نفوذ صهیونیزم در فرانسه


با حضور 00/700 یهودی در فرانسه ، این کشور چهارمین یهودی نشین بعد از ایالت متحده آمریکا ، اتحاد شوروی سابق و اسرائیل می باشد ، که یهودیان از اروپای شرقی و شمال آفریقا مهاجرت کرده اند.
در حالیکه در سال 1881 جمعیت یهودیان فرانسه تنها بالغ بر 00/40 نفر بوده است و این جماعت در آن روزگار یهودیانی بودند که در فرانسه ذوب شده بودند و ترجیح می دادند که هویت فرانسوی داشته باشند و به مناسبت رشد و توسعه بی دینی و الحاد در قرن 19 بسیاری از یهودیان نیز حالت الحادی پیدا کرده ، یهودی بودن خود را فراموش کرده بودند.
لکن از سال 1881 به بعد که یهودیان در روسیه مورد تعقیب قرار می گیرند و مهاجرت به اروپای غربی آغاز می گردد، بسیاری از یهودیان روسیه به فرانسه مهاجرت می کنند و اندیشه یافتن و دستیابی به یک وطن یهودی و رهایی از رنج مهاجر نشینی در یهودیان مهاجر گسترش می یابد.
قهراً انقلاب کبیر فرانسه با مطرح کردن حقوق انسانی و آزادی برای همه قشرها و اقلیت ها، راه را برای رشد ونمو اقلیت یهودی فراهم می کند و ناپلئون بناپارت از کسانی است که با مطرح نمودن اسکان یهودیان در فلسطین ، از یکسو یهودیان فرانسه را به همکاری فرا می خواند و از سوی دیگر خطر یهودیان را متوجه خاور میانه می نماید.
یهودیانی که در سایه انقلاب فرانسه و آزادی های اقتصادی و تجاری به کسب ثروت های کلانی نائل شدند، به زودی این ثروت را در راه گسترش اهداف صهیونیزم به کار انداختند، چنانچه " ادموند روتچیلد" یهودی فرانسوی ، مزارع فراوانی را به سود اسکان یهودیان و مهاجرت یهودیان در فلسطین خریداری کرد.(1)
یهودیان فرانسه به زودی به یک سیاست جدید روی آوردند، اینان در داخل خاک فرانسه تبدیل به هموطن فرانسوی و مشغول خدمات تجاری و کسب اموال و ایجاد موسسات اقتصادی و صنعتی و پولساز شدند، ودر خارج از خاک فرانسه تبدیل به معلمان دو زبانه و چند زبانه برای گسترش فرهنگ فرانسه شدند و با اغاز استعمار فرانسوی اینان در کشورهای اسلامی و در حوزه مدیترانه و لبنان و سوریه و ایران و شمال آفریقا به تدریس زبان فرانسوی و افتتاح مدارس پرداختند و عملا تربیت نسل جوان در کشورهای اسلامی را در اختیار گرفتند، در این راستا ، عوامل سیاسی و نظامی و اجتماعی آنان نیز با طرح و نقشه از پیش ساخته شده روانه کشورهای اسلامی و خاور میانه شدند.
در هر حال یهودیان فرانسه تا قبل از جنگ جهانی از ترویج اندیشه های صهیونیستی ، دوری مجستند و اندیشه صهیونیزم را یک اغوای شیطانی می شمردند ، لیکن بعد از جنگ جهانی دوم و تجربه یهودیان آلمانی ، اینان نیز به فکر صهیونیزم روی آوردند.
در جهت سیاسی یهودیان به زودی به یک قدرت سیاسی بزرگ تبدیل شدند، تنها در نیمه اول قرن 20 شخصیت های سیاسی فرانسوی ذیل الذکر یهودی بوده اند:
لیون بلوم نخست وزیر فرانسه
فنسان اوریول رئیس جمهور فرانسه
رینه مایر چندین بار به مقام وزارت رسید
م- توریر رئیس حزب شیوعی کمونیست
مندلیس فراکسن ریاست جمهوری
ج- راولف چندین بار به مقام وزارت رسید
جرانفال سفیر فرانسه در مغرب و حکمران مغرب
سوستیل سفیر فرانسه در الجزایر و حکمران الجزایر
لوی ژوکس سفیر فرانسه در مسکو
دانیال، لی وی سفیر فرانسه در هند، ژاپن و چکسلواکی
لیون – میس رئیس دیوان عالی استیناف
روبرت هیرشی مدیر بحوث عامه
و- بو – مژارتز ریاست بانک فرانسه
ادمیرال لوی کان رئیس پیمان آتلانتیک " NATO "
ژنرال بیبلو وزیر دفاع فرانسه
به اضافه عده فراوانی که در موسسات فرهنگی و اجتماعی در سوق دادن فرانسه به سیاست فساد و فحشاء حضور داشته اند (2) در حال حاضر همه موسسات یهودی فرانسه و تمامی احزاب یهودی موجود در فرانسه از اسرائیل حمایت می کنند و احزاب یهودی در سازمان جهانی یهودیان ، نماینده دارند.
یهودیان فرانسه با دیگر فرانسویان، دو وجه مشترک دارند:
1- " دشمنی با آلمانی ها" 2- " تحقیر اعراب "
ژنرال دو گل در مصاحبه معروف خود در آخرین روزهای سال 1967 به مناسبت جنگ اعراب و اسرائیل گفت " یهود یک ملت نجیب و برجسته ای است که به خود اعتماد دارد و برای سلطه خویش می جنگد. " که این سخن دوگل نمایانگر نفوذ صهیونیزم در بالاترین سطوح سیاست فرانسه می باشد.(3)
علاوه بر همه جمعیت ها و احزاب یهودی که عوامل نفوذ صهیونیزم در داخل فرانسه می باشند ، جمعیت ها و موسسات و سازمان های فراوانی از فرانسویان هستند که در راستای سیاستهای صهیونیزم جهانی گام بر می دارند (4).
در عین حال در سال های اخیر گروهی از جوانان یهود پیدا شده اند که رشد صهیونیزم و مطرح شدن یهود را در سطح عالم بسیار خطرناک می دانند و در راستای یک حرکت ضد صهیونیستی در داخل فرانسه حرکت می کنند.
وایز من در یادداشت های خودش در فصل 34 می گوید:
" جهت پیشرفت اهدافمان لازم است با حکومت هایی که در سازمان ملل حضور دارند در ارتباط باشیم ،در راس این حکومت ها حکومت فرانسه می باشد، چرا که علاوه بر آنکه همجوار انگلستان است و از اهمیت ویژه برخوردار است ، بر بخش بزرگی از خاور میانه ، مانند سوریه و لبنان تسلط دارد ، و سزمین های وسیعی تحت حکومت فرانسه اداره می شوند، و از این بابت ایتالیا بعد از فرانسه قرار دارد."
در حقیقت عوامل صهیونیزم قبل از اینکه به اقدامات نظامی و فیزیکی در فلسطین دست بزنند، با صاحبان اصلی خاور میانه ، یعنی دول انگلیس و فرانسه و ایتالیا رابطه برقرار نمودند.(5)
رابطه و نفوذ صهیونیزم در دول انگلستان، فرانسه و ایتالیا به معنی حضور و نفوذ صهیونیزم در کشورهای تحت استعمار این کشورها بوده و بنابراین نفوذ عوامل صهیونیزم در شمال آفریقا ، آفریقای مرکزی و آفریقای جنوبی از همین جا آغاز می شود.
همه موسساتی که در کشورهای شمال آفریقا ، به تدریس و ترویج زبان و ادبیات فرانسه اشتغال دارند ، در حقیقت موسسات تحت نفوذ صهیونیزم می باشند که کلمات و مقاصد خود را از طریق دروس و نشریات فرانسه خواه ناخواه در ملت های شمال آفریقا القاء می کنند.(6)
در کشورهای تحت سلطه انگلستان، موسسات آموزشی ، همین برنامه ها را از طریق کتاب های درسی و نشریات انگلیسی انجام می دهند، و خوش خیالی ملت ها ، زمینه خوبی است برای بیکاری تبهکاران.

صفحه قبل،فهرست