| صفحه بعد | شرق شناسی از دید نئوکان ها (محافظهکاران جدید) | صفحه قبل |
شرق شناسی از دید نئوکان ها (محافظهکاران جدید) در آمریکا بعد از تراژدی یازدهم سپتامبر، یک کنجکاوی خود جوش و گفتمان عمومی رخ داد که میخواست از جریان فقهی، فرهنگی و سیاسی اسلام رمزگشایی کرده و آگاه شود؛ به طوری که فروش کتابهای اسلامی به سرعت افزایش یافت و سخنرانیهای آمورشی برای شناخت اسلام ترتیب داده شد. ناگهان به موازات این جریان، حرکت منظورمندی اتفاق افتاد و ادبیاتی ظهور کرد که هدفش شرق ناشناسی، شرق بدشناسی، دورسازی و غریبسازی شرق و اسلام بود. در غرب، شرقشناسانی هستند که در عین کار علمی، اهداف سیاسی ـ ایدئولوژیک هم دارند. این ها یکی از وجوه نئوکان ها هستند که از کارهای علمی به نفع هدفهای سیاسیشان سوئ استفاده میکنند. در واقع موج نئوکان فراتر از انتصاب و گرفتن پستها و مقامهاست، بلکه اینها از فرهنگ و بینشی برخوردارند که هژمونی خود را در مطبوعات حفظ میکنند. پروفسور برنارد لوئیس (Bernard Lewis) هشتاد ساله، از همین شرق شناسان اسلام ستیزی است که از دانشگاه پرینستون (Princeton) بازنشسته شده است. همانطور که پیشتر گفته شد، براساس ارزشها و روح زمان جنگ سرد، تبلیغاتچیهای ریگان سعی میکردند تضاد اسرائیل و فلسطین را در فرایند جنگ سرد ببیند؛ یعنی بگویند فلسطینیها چپ و کمونیست بوده و شوروی از آنها حمایت کرده است. اما بعد از پایان جنگ سرد زمینه هانتینگتونی (Huntingtonian) جنگ تمدن ها سعی دارد بر گفتمان مناسبات شرق و غرب مسلط شود. این تئوری در تلاش است دیگری را غیر خودی و بیگانه دانسته و از آن شیطانسازی بکند. در حالی که کار علم این است که ساختار شکنی کرده و ما را با پدیده آشنا کند، ولی نئوکان سعی دارد جهانبینی دو بنی خیر وشر یا سفید و سیاه را بر مسائل سیاسی جهان و منطقه حاکم کند. در راستای همین جهان بینی تلاش میکند جهان شرق و اسلام را جایگزین خطر کمونیست کند. در این فرایند است که نئوکان، اسرائیل را به عنوان پایگاه تمدن غرب معرفی مینماید. از این منظر است که مسیحیان دست راستی افراطی احساس میکنند که اسرائیل باید حتما وجود داشته باشد و حمایت شود. پروفسور ادوارد سعید(Edward Said) در نقد کتاب جودیت میلر (Judith Miller) برای مجله نیشن [۱۳] نوشت: \"فرایند شیطانسازی و ضدانسان معرفی کردن دیگران که به گفته لوئیس با مدرنیته مساله دارند، یک فرهنگ ستیزی کلان و تعمدی است. از قول لوئیس نقل میشود که «شرقیها و مسلمانها از مدرنیته و نوع زندگی آمریکایی ناراحت بوده و با آن مساله دارند. به این ترتیب، آنها سعی دارند فرهنگ شرقی و اسلام را ناکامل جلوه دهند». ادوارد سعید معتقد است در پس پشت این شرقشناسی است که فرایند شیطانسازی و فرهنگسازی و تحقیر نهفته است. شعار نئوکانها تنها این نیست که بگویند «اسرائیل یهود مدرن است»، بلکه میخواهند شرق را در برابر مدرنیته آمریکا قرار دهند و بگویند که مسلمانها با تمدن و جامعه آمریکا مساله دارند و به این ترتیب آمریکاییها را علیه مسلمانها بسیج کنند. آقای رائول مارک گرکت (Reuel Marc Gerecht) از دنبالهروهای برنارد لوئیس میباشد. آقای گرکت شرقشناس مشهوری است که مدتی در پرینستون شاگرد لوئیس بوده است. وی یکی از عناصر نئوکان است که در موسسه تحقیقاتی دست راستی آمریکایی (American Enterprise Institute) کار میکند. آقای رائول گرکت در یک مصاحبه با روزنامه اسرائیلی هاآرتس (Haaretz) اظهار میدارد: «من از معتقدان جنگ سرد بودهام. یکی از اساتیدم مرا با آژانس سیا پیوند داد». او به عنوان یک افسر عملیاتی سیا با اسم مستعار «شرلی»، برای هفت سال ـ از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴ ـ مسئول هماهنگی شبکه سیا در داخل و خارج ایران بوده است. پایگاه او ابتدا در سفارت آمریکا در ترکیه و سپس سفارت آمریکا در فرانسه بوده است. او در کتاب خود به نام «دشمنان خود را بشناس» که اخیرا منتشر شده است، انتقادات شدیدی به سیا دارد. اما تصور من این است که چون او یکی از عناصر نئوکان بوده، بنابراین فرهنگ او با سیا نمیخوانده است و شاید جزو اخراجیهای سیا باشد. آقای گرکت در دسامبر ۲۰۰۱ یعنی یک ماه قبل از بیانیه بوش، در یک مصاحبه با مجله آتلانتیک (Atlantic) اظهار داشت: «تنها روشی که میتوان با رادیکالیزم اسلامی مقابله کرده و آتش آن را خاموش کنیم، حرکت شدید ناگهانی و جدی نظامی است». حتی خانم آن کولتر (Ann Coulter) یکی از نویسندگان دست راستی، با بیان تندتری در نشریه نشنال ریویو توصیه کرد که «باید به این کشورها حمله کنیم، رهبران آن را نابود کنیم و مردمشان را به مسیحیت برگردانیم». عبارتشناسی محور شیطانی بوش، ممکن است خیلیها را متعجب کرده باشد، ولی وقتی از سپتامبر ۲۰۰۱ تا ژانویه ۲۰۰۲ به مقالاتی که بار فرهنگی دارد در مجلات نیویورکر (The New Yorker) اتلنتیک مانسلی (Atlantic Monthly) نیوریپابلیک (New Republic) نگاه کنیم، با فرایند منظورمندی آشنا میشویم که دو مولفه دارد: نخست جنگ تمدنها و دوم غریب و غیر خودی دانستن دیگر فرهنگها. الکساندر کاکبرن (Alexander Cockburn) ژورنالیست معروف چپ که درباره فلسطین نیز مطالبی مینویسد، یک بار به طنز و به طور سمبلیک گفت: «دفتر مجله نیوریپابلیک در واشنگتن به پست سفارت اسرائیل متصل است»! گرچه نویسندگانی از نئوکان مثل ریچارد پایپس (Richard Pipes) و دانیل پایپس (Daniel Pipes) و مایکل لدین (Michael Ledeen) در مطبوعات معمولی و میانهرو نظیر وال استریت ژورنال (Wall Street Journal) مقالاتی دارند، ولی در حقیقت پایگاه اصلی ژورنالیسم نئوکان در مجلاتی نظیر نیوریپابلیک، کامنتری، ویکلی استاندارد و واشنگتن تایمز (که اخیرا رضا پهلوی را هم مطرح میکند) است. تحلیلهای آقای ویلیام سفایر (William Safire) در نیویورک تایمز و چارلز کراسومر (Charles Krauthammer) در روزنامه واشنگتن پست، مشعل نئوکان را فروزان و زنده نگه میدارند. در شرایطی که عقابهایی محافظهکار و سرمایهگذاران رسانههای ارتباطی چون راپرت مرداک (Rupert Murdoch) و کنراد بلاک (Conrad Black) روزنامههای زیادی را در آمریکا، کانادا و انگلستان خریدهاند و به شبکه نئوکان یا راست جدید تریبون دادهاند و بدین ترتیب یک هژمونی مطبوعاتی به دست آوردهاند و اذهان مردم را شکل میدهند، آیا مساله خاورمیانه و گسترش سلاحهای کشتار جمعی میتواند عادلانه، منصفانه و به طور علمی به بحث گذاشته شود؟ مسلما نه. در واقع در پاییز ۲۰۰۱ یعنی بعد از فاجعه سپتامبر و قبل از سخنرانی بوش، دست راستیها برنامههایی را سازمان دادند که برای محیطهای دانشگاهی نگران کننده بود. به عنوان مثال، شورای آمریکایی امناع فارغالتحصیل (The American Council of Trustees and Alumni) موسوم به اکتا (ACTA) که خانم لین چنی (Lynne Cheney) عضو فعال آن است، جزوهای را به نام دفاع از تمدن (Defense of Civilization) منتشر کردند که اسامی دانشکدهها، دانشگاهها و نیز نام صد نفر از اساتید را چاپ کرد که نسبت به روند حاکمیت موجود انتقاد داشتهاند؛ چاپ کردن اسامی صد نفر از اساتید با مواضعشان در واقع اعلام خطر و تهدیدی برای منتقدین بود. مشابه این کار را آقای مارتین کریمر (Martin Kramer) انجام داد. او که در همان نهاد لابی اسرائیلی به نام «موسسه واشنگتن برای مطالعات خاور نزدیک» کار میکرد، جزوهای را به نام«برجهای ساخته شده از عاج روی شنهای صحرا» (I Vory Tower Son Sand) چاپ کرد و در آن جزوه مجموعا فرهنگ خاورمیانهشناسی و تیپ آکادمیک خاورشناسی و محیط دانشگاهی را مسئول دانست که از اوضاع سیاسی جهان نتوانستند تحلیل درستی ارائه دهند. وی مینویسد که «چرا فاجعه یازدهم سپتامبر را پیشبینی نکردند؛ بنابراین دولت فدرال باید بودجه و وامهای آنها را قطع کند.» در این مثالها خیزش تهاجم فرهنگی نئوکان در درون آمریکا به خوبی نشان داده میشود، چون منطبق این مقاله، نشان دادن محور و شبکه نئوکان بود، ابتدا شبکه مطبوعاتی و نیروهای اینها در مطبوعات توضیح داده شد. قدم بعدی نشان دادن رابطه مراکز تحقیقاتی و لابیها با این جریان است. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |