| صفحه بعد | سیر تاریخى | صفحه قبل |
سیر تاریخى آثار و بقایاى زیادى از حضور یهودیان در قرن دوم قبل از میلاد مسیح در ایتالیا بهچشم مىخورد که از حضور فعال و زندگى اجتماعى یهودیان در ایتالیا خبر میدهند. سسیل رث نویسندهء کتاب «تاریخ یهودیان در ایتالیا» در این باره مىنویسد: «سابقه حضور یهودیان در ایتالیا، بهویژه شهر رم بهدو قرن قبل از میلاد مسیحى برمىگردد... اگر نهادى در رم قدیمىتر از کلیسا وجود داشته باشد، آن کنیسه است». رث در کتاب خود با ارائه شواهد تاریخى و آثار باستانشناسى کشف شده این موضوع را ثابت مىکند بهاعتقاد رث، از دهه ششم قرن دوم قبل از میلاد اولین گروه از یهودیان بهرم مهاجرت کردند. در این زمان حدود سه قرن از عمر امپراتور دوم مىگذشت و این امپراتورى یکى از قدرتهاى بزرگ جهان بهحساب مىآمد. تصور مىشد که مهاجرت یهودیان دراین زمان بهامپراتورى روم بهصورت اختیارى و با هدف ورود به دنیاى متمدن و بهرهمندى از مواهب آن انجام گرفته است. اولین گروه یهودیان در شهر رم و مناطق جنوبى ایتالیاى امروزى (از جمله تارانتو، اوترانتو، اریا و بارى) یعنى در کنار مسیرهاى تجارى و بنادر سکنى گزیدند و به امر تجارت میان اروپاى شرقى و اروپاى غربى مشغول شدند. بهطور کلى مهاجران یهودى ایتالیا عمدتا شامل صنعتگران، دلالان، کشاورزان و بازرگاتان بودند. با بررسى و تحقیق در مورد شیوه زندگى این گروه از مهاجران اولیه یهود مشخص شده است که این افراد جذب فرهنگ و جامعه بومى امپراطوری روم شده و هویت یهودى خود را از دست داده بودند. [۱] پس از فتح شهر قدس توسط امپراتورى روم در سال ۶۶ قبل از میلاد، مرحله جدیدى در مهاجرت یهودیان بهایتالیا آغاز شد. از این زمان به بعد مهاجرتهاى گسترده یهودیان به امپراطوری روم آغاز شد. عدهاى از روی اختیار و با هدف رسیدن به زندگى بهتر و مرفهتر قدم به مرکز امپراتوری روم گذاشته و عده زیادى نیز بهعنوان برده و اسیر جنگى وارد دنیاى متمدن امپراتورى شدند. مهاجرت یهودیان در این زمان که عمدتا جنبه اجبارى داشت باعث تقویت حضور یهودیان در امپراطورى روم شد. تا آغاز قرون وسطى یهودیان در سراسر ایتالیا از جمله در شهرهاىی مثل سیسیل و ساردینیا، پراکنده شده بودند. سیسیل رث مىنویسد قبل از فروپاشى امپراتوری روم در قرن چهاردهم میلادى تقریبا در هر شهر بزرگى یک جامعه یهودى شکل گرفته بود، اعم از شهرهاى شمالى و شهرهاى جنوبى، از شهرهاى شمالى مىتوان به شهرهایى نظیر: رم، ونیز، جنوا، تورتدنا، میلان، برشیا، کونکوردیا، و یولا اشاره کرد. شهرهاى کاپوا، ناپل، پوزولى، نیز از دیگر شهرهاى جنوبى ایتالیا بودند که یهودیان در آنها سکنى گزیده بودند. [۲] یهودیان در دوران امپراتورى روم از وضعیت مناسبى برخوردار بودند و چنانچه اشاره شد جذب جامعه بومى امپراطوری روم شدند و روابط خوبى با آین جامعه برقرار کردند. در عین حا اصلاحات چندانى در مورد زندگى روزمره یهودیان تا قرن نهم میلادى وجود ندارد. حتى در مورد زندگى فرهنگى و فکرى یهودیان در این دوره نیز اطلاعات موجود نمىباشد. در جریان این دوره فقط از دو نفر بهنامهاى جوزف و هرش بهعنوان ردپاى یهودیان در تاریخ نام برده شده است. تنها