى با آن پرداختهاند. بر كسى پوشيده نيست كه بمبگذارى و جاسازى مواد منفجره و ديگر عمليات تروريستى، در قوانين ملى بيشتر كشورها به عنوان اعمال محرمانه محسوب شده كه بايد از گسترش دامنهى وقوع آن جلوگيرى كرده، از ارتكاب اين اعمال توسط مرتكبان آنها ممانعت به عمل آورد. اما اين شيوهى تروريستى يكى از روشهاى رايج و مرسوم تروريسم صهيونيستى شده است. به ويژه بمبگذارى در كشورهايى كه مردم آن مخالف رژيم صهيونيستى و برنامههاى توسعهطلبانهى آن بودهاند. اين رژيم اشغالگر به دفعات از اين شيوه براى گرفتن انتقام، و نيز كشتار مردم، و ترور شخصيتها و چهرههاى مبارز ضدصهيونيستى استفاده كرده است. × آدمربايى و گروگانگيرى »يكى از روشهاى شايع تروريستى كه بيشتر سازمانهاى تروريست در كشورهاى مختلف به آن دست مىزنند )هر چند كه به طور مشخص عمليات آنان در آمريكاى لاتين متمركز است( آدمربايى و نگهدارى آنها به عنوان گروگان است.«(56) در تعريف آدمربايى مىتوان گفت: »آدمربايى يعنى سلب آزادى فرد يا قربانى، با استفاده از روشهاى خشونتبار؛ و نگهدارى وى در محلى كه تحت كنترل و سيطرهى ربايندگان قرار دارد، و براى رسيدن به هدف خاصى انجام مىگيرد.«(57) بايد توجه داشت كه: »خطرات آدمربايى تنها به قربانى محدود نمىشود؛ بلكه با توجه به تنشهاى شديدى كه در سطح روابط كشورهاى ذىربط به وجود مىآورد، خطرات آن در سطح كشورها بلكه جهان گسترش مىيابد.«(58) راجع به انگيزههاى اين كار بايد اشاره كرد: »آدمربايى عوامل و انگيزههاى زيادى دارد، از جمله انگيزههاى شخصى، مانند انتقام؛ تسويه حساب، كه جزو اعمال و فعاليتهاى تروريستى به شمار نمىرود؛ انگيزههاى مادى، كه براى تأمين نيازهاى مالى فعاليتهاى رو به رشد اين سازمانها صورت مىگيرد؛(59) و عوامل و انگيزههاى سياسى.« آنچه ذكر شد، عمدهى انگيزههاى آدمربايى و گروگانگيرى را تشكيل مىدهند، كه به طور اساسى در موارد زير جلوهگر مىشوند:(60) - »ايجاد انعكاس وسيع مردمى در برابر قضيهى تروريستها. - اعمال فشار بر دولتها و حكومتهاى ذىربط براى پاسخگويى به درخواستهاى تروريستها. - وادار كردن برخى از دولتها به انصراف از تصميم يا سياستى كه با منافع گروه تروريست منافات دارد. - تحت تأثير قرار دادن موضعگيرى برخى دولتها در برابر مسائلى كه تروريستها به خاطر آن فعاليت مىكنند. - وادار كردن دولتى به اعمال فشار بر دولت ديگر، تا ]دولت تحت فشار[ مواضع انعطافپذيرى در برابر خواستههاى تروريستها اتخاذ كند. - وادار كردن يك سازمان دولتى، يك شخصيت حقيقى يا حقوقى و يا مجموعهاى از افراد به انجام يا عدم انجام يك كار شخصى. اين در حالى است كه قربانيان آدمربايى و گروگانگيرى رامىتوان به چهار دسته تقسيم كرد؛ اين چهار دسته، از حيثيت ماهيت و جايگاهى كه دارند، و هدفى كه تروريستها با ربودن هر دسته به طور جداگانه دنبال مىكنند، با يكديگر تفاوت دارند؛ اين چهار دسته عبارتاند از:(61) «1. ديپلماتها و شخصيتهاى برجستهى جامعه. 2. افرادى كه در وضعيتهاى از پيش طراحى شده ربوده مىشوند. 3. كودكان، و به ويژه كودكان مدارس ابتدايى. 4. افراد عادى كه نه طى يك برنامه از پيش تعيين شده بلكه بر حسب اتفاق ربوده مىشوند.« به دليل خطر آدمربايى و گروگانگيرى، و افزايش تعداد و گسترش دامنهى آنها؛ جامعهى بينالمللى به منظور جلوگيرى از اعمال تروريستى و آثار خطرناك آن، در سطوح و جهات مختلف به فعاليت پرداخته است. در سطح منطقهاى، كشورهاى عضو سازمان كشورهاى آمريكايى، »توافقنامهى جلوگيرى و تعقيب اعمال تروريستى را، كه به شكل جرايم عليه افراد و گروههاى مهم بينالمللى انجام مىگيرد، و همچنين سوءاستفادههاى مربوز به اين جرايم را، در سال 1971 به امضا رساندند. در سطح بينالمللى نيز، سازمان ملل متحد توافقنامههايى را در اين زمينه منعقد كرده است كه از آن جمله است: »- توافقنامهى 1973 نيويورك؛ در مورد جلوگيرى و مجازات جرايمى كه عليه اشخاص تحت حمايت بينالمللى، از جمله ديپلماتها، صورت مىگيرد. - توافقنامهى بينالمللى سال 1979 ، در مورد مبارزه با گروگانگيرى.