صفحه بعد یهودستیزی جدید در اروپا صفحه قبل

یهودستیزی جدید در اروپا

همان‌گونه که قبلا ذکر شد، آمارهای موجود حکایت از افزایش تهدیدات و اقدامات مختلف علیه یهودیان مقیم برخی از کشورهای غرب اروپا به‌ویژه فرانسه، بلژیک، هلند، آلمان، بریتانیا و اتریش دارد. بر همین اساس طی سال‌های اخیر انجمن‌ها و سازمان‌های یهودی مختلف در سرتاسر جهان به‌ویژه «کنگره جهانی یهود»[۴۷] و «کنگره اروپایی یهود»[۴۸] تلاش بسیاری را برای جلب‌نظر دولت‌های اروپایی به‌منظور مبارزه با سامی ستیزی (یهودستیزی) به‌انجام رسانیده‌اند‎.

بر همین اساس در ژوئن ۲۰۰۳ اولین اجلاس مبارزه با یهودستیزی از سوی «سازمان امنیت و همکاری اروپا»[۴۹] در وین برگزار شد. در اواخر آوریل سال ۲۰۰۴ نیز دومین اجلاس یهودستیزی از سوی این سازمان در برلین برگزار شد که نسبت به اجلاس آغازین، پرثمرتر و از اهمیت بیشتری برخوردار بود.[۵۰‏‎]

در کنفرانس برلین بیش از ۵۰۰ نفر از هیأت‌های نمایندگی ۵۵ کشور عضو سازمان امنیت و همکاری اروپا و ۳۲۰ نفر از گروه‌ها و انجمن‌های غیردولتی سرتاسر جهان شرکت داشتند.[۵۱] این کنفرانس با حضور شخصیت‌های مهمی چون کالین پاول، وزیر امورخارجه آمریکا، موشه کاتساو،[۵۲] رئیس‌جمهور اسرائیل، یوهانس رائو،[۵۳] رئیس‌جمهور آلمان، گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان و یوشکا فیشر، وزیر امورخارجه آلمان برگزار شد‎.

رئیس‌جمهوری آلمان در سخنرانی افتتاحیه کنفرانس اظهار داشت: «انتقادات وارده به عملکرد دولت اسرائیل در برابر فلسطینیان نباید به‌عنوان پوششی برای احساسات ضدیهودی مورد استفاده قرار گیرد‎».

وی در ادامه گفت: «همه می‌دانیم که در طول دهه‌های گذشته، یهودستیزی در پشت انتقادات به سیاست‌های دولت اسرائیل قرار داشته است».[۵۴]

در این کنفرانس بسیاری از گروه و انجمن‌های یهودی، دولت‌های اروپایی را به سهل‌انگاری در رابطه با حل مشکل یهودستیزی در اروپا متهم کردند.[۵۵]

در این کنفرانس نتایج یک نظرسنجی از سوی «اتحادیه مبارزه با افترا و هتک حرمت»[۵۶] در آمریکا ارائه شد که براساس آن، آمار نشان می‌داد در حالی‌که احساسات ضدیهودی در ۱۰ کشور غرب اروپا در سال‌های اخیر کاهش یافته است، دیدگاه‌های منفی نسبت به سیاست‌های دولت اسرائیل در بیشتر این کشورها افزون گشته است. بر طبق این نظرسنجی در سال ۲۰۰۳، تنها ۲۵ درصد مردم فرانسه دارای احساسات ضدیهودی هستند در حالی‌که این رقم، در سال ۲۰۰۲، ۳۵ درصد بوده است. بر طبق همین آمار به‌جز بریتانیا و هلند، احساسات یهودستیزانه در هشت کشور دیگر غرب اروپا کاهش یافته است. با این‌حال احساسات ضداسرائیلی در هر ۱۰ کشور غرب اروپا در حال افزایش است. به‌عنوان مثال در فرانسه در سال ۲۰۰۲، ۲۸ درصد مردم حامی سیاست‌های دولت اسرائیل بودند در حالی‌که در سال ۲۰۰۳، تنها ۲۳ درصد فرانسویان از اسرائیل حمایت می‌کنند.[۵۷]

همچنین پیش از کنفرانس برلین[۵۸]، کنفرانس دیگری در بروکسل در رابطه با مسئله یهودستیزی با شرکت مجامع جهانی یهود و رهبران اروپایی برگزار شد که در این اجلاس، رومانو پرودی، رئیس وقت کمیسیون اروپا قول داد که دولت‌های عضو اتحادیه اروپا را برای مبارزه سخت‌تر با مظاهر نژادپرستی و یهودستیزی تشویق خواهد نمود.[۵۹]

در کلیه این جریانات، مجامعه یهودی سعی نموده‌اند تا مسلمانان مقیم اروپا را به‌عنوان متهمان اصلی یهودستیزی در اروپا معرفی کنند. با تمام این اوصاف، به‌نظر نمی‌رسد آنچه که دولت اسرائیل و مجامع یهودی در مورد افزایش یهودستیزی در اروپا ادعا می‌کنند، در کل صحت داشته باشد. شواهد نشان می‌دهد که اغراق و تلاش برای جنگ روانی در چنین مسائلی همواره از سوی ایشان صورت گرفته است. به‌عنوان مثال چندی پیش یک زن یهودی فرانسوی ادعا کرده بود که قربانی یک حمله یهودستیزانه از سوی چند عرب آفریقای شمالی شده است. وی پس از چند جلسه حضور در دادگاهی در حومه پاریس، در جولای ۲۰۰۴ اعتراف کرد که ادعاهای وی دروغی بیش نبوده است. همچنین دادگاه وی را به‌دلیل دروغ‌پردازی و ادعای کذب به شش ماه حبس و پرداخت ۷۵۰۰ یورو محکوم نمود. در آغاز که رسانه‌های جمعی فرانسه به داستان‌پردازی‌های این زن می‌پرداختند، جو عمومی فرانسه به‌شدت ملتهب شد و هراس از افزایش حرکات یهودستیزانه در این کشور باعث شد تا دولت دست به اقدامات امنیتی جدی‌تری بزند. اما پس از مشخص شدن دروغ‌پردازی‌های این زن، کسی که بیش از همه خشمگین به‌نظر می‌رسید، ژاک شیراک، رئیس‌جمهور فرانسه بود که اقدام اغراق‌آمیز و دروغین این زن یهودی را به‌شدت محکوم کرد.[۶۰]

نمونه دیگری از این دروغ‌پردازی‌ها را «روژه گارودی»[۶۱] در کتاب بحث‌برانگیز «اسطوره‌های بنیان‌گذار سیاست اسرائیل» بیان می‌کند: «در مارس ۱۹۸۴ در گورستانی[۶۲] در حوالی تل‌آویو، جسد یک زن از خاک به‌در آمده و بیرون از گورستان یهودی افتاده بود. جماعات یهودی سراسر جهان، به فوریت آن را یک «عمل وحشیانه یهودستیزانه» اعلام کردند. چند روز بعد، خود پلیس اسرائیل اعلام کرد که جسد مذکور، نه جسد یک زن یهودی بلکه جسد یک زن مسیحی بوده است که همسر یک مرد یهودی بوده و در آن گورستان دفن شده بود. پلیس اعلام کرد که خروج جسد به دستور یکی از ربی‌های افراطی گورستان ـ که حضور یک مسیحی در گورستان یهودی را به‌عنوان لکه‌ای بر خلوص آن مکان تلقی می‌نمود ـ انجام شده بود».[۶۳]

در هر حال باید گفت که دولت اسرائیل و مجامع مختلف یهودی در سرتاسر جهان، نهایت استفاده را از هرگونه اقدامی که نشانی از یهودستیزی در آن باشد، خواهند برد. چراکه این مسئله (مظلوم‌نمایی یهودیان) به‌شدت گرایش افکار عمومی و دولتمردان را به نفع اسرائیل تغییر خواهد داد. «طاهربن جلون» در مقطع کشتارهای «صبرا و شتیلا» در سپتامبر ۱۹۸۲ در روزنامه «لومونه» می‌نویسد: «تقارن‌هایی هستند که به نیروی تکرار، سرانجام به‌صورت یک نشانه اصلی درمی‌آیند. در حال حاضر، دانسته است که یک سوءقصد ضدیهود در اروپا به چه کار می‌آید و این جنایت به چه کسی سود می‌رساند، این جنایت به کار سرپوش گذاشتن بر یک کشتار عمومی جماعات غیرنظامی فلسطینی و لبنانی می‌آید. می‌توان مشاهده کرد که این سوءقصدها، پس از، پیش از، یا هم‌زمان با یک حمام خون در بیروت صورت گرفته‌اند. هدف سیاسی، انحراف توجه از مسئله فلسطین‎ ‎است؛ هربار که اروپاییان تفاهم بیشتری با فلسطینیان نشان دهند».[۶۴]

با تمام این اوصاف، نمی‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که هیچ‌گونه حرکت یهودستیزانه واقعی در اروپا از سوی نئونازی‌ها و یا مسلمانان مهاجر به اروپا انجام نمی‌گیرد. اما باید این‌گونه نتیجه گرفت که هر یک از این اقدامات باید با دقت بیشتری مورد وارسی قرار گیرد. گرچه ظاهرا گروه‌های نئونازی و اسلامی به تهدیدات و اقدامات ضدیهود دست می‌زنند، ولی آن کس که بیشترین سود را از چنین اقداماتی می‌برد، دولت اسرائیل است. این امر به‌ویژه هنگامی نمود بیشتری می‌یابد که در بسیاری از اقدامات یهودستیزانه انجام‌شده در اروپا، هیچ گروهی اعم از نئونازی‌ها و یا گروه‌های اسلامی چون القاعده و غیره، مسئولیت حملات مذکور را برعهده نمی‌گیرند و پلیس نیز از یافتن خرابکاران یهودستیز باز می‌ماند. این مسئله به‌خصوص در مورد اقدامات خرابکارانه یهودستیزانه در فرانسه ـ که قبلا به ذکر آنها پرداختیم ـ اتفاق افتاده است؛ هیچ‌کس مسئولیت اقدامات انجام‌شده مذکور را برعهده نگرفت و پلیس نیز از یافتن مظنونین عاجز مانده است.[۶۵]

در پایان لازم به‌نظر می‌رسد که به بیان اظهارات صاحبنظران مختلف در مورد وضعیت «یهودستیزی جدید»[۶۶] در اروپای امروز بپردازیم:[۶۷]

«‎هنری وان‌بلوم»،[۶۸] رئیس سابق «اتحادیه یهودیان شرقی»[۶۹] در بلژیک می‌گوید: «افزایش یهودستیزی در اروپا نتیجه سیاست‌های دولت اسرائیل در منطقه خاورمیانه است. پس خود دولت آریل شارون نیز در قبال مسئله یهودستیزی در اروپا مسئول است‎».

«‎پیتر سیکروفسکی»،[۷۰] نماینده مجلس اتریش و دبیرکل سابق حزب راست‌گرای افراطی «آزادی»[۷۱] معتقد است که: «یهودستیزی در اروپا افزایش نیافته است بلکه این مردم اروپا هستند که در بیان احساسات و پیش‌داوری‌های خود تعجیل بیشتری به‌خرج می‌دهند و جسارت بیشتری یافته‌اند‎».

وی به‌منظور دفاع از مواضع راست‌گرایانه خود و حزب متبوعش در اروپا گفت: «این دولت‌های راست‌گرا در اروپا نیستند که در زمینه مسئله یهود‌ستیزی موجود در اروپا مقصرند؛ بلکه مقصر اصلی، دولت‌های چپ‌گرای میانه‌رو هستند که از دولت‌های مخالف اسرائیل حمایت می‌کنند‎».

«‎یارون ازراهی»،[۷۲] استاد علوم سیاسی «دانشگاه عبرانی»[۷۳] در اورشلیم معتقد است که: «نمی‌توان از راست‌گراترین دولت اسرائیل در طول تاریخ این کشور (دولت آریل شارون) انتقاد نکرد‏‎».

وی با مقایسه نخست‌وزیر فعلی اسرائیل با «اسحق رابین»،[۷۴] نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی می‌گوید: «در آن زمان که رابین روند صلح را به‌پیش می‌برد، در اروپا نسبت به ما نگاهی مثبت وجود داشت. اما هم‌اکنون این نگاه برعکس شده است‎».

