صفحه بعد به مناسبت روز جهاني قدس صفحه قبل
  اشاره: آخرين جمعه ماه مبارك رمضان از سوي رهبر انقلاب اسلامي ايران روز جهاني قدس معرفي شده است.
در اين روز مردم مسلمان ايران به نشانه همبستگي با مردم فلسطين و اتحاد براي جهاد نهايي در راه آزادي بيت المقدس دست به راه پيمائي مي زنند.
بدين خاطر آگاهي مردم مسلمان ايران با ابعاد مختلف قضيه فلسطين در اين رابطه يك امر ضروري بنظر مي رسد.
سرويس خارجي كيهان به مناسبت فرا رسيدن روز قدس مطلب زير را ( به نقل از بولتن خبرگزاري فلسطيني وفا ) طي دو شماره منتشر خواهد ساخت.
در اين نوشتار ، كه بصورت سئوال جواب در آمده ، مسايل مختلف تاريخي انقلاب فلسطين از آغاز تا كنون بطور خلاصه مورد بررسي قرار گرفته است.
سرويس خارجه كيهان چند سئوال و جواب پيرامون مساله فلسطين بررسي مختصري از : اصل و نسب مسلمانان فلسطين ، ريشه هاي صهيو نيسم ، چگونگي تقسيم و اشغال فلسطين ، خيانت رهبران عرب در سازش با صهيو نيست ها ، قيامهاي نخستين فلسطيني ها در برابر اشغال ، طرحهاي سازمان ملل درباره مساله فلسطين ، چگونگي تاسيس سازمان آزاديبخش فلسطين ، جنگهاي 1948 ، 1956 ، 1967 ، 1973 ، 1982 گروههاي تروريستي صهيونيستي و… 1) چه كسي جنگ سال 1967 را آغاز كرد و چرا ؟ در پاسخ به تهد هاي فزاينده اسرائيل عليه سوريه در ماه مه 1967 ، “ جمال الناصر” به عنوان يك اقدام پيشگيرانه “ تنگه تيران ” را بست.
رژيم صهيو نيستي كه از بالا ترين نسبت بيكاري ( پيرامون 100000 بيكار ) و بدترين ارقام مربوط به مهاجرت ـ از سال 1920 تا آن هنگام ـ رنج مي برد و شمار مهاجران به خارج ، از مهاجران به اسرائيل بيشتر شده بود ، ضروري ديد كه توجه يهو ديان جهان را به “ مصيبت ” اسرائيل جلب نمايد.
رژيم صهيو نيستي در همان روزي كه قرار بود معاون رئيس جمهور مصر جهت مذاكره به واشنگتن برود ، آنچه را كه به اصطلاح يورش “پيشگيرانه ” ناميده بود ، انجام داد.
پس از آن “ متتيا هوبيليد ” اعتراف نمود كه در سال 1967 به هيچ وجه خطري امنيت اسرائيل را از هيچ سويي ، تهديد نمي كرد.
“ عزروايز من ” كه بعدها وزير دفاع اسرائيل شد نيز بر اين امر تأكيد ورزيد.
رژيم صهيونيستي در نتيجه اين جنگ سريع ، شبه جزيره سينا ، نوار غزه ، بلنديهاي جولان و تما مي كرانه باختري روداردن و از جمله شهر قدس را اشغال كرد.
اين امر مساحت آن را به شش برابر گذشته گسترش داد.
قطعنامه شماره (242) كدام است و چرا فلسطينيان آن را نمي پذيرند؟ پس از جنگ ژوئن سال 1967 ، شوراي امنيت سازمان ملل متحد با اكثريت آراء بيانيه اي را به تصويب رساند كه بعدها قطعنامه شماره (242) صادر شده در روز 22/11/ 1967 ناميده شد.
شوراي امنيت خواهان عقب نشيني نا مشروط نيروهاي اسرائيلي از سرزمينهايي شد كه در اثناي جنگ اشغال گرديد.
شورا بر اصل عدم تصرف زورمدارانه زمينها تأكيد ورزيد و بار ديگر برحق هر كشور منطقه جهت زندگي صلح آميز در چهار چوب مرزهاي ( مشخص ) تضمين شده و شناخته شده تأكيد كرد.
اين قطعنامه بر ضرورت دستيابي به راه حل عادلانه مسأله آوارگان تأكيد كرده است.
مخالفت فلسطينيان با اين قطعنامه بر حق است زيرا به آنان به ديده “ آواره ” نگريسته شده است.
قطعنامه نام آنان را ذكر نمي كند و از كاربرد حق ثابت فلسطينيان جهت تعيين سرنوشت و داشتن يك كشور فلسطيني و نيز حق اوليه آنان جهت تعيين نمايندگانشان سخني به ميان نمي آورد.
قطعنامه (242) گذشته از ناديده گرفتن آرمانهاي فلسطينيان ، در معرض مسخ و سوء تفسير صهيونيستهايي كه از آن دفاع ميكنند ، قرار گرفت.
آنان اصرار دارند كه عقب نشيني شان از سرزمينهاي اشغال شده در عمليات جنگ ضرورتاً به معناي عقب نشيني از “همه ” زمينهانيست.
2) چرا فلسطينيان سكونت در كشورهاي عربي و ديگر جاها را نپذيرفتند ؟ فلسطينيان معتقدند كه داراي هويت قومي و ميراث ملي خاص و پشتوانه فرهنگي ويژه خود هستند كه حاضر به انكار آن نيستند.
همچنين هر جوان فلسطيني كه در خارج از فلسطين متولد شده و رشد و نما يافته است اين احساس خاص وابستگي را در مي پروراند.
بدين سان فلسطينيان آميختگي دركشورهاي ميزبان را نمي پذيرند.
مخالفت فلسطينيان با هر نوع سازش كه حقوق تغيير ناپذيرشان را در نظر نگيرد و به بازگشت آنان به سكونت گاهها و املاكشان در فلسطين نينجامد ، عامل اساسي موضع گيري همه عربهاست.
3) با فلسطينيان زير اشغال اسرائيل چگونه رفتار گرديد ؟ ازسال 1967 تا كنون ، اسرائيل بارها توسط مجمع عمومي سازمان ملل متحد و ديگر نهادهاي وابسته به اين سازمان محكوم شده است.
اين امر به علت نقض حقوق بشر در مورد فلسطينيان زير اشغال صورت گرفته است.
همچنين صليب سرخ جهاني و مجمع عمومي سازمان ملل متحد اعلام كردند كه چهارمين منشور ژنو درباره “ رفتار با غير نظاميان زير اشغال ” بر ساكنان كرانه باختري و غزه صدق مي كند.
از سال 1967 تا كنون ، بيش از دو هزار خانه مسكوني را در كرانه باختري و باريكه غزه و چندين اردوگاه آوارگان را در اوايل دهه هفتاد ويران ساخته و بيش از دو هزار شخصيت عمده فلسطيني را تبعيد كرده است.
رژيم صهيونيستي شهرداران همه شهرهاي عربي ـ جز يك تن ـ را بر كنار ساخته است.
همچنين در نتيجه سوء قصد به شخصيتهاي بر جسته فلسطيني دوپاي دو شهردار فلسطيني قطع گرديده است.
پيرامون 15 تا 20 هزار فلسطيني بي محاكمه در زندانها افكنده شده اندو صدها تن ديگر در معرض شكنجه قرار گرفتند.
مدارس و دانشگاه ها براي مدتها كه به ماه ها نيز مي رسد بسته مي شود و تظاهرات دانشجويان و دانش آموزان معمولاً به كشته شدن يك يا چندين جوان عرب توسط سربازان صهيونيست منجر مي گردد.
( 5/43% ) از كل كرانه باختري مصادره شده است و امروز 143 مستعمره آبادي نشين اسرائيلي تنها در كرانه باختري وجود دارد و برنامه ريزي براي ايجاد هر چه بيشتر آبادي نشينها ادامه دارد.
رژيم صهيونيستي كه با دشواريهاي مسكن روبروست اكنون آپارتمانهاي مسكوني ارزان قيمت در سرزمينهاي عربي كرانه اختري ايجاد مي كند و آنها را با شرايط آسان به صهيو نيستها عرضه مي دارد تا آنان را به سكونت تشويق كند.
منابع آبي كاملاً زير سيطره صهيو نيستهاست.
در حالي كه به عربها اجازه حفر چاه داده نمي شود ، رژيم به كوچ نشينان اجازه داده است تا از منابع آبي كرانه باختري ـ آن گونه كه ميخواهند استفاده كنند.
دلايل جنگ سال 1973 چه بود ؟ شش سال پس از اشغال سرزمينهاي مصر و سوريه توسط اشغالگران اسرائيلي ، رهبران دو كشور ياد شده به اين نتيجه رسيدند كه راهي براي مذاكره پيرامون عقب نشيني مسالمت آميز رژيم صهيونيستي از سرزمينهايشان وجود ندارد.
تا آن هنگام ، “ گونار يارينگ ” كه در سال 1968 توسط سازمان ملل متحد براي اجراي بيانيه (242) تعيين شده بود ، به سبب سر سختي اسرائيل ، موفق به آغاز گفتگوها نشده بود.
رژيم صهيونيستي قدس شرقي را به خود ضميمه ساخت و ده ها مستعمره در صحراي سينا ، بلنديهاي جولان ، كرانه باختري و غزه ايجاد كرد.
بدين دليل بود كه رهبران مصر و سوريه تصميم به رهايي سرزمينهايشان گرفتند.
4) قطعنامه شماره (3236) كدام است ؟ بيانيه شماره (3236) مجمع عمومي كه در نوامبر سال 1974 صادر شده بود ، تكرار بيانيه هاي پيشين پيرامون مسأله فلسطين است و بار ديگر بر حق فلسطينيان در زمينه استقلال ملي و حاكميت تأكيد مينمايد.
در اين هنگام سازمان ملل درك مي كند كه ملت فلسطين ، طرف عمده فراگرد تحقق صلحي هميشگي و عادلانه در خاورميانه است.
متن بيانيه: مجمع عمومي پس از مسأله فلسطين و پس از استماع بيانيه سازمان آزادي بخش فلسطين ـ كه نماينده ملت فلسطين است ـ و نيز پس از استماع ديگر بيانيه هاي خوانده شده در اثناي گفتگو ،نسبت به عدم دستيابي به راه حلي عادلانه براي مسأله فلسطين ، نگراني عميق احساس مي كند و درك مي نمايد كه مسأله فلسطين همچنان براي صلح و امنيت جهاني خطر دارد و ملت فلسطين از حق تعيين سرنوشت خويش طبق منشور سازمان ملل متحد بر خوردار است.
از آنجايي كه از برخورداري ملت فلسطين از حقوق تغيير ناپذيرش و بويژه حق آن ملت در تعيين سرنوشت جلوگيري شده است ، مجمع عمومي با رهنمود گرفتن از هدفها و اصول منشور ملل متحد و با يادآوري مصو به هاي مربوط به حق ملت فلسطين در تعيين سرنوشت: 1) بار ديگر بر حقوق تغيير ناپذير ملت فلسطين در فلسطين و از آن ميان حقوق ذيل تأكيد مي نمايد: الف) حق تعيين سر نوشت بدون دخالت بيگانه ب) حق استدلال و حاكميت ملي 2) بار ديگر برحق تغيير ناپذير فلسطينيان جهت بازگشت به خانه ها و املاكشان كه از آنها رانده شده اند ـ تأكيد مي نمايد و خواستار بازگشت آنان است.
3) تأكيد مينمايد كه احترام كامل و تحقق حقوق تغيير ناپذير ملت فلسطين براي حل مسأله فلسطين يك امر ضروري است.
4) جامعه ملل احساس مي كند كه ملت فلسطين ، طرف عمده اي در تحكيم صلح عادلانه هميشگي در خاورميانه است.
5) همچنين نسبت به حق ملت فلسطين جهت بازيابي حقوق خويش ـ با استفاده از همه راههاي همساز با هدفها و اصول منشور سازمان ملل متحد ـ آگاه است.
6) از همه كشورها و سازمانهاي بين المللي ميخواهد تأ ييد خود را از مبارزه ملت فلسطين جهت بازيابي حقوق خويش ، طبق منشور ملل متحد ، گسترش دهند.
7) از دبير كل سازمان ملل متحد ميخواهد تا با سازمان آزادي بخش فلسطين پيرامون همه امور مربوط به مسأله فلسطين تماس برقرار نمايد.
8) از دبر كل سازمان ملل متحد ميخواهد تا درسي امين جلسه خويش ، گزارشي درباره اجراي بيانيه كنوني ارائه دهد.
9) مجمع عمومي مقرر مي دارد تا ماده زير عنوان “ مسأله فلسطين ” در دستور كار سي امين اجلاس موقت آن قرار گيرد.