(62) علىرغم وجود اين توافقنامهها، و تعيين مجازات جرايم آدمربايان از سوى مجامع بينالمللى؛ پروندهى تروريسم صهيونيستى، كه پس از اشغال،در رژيم صهيونيستى تجلى يافته است؛ پر از عمليات آدمربايى در كشورهاى ديگر، و انتقال ربوده شدگان - كه از ديگر مليتها از جمله: آلمانى، لبنانى، ايرانى و... بودهاند - به فلسطين اشغالى است. × كمينگذارى و تيراندازى كمينگذارى و تيراندازى نيروهاى نظامى و اطلاعاتى رژيم صهيونيستى، به ويژه نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى وابسته سازمان جاسوسى اسرائيل موساد؛ و سازمان اطلاعات اسرائيل شاباك؛ و دستگاه امنيتى آن شينبث؛ به صورت يك عمليات رايج تروريستى اين رژيم درآمده است. اين رژيم از ابتداى اشغال فلسطين در سال 1948، دست به تلاش گستردهاى براى ترور رهبران مقاومت فلسطين و مبارزان و حتى مردم مسلمان اين سرزمين زد. در اين راه، از كمينگذارى و تيراندازى، به نحو گسترده و بىسابقهاى - نه تنها در داخل سرزمينهاى اشغالى فلسطين، بلكه در خارج از آن، به ويژه در لبنان - استفاده شد. بسيارى از رهبران مقاومت فلسطين و نيز مبارزان مسلمان لبنانى، با استفاده از اين شيوه، از سوى نيروهاى تروريستى رژيم صهيونيستى ترور شدند.(63) × استفاده از مواد شيميايى يكى از شيوههاى اجرايى ترور نيروهاى مبارز ضد صهيونيستى و رهبران و اعضاى فعال جنبش مقاومت فلسطين، استفادهى اين رژيم از مواد شيميايى كشنده و بيمارىزا، به ويژه سرطانزاست. رژيم صهيونيستى، بارها با استفاده از اين شيوه، رهبران مقاومت ضد صهيونيستى را هدف قرار داده است، تا آنها را يا به طور كل نابود كند؛(64) و يا آنها را به وسيله تشعشعاتى كه از اين مواد سمى و شيميايى خارج مىشود، در كنترل و تحت نظر دايمى خود قرار دهد. »يكى از اين مواد شيميايى كه سرويس امنيت عمومى اسرائيل شاباك استفاده مىكند، يك مادهى شيميايى پرتودار به نام ابروسل است، كه حاوى اشعهى مگانديوم مىباشد. رژيم صهيونيستى لباس فلسطينىهاى بازداشت شده را به اين مادهى شيميايى آغشته مىكند، تا پس از آزادى، امكان تعقيب آنها توسط مزدوران اسرائيلى وجود داشته باشد. شاباك با استفاده از خودروهايى كه مجهز به سيستمهاى پيشرفتهاى حساسيت زيادى نسبت به مادهى ايرسول دارد، به راحتى مىتواند محل فرد مذكور را شناسايى كند. مادهى مگانديوم به كار رفته در ايروسل، به دليل دارا بودن تشعشعات سرطانزا، يك مادهى كشنده است. علاوه بر آن، مادهى ايرسول موجب ناتوانى جنسى براى مردان مىشود؛ امرى كه در كاهش تعداد فلسطينىها در برابر اسرائيلىها مؤثر خواهد بود. اين ماده توسط آكادمى تحقيقات زيست محيطى و شيميايى، كه در زمينهى توليد سلاحهاى مدرن و سلاحهاى شيميايى فعاليت مىكند، ساخته شده است. لازم به ذكر است كه سرويس اطلاعاتى اسرائيل، به منظور بهرهگيرى از اين سلاحها، با اين مؤسسهى تحقيقاتى همكارى نزديك دارد.«(65) × استفاده از وسايل الكترونيكى پيشرفته »سرويس امنيت عمومى اسرائيل شاباك، وسايل الكترونيكى پيشرفتهاى را به منظور تعقيب رهبران فلسطين، كه از نظر اين سازمان بايد كشته شوند، به كار گرفته است. شاباك با رديابى مكالمات مقامات فلسطينى از طريق تلفن همران، و جست و جوهاى آنها از طريق هواپيماهاى بدون سرنشين، اقدام به ترور آنها مىكند، شاباك با نصب دهها شبكهى رديابى الكترونيكى در نواحى مختلف كرانهى باخترى و نوار غزه، براى تضعيف مقامات فلسطينى، عمليات تروريستى خود را انجام مىدهد. اين شبكهها قادر هستند تا از طريق تلفن همراه، موقعيت مكانى فرد مكالمهكننده را شناسايى مىكنند.«(66) نيروهاى امنيتى و ارتش اسرائيل، با دنبال كردن سياست »مشت آهنين« هميشه در تلاش بودهاند تا از پيشرفتهترين تجهيزات نظامى عليه مبارزان فلسطينى استفاده كنند. لذا استفاده از تلفن همراه، در ترور رهبران انتفاضهى فلسطين - به دليل اين كه نيروهاى اسرائيل در مقابلهى مستقيم با فلسطينيان قرار نخواهند گرفت، و در نتيجه تهديدى متوجه اين نيروها نخواهد شد - شيوهى موفقى بوده است.(67) |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |