صفحه بعد ويژگى هاى عصر بيوتكنولوژى صفحه قبل
 چكيده:
عصر صنعتى، در حال به پايان رسيدن و در آستانه ورود به عصر بيوتكنولوژى هستيم. عصر جديد برخلاف دوره صنعتى كه محور آن فيزيك و شيمى بود، بر محور زيست شناسى و بيولوژى قرار دارد و اين عصر با دست كارى هاى دانشمندان زيست شناس در عناصر تشكيل دهنده موجودات زنده و جداسازى، تركيب و وارد نمودن ژن هاى جديد به موجودات زنده شكل مى گيرد. دست كارى هاى زيستى بر همه عرصه ها و شئون حيات بشرى، تأثيرات شگرفى خواهد گذاشت و اساساً تعريف انسان از حيات و تلقى او از مفهوم زندگى، تغيير خواهد كرد.


جرمى ريفكين، نويسنده كتاب «قرن بيوتكنولوژى» (The biotech century)دكتر اقتصاددان و مؤسس بنياد غيردولتى «گرايش هاى اقتصادى» آمريكا و از جدى ترين منتقدين جهانى سازى و سلطه شركت هاى چندمليتى است. او كه نويسنده چهارده كتاب و ده ها مقاله علمى، تحقيقى و انتقادى در باب تمدن غرب است، آخرين كتاب خود را تحت عنوان مذكور نوشته است. اين كتاب با ترجمه آقاى حسين داورى منتشر شده است.

ريفكين معتقد است كه بشر بالاخره پس از 5 قرن، به پايان عصر صنعتى رسيده است. عصرى كه در آن بر مبناى دو مشخصه اصلى سرعت و قدرت، زمين زيرورو

عصر صنعتى نه تنها شيوه زندگى انسان ها، بلكه نگرش انسان به خود و دنيايش را نيز تغيير داد و در پايان اين عصر، انسان به طور همزمان با سه بحران مواجه است: 1ـ كاهش تدريجى منابع انرژى تجديد نشدنى، 2ـ انباشت زيانبار گازهاى گلخانه اى گرم كننده دماى زمين، 3ـ كاهش تدريجى تنوع زيستى.

شد و دست آوردهاى صنعتى انسان، به بهاى مصرف ذخيره ميليون ها سال منابع انرژى، زندگى انسان ها را در همه عرصه ها دگرگون كرد. عصر صنعتى نه تنها شيوه زندگى انسان ها، بلكه نگرش انسان به خود و دنيايش را نيز تغيير داد و در پايان اين عصر، انسان به طور همزمان با سه بحران مواجه است: 1ـ كاهش تدريجى منابع انرژى تجديد نشدنى، 2ـ انباشت زيانبار گازهاى گلخانه اى گرم كننده دماى زمين، 3ـ كاهش تدريجى تنوع زيستى. در چنين وضعيت بحرانى اى است كه به عقيده ريفكين، ضرورت يك رويكرد اساسى به منظور نظم بخشيدن به كره زمين افزايش مى يابد; رويكردى جامع و همه جانبه كه اساساً مى تواند نحوه تعامل و برخورد بشريت با كره زمين را تغيير دهد.

با به پايان رسيدن عصر صنعت و رخت بر بستن آرام آن، طليعه عصر جديد بشريت كه در نظر نويسنده، «عصر بيوتكنولوژى» است، ظهور مى كند. عصرى كه به همراه خود فرصت ها و چالش هاى بزرگى را به همراه خواهد آورد و مسير زندگى انسان ها را دچار دگرگونى ها و تغييرات اساسى ديگر، خواهد نمود. عصر جديد برخلاف دوره صنعتى، كه محور آن فيزيك و شيمى بود، بر محور زيست شناسى و بيولوژى قرار دارد و قرن بيوتكنولوژى با دست كارى هاى عامدانه دانشمندان زيست شناس در عناصر تشكيل دهنده موجودات زنده و جداسازى، تركيب و وارد نمودن ژن هاى جديد به موجودات زنده، شكل مى گيرد.

اين دست كارى هاى ژنتيكى از اصلاح بذرهاى كشاورزى و... فراتر رفته و آثارى شگرف بر كل حيات بشرى خواهند داشت. حيطه هاى مختلف حيات انسانى، همه متأثر از اين دستاوردهاى جديد علمِ افسار گسيخته خواهند بود:

تعريف انسان از حيات و تلقى او از مفهوم زندگى اساساً تغيير خواهد كرد. تصور انسان ها از مفاهيم طبيعت و سرشت انسانى متحول خواهد شد و به طور كلى، دستگاه جهان شناسى و رويكرد انسان به دنيا دگرگون خواهد شد.

در حيطه آداب و رسوم اجتماعى، رفتارهاى جنسى، توليد مثل، رابطه والدين
و فرزندان و به تبع آن، مفهوم خانواده و روابط فاميلى و...، به كلى زيرورو خواهندشد.


قرن بيوتكنولوژى با دست كارى هاى عامدانه دانشمندان زيست شناس در عناصر تشكيل دهنده موجودات زنده و جداسازى، تركيب و وارد نمودن ژن هاى جديد به موجودات زنده، شكل مى گيرد.

در عرصه سياسى، مفاهيمى چون برابرى، حكومت عادلانه، دموكراسى و... به تبع تغيير ماهيت انسان و عوض شدن رهيافت ما به حيات بشرى، متحول خواهند شد.

در عرصه اقتصادى، شركت هاى بزرگ بين المللى با به دست آوردن حق انحصارى ژن ها و سلطه بر حقوق انحصارى سلول ها، بافت ها و اندام ها، شرايط دل خواه خود را بر زندگى انسان ها و نسل هاى بعدى تحميل خواهند كرد. در عرصه كشاورزى، توليدات تك محصولىِ آزمايشگاه، جايگزين تنوع محصولات سنتى شده و نه تنها شيوه كشت آزمايشگاه جايگزين كشت طبيعى مى شود، بلكه آزمايشگاه و روش هاى بيوتكنولوژيك، جايگزين نقش كشاورز، زمين، فصول كشت و ديگر عوامل دخيل در كشاورزى سنتى مى شوند.

در عرصه پزشكى، ده ها هزار باكترى و ويروس جديد و گياهان و حيوانات با ژن هاى پيوندى با اهداف اقتصادى از «زيست درمانى» گرفته تا توليد سوخت جايگزين در اكوسيستم زمين، رها خواهند شد. عرصه نظامى نيز از اين دستاورد جديد بشر، بى بهره نخواهد ماند. استفاده نظامى از فن آورى هاى نوين بيولوژيك و توليد سلاح هاى بيولوژيك، مى تواند تهديدى، به بزرگى تسليحات هسته اى را، با زحمت و سرمايه اى بسيار كم تر، متوجه بشريت سازد.

در عرصه اجتماعى، با تغيير مفهوم برابرى و طبقه بندى انسان ها بر مبناى ژن هاى «خوب» و «بد» موجود در بدن آن ها و پررنگ شدن مفاهيم و عناصر وراثتى مواجه خواهيم شد. چنين رويكردى به مسأله وراثت، نظام طبقاتى تبعيض آميزى را ايجاد خواهد نمود كه در آن با روش هايى هيتلرى در جهت از ميان بردن انسان هاى ضعيف (داراى ژن هاى ضعيف تر) و اجراى سيستم «به نژادى» تلاش مى شود.

ريفكين، معتقد است كه در مجموع 7 عنصر زير، شبكه عملياتى قرن بيوتكنولوژى را شكل داده و دوره جديد اقتصادى را خلق مى كنند:


در حيطه آداب و رسوم اجتماعى، رفتارهاى جنسى، توليد مثل، رابطه والدين و فرزندان و به تبع آن، مفهوم خانواده و روابط فاميلى و... به كلى زيرورو خواهند شد.

1ـ توانايى مجزا ساختن، شناسايى و تركيب ژن ها

بر اين مبنا، دانشمندان بيولوژيست مى كوشند كه اولا ژن هاى مؤثر در خصوصيات و ويژگى هاى متفاوت گياهان، حيوانات، انسان ها و همه موجودات جاندار ريز و درشت را شناسايى كرده، آن ها را از يكديگر مجزا و منفك سازند و در نهايت، به تركيب بندى جديدى از اين ژن ها در همه موجودات (حتى انسان ها) دست زنند. از اين رو، دقيقاً به همان شكل كه بشر عصر صنعتى با استفاده از مواد خام غيرزنده به توليد پلاستيك و فلز اقدام مى كرد، انسان عصر بيوتكنولوژى در پى ايجاد مواد زنده جديد از مواد زنده قبلى است. از اين رو هزاران نمونه تفكيك و تركيب شده جديد از موجودات تك سلولى تا پستان داران غول پيكر، ظهور خواهند كرد كه مى توانند داراى خصوصيات مبتنى بر ژن هاى تركيبى باشند. خطرى كه رها شدن اين موجودات جديد در اكوسيستم، مى تواند ايجاد كند، قابل اندازه گيرى و پيش بينى نيست; چرا كه علاوه بر تغيير و تحول در انسان ها و دست كارى هاى ژنتيكى در آن ها كه مطابق هيچ نظام اخلاقى اى پذيرفته نيست، اين روش مى تواند منجر به برهم خوردن كامل نظم اكوسيستم و بروز آسيب هاى زيست محيطى غيرقابل جبرانى گردد.


2ـ اعطاى حقوق مالكيت انحصارى براى ژن ها، سلول ها، بافت ها، اندام ها، سازواره ها و نيز فرآيندها

مطابق اين روند، كه هم اكنون در كشورهاى صنعتى و به خصوص در ايالات متحده آغاز شده است، شركت هاى بين المللى كه براى تحقيقات بيولوژيك، امكانات مالى و مادى را فراهم آورده اند، مى توانند هر يك از دستاوردهاى اين تحقيقات را به نام خود، به عنوان مالك انحصارى به ثبت برسانند. مطابق اين روند، يك بذر اصلاح شده مى تواند متعلق به يك شركت بين المللى باشد و يا يك ژن كشف شده با خصوصيات خاص، در انحصار شركت ديگرى قرار گيرد. مالكيت انحصارى، پا را از اين نيز فراتر نهاده است و ادعاى مالكيت سلول ها، بافت ها و اندام ها را نيز مطرح


در عرصه اقتصادى، شركت هاى بزرگ بين المللى با به دست آوردن حق انحصارى ژن ها و سلطه بر حقوق انحصارى سلول ها، بافت ها و اندام ها، شرايط دل خواه خود را بر زندگى انسان ها و نسل هاى بعدى تحميل خواهند كرد.

نموده است و از اين رو، حيات (گياهى، حيوانى و انسانى) به عنوان يك اختراع و به مثابه مالكيت معنوى يك شركت، در خواهد آمد.


3ـ جهانى سازى اقتصاد و تجارت

سومين عاملى كه قرن بيوتكنولوژى را شكل مى دهد، جهانى شدن اقتصاد و تجارت است كه به عظيم ترين شركت هاى فعال در عرصه علوم زيستى، اين امكان را مى دهد كه كنترل بازارهاى زيست ـ صنعتى را به دست گرفته و با وارد كردن محصولات بيولوژيك خود در عرصه بازار جهانى و در اختيار داشتن بازار، كالاهاى سنتى را از دور خارج سازند.

از اين طريق، محصولات بيوتكنولوژى، كه در واقع موجوداتى زنده هستند، به تمام نقاط زيست كره وارد شده و بر اثر توان توليد مثل و عدم امكان بازگرداندن آن ها به آزمايشگاه، منجر به آلودگى ژنتيكى و بى ثباتى و كاهش منابع متنوع بيولوژيكى در كره زمين خواهند شد. چنين امرى، در حقيقت، قماربازى بر سر طبيعت، در ازاى منافع اقتصادى شركت هاى بزرگ است.



4ـ بازنمايى ژن هاى موجود در طرح ژنوم انسان

مطابق اين طرح، حدود 100 هزار ژن موجود در بدن انسان، به طور كامل مورد شناسايى قرار مى گيرند و به تبع آن، براى بيمارى ها، نارسايى ها و حتى اميدها و آرزوها و هوس هاى افراد نسبت به بدن خودشان، راه حل ژنتيكى ارائه مى گردد. در درمان هاى ژنتيكى ناپايدار، كه امروزه در كشورهاى پيش رفته آغاز شده است، تغيير ژن هاى آدمى به گونه اى است كه تأثيرات دل خواه در بدن و رفتار او ظاهر گردد، بدون اين كه اين تأثيرات به صورت موروثى در نسل فرد باقى بماند. در بلند مدت، دانشمندان اين رشته، در پى درمان ژنتيكى پايدار يا تغييراتى در ژن ها هستند كه در نسل هاى بعدى نيز باقى بماند. واضح است كه اين عمل كردها، زمينه ساز تغييرى گسترده در طبيعت و گونه هاى انسانى و ظهور تمدن به نژادى است. تمدنى كه بهبود نژاد بشر بر مبناى منافع اقتصادى، هدف آن قرار گرفته است.

استفاده نظامى از فن آورى هاى نوين بيولوژيك و توليد سلاح هاى بيولوژيك، مى تواند تهديدى، به بزرگى تسليحات هسته اى را، با زحمت و سرمايه اى بسيار كم تر، متوجه بشريت سازد.



5ـ مطالعات علمى در مورد مبانى ژنتيكى رفتار انسان

در چنين رويكردى، با اصالت دادن به خصلت هاى ناشى از ژن هاى متفاوت، انسان ها و خصايص و اعمال آن ها را، چيزى جز وجود ژن هاى به خصوص نمى بيند. از اين رو به جاى تكيه بر عوامل محيطى و تربيتى، به دنبال راه حل هايى ژنتيكى براى مسائل فردى و اجتماعى هستند. سرآغاز چنين رويكردى، اكنون در نظام آموزش و پرورش برخى كشورها به خصوص ايالات متحده بروز كرده است. مطابق اين ديدگاه، دانش آموزان براساس خواص ژنتيكى ارزيابى مى شوند و تنبلى، بى حوصلگى، شلوغى، بازى گوشى و... به عنوان آثار ژن هاى مختلف، نه از طريق تربيت و تعليم، كه از طريق دارو و ژنتيك حل مى شوند.



6ـ كامپيوترها

كامپيوترها فراهم كننده اطلاعات و اخبار، و وسايلى با قابليت سازمان دهى بالا به منظور مديريت و هدايت اطلاعات ژنتيكى محسوب مى شوند. ظهور كامپيوترها راه را براى رمزگشايى و كشف هزاران ژن موجود در گياهان و ديگر موجودات زنده آماده كرد. نويسنده معتقد است كه فن آورى هاى ژنتيكى و رايانه اى، در نهايت، در عصر بيوتكنولوژى به يكديگر خواهند پيوست و يك واقعيت جديد بيوتكنولوژيك را فراهم مى آورند.



7ـ فرضيه اى كيهان شناختى در مورد تكامل

تغييرات رو به رشد ژنتيكى و تحولاتى كه دانشمندان بيولوژيست در اين عرصه ايجاد مى كنند، بر اين فرضيه كيهان شناختى مبتنى است كه مرزهاى گونه اى و ژنتيكى مفروض پنداشته شده قرون قبل براى انسان عصر بيوتكنولوژى، بى مفهوم است و اين جهانِ جديدِ حاصل از دست كارى و دوخت و دوز ژن ها نه تنها حقانيت


به همان شكل كه بشر عصر صنعتى با استفاده از مواد خام غيرزنده به توليد پلاستيك و فلز اقدام مى كرد، انسان عصر بيوتكنولوژى در پى ايجاد مواد زنده جديد از مواد زنده قبلى است.

بلكه الزام آورى دارد. از اين رو، اين تغييرات اساسى، نه تنها تهديد و خطر پنداشته نمى شوند، بلكه به عنوان روندى طبيعى و سازگار با طبيعت، شناخته مى شوند.

در مجموع، كتاب قرن بيوتكنولوژى با استناد به انبوه مطالعات و تحقيقات صورت گرفته در اين عرصه، چهره به ظاهر علمى و نجات بخش و در واقع هراس انگيز و ترسناك دست كارى هاى ژنتيكى انجام شده و قريب الوقوع را به خوبى مى نماياند.
صفحه بعد صفحه قبل