نفوذ صهیونیستها در روم و واتیکان
از
آنجا که روم و واتیکان مرکز عقیدتی مسیحیت می باشد، کارکردن با واتیکان و ایتالیا ،
با مشکلات زیادی مواجه بوده است ، وایز من در کتاب مشهور خویش به نام « تجربه و
خطا» ضمن ذکر ملاقات ها و گفتگوهایش با رجال سیاسی ایتالیا و واتیکان یاد آن روز می
شود که یهودیان ایتالیا بیشتر متنایل به سکونت در بلاد غربت می باشند تا همکاری با
صهیونیزم ، معذالک سران صهیونیزم اهمیت ایتالیا و وایکان را هرگز از نظر دور نداشته
جهت گسترش نفوذ خود در این منطقه تلاش نموده و به پیشرفتهای فراوانی نیز دست یافته
اند.
در این مورد " تئو دور هرتسل " خود شخصاً به سال 1903 با پاپ پیوسی دهم ملاقات کرد
و در حالیکه تشکیل دولت یهودی هنوز یک مساله کاملا سری بود با نامبرده در این مورد
به گفتگو پرداخت.
کریستوفر سایکس در کتابش به نام Tom- Studien in Uirtue که در سال 1953 تالیف کرده
است ضمن بیان تمهیدات صهیونیست ها در لندن و گزارش اهمیت قرار داد "سایکس-بیکو"
پیرامون تقسیم خاور میانه بعد از جنگ بین کشورهای حلفائی- فرانسه – انگلستان- روسیه
و بعدها ایتالیا ، کریستوفر سایکس با استفاده از نوشته ها و گزارش های پدرش مارکس
سایکس و امضاءکننده قرارداد سایکس- بیکو ، روایت ملاقات تئودور هرتسل با پاپ پیوسی
دهم و مقایسه آن با ملاقات " سوکولوف" با " پاپ بندیکت پانزدهم " را نقل می کند که
نشان دهنده تلاش صهیونیزم برای نفوذ در واتیکان و سر انجام موافقت آنان در این امر
مهم می باشد.
کریستوفر در صفحه 156 کتاب خودش می گوید : یکی از آخرین ملاقات های هرتسل با بلوک
اروپا ملاقات او با پیوس دهم بود ، هرتسل در این ملاقات برنامه های خود را پیرامون
اینکه لازم است اماکن مقدسه مشمول عنایات خاص قرار گیرد سخنانی ایراد کرده گفت:
برای آنکه قوم یهود از تحمل رنج ها و مصائب طولانی خود خارج بشود لازم است در ناحیه
فلسطین جایگزین شود ، بی آنکه این سکونت یهودی آسیبی به مصالح مسیحیت برساند.
پاپ در جواب گفت: این مساله دو صورت دارد : یا این است که یهودیان همچنان عقلید خود
را حفظ می کنند و در انتظار مسیح می مانند که ما عقیده داریم مسیح آمده است و
بنابراین ما نمی توانیم وعده همکاری به چنین جماعتی بدهیم ، و یا اینکه می خواهند
به اورشلیم و فلسطین بروند بدون انکه عقیده یهودی داشته باشند و فقط یک قوم یهودی
باشند، که این مشلکتر است زیاری یهودیت ، خود اساس مسیحیت است و مانمی توانیم شاهد
وجود یهودی بدون اعتقاد به یهودیت باشیم ، جز آنکه امروز یهودیت جواب صحیح خود را
به مسیحیت داده است ، مسیحیت وارث بر حق یهودیت است – یهودیت توسط عیسی مسیح تصحیح
شده است و ما خون های فراوانی داده ایم که دیگران بیش از آن نمی توانیم کمک کنیم
.(1)
هرتسل در جواب محکم پاپ می گوید: لکن در هر حال تحمل رنج و مصیبت نمی تواند ملت ما
را راضی کند.
پاپ در جواب هرتسل می گفت: آقای ما مسیح هرگز رنج و مصیبتی را برای گروهی تحمیل
نکرده است ، بلکه او خودش همه رنج ها را تحمل کرده و در هر حال پیوسته درها به روی
یهودیان باز بوده است که وارد ابواب رحمت و خلاص آقای ما مسیح بشوند،لیکن هرگز
یهودیان ایمان نیاورده و نخواهند آورد.
در هر حال هرتسل بی آنکه دست پاپ را ببوسد از نزد او رفت ، در حالیکه هیچ پاسخ
مثبتی از نامبرده پیرامون استیطان در قدس را نشنید، و این برخورد پاپ در سال 1903
کاملاً متفاوت بود با برخورد سوکولوف در سال 1917 بعد از آشکار شدن نتایج جنگ و بعد
از صدور وعد بالفور با پاپ " بندیکت پانزدهم ".