5) سازمان ملل متحد درباره صهيونيسم چه گفته است ؟ مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 10/ 11/ 1975 بيانيه اي را به تصويب رساند كه مقرر مي دارد: “ صهيو نيسم شكلي از شكلهاي نژادپرستي و تبعيض نژادي است ”.
” كشورهاي عضو كه به سود اين بيانيه رأي داده اند همانهايي هستند كه با سيا ست هاي تبعيضي نژادي در آفريقاي جنوبي مخالفند.
هيچ كس منكر آن نيست كه صهيونيسم در اسرائيل به يهوديان امتياز هايي مي دهد كه به غير يهوديان داده نمي شود.
بريده هايي از بيانيه ياد شده را در ذيل ميآوريم: توجه همگان را به مصوبه 77 ( د ـ 12 ) جلب ميكنيم كه توسط شوراي رؤساي دولتها و حكومتهاي سازمان وحدت آفريقا در دوازدهمين اجلاس عاديش كه در فاصله 28 ژوئيه تا اوت 1975 در كمپالا بر گزار گرديد ، اتخاذ شد.
در اين بيانيه آمده است كه “ رژيم نژادپرست حاكم بر فلسطين اشغال شده و دو رژيم نژادپرست حاكم بر زيمببوه و آفريقاي جنوبي داراي يك تبار استعماري مشترك هستند و يك وجود عام را تشكيل مي دهند و تركيب نژاد پرستانه واحدي دارند و در سياستهاي مربوط به نقض شخصيت و حرمت انسان ، پيوندي جنيني دارند ” .
همچنين با اطلاع مي رساند كه بيانيه سياسي و همياري متقابل كشورهاي غير متعهد در فاصله ميان 25 تا 30 اوت 1975 به تصويب رسيد و صهيونيسم را به عنوان تهديد كننده صلح و امنيت جهاني محكوم كرده و از همه كشورها خواستند تا در برابر اين ايده ئولوژي نژاد پرستانه و امپر ياليستي مقاومت كنند ، اعلام مي نمايد كه صهيونيسم شكلي از اشكال نژادپرستي و تبعيض نژادي است.
6) قراردادهاي كمپ ديويد كدامند ؟ و چرا كشورهاي عربي با آن مخالفند ؟ پس از ديدار سادات از قدس در نوامبر سال 1977 و در نتيجه سر سختي “ مناخيم بگين ” ، “ كارتر” خواهان بر گزاري يك گردهمايي در سپتامبر سال 1978 در “ كمپ ديويد ” واقع در ايالت “ مريلند ” آمريكا گرديد.
قراردادهاي امضا شده در “ كمپ ديويد ” از دو سند تشكيل ميشود.
نخست: قرارداد صلح ميان مصر و اسرائيل: اسرائيل از تمامي صحراي سينا عقب نشيني ميكند و اين منطقه پس از تخليه كوچ نشينهاي اسرائيلي ، به يك منطقه تهي از سلاح تبديل خواهد شد.
در مقابل ،ايالت متحده آمريكا مبلغي به ميزان چهار هزار ميليون دلار براي اسكان دوباره كوچ نشينان پرداخت خواهد كرد.
دومين سند چهار چوبي براي مشخص كردن آينده كرانه باختري و غزه است و اشاره اي به تفكيك آبادي نشينهاي يهودي در كرانه باختري و غزه نشده است.
هيچ اشاره ايبه حق تعيين سرنوشت فلسطينيان و سر نوشت فلسطينيان بيرون از كرانه باختري و غزه و مناطقي كه نيروهاي نظامي صهيونيستها از آن عقب نشيني خواهد كرد ، نشده است.
همچنين از شهر “ قدس ” ذكري به ميان نيامده.
از سوي ديگر رژيم صهيونيستي در امور ذيل حق “ وتو ” را براي خود حفظ كرده است: 1) چه كساني از فلسطينيان در گفتگو ها شركت خواهند كرد.
2) ماهيت به اصطلاح گفتگوهاي خود مختاري.
3) به كاميك از آوارگان اجازه بازگشت داده شود.
4) امنيت اسرائيل بايد در تمامي تحركها و مصوبه هاي فلسطينيان در نظر گرفته شود.
5) برپايي كشور فلسطيني.
“ بگين ” از آن هنگام تا كنون بارها گفته است كه خود مختاري فلسطينيان به نظر وي مربوط به سرزمين نيست بلكه مربوط به مردم است.
7) پشتوتنه اشغال لبنان توسط رژيم صهيونيستي چيست ؟ در ژوئيه 1981 با ميانجيگري ايلات متحده آمريكا و عربستان سعودي آتش بسي ميان اسرائيل و سازمان آزادي بخش فلسطين در ( جنوب لبنان ) ترتيب يافت.
اين آتش بس تا اشغال لبنان توسط اسرائيل در ششم ژوئن 1982 زير پوشش “ صلح براي جليل ” ادامه يافت.
اسرائيليان كوشيدند افكار عمومي جهان را قانع سازند كه وضع “ جليل ” قابل تحمل نيست و گلوله هاي سازمان آزادي بخش فلسطين به طور نا گسسته بر سر زنان و كودكان “ جليل ” فرود مي آيد و بر ارتش اسرائيل است كه به درون لبنان برود تا از شهروندان مورد تهديد خويش دفاع نمايد.
اما وضع واقعي بدين سان بود: ـ در 11 اوت 1981 ، يك سرباز اسرائيلي كشته و هشت تن ديگر زخمي شدند اما نه در “ جليل ” بلكه در دره اردن.
ـ در 12 سپتامبر 1981 ، يك سرباز اسرائيلي كشته و بيست و هفت تن ديگر در نتيجه يورشي كه با بمبهاي دستي صورت گرفت ، زخمي شدند اما نه در (جليل) بلكه در شهر “ قدس ” .
ـ در 25 مارس 1982 يك سرباز اسرائيلي كشته شد اما نه در “جليل ” بلكه در “ غزه ” .
ـ در 22 آوريل 1982 ، يك سرباز اسرائيلي كشته شد اما نه در “ جليل ” بلكه در درون سرزمين لبنان.
بدين سان مي بينيم كه چهار اسرائيلي كشته شده اند كه سه تن آنان سرباز بودند اما نه از “جليل ” .
شايان ياد آوري است كه تلفات صهيونيستها در لبنان از اشغال اسرائيليان تا كنون ، پيرامون 20000 كشته و 35000 زخمي بوده است.
8) شمار كنوني فلسطينيان چقدر است ؟ ميانگين رشد سالانه جمعيت فلسطينيان 35 در هزار نفر است.
بر طبق اين ميانگين ، جمعيت فلسطينيان كه همساز با آمار انگليسيها در سال 1946 پيرامون 1400000 نفر بود ، اكنون بيش از چهار ميليون نفر است.
طبق ارقامي كه آژانس همياري وابسته به سازمان ملل متحد پيرامون جمعيت آوارگان اعلام نمود ، شمار اين افراد در سال 1980 به 1843559 نفر به شرح ذيل رسيده است: اردن 716000 كرانه باختري ( جز قدس ) 415924 لبنان 226554 سوريه 209000 گذشته از اين ، شمار ديگري از فلسطينيان كه به دو ميليون نفر ميرسند در كشورهاي عرب و تمامي مناطق جهان پراكنده اند .
و نزد آژانس همياري و آوارگان به ثبت نرسيده است.
9) آيا اردن همان فلسطين است ؟ صهيونستها ميگويند كه سرپرستي بريتانيا در برگيرنده اردن و فلسطين بوده و “ ميهن قومي ” موعود آنان ، شامل اردن نيز هست.
در نتيجه آنان ادعا مي كنند كه با پذيرش برپايي كشورشان در فلسطين ،تنها بر 22% از اصل “ ميهن قومي ” خويش دست يافته اند.
آنان از آن هنگام تا كنون پيشنهاد ميكنند تا فلسطينيان ، كشورشان را در اردن بر پا نمايند و قصد دارند آنان را از هدف اصلي شان و از حقوق تغيير ناپذيرشان در “ فلسطين ” منحرف سازند و افكار عمومي جهان را مشوش سازند.
طبعاً اين چنين پيشنهادي از سوي فلسطينيان و كشورهاي عربي پذيرفته نيست.
واقعيتها به شرح زير است: پيش از جنگ جهاني اول فلسطين ـ باختر رود اردن ـ به دو منطقه يا دو ولايت تقسيم شده بود: “ ولايت بيروت ” و “ استان قدس ” ( كه به سبب اهميت شهر “ قدس ” مستقيماً به قسطنطنيه مربوط بود ).
