| صفحه بعد | پیشگفتار | صفحه قبل |
| پیشگفتار با آوردن عوامل جدید توسط آقای بوش و آقای چنی به وزارت دفاع و پنتاگون، آنهم در بحران فضای سیاسی، این پرسش مطرح میشود که آیا قدرت وزارت دفاع بر وزارت خارجه درباره سیاست خاورمیانهای آمریکا و همچنین دیگر قراردادهای بینالمللی (هستهای) فزونی گرفته است؟ خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در وزارت دفاع، طی مقالهای نوشت: «بخش نظامی و پایدار پنتاگون با توجه به تجربه خود در جنگ ویتنام، نیک میدانند جنگی که پشتوانه مردمی نداشته باشد، پیروز نخواهد گشت.» اینها به رهبری سیاسی ـ تحمیلی وزارت دفاع هشدار میدهند جنگی را راه نیندازید که تبعات و عواقب آن را نمیدانید و هدف آن برایتان مشخص نیست و این یکی از تضادهای جدی درون وزارت دفاع میباشد. در آمریکا بعد از تراژدی یازدهم سپتامبر، یک کنجاوی خودجوش و گفتمان عمومی رخ داد که میخواست از جریان فقهی، فرهنگی و سیاسی اسلام رمزگشایی کرده و آگاه شود؛ به طوری که فروش کتابهای اسلامی به سرعت افزایش یافت و سخنرانیهای آموزشی برای شناخت اسلام ترتیب داده شد. ناگهان به موازات این جریان، حرکت منظورمندی اتفاق افتاد و ادبیاتی ظهور کرد که هدفش شرق ناشناسی، دورسازی و غریبسازی شرق و اسلام بود. در حاشیه قدرت و اطلاعات و در رابطه با منطقه خلیجفارس، این استنباط وجود داشت که شاید یک کابینه جمهوریخواه به خاطر روابط خوبش با شرکتهای فراملیتی نفت و کشورهای نفت خیزی چون ایران و عربستان، بهتر میتوانست فضای پراگماتیستی برای حل مسائل خاورمیانه ایجاد کند. شعار نئوکانها تنها این نیست که بگویند «اسرائیل یهود مدرن است»، بلکه میخواهند شرق را در برابر مدرنیته آمریکا قرار دهند و بگویند که مسلمانها با تمدن و جامعه آمریکا مساله دارند و به این ترتیب آمریکاییها را علیه مسلمانها بسیج کنند. مهندس فرید مرجایی در سال ۱۳۳۷ در تهران متولد شد. بخشی از تحصیلات دبیرستانی خود را در ایران گذارند. دوره کارشناسی در رشته علوم اجتماعی و کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برنامهریزی شهری را در آمریکا و کانادا به پایان رساند. وی قبل از انقلاب در زمان دانشجویی در انجمن اسلامی و حزب مردم ایران فعال بوده است. ایشان، خواهرزاده مرحوم دکتر محمد نخشب و متعلق به جناح اسلامی ـ چپ نهضت ملی ایران میباشد. یکی از مشغولیات فعلی ایشان کار روی تاریخچه نهضت خداپرستان سوسیالیست در ایران است. در زمینه امور بینالملل، تحقیقات و کارشناسیهای ایشان عمدتا در رابطه با آمریکا، فلسطین و جهان سوم میباشد. وی مدتی نیز در شورای مرکزی حزب نئودموکرات شهر تورنتو در کانادا فعالیت داشته است. مقاله حاضر در مجله زدz (ماه می ۲۰۰۲) به مدیریت گروه نوام چامسکی در آمریکا منتشر شده است. از آنجا که اصل مقاله از ظرافت خاص ادبی برخوردار بود، به نظر رسید که ترجمه لغت به لغت آن تبدیل به متن فشرده و سنگینی خواهد شد که فهم آن برای عموم میسر نمیشود. بنابراین از آنجا که خوشبختانه نویسنده مقاله در ایران حضور داشت، بر آن شدیم که از ایشان خواهش کنیم تا درباره هر فرازی از مقاله توضیحات کاملتری بدهد. مقاله حاضر به لحاظ شناخت اجزای حاکمیت آمریکا و تاثیری که در منطقه خاورمیانه و ایران میگذارد، اهمیت فوقالعادهای دارد. امیدواریم این مقاله مقدمهای باشد تا خوانندگان روی یکی از نیروهای حاکم در آمریکا که به «راست جدید» معروف شده، تامل بیشتری بنمایند. وقتی آقای بوش گزارش سالیانه خود را از چگونگی اوضاع کشور در محل کنگره (State of the Union) ادامه داد، در آن کنفرانس مساله محور شیطانی سه کشور عراق، کره و ایران را مطرح کرد. سخنرانی او در پاسخ به فضای اضطراب بعد از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ایراد شده بود. طرح محور شیطانی، بسیاری از محققین، خاورمیانه شناسان و سیاستگذاران را متعجب کرد. زبان شناسی و عبارت شناسی «محور شرارت» حیرت همه را برانگیخت. دوستی به من پیشنهاد کرد در این مورد مقالهای بنویسم. وقتی به عمق قضیه توجه کردم، اطلاعات بهتر و بیشتری کسب شد و به شبکه اندیشهای ـ سیاسی و شبکه مطبوعاتی گروه «راست جدید» یا «نئوکان» [۱] پی بردم و این اطلاعات منجر به تحقیق مفصلی شد. در فرهنگ روشنفکران آمریکایی، «راست جدید» علاوه بر اینکه یک طیف راست به حساب میآید، از یک تشکیلات و شبکه تعمدی نیز برخوردار است. آنها افراد ویژهای هستند که در دهههای ۶۰ و ۷۰ دور هم جمع میشدند. توضیح اینکه مجله زد(z) مجله گروه نوام چامسکی و ادوارد هرمن (Herman) میباشد؛ که اندیشههای سوسیالیست ـ آنارشیست خود را در انتشارات «ساوس اند پرس» [۲] منعکس میکنند. گروه بوش از عبارات دشمنسازی، شیطانسازی و ایجاد فضای فرهنگی برای بسیج علیه دشمن خارجی استفاده کرد؛ چیزی شبیه توهم سرخ (red fobia) منتها کمی خفیفتر. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |