صفحه بعد شكست استراتژي بازدارندگي رژيم صهيونيستي صفحه قبل
 آسيب پذيري عمده جمعيت اسرائيل از سوي قيام مردمي انتفاضه مي باشد.
جوانان مبارز فلسطيني با همين سلاحهاي سبك و محدود خود ناامني بزرگي براي جمعيت اسرائيل ايجاد كرده اند.
مثلاً وقتي انتفاضه اول شروع شد بحث مهاجرت معكوس از اسرائيل به كشورهاي ديگر شدت گرفت.
اسرائيل با وعده سرزمين امن مهاجران را با هزينه بالايي به اسرائيل مي كشاند ولي عملاً انتفاضه باعث ناامني و بالطبع سبب گشته تا مهاجرت معكوس شدت و حدت بيشتري بيابد.
از طرف ديگر اين جمعيت علاوه بر امنيت، آرامش و رفاه هم مي خواهد كه انتفاضه اينها را هم از آنها گرفته است.
طي سال 2000 ميلادي 60 هزار نفر به فلسطين اشغالي مهاجرت نمودند كه اين رقم 22 درصد (17 هزار نفر) نسبت به سال پيش از آن كاهش نشان مي دهد.
در سال 2000 همچنين 40 درصد از تعداد مهاجران روسي تبار كاسته شد.
بزرگترين كاهش مهاجرت در سال 2000 ميلادي مشاهده شد كه تنها 19 هزار نفر از روسيه به فلسطين اشغالي مهاجرت نمودند در حاليكه اين رقم در سال 1999 حدود 31 هزار نفر بود كه خود گواهي بر كاهش 40 درصدي مهاجرت اين قوميت به فلسطين اشغالي دارد.
انتفاضه باعث شده است كه بسياري از يهوديان آمريكا زندگي در آمريكا را ترجيح داده و به فلسطين اشغالي مهاجرت نكنند در اين راستا يهوديان بسياري در سال 2001 ميلادي براي دريافت رواديد اقامت دائم »گرين كارت» در آمريكا تلاش كرده اند.
اين واقعيت سبب شده تا حتي اسرائيل نسبت به هراس سازمانهاي يهودي و ترديد آنها در اعزام هيأتهاي مختلف به فلسطين اشغالي پس از آغاز انتفاضه دوم بشدت انتقاد كند.
63 در انتفاضه اول هم موج شديد مهاجرت معكوس حاكم بود به طوريكه در يك سال قبل از انتفاضه (1987) تعداد مهاجران يهودي به خارج از اسرائيل 300/14 نفر بود كه در سال 1987 به 17 هزار نفر و در سال 1988 يعني دومين سال انتفاضه به 19 هزار نفر افزايش يافت.
64 تأثير انتفاضه بر جمعيت اسرائيل چه از لحاظ كمي (تلفات جاني و مهاجرت معكوس) چه از لحاظ كيفي (كاهش تخصص، ناباروري) و چه از لحاظ ايجاد شكاف عميق دروني بين اعراب و يهوديان، سبب گشته تا رژيم اسرائيل دست به انجام هر نوع اقدامي براي رفع اين نقصان بزند حتي تا جايي كه اين رژيم براي مقابله با انتفاضه كار تكميل ساختار ارتش زنان مبارز را به پايان رسانده تا از آنان در مبارزه عليه انتفاضه استفاده كند.
اين در حاليست كه جمعيت اندك اسرائيل از لحاظ بيروني در مواجهه با همسايگان و يا هر نوع واحد سياسي ديگر به عنوان يك تهديد و يك دغدغه افكار سياستمداران را به خود مشغول كرده است.
انتفاضه در واقع ساختار جمعيتي اسرائيل را به هم زده، روند مهاجرت به اسرائيل را معكوس كرده، ميزان تلفات جاني را افزايش داده در نهايت اسرائيل را در داخل با يك ناامني بزرگ مواجه كرده است.
د - شكست بازدارندگي اسرائيل: بازدارندگي يعني به كارگيري تهديدات نظامي براي ترغيب رقيب به خويشتن داري و ترك اهداف بلندپروازانه نظامي.
لذا نظريه بازدارندگي در صدد است با افزايش هزينه، بر محاسبات استراتژيك رقيب تأثير بگذارد.
البته با پيشرفت اسلام ساخت تسليحات، تفكيك استراتژي و تاكتيك نظامي و تمايز جنگهاي تمام عيار از جنگهاي محدود پيشين، اين نظريه طي زمان قوام و استحكام يافت.
65 اتخاذ راهبرد بازدارندگي همواره از سوي رهبران اسرائيل با هدف بازداشتن كشورهاي عربي و اسلامي از انجام هر نوع اقدام خصمانه عليه اين رژيم مورد توجه جدي بوده است.
چون امنيت اولويت اصلي استراتژي اسرائيل مي باشد، بنابراين تلاش نموده است تا با حفظ برتري نظامي و تسليحاتي خود بر تمام كشورهاي منطقه دشمنانش را از هر گونه اقدامات احتمالي بر ضد خود منصرف سازد.
اما اينكه آيا اين برتري مانع حركت مقاومت فلسطين در قالب انتفاضه شده است يا خير؟ بايد گفت كه نه تنها اين استراتژي از لحاظ داخلي موفق نبوده بلكه بالعكس سبب گشته تا حركت مردمي شدت و حدت بيشتري به خود بگيرد.
با قبول اين اصل كه بازدارندگي دستيابي به اهداف جنگ است بدون اينكه جنگي رخ دهد، شكست بازدارندگي اسرائيل حاصل مي شود.
صرف وقوع درگيري ميان طرفين منازعه دلالت بر اين دارد كه بازدارندگي اسرائيل با شكست مواجه شده است.
بازدارندگي اسرائيل با اتخاذ سياست افزايش قدرت نظامي در برخورد با هر گونه منازعات بيروني و دروني نتوانسته است كه فلسطيني ها را از شروع يك انتفاضه باز دارد كه تا به امروز همچنان ادامه داشته و هرچه خسارات فلسطيني ها بيشتر شده، شدت درگيري هم بيشتر شده است.
اين امر سبب گشته تا ارتش رژيم اسرائيل در يك تنگناي حقيقي قرار بگيرد.
انتفاضه آنچنان رهبران سياسي و نظامي اسرائيل را متحير ساخته كه نمي دانند راه كار نظامي را برگزينند و همواره به قتل عام مردم فلسطين ادامه دهند يا با اتخاذ راهبرد سياسي تن به صلح و پذيرش مذاكرات بدهند.
»پرز» در مورد ناتواني ارتش اسرائيل در برخورد با انتفاضه مي نويسد: »انتفاضه، ارتش دفاعي اسرائيل را با دشواريهاي بي سابقه اي مواجه كرد.
تاريخ نويسان رفتار سربازان و افسران اسرائيلي در مقابله با وضعيت غير سنتي (غير كلاسيكي) نظير اين را توجيه خواهند كرد وضعيتي كه نمي توان هيچ ارتش را براي واكنش در قبال آن آموزش داد و هيچ ارتشي نيز نمي تواند نه از حيث عملياتي و نه معنوي با آن مقابله كند.
66 حتي وي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 28 سپتامبر 1994 گفت: » با نزديك شدن به قرن 20 از ايالات متحده و روسيه ياد گرفتيم كه نمي توان با توسل به قدرت نظامي، خطرات نظامي را برطرف كرد.
بلكه بايد به راه حلهاي سياسي توسل جست.
67 قبول اين وضعيت در اذهان برخي از سياستمداران اسرائيل ريشه دوانيده كه حداقل تبعات آن روي آوري اسرائيل به روند سازش خاورميانه و تن دادن به مذاكرات و شناخت هرچند ظاهري و اسمي حقوق فلسطينيان مي باشد.
از جمله اهداف بازدارندگي اسرائيل در داخل ايجاد رعب و وحشت و ترس و نگراني در ميان مبارزان فلسطيني بوده است، بدين معني كه آنان را از دست زدن به هرگونه اقدام خصمانه كه منافع و مصالح آن رژيم را به خطر اندازد بازدارد اما برغم توان نظامي اسرائيل و تهديدات مكرر اين رژيم مبني بر سركوب و قلع و قمع فلسطينيان ملاحظه مي شود كه انتفاضه به حركت خود با تمام توان و قوا ادامه مي دهد.
حتي پس از روي كار آمدن »شارون» كه در قساوت و جنايت عليه فلسطيني ها شهره است قيام فلسطيني ها با شدت و حدت بيشتري ادامه يافته است.
استفاده از بمبارانهاي هوايي منازل و تخريب آنها توسط تانكها و سركوب جوانان مبارز حتي با استفاده از گلوله هاي آغشته به مواد ميكروبي و شيميايي و استفاده از توان بالاي نظامي با تمام امكانات اين رژيم هنوز نتوانسته در مقابل سنگ و تير و كمان خود را رهانيده و ضمن خاموش كردن انتفاضه امنيت را به داخل فلسطين اشغالي برگرداند.
صفحه بعد صفحه قبل