اما منطقه واقع در خاور رود اردن به “ ولايت دمشق ” پيوند داشت و هنگامي كه بريتا نيا در سال 1917 فلسطين را اشغال كرد ، وضع به همان ترتيب در زير اشغال نظامي بريتانيا گرفت.
در 13 ژوئن سال 1922 ، كتاب سفيد چرچيل آشكار نمود كه بريتانيا قصد ندارد ، تمامي فلسطين را به عنوان “ ميهن قومي ” يهود قرار دهد بلكه اينچنين ميهني بايد در فلسطين تأسيس شود.
هنگامي كه متن لايحه “ سرپرستي ” در 24 ژوئيه سال 1922 به تصويب رسيد، ماده شماره (25) به رژيم سرپرستي اجازه داد تا از اجراي هر شرطي كه آن را نامناسب با اوضاع موجود در “ شرق اردن ” تشخيص مي دهد ، خودداري ورزد.
در يكم سپتامبر 1922 ، اردن از رژيم سرپرستي استثناء گرديد و داراي حكومت مستقلي شد.
از آغاز استعمار يهود در فلسطين در پايان هاي سده نوزدهم منطقه مودو نزاع ، همان منطقه واقع در غرب اردن بود.
همچنين يهوديان پيش و پس ار سرپرستي بريتانيا هيچ مستعمرهاي در اردن ايجاد نكردند.
اما راه حل اردني اي كه بدان دعوت مي كنند به گسستگي اردن منجر خواهد شد كه همه اعضاي سازمان ملل متحد بدان اعتراف مي كنند و به نقض حقوق ملتي خواهد انجاميد كه نسلها داراي خانه و زمين در “ سلط ” و “ عقبه ” و “ عمان ” بوده است.
10) آيا اسرائيل يك كشور توسعه طلب است ؟ حتي يك رهبر اسرائيلي وجود ندارد كه براي تعيين مرزهاي اسرائيل آمادگي نشان دهد.
پس از جنگ سوئز در سال 1956 و در حالي كه صحراي سينا كاملا در دست اسرائيليان بود ، “ بن گوريون ” به كنيست اطلاع داد كه “ اسرائيل تنها بخشي از سرزمينمان را آزاد كرده است”.
در سال 1919 ، هيات صهيونيستي در “ كنگره صلح پاريس ” خواهان كشوري شد كه از شمال به صيدا در لبنان محدود باشد و نيمي از دزه بقاع در شرق را در برگيرد و در جنوب تاخليج عقبه و مرزهاي بين المللي مصر و در غرب تا درياي مديترانه كشيده شود.
شايان يادآوري است كه “ حزب حيروت ” ـ حزب مناحيم بگين ـ در برنامه انتخاباتي خويش داراي برنامه اي است كه خواهان “ دو سوي رودخانه اردن ” است و براي تحقق اين هدف بواسطه به كارگيري نيروي نظامي اعلام آمادگي نموده است.
رژيم صهيونيستي در سال 1967 ، قدس شرقي و در سال 1982 ، بلنديهاي جولان سوريه را به خود ضميمه ساخت و هيچ شكي درباره تصميم بگين و شارون جهت ضميمه ساختن كرانه باختري و نونر غزه وجود ندارد.
و اما در زمينه جنوب لبنان ، نقشه هاي اسرائيل در زمينه منطقه گسترده تا رودخانه ليتاني به خوبي معروف است.
نقشه اشغال منطقه در اوايل دهه پنجاه برنامه ريزي شده است ودلايل و نشانه هاي آن را در خاطرات “ موشه شاريت ” مي بينيم.
در زماني نزديك تر و پس از اشغال لبنان توسط اسرائيل در ژوئن سال 1982 “ يوفال نعيمان ” نماينده پارلمان اعلام نمود كه لبنان “ بخش گسست ناپذيري از اسرائيل بزرگ است ” .
11) آيا عربها ، سامي ستيزند ؟ كشمكش ميان عربهاي فلسطين و اسرائيل هيچ ارتباطي به يهودي بودن اسرائيليان ندارد.
عربهاي مسلمان و مسيحي هيچ تعصبي نسبت به هيچ فرقه مذهبي ندارند.
اما با بيگانگاني كه سرزمين و سكونت گاه هايشان را اشغال كرده اند ، دشمنند.
اسرائيليان ، اشغالگر و استعمارگر كوچ نشين به شمار مي آيند كه اشغال تمامي سرزمينها توسط آنان به محروم شدن عربها از حقوق اساسي شان در زمينه تعيين سرنوشت منجر گشته است.
رژيم نظامي اشغالگر حقوق بشر مربوط به عربها رانقض كرده است.
در واقع عربها خود از نژاد سامي هستند و سامي ستيزي را بيماري ويژه غرب مي شناسند.
شايان يادآوري است كه پيش از تاسيس اسرائيل روابط يهودي ـ عربي پيوسته با آسان گيري و همكاري همراه بوده است.
12) اهميت شهر “ قدس ” در چه چيزي نهفته است ؟ قدس از نظر سه دين يكتاپرست به يكسان اهميت دارد.
قدس پيش از شهر مكه مكرمه ، قبله نمازگزاران مسلمان بود.
همچنين حضرت محمد (ص) از قدس به آسمان عروج كرد.
“ صخره ” اي كه حضرت پيامبر از آنجا عروج كرده بود در درون “ مسجد عمر” موجود است و “ قبه صخره” نام دارد.
شهر “قدس” همراه با “ مدينه ” از مقدس ترين اماكن اسلامي هستند.
بسياري از رهبران مسلمان وصيت داشتند كه پيكرشان در قدس به خاك سپرده شود.
در اينجا شمه اي از كتاب “ برهان الدين فارازي ” را كه در اوايل سده چهاردهم ميلادي استاد وواعظ مسجد اموي بوده ، مي آوريم.
وي در اين كتاب احساسات ژرف مسلمانان را نسبت به شهر قدس توصيف مينمايد: “ خداوند كساني را كه به زيارت قدس مي روند ، مي بخشايد” .
“ يكي از دروازه هاي آسمان به سوي قدس گشاده است” .
“ هر كس كه در قدس نماز بگزارد ، گناهانش بخشوده مي شود” .
“ خداوند به ديده عطوفت به قدس مي نگرد” .
“ خداوند به كسي كه در قدس خاك سپرده شود خواهد گفت: تو در خانه ام همسايه من خواهي بود” .
اهميت شهر قدس و سرزمينهاي مقدس نسبت به مسيحيان ،برون از توصيف است.
حضرت مسيح كه در فلسطين زاده شد ، تمامي زندگي خود را در سرزمين مقدس و بخش مهمي از آن را در خود شهر قدس گذراند.
“ كليساي صريح مقدس ” در قدس و “ كليساي ميلاد مسيح ” در “ بيت الحم ” در نزديكي شهر قدس قرار دارند.
بسياري از ديگر كليساها و آثار باستاني خاص حضرت مسيح و پيروانش نيز همين وضع را دارند.
13) چرا فلسطينيان حق موجوديت “ اسرائيل ” را به رسميت نمي شناسند ؟ در جهان عرب ، شناسايي “ اسرائيل ” مي تواند به معناي دست كشيدن فلسطينيان از حقوق تاريخي و آينده شان در فلسطين باشد.
“ اسرائيل ” كه مفهوم نامشخص و نامحدودي از كشور خويش دارد ، تنها كشور جهان است كه بخود به عنوان كشور “ در حال تكوين ” مي نگرد.
اينجاست كه تجاوز ، گسترش طلبي و نقض حقوق ديگران ، از اموري است كه در ژرفاي سرشت آن قرار مي گيرد.
اين پرسش از واژگاني بزك كرده و انحرافي تشكيل مي شود.
بايد كساني كه از عربها ميخواهند “ اسرائيل ” را به رسميت بشناسند از خود “ اسرائيل ” بپرسند كه كدام “ اسرائيل” ( با كدام مرزها و مشخصات ـ م.
) را به رسميت مي شناسند كه در كشور و خانه و كاشانه خويش باشند و تنها هنگامي صلح در منطقه برقرار خواهد شد كه اين حق تحقق يابد.
14) بنيادهاي يك راه حل عادلانه و هميشگي براي مساله فلسطين كدام است ؟ مصوبه هاي شوراي امنيت و مجمع عمومي سازمان مللمتحد درباره مساله فلسطين به عنوان بنيادهاي يك راه حل عادلانه و هميشگي با پذيرش جهاني روبرو گرديد.
با اين وجود حتي عدم توانايي “ ماشين ” سازمان ملل متحد در زمينه اجراي اين بنيادها باعث نمي شود كه تلاشهاي جديد يا پيشنهادي واقعي مطرح نگردد.
صفحه بعد صفحه قبل