| صفحه بعد | آژانس یهود و مهاجرت یهودیان | صفحه قبل |
آژانس یهود و مهاجرت یهودیان پس از انکه سازمان ملل متحد رفتار یهودیان اشغالگر را تأیید کرد و بر طرح ایجاد یک دولت مستقل یهودی صحه گذاشت و یهودیان نیز چنین دولتى را بنیاد نهادند، سختگیریهای دولتهای عربى منطقه نسبت به یهودیان کشورهای خود بیشتر شد و بنابراین روند کوچ یهودیان به فلسطین شتاب بیشتری گرفت. آژانس یهود نیز که رابطه اصلى یهودیان اسرائیل و یهودیان دیگر نقاط جهان بود، بیشترین توان و امکانات خود را به منظور جذب و انتقال یهودیان به فلسطین به کار گرفت. در ماههای مورد بحث، ایران هم یکى از کانونهای اصلى فعالیت آژانس یهود بود. از آنجا که میزان یهودآزاری در ایران بسیار کمتر از کشورهای همسایه، بهویژه عراق بود، یهودیان این کشورها به ایران پناهنده مىشدند تا در فرصت و با امکانات مناسبى خود را به «ارض موعود» برسانند. بنابراین مساله یهودیان به صورت یکى از مشکلات حاد مسؤولان سیاسى- امنیتى ایران درآمد. [۱۲] البته فعالیتها و اقدامات یهودیان و آژانس یهود در ایران بسیار گستردهتر بود. این دسته از یهودیها با «تشبث به وسایل مختلف» و «بر خلاف مقررات کشور در ایران اقامت گزیده و شعلة فروزان اقدامات مخالف قوانین ایران» بودند. [۱۳] کلیمیان خاورمیانه، بهویژه کشورهای عربى، مىکوشیدند دست کم از «اوطان خود مهاجرت و به عناوین مختلف به کشورهای مجاور رفته، مرکز فعالیت سیاسى خود را در خارج از مناطق خطر قرار دهند» و «مرکز ثقل عملیات زیانآور خود را» به ایران انتقال دهند. آنان که به دنبال جایگاه اقامت امن آرامى» بودند، «به سمت کشور ایران هجوم آورده»، اغلب مرتکب امر قاچاق و فعالیتهای اجتماعى و اقتصادی زیانآوری مىشدند. [۱۴] بنابراین، مسؤولان سیاسى و امنیتى کشور همواره از مقامات رده بالا، از جمله نخستوزیری، مىخواستند که «برای جلوگیری از تبلیغات و اقدامات و قاچاقچىگری یهود در ایران که بالاخره نتیجة سوء خواهد داشت، تدابیری اتخاذشود... و در صورتى که صلاح و مقتضى دانسته شود» اقداماتى به عمل آورند. [۱۵] البته به نظر مىرسید که نخستوزیران وقت (هژیر و ساعد) اقدام فوری و ضروری رادر این زمینه چندان صلاح و مقتضى ندانسته، به توصیهها و پیشنهادها اکتفا مىکردند. ولى سرانجام اوضاع چنان بحرانى شد که محمد ساعد، نخستوزیر وقت، بهناچار تصمیم مقتضى اتخاذ کرده، دستور داد همة یهودیانى را که «از عراق و مصر و فلسطین از راههای مجاز و غیرمجاز آمده بودند احضار کنند و پروانة خروج به آنها بدهند تا هرچه زودتر ایران را ترک نمایند». [۱۶] البته نخستوزیر پیشین هم موضعى اتخاذ کرده بود که مایة رنجش اعراب نشود. چند روز پس از اینکه تشکیل کابینة جدید به عبدالحسین هژیر واگذار شد، روزنامة الاهرام مصر نظر او را «راجع به موضوع فلسطین» جویا شد. هژیر در پاسخ خود از اظهار امیدواری فراتر نرفت: «دولت ایران در موقعى که قضیه در شورای امنیت طرح بود نظر خود را به طور روشن ابزار داشت و نماینده ما درشورای امنیت راجع به تقسیم فلسطین اعتراض کرد. حالا هم از صمیم قلب امیدوارم که این موضوع به طور مسالمتآمیز حل شود». [۱۷] گرچه ایرانیان بهشدت گرفتار مسائل و مشکلات سیاسى و اقتصادی خود بودند، روحانیون و برخى اقشار مردم ضمن اظهار همدردی با فلسطینیها، ناخرسندی شدید خود را از مسئله فلسطین و زورگویىهای صهیونیستها پنهان نکردند و علمایى مانند شیخ عبدالکریم زنجانى و شیخ محمدحسین آل کاشفالغطاء «از مساعى نخستوزیر عراق در راه فلسطین» قدردانى نمودند. مقامات عربى نیز «از ابراز احساسات علما و عشایر [ایران] در رهایى فلسطین از صهیونیها» سپاسگزار شدند. [۱۸] البته واکنش آیت الله کاشانى جدیتر و شدیدتر بود. او در بیانیهای، «علیه یهودیان اعلام جهاد کرد و از عموم برادران دینى دعوت نمود تا به منظور تظاهر راجع به قضیة مسلمانان و یهودیها» گرد هم آیند. [۱۹] اینگونه اقدامات گرچه در سالهای مورد بررسى چندان تداوم نیافت، پس از انقلاب اسلامى بارها و بارها تکرار شد. با وجود تدابیر اتخاذ شده از سوی دولت برای جلوگیری از تبلیغات و فعالیتهای سازمانهای یهودی، بهویژه آژانس یهود، و واکنش نه چندان شدید اقشار و گروههای مختلف، یهودیان همچنان در ایران فعال بودند و یهودیان کشورهای همسایه به صورت غیرقانونى به ایران مىآمدند. سازمانهای یهودی فعال در ایران نه تنها در ورود و خروج غیرقانونى یهودیان دست داشتند، بلکه به لطایفالحیل یهودیان ایرانى را ترغیب مىکردند که به فلسطین کوچ کنند. در این تبلیغات و مساعدتهای یهودیهای فلسطین، شماری از یهودیان ایرانى نیز کشور را به قصد زندگى در یک سرزمین رویایى ترک کردند، هرچند که گروهى از آنها پشیمان شده و مىخواستند به ایران بازگردند. [۲۰] افزون بر اینها، حتى برخى روزنامهها درباره فعالیت یکى از نمایندگان هیئت هاگانای صهیونى در تهران و دیدار او با عدهای از بازرگانان و رجال برجستة یهودی مقیم تهران درباره کمکهای مالى و معنوی آنان به یهودیان فلسطین مىنوشتند. کمک مالى یهودیان فلسطین به یهودیان ایران برای انجام تبلیغات به نفع صهیونیها و جلوگیری از عملیات مخالف مصالح یهودیان فلسطین نیز از موضوعات مورد بحث روزنامهها در اوایل تابستان ۱۳۲۷ بود. [۲۱] |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |