صفحه بعد چه كسى رسانه ها را اداره مى كند؟ - دِيْويد دوك صفحه قبل
 چكيده:
سيطره يهود بر رسانه هاى آمريكا و هم چنين هاليوود، امروز يك امر مسلم و اثبات شده است و حتى برخى از يهوديان، ابايى از اظهار اين امر ندارند و اين در حالى است كه هيچ گروهى نژادگراتر و سازمان دهى شده تر از يهودى ها براى نيل به اهداف و منافع خود نيست.

«مطبوعات در وضعيت كنونى آن، به قوى ترين نيرو در جهان غرب تبديل شده است كه حتى از قوه مجريه، مقننه و قضائيه نيز قدرتمندتر مى باشد. انسان مايل است اين سؤال را مطرح نمايد: اين قدرت توسط چه كسى انتخاب شده است و به چه كسى پاسخگو است؟»

(الكساندر سولژنيتسين)

در فيلم شبكه، كه در سال 1976 برنده جايزه اسكار شد، هاوارد بيل، ملقب به «پيامبر ديوانه رسانه ها»، تصميم مى گيرد خطر خزنده اى كه آمريكا را تهديد مى كند، يعنى تصرف تلويزيون آمريكا به وسيله عرب ها را از طريق دلارهاى حاصل از فروش نفت برملا سازد. سناريوى اين فيلم، توسط پَدى چايفسكى نوشته شده است. وى سعى كرده است توطئه اى مرموز براى خريد و كنترل شبكه هاى تلويزيونى آمريكا توسط عرب ها را بر پرده سينما به نمايش درآورد.

هاوارد بيل، كه نقش وى را در اين فيلم پيتر فينچ ايفا نموده است، گوينده خبرِ

زمانى كه من به اين مطلب پى بردم كه انقلاب روسيه در حقيقت روسى نبود، بلكه عمدتاً به وسيله يهودى ها، سازمان دهى، رهبرى و حمايت مالى شده بود، از اين كه بر چنين حقيقت مهم تاريخى اين گونه به طور مؤثر سرپوش گذاشته شده بود، دچار حيرت شدم.

ديوانه اى است كه افكار خود را درباره هر موضوعى بر زبان مى آورد. براى مثال، بيل در حالى كه با هيجان درباره بى عدالتى ها و فساد در زندگى آمريكايى صحبت مى كند، با فرياد مى گويد: «ديگر به مرز جنون رسيده ام و كاسه صبرم لبريز شده است. ديگر ادامه اين وضعيت را تحمل نخواهم كرد.»

تصور كنيد چه اتفاقى مى افتاد اگر حاميان آمريكايى عراقى تبار صدام حسين، كنترل رسانه هاى آمريكا را در دست داشتند. يعنى تصور كنيد كه آن ها كنترل شبكه هاى تلويزيونى ملى آمريكا را در دست داشتند و اكثريت صاحبان، توليدكنندگان ونويسندگان خبر و برنامه هاى سرگرمى تلويزيون هاى آمريكا را تشكيل مى دادند. تلويزيون، نيرويى است كه به داخل خانه هر آمريكايى نفوذ مى كند و آمريكايى ها عمدتاً از طريق اين رسانه، در مورد وقايع جهان اطلاع و آگاهى مى يابند. بنابراين مى توانيد تصور كنيد چه خطرى آمريكا را تهديد مى نمود اگر اين نيروى عظيم، تحت كنترل اقليت عراقى حامى رژيم صدام قرار مى گرفت. اگر به جز تلويزيون، رسانه هاى ديگر هنور آزاد مى بودند، بدون شك باز هم تسلط اقليت عراقى بر شبكه هاى تلويزيونى را به عنوان خطرى بزرگ براى آمريكا توصيف مى كردند. آن ها حتى اعلام مى كردند كه اين سلطه، آزادى هاى ملت آمريكا را تهديد مى كند و احتمالا كنگره، قانونى را تصويب مى نمود تا به كنترل اقليت عراقى بر شبكه هاى تلويزيونى خاتمه دهد. ميهن پرستان به ملت آمريكا گوش زد مى كردند كه اگر مردم آزاد نباشند تا به اخبار واقعى و بى طرفانه دست پيدا كنند، دموكراسى در جامعه پياده نخواهد شد. آن ها، هم چنين تأكيد مى نمودند كه هرگاه قدرت تلويزيون تحت كنترل تنها يك ديدگاه و نقطه نظر قرار گيرد، بنياد تمام آزادى ها، يعنى آزادى بيان را از بين خواهد برد. به علاوه، متفكرين و دانشمندان از اين كه افراد غيرآمريكايى با وابستگى هايى به يك قدرت خارجى، افكار مردم آمريكا را تحت سيطره خود داشتند، برآشفته مى شدند و به خشم مى آمدند.

حال اگر بقيه رسانه ها نيز در دست اين اقليت عراقى مى بودند: تصور كنيد كه سه هفته نامه خبرى معروف، يعنى «تايم»، «نيوزويك» و «يواس نيوز اند ورلد ريپورت»، و

پس از مطالعه و آگاهى از كشتن ميليون ها مسيحى در روسيه و اروپاى شرقى توسط كمونيست ها، از خود پرسيدم كه چرا چنين تعداد اندكى فيلم، سريال تلويزيونى و يا فيلم مستند، كتاب و يا مقاله درباره اين واقعه، تهيه و توليد و يا نگاشته شده است، اما كشتن يهودى ها توسط نازى ها مورد توجه و پوشش رسانه اى بى پايان قرار گرفته است.

سه روزنامه داراى بيش ترين نفوذ در بين مردم آمريكا، يعنى «نيويورك تايمز»، «وال استريت ژورنال» و «واشنگتن پست»، به علاوه اكثريت ديگر مجلات و روزنامه هاى عمده، توسط عراقى ها اداره مى شدند. هم چنين در ذهن خود مجسم كنيد كه اين اقليت عراقى، بر صنعت فيلم «هاليوود»، انتشار كتاب و حتى توزيع كتاب نيز سيطره مى داشتند، داراى ثروت كلانى در تجارت و بانك دارى بودند، و در دانشگاه ها، قوه قضائيه و دولت، مناصب كليدى را تصاحب كرده بودند. مهم تر از همه اين ها، تصور كنيد كه حاميان صدام حسين، قوى ترين گروه نفوذ را در واشنگتن مى داشتند و مسؤول جمع آورى حجم عظيمى از كمك هاى مالى براى هر دو حزب دموكرات و جمهورى خواه بودند. تصور كنيد كه يك عراقى متعصب، رئيس شوراى امنيت ملى در كاخ سفيد بود. آيا چنين وضعيتى براى آمريكا خطرناك بود؟

اگر آمريكايى ها يك روز صبح بيدار مى شدند و مى ديدند كه سازندگان فيلم ها و برنامه هاى تلويزيونى آن ها و هم چنين روزنامه ها و مجلات آمريكايى، همه داراى نام هاى عربى مى باشند، آن ها مسلماً با خود مى گفتند: «كشور ما را اشغال كرده اند!». در چنين وضعيتى، آن ها به هر آن چه بر صفحه تلويزيون مى ديدند و يا در روزنامه ها، مجلات و كتاب ها مى خواندند، با ديده شك و ترديد مى نگريستند. مخصوصاً مردم آمريكا با اطلاعات منتشر شده درباره مسائل مربوط به عراق، صدام حسين، اسلام و درگيرى خاورميانه، خيلى محتاطانه برخورد مى كردند. پس از مدت زمان كوتاهى، بسيارى از آمريكايى ها همانند هاوارد بيل، فرياد بر مى آورند: «ديگر به مرز جنون رسيده ام و كاسه صبرم لبريز شده است. ديگر ادامه اين وضعيت را تحمل نخواهم كرد.»

زمانى كه من به اين مطلب پى بردم كه انقلاب روسيه در حقيقت روسى نبود، بلكه عمدتاً به وسيله يهودى ها، سازمان دهى، رهبرى و حمايت مالى شده بود ـ يهوديانى كه درگيرى يك صد ساله با مردم روسيه داشتند ـ از اين كه بر چنين حقيقت مهم تاريخى، اين گونه به طور مؤثر سرپوش گذاشته شده بود، دچار حيرت شدم. پس از مطالعه و آگاهى از كشتن ميليون ها مسيحى در روسيه و اروپاى شرقى توسط

صاحب امتياز و مديرمسؤول مهم ترين روزنامه آمريكا ـ نيويورك تايمز ـ هم يهودى است. اين مطلب در مورد روزنامه واشنگتن پست نيز صادق است; روزنامه اى كه بيش از هر روزنامه ديگر، بر دولت فدرال آمريكا نفوذ دارد. يهودى ها هم چنين مالك پرتيراژترين روزنامه آمريكا ـ وال استريت ژورنال ـ هستند.

كمونيست ها، از خود پرسيدم كه چرا چنين تعداد اندكى فيلم، سريال تلويزيونى و يا فيلم مستند، كتاب و يا مقاله درباره اين واقعه، تهيه و توليد و يا نگاشته شده است، اما كشتن يهودى ها توسط نازى ها، مورد توجه و پوشش رسانه اى بى پايان قرار گرفته است. سپس من نسخه اى از روزنامه «ساندر بُلت» را مطالعه كردم كه توسط دكتر ادوارد فيلدز، اهل شهر ماريتا در ايالت جُرجيا، چاپ و منتشر مى شود. دكتر فيلدز با دقت و با ارائه اسناد و مدارك، سلطه يهودى ها بر سه شبكه تلويزيونى اصلى آمريكا NBC -، CBS و ABC - را به اثبات رسانيده بود. من با دقت، منابع مورد استفاده دكتر فيلدز را بررسى كردم كه شامل زندگى نامه هايى مى شد كه توسط خود يهودى ها چاپ شده بود.

در زمانى كه من تحقيقات اوليه ام را به انجام رسانيدم، «ريچارد سارنُف» رئيس NBC بود. ويليام پَلى رياست CBS را به عهده داشت و لئونارد گلدن سُن، ABC را اداره مى كرد. من بسيار حيرت زده شدم زمانى كه فهميدم هر سه آن ها يهودى هستند، هر سه در سازمان هاى صهيونيستى فعاليت دارند، و به همه آن ها از طرف گروه هاى متعدد يهودى، صهيونيستى و طرفدار اسرائيل جوايزى اعطا شده است.

سپس به اين حقيقت پى بردم كه صاحب امتياز و مديرمسؤول مهمترين روزنامه آمريكا ـ نيويورك تايمز ـ هم يهودى است. اين مطلب در مورد روزنامه واشنگتن پست نيز صادق است; روزنامه اى كه بيش از هر روزنامه ديگر، بر دولت فدرال آمريكا نفوذ دارد. يهودى ها، هم چنين مالك پرتيراژترين روزنامه آمريكا ـ وال استريت ژورنال ـ هستند.

فهميدم كه سالهاست يهوديان بر هاليوود سيطره دارند; يهوديانى هم چون استيون اسپيلبرگ، كارگردان فيلم «فهرست شيندلر»، كه از حاميان صريح اللهجه اهداف صهيونيستى است. وى هم چنين كارگردان فيلم «هالوگاست» مى باشد; پربيننده ترين فيلمى كه تا كنون درباره كشتار يهودى هاى اروپايى توسط نازى ها ساخته شده است.


بن اشتاين كه يك سناريونويس يهودى است و پدرش، هربرت اشتاين، مشاور اقتصادى ريچارد نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا بود، در كتابى كه به رشته تحرير درآورد، به طور صريح بيان كرده است كه اكثريت غالب مجريان و دست اندركاران هاليوود، يهودى هستند و اين كه آن ها سرسختانه مخالف ارزش هاى مسيحى و حفظ سنت هاى جامعه اصيل آمريكا مى باشند.

سال ها بعد نشرياتى را مطالعه كردم كه در آن ها يهودى ها به سلطه خود بر رسانه هاى آمريكا مباهات مى نمودند. من هم چنين كتاب «يك امپراطورى متعلق به خودشان»، نوشته نيل گابلر، را خواندم كه در آن، چه گونگى مسلط شدن يهودى ها بر صنعت فيلم آمريكا به تفصيل بيان شده است.

بن اشتاين كه يك سناريونويس يهودى است و پدرش، هربرت اشتاين، مشاور اقتصادى ريچارد نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا بود، در كتابى كه به رشته تحرير درآورد، به طور صريح بيان كرده است كه اكثريت غالب مجريان و دست اندركاران هاليوود يهودى هستند و اين كه آن ها سرسختانه مخالف ارزش هاى مسيحى و حفظ سنت هاى جامعه اصيل آمريكا مى باشند. وى هم چنين در سال 1997 مقاله اى نوشت با عنوان: «آيا يهودى ها رسانه ها را اداره مى كنند؟»: «به راستى همينطور است، مگر چه اشكالى دارد؟»

در دهه هفتاد، دكتر ويليام پيرس، سردبير مجله «نشنال وَنگارد»، در مورد سلطه يهوديان بر رسانه هاى آمريكا به تحقيق پرداخت و وجود اين سلطه را در مقاله اى با عنوان «چه كسى بر آمريكا حكومت مى كند؟»، با اسناد و مدارك كافى ثابت نمود.

حقيقتى كه به آن واقف شدم، اين بود كه كابوس هولناك پَدى چايفسكى و شخصيت اول فيلم «شبكه» ساخته وى، يعنى هاوارد بيل، به واقعيت تبديل شده بود. يك اقليت كوچك اما متحد، با احساس تعهدى تعصب آميز به ملت جديدالتأسيس خود بر رسانه هاى آمريكا مسلط است، اما عرب ها نيستند كه چنين قدرتى دارند; ايرلندى ها، آلمانى ها، فرانسوى ها، انگليسى ها، روس ها، سوئدى ها، دانماركى ها و يا ايتاليايى ها هم نيستند. مسلمان ها، مسيحى ها، مُرمُن ها و يا كاتوليك ها هم نيستند. بسى جاى شگفتى است كه اين گروه، از پَدى چايفسكى هاى جهان تشكيل شده است!

چايفسكى، طرفدار پرحرارت آرمان هاى صهيونيستى و رژيم اسرائيل، زيركانه سعى كرده است تا با متهم ساختن عرب ها به انجام آن چه يهودى ها قبلا به انجام رسانيده اند، بينندگان فيلم خود را عليه آن ها بشوراند. همان قبيله اى كه فيلم «شبكه» را نوشت و توليد و توزيع كرد، بر رسانه هاى آمريكا و به راستى بر رسانه هاى كل جهان غرب، سيطره دارد.


هيچ گروهى نژادگراتر و سازمان دهى شده تر از يهودى ها براى نيل به اهداف و منافع خود نيست. با توجه به اين واقعيت، آيا هيچ انسان عاقلى مى تواند باور كند كه يهودى ها، اخبار و گزارش ها و حتى برنامه هاى تفريحى را بدون تأثيرپذيرى از اهداف و منافع خود ارائه نمايند؟

اين مطلب، درست است كه بسيارى از افراد شاغل در رسانه ها يهودى نيستند. هم چنين من ادعا نمى كنم كه هر فرد يهودى يك صهيونيست متعصب است، ليكن نكته اصلى اين است كه رسانه هاى آمريكا به وسيله يهودى ها اداره مى شوند. اين نكته نيز حائز اهميت است كه هيچ گروهى نژادگراتر و سازمان دهى شده تر از يهودى ها براى نيل به اهداف و منافع خود نيست. با توجه به اين واقعيت ها، آيا هيچ انسان عاقلى مى تواند باور كند كه يهودى ها، اخبار و گزارش ها و حتى برنامه هاى تفريحى را در آن چه گابلر «يك امپراطورى متعلق به خودشان» ناميده است، بدون تأثيرپذيرى از اهداف و منافع خود ارائه نمايند؟

منبع: www.duke.org
صفحه بعد صفحه قبل