آثارى از کنیسههاىی در این دوره بر جاى مانده است که در آنها عمدتا دست نوشتههایى بهزبان یونانى یا لاتین بهچشم مىخورد و از زبان عبرى آثار چندانى در این کنیسهها دیده نمىشود که این مسئله از آگاهى اندک یهودیان نسبت به زبان عبرى و جذب آنها در فرهنگ بومى حکایت دارد. [۳] تحولات اجتماعى و سیاسى در طول قرون 8 و 9 میلادى تأثیر عمیقى بر یهودیان ایتالیا، زندگى روزانه آنها و فرهنگ آنها گذاشت. در جریان این قرون با ورود فاتحان عرب به شمال آفریقا یهودیان این منطقه به ایتالیا مهاجرت کردند. بهدلیل بالا بودن سطح دانش و سواد یهودیان آفریقا پس از ورود آنها میزان علم و دانش یهودیان بهطور کلى افزایش یافت و یهودیان این کشور در قرن دهم بهیک گروه مذهبى با سطح دانش و آگاهى بالا (سطح دانشى بالاتر از جامعه بومى ایتالیا) تبدیل شد. از این زمان به بعد مدارس مذهبى یهودى که مىتوان گفت اولین مدارس مذهبى یهود در اروپا بودند پا به عرصه وجود گذاشتند. در این مدارس علوم دینى به همراه علوم غیردینى به زبان عبرى تدریس مىشد. [۴] چنانچه ملاحظه مىکنیم در پایان هزاره اول و دوران اولیه قرون وسطی؛ مرکز فعالیتهاى فرهنگى یهودیان در اروپا بود. در قرن سیزدهم پادشاه ناپل بهیهودیان دستور داد یا مسیحى شوند و یا از ناپل خارج شوند. بههمین دلیل یهودیان بسیارى از ناپل به روم ومناطق شمالى ایتالیا مهاجرت کردند. بعد از گذشت یک قرن مناطق جنوبى ایتالیا تقریبأ از وجود یهودیان خالى شد و این وضعیت تا حال حاضر نیز ادامه یافته و جمعیت کنونى یهودیان ایتالیا در مناطق شمالى این کشور بهویژه شهر رم ساکن است. برخلاف جنوب، یهودیان ساکن مناطق شمالى از موقعیت خوبى برخوردار بودند. آنها که جزء تجار، بازرگانان و رباخواران عمده محسوب مىشدند بهدلیل ثروت زیاد خود از سوى مسیحیان بهعنوان یک قوم مذهبى پذیرفته شدند و بدین وسیله همچنان حیات قوم یهود در ایتالیا ادامه یافت. البته چنانچه قبلاً اشاره شد این جامعه جذب جامعه بومى ایتالیا شد و فرهنگ و زبان و شیوه زندگى ایتالیایى را به خود پذیرفت. در میان این جامعه، زبان عبرى فقط بهعنوان زبان مذهبى و در کنیسهها و مراسم مذهبى تکلم مىشد و یا در ادبیات و رسالههاى اخلاقى مورد استفاده قرار مىگرفت. [۵] بهطور کلى بنابراین یهودیان تا قبل از رسمى شدن دین یهود بهعنوان دین امپراطورى روم آنان از وضعیت خوب و آرامى در این امپراتورى برخوردار بودند اما با رسمى شدن دین مسیح در قرن ۴ میلادی بهتدریج ضدیتها علیه یهودیان روم (ایتالیا) بالا گرفت و حتى علاوه بر مردم مسیحى مقامات امپراتوری روم نیز اقداماتى را علیه یهودیان انجام دادند. از جمله این که کنستانتین اول در سال ۳۱۵ میلادى محدودیتهایى را علیه یهودیان (بهجرم کشتن مسیح) وضع کرد. با فروپاشى امپراتوری روم و قدرت یافتن پاپهاى مسیحى این مخالفتها شدت یافت. اما همیشه سیر یکنواختى را طى نمىکرد. در پارهای از مواقع فشار علیه یهودیان افزایش و گاهى کاهش مىیافت. چنانکه اشاره شد در قرن ۱۳، یهودیان از مناطق جنوبى ایتالیا بیرون رانده شدند و به سمت شمال مهاجرت کردند. در قرن پانزدهم نیز محلههایى براى آنها در رم، ونیز، هزاره، مانتو، و چند شهر دیگر احداث شد و آنها مىبایست پاى خود را از محدوده این محلهها فراتر نمىگذاردند. با این وجود در این شرایط نویسندگان و دانشمندانى از میان یهودیان برخاستند که از آن جمله مىتوان به اوبادید و حییم اشاره کرد. همچنین جمعیت یهودیان در این کشور همچنان سیر صعودى را طى مىکرد. بهطورى که در سال ۱۳۰۰ که جمعیت ایتالیا ۱۱ میلیون نفر بود جمعیت یهودیان در این کشور بالغ بر ۱۵ هزار نفر مىشد و در سال ۱۴۹۱ که جمعیت کل ایتالیا ۱۳ میلیون نفر بود جمعیت یهودیان به ۸۰ هزار نفر رسیده بود، یعنى با افزایش 5 برابرى مواجه شده بود. در قرن نوزدهم درهاى محلههاى یهودى به روى جهان خارج باز شد (از این زمان به بعد فشارهاى وارده بر یهودیان بسیار کاهش یافت). در این دوره حتى برخى از یهودیان به جنبشهاى انقلابى پیوستند. تا آغاز جنگ جهانى دوم وضعیت نسبتا مطلوبى متوجه یهودیان ایتالیا بود و در جریان جنگ نیز آن مشکلاتى که متوجه یهودیان آلمان شد در ایتالیا مشاهده نگردید. علیرغم این که موسولینى رهبر جنبش فاشیست ایتالیا با هیتلر متحد شده بود اما یهودیان ایتالیا نسبت به یهودیان آلمان از فشارهاى کمترى برخوردار بودند. ایتالیاییها در برابر خواسته هیتلر براى فعالیت علیه یهودیان این کشور از خود مقاومت نشان مىدادند. در عین حال در طول جنگ حدود ۷۵۰۰ یهودى ایتالیاى توسط نازىها و فاشیستهاى ایتالیا کشته شد. این رقم که از سوى منابع صهیونیستى ارائه شده است در مقابل ارقام نجومى که در مورد کشتهشدگان یهودى در آلمان و اروپاى شرقى توسط منابع صهیونیستى ارائه شده است بسیار اندک جلوه مىکند. شاید بههمین دلیل بود که پس از جنگ تعداد یهودیان ساکن در ایتالیا بسیار بیشتر از آن چیزى بود که قبل از جنگ وجود داشت. علت این افزایش جمعیت، مهاجرت یهودیان ساکن آلمان، اتریش و اروپاى شرقى بهاین کشور بود. در سال ۱۹۱۱ یعنى قبل از ظهور فاشیسم در ایتالیا ۳۳ هزار نفر یهودى در این کشور ساکن بودند و این رقم در سال ۱۹۳۱ به ۳۹ هزار نفر و در سال ۱۹۳۸ به ۴۷ هزار نفر رسید. [۶] اصولا فاشیسم ایتالیا ضدیتى با یهودیان نداشت و حتى تا قبل از اتحاد ایتالیا و آلمان یهودیان بسیارى بودند که با فاشیستها همکارى مىکردند و در واقع عضو این جنبش بودند. موسولینى بههیح وجه افکار نژادپرستانه نداشت و همواره سعى داشت حمایت یهودیان را نسبت بهخود جلب کند. در عین حال با اتحاد ایتالیا و آلمان مشى موسولینى نیز تا حدودى تغییر کرد و بهتدریج یهودیان از جنبش فاشیسم کنار گذاشه شدند. اما در عین حال بههیح وجه آنچه در آلمان و اروپاى شرقى علیه یهودیان رخ داد در ایتالیا شاهد به وقوع نپیوست. پس از جنگ نیز اقدامات آنتىسمیتیک در ایتالیا همواره در سطح پایینترى نسبت به سایر نقاط اروپا قرار داشته است و مجامع صهیونیستى نیز علیرغم این که همواره تمایل دارند در مورد اقدامات آنتىسمیتیک بزرگنمایى کنند بهاین مسئله اذعان کردهاند. البته اخیرا صهیونیستها مدعى شدهاند بهویژه بهدلیل موضعگیرىها و اقدامات اسرائیل در فلسطین بر میزان اقدامات یهودستیزانه در ایتالیا، همچون سایر مناطق اروپا، افزوده شده است. [۷] |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |