صفحه بعد پیشینه تاریخى صفحه قبل

پیشینه تاریخى

سرزمین فلسطین که در کنار مدیترانة خاوری قرار دارد، تا پایان جنگ جهانى اول بخشى از امپراتوری عثمانى بود. پس از سال ۱۲۹۷(۱۹۱۸) جامعة ملل فلسطین را، به تحت‌الحمایگى انگلیس درآورد و این کشور هم متعهد شد، بر پایة شرایط تحت‌الحمایگى فلسطین، این سرزمین را به گونه‌ای اداره کند که زمینه‌های شکل‌گیری یک کشور مستقل فراهم شده، حقوق فلسطینى‌ها پایمال نشود. ولى انگلیس زیر فشار محافل یهودیان روز به روز یهودیان بیشتری را در این سرزمین جا داد. اعراب فلسطین هم در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۸ (۱۹۲۹-۱۹۲۱)، برای کسب آزادی قیام کردند، ولى به دست نیروهای انگلیسى سرکوب شدند. [۱]

با قدرت‌یابى نازیسم در اروپا، شمار یهودیان مهاجرت کننده به فلسطین افزایش یافت و صهیونیست‌ها هم در راستای عملى کردن تأسیس یک کشور یهودی در فلسطین، این مهاجرت را تشویق کردند. دول غربى نیز پشتیبان صهیونیست‌ها بودند. در چنین شرایطى که یهودی‌های بیشتری از گوشه و کنار جهان، به‌ویژه اروپا، به فلسطین کوچ مىکردند و صهیونیست‌ها سازمان‌ها و تشکلات خود را مستحکم‌تر مىساختند، دولت انگلیسى در آستانه جنگ جهانى دوم، یعنى سال ۱۳۱۸ (۱۹۳۹)، اعلام کردند که «تبدیل فلسطین به یک کشور یهودی قسمتى از سیاست بریتانیا] است[». [۲]

در نتیجه سیاست‌های حساب شده انگلیس و صهیونیست‌ها، روز به روز یهودی‌های فلسطین پرشمارتر، سازمان یافته‌تر و نیرومندتر شدند و این روند سرانجام در نخستین ماه‌های پس از جنگ جهانى دوم به درگیری‌ها و کشمش‌های سختى میان اعراب و یهودیان فلسطین انجامید. انگلیس که تا این مرحله کار را به خوبى پیش برده بود، موضوع را به سازمان ملل متحد کشاند تا از لحاظ حقوقى و قانونى هم جایگاه یهودی‌ها را کاملأ تثبیت و تحکیم کند. [۳] بدین ترتیب، نهادی که روح منشور آن برابری و عدالت بود، مسؤولیت یافت تا حق را به حق‌دار برساند.

در اردیبهشت ۱۳۲۶ کمیسیون ویژه مساله فلسطین در سازمان ملل متحد تشکیل شد تا موضوع فلسطین و اسرائیل را مورد بررسى قرار داده، راه حلى مرضىالطرفین ارائه دهد. این کمیسیون که کمیسیون بازجویى نام گرفته بود واعضای آن را نمایندگانى از کشورهای مختلف تشکیل مىدادند، در جستجوی طرح و پیشنهادی بود که هم موردپسند فلسطینى‌ها و اعراب باشد، هم منافع یهودیان این سرزمین را تأمین کند. ولى با تمام مساعىای که برای پیدا شدن یک پیشنهاد مورد قبول هر دو طرف به کار رفت، این امر میسر نشد. [۴]

سرانجام، پس از یک ماه بحث و کشمکش بىنتیجه، اعضای کمیسیون «دو دسته شدند: جمعى که اکثریت کمیسیون با آنها بود راه علاج را در تقسیم دیدند و عده معدودی هم این طریق را عادلانه و عملى ندانستند.» گرچه طرح تقسیم چندان عملى نمىنمود، طرفداران آن بیشتر و بیشتر مىشدند و این، نتیجة اقدامات آژانس یهود و عملکرد اعراب بود. آژانس یهود که به امکانات و ابزارهای تبلیغى کارآمد و موثری دسترسى داشت، با تبلیغات گسترده و حساب شده، آرای شمار چشمگیری از اعضا را به سود خود تغییر داد. تندروی‌های اعراب و خودداری آنها از همکاری با کمیسیون نیز به سود یهودی‌ها و جناح طرفدار تقسیم تمام شد. [۵]


صفحه بعد فهرست صفحه قبل