هرتسل در سال 1904 در گذشت و نشاط و تحرک صهیونیست ها تا به سال 1914 که آغاز جنگ
جهانی اول است حالت رکود و حرکت مخفی پیدا می کند، لیکن ریشه های صهیونیستی در داخل
جمعیت " ترکیه جوان " و نیز در داخل فلسطین و در راستای خرید زمین های زراعی گسترش
فراوان یافته ، در سال 1906 بن گوریون خود برای آشنا ساختن جوانان یهودی به فنون
نظامی به فلسطین می رودو صهیونیست ها در داخل حکومت عثمانی از چهارده پست دولتی در
4 پست مهم حضور یافتند و در همه جا تبلیغات صهیونیست ها برای جلب آراء و نظرات و
آماده سازی فعالیت های سیاسی به کار افتادند و اثرا ت قابل توجهی بر جای گذاردند.
در داخل واتیکان و در درون تشکیلات پاپ نیز یهودیان نفوذ کرده و " مارک سایکس " وسط
سفارت انگلستان در روم مقدمات ملاقات " سوکولوف" با " پاپ بندیکت پانزدهم" را فراهم
ساخت.
بندیکت در این ملاقات (2) اطلاعات فراوانی از موقعیت فلسطین و وسعت زمین های
یهودیان در آنجا ، و برنامه صهیونیست ها در مورد اماکن مقدسه و مهاجرت یهودیان به
فلسطین (3) به دست می آورد و از علاقه اروپائیان به سکونت یهود در فلسطین آگاهی می
یابد و ضمن موافقت با خواسته های " سوکولوف" می گوید : امیدوارم شما همسایگان خوبی
برای ماباشید، و بدین گونه از تشکیل حکومت اسرائیل بزرگ به طوریکه همسایه روم بشود
حمایت می کند.(4)
و این فرق عظیم بین کلمات پاپ پیوسی در سال 1903 و پاپ بندیکت 15 در سال 1917 نشان
دهنده تغییر شرایط جهانی و آراء اروپائیان به سود صهیونیست ها می باشد، و در ضمن ،
نشانگر نفوذ یهودیان در انتخاب پاپها می باشد.
پاپ" بندیکت " نیز ملاقاتی با" وایز من" در مورد وعد بالفور داشته که همکاری یهود
با واتیکان را در تصاحب اراضی قدس شریف نشان می دهد(5) " وایز من " در روم ملاقات
هایی با وزیر خارجه ایتالیا کاردینال " غسباری " نیز داشته است.
اکنون بعد از گذشت 77 سال ، نفوذ موسسات صهیونیستی در تشکیلات واتیکان بیشتر گسترده
شده است . صهیونیست ها هم اکنون در ترجمه های عهدین دست اندرکار می باشند، نشریات
واتیکان و نشریات کلیسا ها بیشتر صبغه یهودی دارد،بزرگترین مطبعه های چاپ و تهیه
کتب و جزوات تبلیغی کلیسا با رنگ یهودیت عرضه می شود ، « و آخرین خبر در زمینه نفوذ
صهیونیزم در واتیکان این است که در روز 26 مرداد 1373 سفیر پاپ در " تل آویو "
مستقر شد و رابطه سیاسی بین واتیکان و اسراییل برقرار گردید(6) »
بسیاری از سرمایه داران بزرگ در ایتالیا یهودی صهیونیست می باشند، سرمایه دار بزرگ
ایتالیا – لیوی صاحب کارخانجات نساجی در میلان می باشد.خاندان لیوی با سرمایه داران
بزرگ اروپا همکاری و هماهنگی نزدیک دارند(7)
هم اکنون در ایتالیا بسیاری از شخصیت ها، صهیونیست و یا فراماسون هستند، لژپی که بر
بیش از 500 نفر رجال سیاسی نفوذ دارد یکی از عوامل نفوذ صهیونیزم به شمار می آید ،
که از جمله این رجال تحت نفوذ " پیترولونگو" دبیر کل حزب سوسیال د موکرات، و
"اسبادولین" وزیر دفاع، و"دارید" وزیر شرکت های دولتی، و " مامی" وزیر روابط مجلسین
را می توان نام برد.
صهیونیزم در مراکز کاتولیکی جهان که از ایتالیا و واتیکان سازماندهی می شوند نفوذ و
حضور آشکار دارند، هم اکنون در کانال 2 تلویزیون دولتی ایتالیا بطور مستمر و هفتگی
زبان عبری تدریس شده ،اصول مذهب یهود تعلیم داده می شود ، بسیاری از کاردینال ها و
کشیش ها اکنون به مبلغین یهود تبدیل شده اند، در چاپ های اخیر انجیل سعی می شود تا
چهره یهود اصلاح شود ، در این مورد اسقف جان بیکر از شخصیت های بلند پایه کلیسای
انگلستان گفته است: باید قسمت های معیوب عهد جدی اصلاح شود، چرا که منظور از قسمت
های معیوب ، مواردی است که شامل مظالم یهود از جمله اقدام آنان در قتل حضرت عیسی می
باشد.(8)