صفحه بعد مراکز تحقیقاتی و لابی‌های جریان نئوکان صفحه قبل

مراکز تحقیقاتی و لابی‌های جریان نئوکان

گرچه تولد و پیدایش نئوکان در درون حزب دموکراتیک و لیبرال بود، ولی در حقیقت اکنون بازسازی و بازیافت و حیات خودش را در درون سازمان‌های تحقیقاتی و لابی‌های دست راستی انجام می‌دهد. نهادهایی هم‌چون؛ کمیته خطر حاضر، (The Committee on Present Danger)، کمیته برای جهان آزاد، (The Committee for the Free World) قرن جدید آمریکا، بنیاد میراث‌هری تیج (Heritage Foundation) و کانون تحقیقات آمریکایی.

با یک نگاه اجمالی به اسامی مشاوران و هیئت امنای این نهاد‌ها، متوجه خواهیم شد که این‌ها همان نئوکان‌هایی هستند که از آن‌ها نام بردیم. مانند ویلیام کریستول فرزند اروین کریستول سرمقاله نویس هفته‌نامه ویکلی استاندارد، کارل گرشمن (ِِِCarl Gershman) مشاور مخصوص کرک پاتریک در زمان نمایندگی او در سازمان ملل و رئیس سازمان وقف ملی برای دموکراسی

(National Endowment for Democracy) ـ که هدفش تقویت دموکراسی در کشورهای به خصوص، به طور گزینشی در راستای اهداف سیاست خارجی آمریکا و نظام نوین می‌باشد، دونالد رامسفیلد (Donal Rumsfeld) وزیر دفاع فعلی که در بیست سال گذشته فعال بوده، آقای لوئیس لیبی (Lewis Libby) رئیس دفتر چنی، نوت گینگریچ (Newt Gingrich) ویلیام بوکلی بال ولفو ویتز و ریچارد پرل.

قدم بعدی معرفی لابی‌هاست؛ در واشنگتن سازمان‌ها و تشکل‌های زیادی هستند که در رابطه با اقلیت جامعه یهود و اسرائیل فعالیت دارند ولی هیچ‌کدام از این سازمان‌ها به اندازه نئوکان‌، قدرت لابی و سازمانی ندارند. به طوری که تاثیر نئوکان در نمایندگی‌اش از منافع اسرائیل، بیش از تاثیر دیگر سازمان‌هاست.

در سال ۱۹۹۸ بود که مجله فورچون، (Fortun Magazine) کمیته ایپاک (AIPAC) یا کمیته امور آمریکا و اسرائیل (American Israel Public Affairs) را قوی‌ترین لابی کشور دانست. آقای مایکل ماسینگ (Michael Massing) نویسنده لیبرال در دهم مارس ۲۰۰۲ در روزنامه لوس‌آنجلس تایمز، جزئیات این لابی قدرتمند را که مقرش نزدیک تپه کنگره می‌باشد، توضیح داد و نشان می‌داد که چگونه رهبران این لابی مجوز کارت سفیدی دارند که ورود‌شان به وزارت خارجه و وزارت دفاع و شورای امنیت ملی در هر زمان آزاد است.

آقای مکس کمپل من، (Max Kampelman) یکی از افرا اصل نئوکان، در دهه شصت از کارمندان عالی رتبه سناتور دموکرات، هوبرت همفری (Hubert Humphrey) بود. در زمان جنگ سرد، آقای همفری یک «قطع‌نامه ضد کمونیستی»(Communst Control Act) صادر کرد که شهروندان آمریکایی را نیز شامل می‌شد، در واقع این قطع‌نامه را مکس کمپل من برایش نوشته بود. با این که کمپل من در آن زمان دموکرات بود، ولی نسبت به جمهوری‌خواه‌هان، ضد کمونیست‌تر به نظر می‌رسید.

مورد مشابه دیگر این که، گفته می‌شود در واقع سازمان ایپاک بود که قطع‌نامه تحریم ایران و لیبی را نوشته و به دست سناتور داماتو (Senator Damato) داد.

آقای گراهام‌فولر (Graham Fuller) مشاور سیا در امور تحلیلی و پیش‌بینی‌های درازمدت، می‌نویسد: «هر تلاشی برای دست‌یابی به یک تحلیل‌ واقع‌بینانه و متعادل از ایران مشکل می‌نماید؛ چرا که یک مرکز سخنگویی و تبلیغاتی داغ و پرهیجان لابی طرفدار اسرائیل علیه تهران در سنا و کنگره در حال مخدوش کردن است، در حالی که شرط لازم برای بهبودی رابطه ایران و آمریکا این است که یک تحلیل واقع‌بینانه و متعادلی داشته باشیم که ببینیم ایران چه نیست و چه هست». این تحلیل‌گر هم‌چنین می‌نویسد: «بیشتر کارمندان دولت آمریکا نمی‌توانند در مورد خاورمیانه بی‌طرفانه صحبت کنند. اینان آن‌چنان تحت فشار لابی اسرائیل هستند تا طرف آن را بگیرند. در جلسات مخفی و پشت درهای بسته باید به تحلیل منصفانه بپردازند. این فضا برای منافع درازمدت آمریکا مناسب نیست، زیرا این شرایط نه به نفع آمریکا و نه به نفع خاورمیانه و نه به نفع کشورهای عربی و نه به نفع خود اسرائیل [۱۴] است. کارمندان وزارت خارجه، وزارت دفاع و کنسول‌گری‌ها به راحتی نمی‌توانند مسائل واقعی را گزارش بدهند».

چندین تحلیل‌گر در درون سیستم آمریکا معتقدند که فضا برای گفتمان خاورمیانه‌ای باید باز شود. احساسشان این است که نیروهای طرفدار اسرائیل فضایی ایجاد کرده‌اند که این گفتمان انجام نمی‌گیرد و معتقدند وقت آن رسیده که این فضا شکسته شود. شاید خوانندگان تعجب کنند که چنین نفوذی در بالاترین سطوح چگونه امکان دارد!

صفحه بعد فهرست صفحه قبل