«‎فرانک فوردی»،[۷۵] استاد جامعه‌شناسی دانشگاه «کنت»[۷۶] در بریتانیا می‌گوید: «آنچه امروز در اروپا شاهدیم، با یهودستیزی نازی‌ها در دوره آدلف هیتلر متفاوت است. یهودستیزی امروز اروپا نه به بهانه‌های نژادپرستانه بلکه به بهانه مخالفت با سیاست‌های اخیر دولت اسرائیل در منطقه خاورمیانه انجام می‌گیرد. دقیقا به همین علت است که اروپاییان، اسرائیل را بزرگ‌ترین تهدید برای صلح جهانی می‌پندارند.[۷۷] مسئله این است که برای بسیاری از مردم اروپا، تمایز میان صهیونیسم و یهودیت بسیار مشکل است‎».

«‎ویلیام ولف»،[۷۸] ربی بزرگ «مکلنبورگ»[۷۹] در شرق آلمان، اگرچه که تا‌به‌حال چندین‌بار توسط نامه و تلفن، پیام‌هایی تهدید‌آمیز و یهودستیزانه دریافت نموده است، لیکن اعتقاد دارد که: «به یهودستیزی بیش از آنچه سزاوار است، پرداخته می‌شود و تمامی آنچه در این مورد گفته می‌شود، واقعیت ندارد‎».

از نظر او، مردم اروپا بیش از آن‌که یهودستیز باشند، منتقد دولت اسرائیل هستند‎.

«‎ژان ایوه کامو»،[۸۰] محقق سیاسی فرانسوی و یکی از دست‌اندرکاران ارائه گزارشات سالیانه در مورد وضعیت یهودستیزی در جهان، با ذکر نکته‌ای مهم می‌گوید: «اقدامات یهودستیزانه از سوی مسلمانان در اروپا بیشتر متوجه افراد و مراکز ارتدکس یهودی است در حالی‌که دولت‌های راست‌گرای اروپا، بیشتر یهودیان سکولار را مورد هدف قرار می‌دهند‎».

از نظر وی در هر حالت، افزایش یهودستیزی در اروپا به‌دلیل حمایت یهودیان مقیم اروپا از سیاست‌های دولت اسرائیل است‏‎.

«‎ادوارد سروتا»،[۸۱] مدیر «مرکز تحقیقات و مدارک اروپای مرکزی»[۸۲] در وین و متخصص تاریخ یهود در منطقه می‌گوید: «مسلماً یهودستیزی در اروپا وجود دارد ولی من مطمئن نیستم که چه میزان از این یهودستیزی، جدید است‎».

وی ضمن دروغ شماردن بسیاری از تبلیغات موجود در مورد افزایش یهودستیزی در اروپا می‌گوید: «من اطمینان دارم که غیریهودیان امروز اروپا بیش از غیریهودیان دیروز به شناخت یهودیت و یهودیان علاقه‌مند هستند. در عین‌حال، هر آنچه که یهودیان در رابطه به یهودستیزی در اروپا می‌گویند، حقیقت ندارد. به‌عنوان مثال چندی پیش در روزنامه «هاآرتص»،[۸۳] چاپ تل‌آویو خوانده بودم که مدارس یهودی در اروپا به‌دلیل افزایش حرکات یهودستیزانه در حال تعطیلی هستند در حالی‌که چنین چیزی صحت نداشت‏‎».

«‎آنک موتاآن»،[۸۴] یکی از مؤسسان گروه آلمانی «صدای دیگر از یهود»[۸۵] می‌گوید: «مدت‌ها بود که اروپاییان خود را در برابر آنچه در مورد یهودیان در طول جنگ جهانی دوم انجام شده بود، مقصر و گناهکار می‌دانستند و به‌همین دلیل به انتقاد از سیاست‌های دولت اسرائیل در خاورمیانه نمی‌پرداختند. اما مدتی است که با ظهور نسل جدید، این «تابو»43 به‌تدریج در حال شکسته شدن است. نسل جدید نسبت به سیاست‌های دولت اسرائیل انتقاد دارد».‏

به اعتقاد من، یهودستیزی به اروپا بازنگشته است. آنچه به‌وجود آمده، انتقاد از دولت اسرائیل است. آنچه در مورد یهودستیزی در اروپا ادعا می‌شود، تنها تبلیغات دروغین است».‏‏

صفحه بعد فهرست صفحه قبل