| صفحه بعد | پیشینه | صفحه قبل |
پیشینه اما باید دید که اسرائیل چگونه تبدیل به ششمین قدرت هستهای جهان شد، چه کشورهایی به اسرائیل کمک کردند و دلایل توجیهی آنها در این باره چیست؟ برای درک اینگونه مسائل باید از اطلاعات کم موجود حداکثر بهره را گرفت. سابقه تاسیسات هستهای اسرائیل یا آنچه که از آن به نام مرکز هستهای دیمونه (Dimona) یاد میشود به دهه ۶۰ بازمیگردد. درخصوص ضرورت دستیابی اسرائیل به سلاح هستهای، «بنگوریون» بنیانگذار و اولین رئیسجمهور اسرائیل گفته است: «... اسرائیل جزیرهای در میان دریای عرب است. پس بهمنظور جلوگیری از پیشروی دریا و غرق شدن این جزیره باید از یک نیروی بازدارنده استفاده کرد و آن چیزی نیست جز بمب اتمی...»[۴] «بنگوریون» در حقیقت بمب هستهای را ضامن بقای اسرائیل میدانست و حتی قبل از آنکه اسرائیل موجودیت پیدا کند، صهونیستها به فکر آن بودهاند. «ارنست بوگمن» که از وی به نام پدر بمب هستهای اسرائیل نام برده میشود، فرزند یک خاخام یهود آلمانی بود. او در سال ۱۹۴۷ با بنگوریون مناسبات دوستانهای داشت. شیمون پرز بهوسیله بنگوریون با «ارنست برگمن» آشنا شد. این دو با فیزیکدان برجسته «آلبرت انیشتین» تماس برقرار کردند. از این طریق بود که اسرائیل با دو مرکز مهم تحقیقات هستهای در لوسآنجلس و پاریس ارتباط برقرار کرد. اطلاعاتی وجود دارد که در همان زمان بنگوریون و یارانش برنامهای طراحی کردند که دو هدف عمده را پیگیری میکرد. تماس با افراد ثروتمند یهود در دنیا و تامین هزینههای مالی شناسایی دانشمندان یهود که در مراکز حساس هستهای دنیا به کار اشتغال دارند.[۵] مقامات اسرائیل در سال ۱۹۵۳ از همین طریق موفق شدند هزینه اولیه مرکز هستهای دیمونه را به مبلغ یکصد میلیون دلار جمعآوری کنند. ژنرال دوگل شخصاً همکاری هستهای بین فرانسه و اسرائیل را تصویب کرد و در سال ۱۹۶۰ نخستین کار مشترک فرانسه و اسرائیل با آزمایش هستهای در اقیانوس آرام با موفقیت انجام شد و توجه بسیاری را به خود جلب کرد. مرکز هستهای دیمونه در سایه همین همکاری فرانسه و اسرائیل احداث شد. کار احداث دیمونه از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۵ بهطول انجامید و تنها اطلاعاتی که به جهان خارج درز کرد این بود که اسرائیل در صحرای نقب در نزدیکی روستای «دیمونه» مشغول حفاریهای عظیمی است اما چه کسی میدانست که هدف از این حفاریها که بهوسیله ماهوارههای روسی و آمریکایی ردیابی میشد، چیست؟ هنوز هم عملیات گسترش مرکز هستهای دیمونه اسرائیل و کار توسعه آن بیوقفه ادامه یافته است. روزنامه گاردین چاپ انگلیس فاش کرده است که طی سی سال گذشته اسرائیل ۲۴ ساختمان جدید به مجموعه «دیمونه» Dimona افزوده است.[۶] غالب تاسیسات دیمونه در زیرزمین قرار دارند و تاکنون هیچ فرد خارجی نتوانسته است به آنجا پا بگذارد. موثقترین اطلاعات درباره مرکز هستهای دیمونه را یکی از کارکنان آن بهنام «مردخای وانونو» بعد از فرار به انگلیس افشا کرده است. «وانونو» دانشمند ناراضی اسرائیل بعد از این افشاگری بهوسیله موساد فریب داده شد و به ایتالیا و از آنجا بهصورت سری به اسرائیل منتقل شد و بعد از محاکمه سریع به ۱۸ سال حبس محکوم شد. «وانونو» در سال ۱۹۸۶، اطلاعات خود را در اختیار «پیتر هونام» خبرنگار باشهامت هفتهنامه ساندی تایمز قرار داد. انتشار اطلاعات او طوفانی در دنیا بهپا کرد و جهانیان یافتند که آنچه سالهای سال بهعنوان حدس و شایعه در مورد فعالیتهای هستهای اسرائیل تلقی میشد نه تنها بیپایه نبوده بلکه بهمراتب گستردهتر و وحشتناکتر از شایعات موجود بوده است.[۷] طبق طرح اولیه، انرژی موردنیاز نیروگاه دیمونه ۱۰ مگاوات بوده که میتواند ۹ کیلوگرم پلوتونیوم را تولید کند. در سال ۱۹۸۲ انرژی نیروگاه دیمونه به ۱۵۰ مگاوات نیروی حرارتی و تولید سالانه آن به ۴۰ کیلوگرم پلوتونیوم رسید که این خود حکایت از توسعه روزافزون تاسیسات آن دارد. اطلاعات پراکنده موجود حکایت از آن دارد که در سال ۱۹۸۲ مرکز اتمی دیمونه قادر به تولید گازهای هیدروژن و لیتیوم ۶۰۰ و امکان جداسازی روزانه ۱۸۰ گرم این نوع گاز از لیتیوم بوده است. دکتر یوسف مروه کارشناس مسائل هستهای بر این باور است که نیروگاه هستهای «دیمونه» و تاسیسات وابسته به آن حجم بسیاری از زبالههای اتمی را ـ که در سال به ده تن میرسد ـ تولید میکند.[۸] البته اسرائیل تنها به همکاریهای اتمی با مرکز هستهای آمریکا و فرانسه اکتفا نکرده است. موساد، جاسوسان کارکشته خود را از سالها قبل مأمور کسب اطلاعات هستهای و انتقال آنها به اسرائیل کرده است. «جاناتان پولارد» یکی از این جاسوسان هستهای است. وی جاسوس CIA بود که علاقه وافری به قدرت هستهای اسرائیل از خود نشان داد. «سیمور هرش» در کتاب اسرائیل، آمریکا و بمب هستهای، مینویسد: «... پولارد بیش از آن چیزی که صهیونیستها انتظار داشتند، اطلاعات محرمانه در اختیار آنها گذاشت».[۹] این جاسوس که بعدها لو رفت، اطلاعات محرمانه هستهای از روسیه و آمریکا بهدست آورد و به تلآویو انتقال داد. بهرغم تلاشهای گسترده اسرائیل برای آزادی او از زندانی در آمریکا هنوز او در زندان بهسر میبرد. البته این موضوع حمایت آمریکا از هستهای شدن اسرائیل را نفی نمیکند. تقریباً همان استدلالی که «بنگوریون» برای هستهای شدن اسرائیل داشت و اکنون هم از نظر مقامات اسرائیلی معتبر است، در بین مقامات آمریکایی نیز وجود دارد. کافی است که به این اظهارنظر هنری کیسینجر وزیر امورخارجه اسبق آمریکا اشاره شود که گفت: «... من کوشش اسرائیل را برای دستیابی به سلاحهای اتمی درک میکنم».[۱۰] |
||
| صفحه بعد | فهرست | صفحه قبل |