صفحه بعد فعالیت رسمی سازمان صهیونیسم صفحه قبل

فعالیت رسمی سازمان صهیونیسم

مجموعه عواملی که در عناوین قبل بدان اشاره گردید، در سال‌های پایانی سده نوزدهم میلادی، منجر به ایجاد «سازمان صهیونیسم» گردید. در این سال‌ها پتانسیل لازم برای سازماندهی و فعالیت جدی در زمینه عملی نمودن اندیشه‌های صهیونیستی فراهم شده بود و فقط به یک چهره کاریزماتیک و فعال برای سازماندهی این جریان نیاز بود.

تئودور هرتصل که یک روزنامه‌نگار در اتریش بود، این نقش را به‌عهده گرفت. وی که دکترای اقتصاد سیاسی داشت معتقد بود یهودیان در هر کجای دنیا که زندگی کنند جملگی به یک قوم تعلق دارند و غیرقابل جذب در ملت‌هایی که در کنار ایشان زندگی می‌کنند هستند.

هرتصل با همکاری تعدادی از همفکران خود به شناسایی نخبگان قوم یهود که به دیدگاه‌های وی نزدیک بودند پرداخت. در مورد اعتقادات اندیشمندان مختلف یهودی باید بگوییم که تعدادی از شرکت‌کنندگان در برنامه‌های صهیونیستی، از نگاه مذهب (با تفسیر خودشان) به صهیونیسم می‌نگریستند و به روایاتی که ظهور منجی یهود را به تجمع یهودیان در به اصطلاح ارض موعود منوط می‌کرد، اشاره می‌نمودند. این گروه به صهیونیست‌های مذهبی معروف شدند.

دسته دیگری که تئوریسین ایشان اشرگینزبرگ معروف به احد هاعام بود، بر بعد فرهنگی صهیونیسم تاکید داشتند. این دسته معتقد بودند که نیازی به تجمع همه یهودیان در فلسطین نیست و فقط تعدادی از نخبگان یهودی، در زمینه فرهنگ یهود ـ به‌عنوان شیرازه و عامل انسجام این قوم ـ می‌بایست در این سرزمین سکنی گزینند و آن‌جا را به یک کانون معنوی برای یهودیان سرتاسر دنیا بدل سازند. این گروه که به صهیونیست‌های فرهنگی شهرت یافتند، مخالف مددگیری از دولت‌های اروپایی و غیریهودیان برای تحقق این خواسته بودند و ایشان را مطمئن نمی‌دانستند.

با وجود همه این نظرات، جریانی که صهیونیسم را رهبری می‌نمود و سیاست‌های آن را مشخص می‌ساخت، نه شق مذهبی و نه فرهنگی آن بلکه دیدگاه سیاسی صهیونیسم به رهبری هرتصل بود. او و همفکرانش به هر دو بعد مذهبی و فرهنگی این جریان با دیدی ابزارگونه و نه اعتقادی می‌نگریستند و اصولا از مبانی دین و همچنین فرهنگ یهود اطلاع چندانی نداشتند.

خود هرتصل در یکی از جلسات صهیونیست‌ها صریحا اظهار می‌دارد که نمی‌داند منظور از فرهنگ یهود چیست! یعقوب شیف، رهبر وقت کمیته یهودیان آمریکا نیز، چند سال پس از تشکیل سازمان صهیونیسم، در مورد وضعیت اعتقادی پیشگامان این جنبش می‌گوید:

«اگر بگویم، پنجاه تا هشتاد درصد کسانی که به‌عنوان ملیون یهود معروفند، بی‌دین و منکر خدا هستند و اکثر زعمای نهضت ملی یهود (صهیونیسم) علاقه و توجهی به مذهب ندارند، گویا اشتباه نکرده باشم».

به هر حال، هر طیفی از یهودیان از ظن خود به یاری هرتصل و همفکرانش شتافته و او نیز با مدیریت منحصر به‌فردی که داشت، اجازه نداد اختلاف نظرات اندیشمندان و فعالان یهودی خدشه‌ای به برنامه‌های صهیونیسم سیاسی وارد آورد.

سرانجام در اوت ۱۸۹۷ هرتصل موفق گردید ۲۰۴ نفر از برجستگان یهودی از ۱۷ کشور جهان را در شهر بازل سوییس، گرد هم آورده و اولین کنگره بین‌المللی صهیونیست‌ها را تشکیل دهد.

در این کنفرانس، هرتصل بر لزوم فعالیت جدی در زمینه ایجاد سرزمین و دولتی یهودی تاکید کرد و تمام افراد و دستجات یهودی را که در این زمینه اهمال‌کاری می‌کردند به باد انتقاد گرفت. کنفرانس بازل اهداف خود را به اتفاق آرا به شرح ذیل به تصویب رساند:

«هدف صهیونیسم، ایجاد موطنی برای یهودیان در فلسطین و تضمین آن توسط قواعد بین‌المللی است. این هدف در گور اجرای تدابیر ذیل محقق می‌گردد:

گسترش مناسب مهاجرنشین‌های یهودی در فلسطین توسط کشاورزان و کارگران صنعتی
سازماندهی و ایجاد وحدت بین تمامی یهودیان از طریق موسسات مناسب محلی و بین‌المللی و براساس قوانین کشورهای مختلف
تقویت و پرورش احساسات و آگاهی ملی یهودیان
در صورت لزوم برداشتن گام‌های مقدماتی در جهت کسب موافقت و رضایت حکومت‌ها برای دستیابی به هدف صهیونیسم».
هرتصل برخلاف نظر برخی از اعضای جنبش، در دوران ریاست هشت ساله‌اش بر سازمان و در خلال برگزاری کنگره‌ها به لابی نمودن با سران و متنفذین سیاسی اروپا برای کمک به اجرای مصوبات کنفرانس بازل ادامه داد. از جمله دولتمردانی که هرتصل در راستای اهداف سازمان صهیونیسم با ایشان ملاقات و گفت‌وگو می‌کرد می‌توان به «عبدالحمید» سلطان عثمانی، «ژوزف چمبرلین» انگلیسی و «ویلهلم دوم» قیصر آلمان اشاره نمود.

هرتصل در سال ۱۹۰۴ درگذشت لکن نتیجه مذاکرات وی و دوستانش با مقامات سیاسی و ذی‌نفوذ، به جلب موافقت انگلیس برای حمایت از سازمان صهیونیسم و اعلام بیانیه بالفور در ۱۹۱۷ انجامید که از تاسیس یک دولت یهودی در فلسطین حمایت می‌نمود.

صفحه بعد فهرست صفحه قبل