| صفحه بعد | فضایابی صهیونیستها در اروپا | صفحه قبل |
فضایابی صهیونیستها در اروپا پس از صدور اعلامیه بالفور، بهنظر میرسید تمام تلاش صهیونیستها برای مهاجرت و اسکان دادن یهودیان در فلسطین متمرکز شود، چرا که علاوه بر صندوق ملی و آژانس یهود، دیگر گروهها و دستجات صهیونیستی هم در این زمینه فعال شده بودند. لکن بازیگران اصلی در پشت صحنه دستیابی به هدف والاتری را جستوجو میکردند. مهاجرت دادن یهودیان به خارج از قاره اروپا برای بعضی از دولتمردان اروپایی که از حضور یهودیان در کشورهایشان خرسند نبودند، فرصت خوبی برای نزدیک شدن صهیونیستها به این چهرهها بهدست فعالان سازمان جهانی صهیونیسم داده بود. صهیونیستها از قبل این مذاکرات و با بهانه ایجاد موسساتی برای کمک به یهودیان در ترک اروپا، به باز نمودن جای پایی در دولتهای اروپایی اقدام نمودند. البته نباید فراموش کرد که اگر سابقه دیرینه فعالیتهای اقتصادی یهودیان و نزدیک شدن به دولتها که قدمتی به اندازه حضور ایشان در این کشورها دارد نبود، قطعا تلاشهای چندساله نخبگان این قوم برای فضایابی در دولتهای اروپایی به نتیجه نمیرسید. قبل از فعالیت رسمی سازمان صهیونیسم، برخی از اندیشمندان و نویسندگان بر پنهاان بودن اهداف خطرناک و جهانگستر یهودیان در پشت طرح ایجاد دولت یهودی تاکید مینمودند لکن یهودیان متنفذ این مسئله را یک جنگ روانی علیه قوم یهود عنوان مینمودند. پس از گسترش تلاشهای یهودیان و نفوذ در مناصب دولتی به این نظریه توجه بیشتری شد و ثابت گردید که مصوبات کنفرانس بازل، تمام آن چیزی نیست که صهیونیستها به دنبال آن هستند. یکی از مصادیق این موضوع انتشار یادداشتهای پراکنده هرتصل بود که ۲۶ سال پس از مرگ وی انتشار یافت. براساس این نوشتار منتشره، هرتصل برای تحقق مصوبات بازل اعتقاداتی داشته که در تریبونهای رسمی و جلسات صهیونیستها هیچگاه از آن یاد نمیکرده است. اعتقاد راسخ وی به مبارزه مسلحانه با اعراب و نفوذ در مطبوعات، امور مالی دولتها و تشدید تضادها برای بهرهگیری در جهت تحقق اهداف موردنظر از جمله این موارد است. بنابراین زمانی که فرد جسوری چون هرتصل از بیان صریح روشهای خود برای رسیدن به آمال صهیونیسم طفره میرود، طبیعی است که دیگر فعالان یهود این روش را در پیش گیرند. «هنری فورد» صنعتگر مشهور آمریکایی و صاحب کمپانی اتومبیلسازی فورد در سال ۱۹۲۱، یعنی چهار سال پس از صدور اعلامیه بالفور، پروتکلهای صهیونیستها را مورد بررسی قرار داد و نتیجه مطالعات خود را در مجلهای که متعلق به کمپانی وی بود منتشر ساخت. وی در جایی از این تحقیق در خصوص اهداف صهیونیستی ورای تشکیل دولت یهودی میگوید: «فعالیتهای صهیونیستها در دو جهت متمرکز شده است، از یک سو کوشش آنها بر این است که تمام دولتهای غیریهودی (یعنی دولتهایی که تحت سلطه یهود نیستند) را براندازند و از سوی دیگر تلاش میکنند که یک دولت یهودی در فلسطین تاسیس کنند. آنها سر و صداهای زیادی به راه انداختهاند اما اینها همه بهانههایی است برای اجرای نقشههای استعماری. نظریه دولت یهودی تنها یک پوشش است که پس از آن هدفهای دیگری قرار دارد. دسترسی به منابع معدنی و نفت فراوان یکی از این هدفها است و تامین نیروی لازم برای عملیات مخفی هدفی دیگر. یهود، اقتصاد و سیاست را زیر سلطه خود دارد». |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |