| صفحه بعد | مقامهای انتصابی نامرئی در پشت صحنه | صفحه قبل |
مقامهای انتصابی نامرئی در پشت صحنه شکی نیست که آقای دیک چنی مراد و معلم خود، آقای رامسفیلد را در راس پست وزارت دفاع میگذاشت. رامسفیلد به نوبه خود \"ولفو ویتز\" را معاون خود نمود که در زمان ریگان و بوش پدر، دست راست چنی بود. این عقابهای کارکشته جنگ سرد که برخیشان نئوکان یا در رابطه با نئوکانها هستند، از آنجا که به طور سنتی به مهار شوروی، مسائل استراتژیک سلاحهای هستهای و امنیت ملی علاقهمند شده بودند، بنابراین همیشه مخالف دتانت و تسامح و کنترل چند جانبگی سلاحهای هستهای بودند، لذا اینها نهادهای تحقیقاتی را وسیلهای برای پیشبرد خطمشی خود میدیدند. اینها به عنوان حامیان و مبتکران جنگ ستارگان موسوم به (Strategic Defense SDI Initiative) قرارداد سالت دو (S.A.L.T.II) زمان دولت کارتر را به هم زدند تا برنامه جنگ ستارگان را جایگزین آن کنند. [۱۵] در بین سیاسیون واشنگتن «گروه مرموز ولفو ویتز» پدیده شناخته شدهای است. [۱۶] ولفوو ویتز معاون وزارت دفاع و ریچارد پرل رئیس جدید هیات هجده نفری مشاوران وزارت دفاع ـ که کیسینجر هم عضو آن است ـ در دهه شصت میلادی، با متفکر استراتژیست هستهای به نام آلبرت ولستلر (Albert Wohlseteller) در مرکز تحقیقاتی رند (Rand) رابطه سرشار از اعتماد و نزدیکی دارند. سازمان تحقیقاتی رند با نیروی هوایی مرتبط میباشد. با این که هیات هجده نفره مشاورین دفاعی ـ به دلیل مشاوربودن ـ بیرون از ساختار قانونی وزارت دفاع است؛ ولی دفترشان در ساختمان پنتاگون قرار دارد. در مطبوعات، آقای ریچارد پرل به عنوان «شاهزاده ظلمت» (The Prince of darkness) معروف است. او در دوران ریگان، معاون وزارت دفاع در قسمت سیاستگذاری و امنیت بینالمللی بود. در کتابی که نویسنده مطبوعاتی معروف آقای سیمور هرش (Seymour Hersh) در مورد زندگی و سیاست هنری کیسینجر تحت عنوان ِ«هزینه قدرت» (The Price of Power) نوشته است درباره ریچارد پرل توضیح میدهد: «وقتی اف بی آی (FBI) برای کارمندان دولت شنود میگذاشت، متوجه میشد، ریچارد پرل که برای سناتور جکسون کار میکرد و از این طریق به اسناد محرمانه شورای امنیت ملی آمریکا دسترسی داشت، آن اسناد را به سفارت اسرائیل میداد. این کار، کیسینجر را فوقالعاده عصبانی کرد، ولی پرل را پیگرد قانونی ننمودند. [۱۷] داگلاس فیس، عضو دیگری از حلقه ولفو ویتز، هم اکنون نفر سوم پنتاگون و از نئوکان است. شخص دیگر از این حلقه، آقای لوئیس لیبی، رئیس دفتر چنی میباشد. او به قدری دست راستی و نئوکان است که مقاله مجله اکونومیست به او لقب «ولفو ویتز» داد، مثل این که در زبان خودمان بگوییم «چنگیز چنگیز است». آقای داگلاس فیس قبلا با نهادی تحقیقاتی به نام «کانون سیاستگذاری امنیتی» (Policy Center for - CPS - Security Policy) که نهادی دست راستی و طرفدار اسرائیل است، کار میکرده است. او در زمان دولت ریگان در درجه اول در شورای امنیت ملی یک متخصص خاورمیانه به شمار میرفت و کار دومش معاون معاون وزارت دفاع در قسمت طراحی خطمشی بود. به خاطر این که آقای فیس در این چند دهه آشکارا به طرفداری از اسرائیل، لابیگری کرده است و حتی چند سال پیش، سازمان «صهیونیستهای جوان» به او مدال داده است، برای آمریکاییهای عربتبار این مساله مطرح شد که چرا گروه بوش این شخص را در سیاستگذاری پنتاگون گمارده است؟ در سال ۱۹۹۶ آقای فیس و ریچارد پرل، مشترکا مقالهای برای مرکز تحقیقاتی عالی استراتژیک و سیاسی آمریکا (Institute for Advanced Strategic and Political Studies) نوشتند. در آن مقاله با عنوان «استراتژی جدید برای بازسازی سکان اسرائیل» که فضای فکری و سیاسی خودشان را نشان میداد، به نتانیاهوی دست راستی توصیه میشد که جریان صلح و مذاکرات آن را یک باره قطع کند. یعنی موضع نتانیاهو برای آنها لیبرالی تلقی شده است! نئوکان معروف دیگر، الیوت ابرمز بود که در مرکز جریان کنتراها به دردسرهای قانونی هم افتاد. زمانی که او معاون وزارت خارجه بود، در زیر مجموعه او کمکهای زیادی به فاشیستهای آمریکایی لاتین میشد و با این که از نظر قانونی تحت پیگرد قرار گرفته بود، ولی بوش پدر او را بخشید. این طنز تاریخ است که الیوت ابرمز با وجود سوابق همسویی با سرکوبگری فاشیستی و خلاف قانونش در آمریکای لاتین، توسط گروه بوش به ریاست قسمت دموکراسی و حقوق بشر شورای امنیت ملی آمریکا منسوب میشود. بنابراین عجیب نیست طنز دیگری را باور کنیم که آقای جان بولتن (John Bolton) را در بخش «کنترل تسلیحات هستهای وزارت خارجه» بگمارند. آقای بولتن فوقالعاده دست راستی که عقاید افراطی و مواضع عقابی روی آرایش سلاحهای هستهای دارد، بیشتر با سمت معاون سازمان تحقیقاتی افراطی، (American Enterprise Institute) به وزارت خارجه تحمیل میشود، تا نئوکانها بتوانند دست پاول را تا حدی ببندند. برای شناخت بولتن باید با آن نهاد تحقیقاتی آشنا بود؛ نهادی که وی در سمت معاونت آن کار میکرد. یعنی (American Enterprise Institute) این نهاد، با صراحت و شفافیت تمام، مخالف قرارداد تسلیحاتی آی ان اف Intermediate - Range Nuclear -I.N.F - Forces) بود که در سال ۱۹۸۸ توسط آمریکا امضا شد. برای درک بیشتر فضای فکری او و نهاد تحقیقاتیاش، یادآور میشود که در نوامبر ۱۹۹۹ بولتن، مقاله کوتاهی برای نهاد فوقالذکر با عنوان «کوفی عنان قدرت جهانی را به دست میگیرد» نوشت. در آن مقاله اظهار داشت: «کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل این گونه ادعا میکند که سازمان ملل و شورای امنیت، تنها قدرت مشروعی است که میتواند نیروی نظامی و جنگی را به کار ببرد. اگر آمریکا به کوفی عنان اجازه بدهد که فضای فکری او بدون چالش تثبیت شود، دست آمریکا در حرکتهای مستقل نظامی کاملا بسته میشود». نقل قول فوق کاملا آقای بولتن را معرفی میکند. گروه نئوکانها، تازهواردان سیاسی نبوده و چندان تحمل مخالفان خود را ندارند، چرا که در بالاترین سطوح شورای امنیت آمریکا نیز حضور دارند. مخالفان آنها کسانی هستند که منافع آمریکا را برای خود کشور آمریکا میدانند. سیمور هرش طی مقالهای که در مجله نیویورکر (New Yorker) نوشت، توضیح میدهد که چند نفر از متخصصان خاورمیانهای شورای امنیت، آن اداره را ناگهان ترک گفتند. این گونه به نظر میرسید که علت، مخالفت آنها با رهبری جدید نئوکانی و غیر نظامی شورای امنیت بود. به عنوان مثال آقای بروس ریدل (Bruce Reidel) که آدم باسابقه و با تجربهای در مسائل خاورمیانه بود، به دلیل مخالفت با نئوکانها استعفا کرده و زالمای خلیلزاد جایگزین او شده است. |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |