| صفحه بعد | روابط یهودیان و ترکها: قرن نوزده و اوایل قرن بیستم | صفحه قبل |
روابط یهودیان و ترکها: قرن نوزده و اوایل قرن بیستم بخش دوم کتاب، همان طور که اشاره شد، به تکوین و تداوم امواج نوسازى در محدوده امپراتورى عثمانى طى قرون نوزده و اوایل بیست مىپردازد. در این بخش، هشت مقاله ارایه شده است که هریک به بخش ویژهاى از مدرنیزاسیون و تحول در امپراتورى عثمانى توجه کرده است. نخستین مقاله این بخش، تحت عنوان «الگوهاى تحول در ساختار جامعه: با تاکید بر مورد مصر» توسط «ژاکوب لاندائو» که یکى از اساتید علوم سیاسى در دانشگاه اورشلیم و نویسنده چندین کتاب در مورد ترکیه مدرن و حقوق اقلیتها در خاورمیانه است، به رشته تحریر درآمده است. به عقیده لاندائو، امپراتورى عثمانى، به ویژه مصر طى قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، پذیراى اصلاحات و تحولاتى شد که برخى از آنها مانند سکولاریزاسیون و نوسازى حقوق شهروندان در مجموع، موقعیت یهودیان را تضعیف نمود، چرا که بسیارى از مصریان حاضر به تخصیص حق ویژه به یهودیان نبودند. نویسنده مقاله با اشاره به ارتقاى استانداردهاى آموزشى و نیز غیرمذهبى شدن جامعه، اذعان مىکند که ساختار مذهبى و سنتى امپراتورى عثمانى، یاراى مقاومت در قبال فشار از پایین جامعه و نیز اصلاحطلبان روشنفکر را نداشت. بنابراین، در پى این تحولات، اقتدار سنتى امپراتورى کاهش یافت و موج جدید اصلاحات و دگرگونیها رخ نمود. نویسنده به نقش این اصلاحات بر سازمان و زندگى یهودیان اشاره نمىکند و خاطر نشان مىسازد که تاثیر اصلاحات بر جامعه ترکیه در مورد جامعه یهودیان هم صادق است، در حالى که خلاف این داورى را در همین مقاله، بیان مىکند. (ص ۷۹) «تحول روابط بین یهودیان عرب خاورمیانه و دولت عثمانى در قرن نوزدهم» عنوان مقاله «دانیل جى. شروتر» است که به عنوان دومین مقاله این بخش به تبعات اصلاحات در ترکیه در خصوص زندگى یهودیان مىپردازد. نویسنده مقاله که استاد تاریخ در دانشگاه کالیفرنیا بوده و متخصص تاریخ مراکش مىباشد، به مطالعه موردى یهودیان سوریه، مراکش و لیبى پرداخته است. به عقیده وى، اصلاحات در ترکیه موجب تثبیت حقوق شهروندى شده، بدین ترتیب، مصونیت یهودیان در مقابل حملات دینى را تضمین نموده، احساس امنیت و آزادى عمل یهودیان را ارتقا بخشید. (ص ۸۸) هشتمین مقاله این کتاب بازهم با رویکردى تاریخى به تحلیل روابط یهودیان با اعراب (سوریه و فلسطین) پرداخته به قلم «موشه مائوز» نگاشته شده است. مائوز استاد مطالعات اسلامى و خاورمیانه در دانشگاه اورشلیم بوده و آثار زیادى پیرامون تاریخ روابط اسرائیل- سوریه و نیز اقلیت خاورمیانه تولید کرده است که از جمله آن مىتوان به «تاریخ روابط اسرائیل- سوریه» (۱۹۸۵) و اقلیتهاى خاورمیانه: از کشمکش تا همگرایى» (۱۹۹۹) اشاره کرد. سخن اصلى مائوز در مقاله مذکور این است که طى قرن نوزدهم، یهودیان روابط بسیار خوب و سودمندى با مسلمانان داشتند که اصلا با همسایگان مسیحى یهودیان قابل مقایسه نبود. به عقیده مائوز، روابط حسنه مسلمانان با یهودیان در قرن نوزدهم بدین دلیل بود که مسلمانان فکر مىکردند که یهودیان یک گروه دینى، غیر سیاسى، مستقل و متفاوت از اروپایىها هستند. این، در حالى بود که یهودیان، مسیحیان اروپا را دشمن دیرینه خود پنداشته، در زمینههاى مختلف، ازجمله عقاید دینى و فرصت تجارى با آنان در رقابت بودند. البته این روابط در اواخر قرن نوزدهم متحول شد و آن هنگامى بود که مسلمانان با مسیحیان روابط حسنه برقرار کرده، بدین ترتیب، یهودیان را به اقلیتى منزوى تبدیل کردند. در همین روزها روشنفکران عرب سوریه، اعم از مسلمانان و مسیحیان، بر آگاهى عربى تاکید کردند، در حالى که یهودیان صف خود را از آنان جدا ساختند. مقاله مائوز با این عبارت مهم پایان مىیابد که با تلاش صهیونیستها درفلسطین (در سالهاى پایانی قرن نوزدهم)، ائتلاف بین مسلمانان ـ مسیحیان تقویت شد. با اینکه یهودیان به دولت عثمانى وفادار بودند، تلاش صهیونیستها در تسخیر و تصرف زمینهاى فلسطینىها، اعتبار ایشان را مخدوش نمود. مائوز بدون اشاره به عوامل و محافل صهیونیستى، بین یهودیان و صهیونیستهاى قرن نوزدهم تمایز نهاده، از یهودیان به عنوان اقلیتى متعهد و وفادار به دستگاه خلافت عثمانى یاد مىکند. آمنون کوهن»، نویسنده نهمین مقاله این مجموعه است که مطلب خود را زیر عنوان «ابعاد زندگى یهودیان اورشلیم در قرن نوزدهم» ارایه کرده است. کوهن، مقاله خود را بر پایه گزارش دادگاه اورشلیم تنظیم کرده، طى این مقاله اطلاعات مهم و مفیدى در زمینه شیوه اسکان و استقرار یهودیان در اورشلیم (بیتالمقدس)، روابط مهاجران (اعم از سفاردىها و اشکنازىها)، هزینههاى اسکان یهودیان و مسایل روزمره و مبتلا به مهاجران یهودى به دست مىدهد. (ص ۱۲۵) «شیوه آموزش زنان یهودى در امپراتورى»، عنوان مقاله تحقیقى و مدونى است که توسط «راشل سیمون» نوشته شده و در مجموعه حاضر به عنوان دهمین مقاله درج شده است. سیمون که متخصص مسایل لیبى وعضو هیات علمى موسسه مطالعات ترکیه در دانشگاه پرینستون است، ضمن بررسى فرایند مدرنیزاسیون در ترکیه، نحوه و نتایج آموزش زنان در امپراتورى عثمانى را مورد بررسى قرار داده است. وى اذعان کرده که نخستین حرکتها در زمینه آموزش زنان، توسط میسیونرهاى مسیحى و سازمانهاى غربى صورت گرفته، چرا که همه آنها مىکوشیدند دختران جوان یهودى را به مجموعه خود جذب نمایند. به عقیده سیمون، ساخت سنتى جامعه یهودیان، مانع از آموزش زنان شده بود و همه مناصب در اختیار مردان بود، از قرن نوزدهم به بعد، آموزش دختران شتاب گرفت و مدارس آموزش دختران به صورت چشمگیرى افزایش یافت؛ در نتیجه این تحولات، موقعیت زنان بهبود یافت و آنان توانستند در زمینه سازماندهى مسایل محلى، نقش برجستهاى ایفا کنند و پارهاى امور و اختیارات را از انحصار مردان خارج کنند. بحث سیمون پیرامون شرایط آموزش زنان یهودى در امپراتورى عثمانى، از سوى آویگدور لوى گردآورنده و تدوین کننده همین کتاب، به صورت موردى، مورد بررسى قرار گرفته است. لوى در مقاله خود شرایط آموزش مدیریت زنان را در محدوده شهر ادرین (Edrine) بررسى و تحلیل کرده، گوشزد مىنماید که طى جنگ بالکان در سالهاى پیش از جنگ جهانى اول، یعنى در سال ۱۳-۱۹۱۲، شهر آدرین محاصره شد و طى آن، صربها و ترکها وارد جنگ شدند. در اثناى این جنگ، یهودیان در شهر آدرین تحت محاصره قرار گرفتند، اما نکته قابل توجه این است که آنان به همراه سایر اقلیتها از موجودیت این شهر به دفاع پرداخته و زنان براى نخستین بار، مهمتر از مردان به مدیریت مسایل شهرى و ساماندهى مسایل اجتماعى پرداختند. مقاله بعدى کتاب، وضعیت «طبقه کارگر صنعتى در شهر سالونیکا» را طى سالهاى ۱۹۱۲ ـ ۱۸۵۰ مورد پژوهش قرار داده است. نویسنده این مقاله، «دونالد کواتارت»، استاد تاریخ دانشگاه نیویورک و محقق مسایل قومیتهاى امپراتورى عثمانى است. به نظر نویسنده مقاله، شهر سالونیکا با هیچ یک از شهرهاى دیگر امپراتورى عثمانى قابل مقایسه نبود و در واقع، قطب تجارى و اقتصادى امپراتورى به شمار مىرفت. نکته قابل توجه این است که یهودیان به عنوان بزرگترین اقلیت (ص ۱۹۵) این شهر، نقش برجستهاى در نوسازى و رشد اقتصاد شهر ایفا کردند. (مقدمه، ص ۱۶) یهودیان در این شهر ماشین تولید و کارخانههاى متعددى را راه اندازى کردند و ضمن بسیج طبقه کارگر صنعتى در این شهر، جنبشهاى کارگرى را که متشکل از قومیتهاى مختلف بودند، بازسازى کردند. یهودیان موفق شدند جنبش کارگرى را به گونهاى هدایت کنند که مطالبات قومى را برجسته نکرده، همواره به امپراتورى عثمانى وفادار بمانند. «ارتباط ویژه بین کمیته اتحاد و ترقى نخبگان سیاسى یهود (مقیم امپراتورى عثمانى)» عنوان سیزدهمین و آخرین مقاله بخش دوم است که به قلم یکى از استادان دانشگاه ماساچوست به نام «فیروز احمد» به نگارش درآمده است. احمد، مناسبات ترکان جوان را که ازسال ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۸ برصحنه سیاسى عثمانى حاکم بودند و نیز نخبگان یهودى امپراتورى عثمانى را مورد بررسى قرار داده، خاطر نشان مىسازد که وقتى قیام ترکان جوان به ثمر نشست، رهبران انقلاب، روابط ویژهاى را با اقلیتهاى غیرمسلمان برقرار کردند. از بین اقلیتهاى غیر مسلمان، بخت با یهودیان یار شد. یهودیان که ترکان جوان را در جریان سالهاى پیش از ۱۹۰۸ یارى کرده بودند، در مقایسه با یونانىها و ارمنىها وضعیت و فرصت خاصى پیدا کردند، چرا که هم یهودیان و هم بنیانگذاران انجمن اتحاد ترقى، خواهان تاسیس یک امپراتورى قدرتمند عثمانى بودند که بتواند در مقابل قدرتهاى بزرگ دیگر قد علم کند. به گفته احمد، یهودیان تنها اقلیت غیر ترک و غیر مسلمانى بودند که رهبران و بانیان انجمن اتحاد و ترقى را حمایت کردند. صهیونیستها تلاش زیادى کردند تا با القاى علایق ملى، یهودیان را تفکیک نمایند، اما تلاش آنها بر خلاف یونانىها و ارمنىها به بار ننشست و یهودیان هیچگاه صهیونیستها را به عنوان نماینده و ارشد خود انتخاب نکردند و همواره اعضاى انجمن اتحاد و ترقى مورد انتخاب یهودیان واقع مىشدند، این همکارى و روابط ویژه تا جنگ جهانى اول ادامه یافت، طى همین جنگ هم بسیارى از یهودیان به عنوان نماینده امپراتورى به مناطق مختلف اعزام شدند و همواره مورد احترام بودند. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |