صفحه بعد لطفا توضیح مختصری درباره قوم یهود و تاریخچه حضور یهودیان در این منطقه بیان فرمایید. صفحه قبل


استاد! لطفا توضیح مختصری درباره قوم یهود و تاریخچه حضور یهودیان در این منطقه بیان فرمایید.

«این‌ها شاید باهوش‌ترین مردم دنیا باشند؛ یک نژاد فوق‌العاده باهوش و متقلب. این نژاد باهوش و متقلب همیشه دستش روی آن شاهرگ‌های جامعه بشریت است؛ شاهرگ‌های اقتصادی و شاهرگ‌های فرهنگی[۱].»

«الان خبرگزاری‌های بزرگ دنیا ـ که یکی از آن شاهرگ‌های خیلی حساس است ـ به دست یهود می‌چرخد، برای این‌که قضایا را تا حدی که برایشان ممکن است و آن‌طور که خودشان می‌خواهند به دنیا تبلیغ کنند و برسانند. در هر مملکتی اگر بتوانند، آن شاهرگ‌ها را ـ وسایل به قول امروزی‌ها ارتباط جمعی مثل مطبوعات و به‌طور کامل آن‌جاهایی که فکر ما را می‌شود تغییر داد ـ تحریف کرد، تبلیغ کرد و گرداند و نیز شاهرگ‌های اقتصادی را در [در دست می‌گیرند.][۲]»

«در میان هر قومی در لباس خود آن قوم ظاهر می‌ِشوند و افکار و اندیشه‌های خودشان را از زبان خود آن مردم پخش می‌کنند، منویات خودشان را از زبان آن مردم می‌گویند.[۳]»

«مدعی هستند که در ۳ هزار سال پیش دو نفر از ما «داوود و سلیمان» برای مدت موقتی در آن‌جا [فلسطین] سلطنت کرده‌اند. تاریخ را بخوانید؛ در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کی بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کی بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟ ... روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین در اختیار مسیحی‌ها بود نه در اختیار یهودی‌ها و اتفاقا مسیحی‌ها که با مسلمین صلح کردند، یکی از مواردی که در صلح‌نامه گنجاندند این بود که شما یهود را در این‌جا راه ندهید ... یهودی‌های دنیا بعد از این‌که از ملت‌های غیرمسلمان زجر و شکنجه و آزار می‌بینند (در روسیه، آلمان و بسیاری از نقاط دنیا)، بزرگانشان می‌نشینند می‌گویند تا وقتی‌که ما در اطراف دنیا متفرق هستیم، در هر جا اقلیتی هستیم، سرنوشت ما همین است. ما باید مرکزی را انتخاب کنیم و همه‌مان آن‌جا جمع شویم، اتباع مذهب یهود آن‌جا جمع شوند. اول هم جایی را که فکر نمی‌کنند، فلسطین است؛ جاهایی دیگر را فکر می‌کنند. بعد جنگ بین‌الملل اول پیش می‌آید ... متفقین با عثمانی‌ها می‌جنگند. (من نمی‌خواهم از عثمانی‌ها دفاع کنم ولی هر چه بود، حکومت واحدی بود؛ اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود.) اعراب ساده‌لوح که از حکومت عثمانی به ستوه آمده بودند تحریک متفقین را پذیرفتند. از داخل، علیه حکومت عثمانی جنگیدند و به وعده این‌که به خود آن‌ها در مقابل عثمانی‌ها استقلال بدهند. انگلیسی‌ها به این‌ها قول قطعی دادند که ما به شما استقلال می‌دهیم به شرط این‌که به نفع ما با عثمانی‌ها بجنگید. این بیچاره‌ها جنگیدند. در خلالی که این بدبخت‌های نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان می‌جنگیدند،‌ انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهیونیسم ـ که تازه تشکیل شده بود ـ محکم کرد که فلسطین را به شما می‌دهیم در قلب کشورهای اسلامی. جامعه ملل به‌وجود می‌آید (عدالت را ببینید!) و تصویب می‌کند که در دنیا ملت‌هایی هستند (مخصوصا ملت‌هایی که از عثمانی جداشده‌اند) که چون رشد ندارند، ما باید برایشان سرپرست معین کنیم تا این‌ها را اداره کنند. در واقع می‌خواستند ارثیه عثمانی‌ها را تقسیم کنند. قسمتی از آن‌ها را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و ... از جمله جاهایی که انگلستان گرفت فلسطین بود. گفت من قیم و سرپرست شما هستم؛ رسما شد کفیل. بعد به صهیونست‌ها وعده داد (وعده معروف بالفور) که من این‌جا را به شما می‌سپارم. «صهیونیست‌ها» یعنی یهودیانی که ده‌ها قرن بود که در گوشه‌های دیگر دنیا زندگی می‌کردند و از نژادهای دیگر بودند. من خودم فکر می‌کردم که یهودیان موجود، همه از نسل اسرائیل‌اند. حالا می‌بینیم تاریخ تشکیک می‌کند، می‌گوید این حرف دروغ است. بسیاری از یهودی‌ها اصلا از نسل اسرائیل نیستند؛ جامع مشترکشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است. یهودیانی که در اطراف و اکناف دنیا زندگی می‌کردند، فقط به دلیل این‌که فرنگی‌ها به این‌ها زجر داده‌اند و این‌ها دنبال نقطه‌ای می‌گردند که آن‌جا جمع شوند و به‌دلیل این‌که مردم خیانت‌پیشه‌ای هستند و به دلیل این‌که کتاب مقدسشان به آن‌ها اجازه داده که اگر به سرزمینی رفتید، رحم نباید در شما وجود داشته باشد و از هیچ وسیله‌ای برای پیشبرد هدفتان امتناع نکنید، بعد که انگلستان وسیله مهاجرتشان را فراهم کرد، به این سرزمین مهاجرت کردند و زمین‌ها را خریدند...

یهودیان اروپایی و آمریکایی که آمدند از جمله با بدبختی‌هایی که به‌وجود آورده‌اند، این است که سربار یهودیان اصیلی هستند که حق دارند از آن‌جا زندگی کنند. یک عده روشنفکر در میان اعراب بود؛ قیام کردند، انقلاب کردند. این‌ها را کشتند. اعدام کردند، به دار کشیدند. مرتب یهودی‌ها را فرستادند. همین که عده زیاد شد، اسلحه زیادی هم در میانشان پخش کردند. بعد این‌ها افتادند به جان مسلمانان بومی؛ کشتند و زدند و بعد هم آواره کردند پشت سر یکدیگر از کشورهای اروپایی مهاجرت می‌شد. آمدند و آمدند ... .

هدف مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آن‌جا تشکیل شود؟ خیلی اشتباه کرده‌اید، خیلی هم اشتباه می‌کنیم. او می‌داند که یک دولت کوچک، بالاخره نمی‌تواند آن‌جا زندگی کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‌اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمان فرامرزی این اسرائیلی که من می‌شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‌کند، می‌گوید شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‌اند ملک سلیمان! هر چه بگویی آقا! آن تشبیه است، می‌گوید سند از این بهتر می‌خواهید؟ [۴]»

صفحه بعد فهرست صفحه قبل