| صفحه بعد | طرح گسترش آژانس یهود | صفحه قبل |
طرح گسترش آژانس یهود از زمانى که هرتزل، رهیافت فکرى خود را درکتاب دولت یهود مىنگاشت، در ذهن وى اندیشه جذب تلاشهاى یهودیان صهیونیست و غیرصهیونیست و ذوب کردن همه این فعالیتها در یک بوته و بهرهجویى از این تلاشها براى یهودى کردن فلسطین دور مىزد. در آن هنگام، هرتزل به این نتیجه رسید که مجرى طرح صهیونیستى باید به یک شرکت و سازمان محدود شود که آن سازمان، نماینده یهودیان جهان باشد و نه فقط یهودیان صهیونیست. به بیان دیگر، یهودیان غیر صهیونیست نیز باید در مورد اجراى این برنامه، دوشادوش یهودیان صهیونیست فعالیت کنند. از زمانى که وایزمن- در اوایل جنگ جهانى اول- براى تقدیم خواستههاى صهیونیستى به دولت انگلیس آماده مىشد، همین طرح در ذهن وى نیز وجود داشت. از این رو، او درصدد آمادهسازى مقدمات اجرایى این طرح به وسیله اجراى یک طرح تبلیغاتى دقیق برآمد. وایزمن در پى بررسى ماهیت ترکیب کانونهاى یهودى انگلیسى در چارچوب جامعه انگلیس، برنامهاى تبلیغاتى ـ صهیونیستى را اجرا کرد که مبتنى بر درک پایههاى جامعه محلى و کوشش در بهرهجویى از نکات ضعف و قدرت آن بود. همچنین، این برنامه مبتنى بر توجه همیشگى به ابزار منافع ویژه جامعهاى بود که برضد آن تبلیغ مىشود و سرانجام، امکان پیوند دادن این منافع با منافع صهیونیستى بود. وایزمن و گروه کارش معتقد بودند که تبلیغ نمىتواند افکار عمومى را تحریک کند، مگر اینکه تمایل قلبى به سمتى که تبلیغاتچى آن را مطرح مىکند، عملأ وجود داشته باشد. به دیگر سخن، تبلیغ، تاثیر خود را نمىگذارد، مگر اینکه جنبهها و امکانات آن به میزانى متناسب با شرایط جامعه و تمایلات ویژه آن فراهم آید. گروه وایزمن پس از بررسى ساختار اجتماعى، درصدد برخورد فکرى و عملى با مراکز قدرت در جامعه یهودیان انگلیس برآمد و تلاشهاى بىوقفهاى براى جذب این جامعه و تأثیرگذارى بر آن انجام داد. سازگار کردن ابزارهاى فعالیت با ساختار اجتماعى، از مهمترین روشهاى استراتژى تبلیغات صهیونیستى شمرده مىشود. براساس این روش، مردم، دیدگاه یا نگرشى را بیشتر مىپذیرند که افراد یا گروههاى سرشناس در جامعه خود از آن پیروى مىکنند. در اجراى این روش، وایزمن در صدد مخاطب قراردادن چند شخصیت بلند پایه جامعه یهودیان انگلیس برآمد و در این مرحله لزوم اتخاذ موضعى مشخص در برابر گروههاى دارنده نقش موثر در هدایت سیاست عمومى جامعه انگلیس پى برد. وى از این خاستگاه در دو محور حرکت کرد: یکى، خاموش کردن هرگونه صداى مخالف، و دیگرى، رخنه به گروههاى مزبور و تأثیر بر اعضاى آنها و هدایت افکارشان در جهت اندیشه صهیونیستى. در زمان جنگ جهانى اول، فلسفه تبلیغات صهیونیستى در میان یهودیان انگلیس بر این اساس استوار بود. در این زمینه، صهیونیستها کوشیدند به درون جناحهاى سیاسى و اجتماعى نفوذ کنند و در همان حال، درصدد جذب و همراه کردن این جناحها با هدف خود برآمدند. وایزمن در خاطراتش اعتراف مىکند که جامعه یهودیان انگلیس چند دسته بود، از این رو، وى در تلاش براى گردآوردن یهودیان چند دسته انگلیس، گفت وگوهاى خود را با یهودیان ادغامگرا در انگلیس افزایش داد و به هر وسیله ممکن کوشید آنان را متقاعد سازد که از اندیشه صهیونیستى پشتیبانى کنند و یا دست کم از مخالفت با آن دست بردارند. به همین دلیل، وى مىگفت که «ادغام در مورد یهودى معتقد به کیش عبرى بیهوده است»، زیرا به نظر او ادغام، یک یهودى را از همه نشانههاى یهودیت دور مىسازد. همچنین، هر یهودى که در فلسطین زندگى نمىکند، یک زندگى طبیعى، شبیه زندگى طبیعى یک فرد انگلیسى در انگلستان را ندارد. علت آن- از دیدگاه صهیونیسم ـ این است که «ثبات یهودیان در هر کشورى ـ جز فلسطین ـ موقت است، زیرا آنان همواره از تشکیل و فعالیت جنبشى ضد سامى که موارد زیادى ازآن را دیدهاند، در هراس به سر مىبرند. تا وقتى که یهودى، یک فرد تابع قلمداد شود، در پارهاى شرایط، مطلوب و در بیشتر شرایط، نامطلوب به حساب مىآید. تا وقتى که یهودیان در هر جا- فلسطین- زندگى مىکنند، در انتظار گرفتارى به سر مى برند.» بنابراین، وایزمن اندیشه گردآوردن یهودیان با پایگاه مستحکم را مطرح کرد. هدف وى به دست آوردن این حق بود که «با آنان بهعنوان انسانهاى قدرتمند و توانمند رفتار شود، به شرط آنکه در خانواده بینالمللى از مساوات برخوردار شوند و اختیار انتخاب آینده خود را داشته باشند.» [۱۴] با این همه، مأموریت وایزمن بسیار طاقت فرسا بود و اقداماتش در مورد درهم شکستن کانونهاى یهودى مستحکم و مخالف صهیونیسم در خود انگلیس با اشکال زیادى روبه رو شد. پس از صدور سند قیمومیت فلسطین، شرایط، بسیار تغییر کرد، زیرا وایزمن مىبایست براى جذب برخى جناحهاى جدید یهودى ـ که توانایى فراهم آوردن امکاناتى فراتر از توانایى جناحهاى صهیونیستى را داشتند- به تلاشهاى زیادى دست مىزد. در این هنگام، قاضى براندیس در ایالات متحده، همراه گروه خود در پى دورى جستن از برنامههاى وایزمن برآمد. همچنین، برخى گروههاى یهودى کوشیدند که یهودیان روسیه را در اوکراین اسکان دهند. به علاوه، بعضى از گروههاى یهودى در فلسطین نیز فعالیتهایى در سمتى مخالف گرایشهاى صهیونیستى آغاز کردند. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |