10

چاپ تلمود

پس از تدوين نهايى تلمود، وجود نسخه‏هايى از اين اثر كامل، براى تأمين اهداف آموزشى، ضرورت پيدا كرد. در آن زمان، كتاب‏ها با دست نسخه‏بردارى مى‏شد و هر اندازه اثر بزرگ‏تر بود، به پايان رساندن آن دشوارتر مى‏شد. صاحبان نسخه‏هاى معدود و ارزشمند، با دقت از آنها محافظت مى‏كردند و گاهى حتى براى نسخه‏بردارى، آنها را قرض نمى‏دادند. در تعدادى از كتاب‏ها كه در قرون وسطى نوشته شدند، عبارت‏هاى تشكرآميزى به چشم مى‏خورد كه در آنها از خدمات افرادى كه در قرض دادن و نسخه‏بردارى كتاب‏ها شركت داشته‏اند، به عنوان خدمتگزاران عرصه آموزش قدردانى شده است. براى درك اين كه چرا حتى در زمان‏هايى كه محدوديت شديدى در راه پخش و نشر تلمود وجود نداشت، يا وضع اقتصادى يهوديان اجازه مى‏داد كه نسخه‏بردارى وسيع‏ترى از متون صورت پذيرد، نسخه‏هاى تلمود، اندك و با فاصله زمانى تهيه شده‏اند، كافى است در نظر بگيريم كه تلمود در حدود دو ميليون و پانصد هزار واژه را در خود جاى داده است. ظاهراً بسيارى از نسخه‏هاى تلمود را خود طلبه‏ها از روى كتاب‏هاى موجود در آموزشگاه‏ها نوشته‏اند؛ از آن‏جا كه اين نسخه‏ها آكنده از ياداشت‏هاى طلبه‏ها بودند، براى عموم مردم قابل استفاده نبودند. در دوره گائون‏ها، بسيار اتفاق افتاده است كه از آموزشگاه‏هاى بزرگ بابلى خواسته مى‏شد تا نسخه‏هايى از تلمود را تهيه كنند. ظاهراً نسخه‏هاى نخستين در اسپانيا از روى نسخه‏اى پديد آمد كه يك گائون مهاجر، با تكيه بر محفوظات خويش (در آن زمان، به‏خاطر سپردن انبوه موضوع‏هاى شريعت شفاهى رويّه دانشمندان‏بود) نگاشته‏بود.برخى‏ازرساله‏هاى شخصى به‏دليل‏دربرداشتن موضوع‏هايى كه داراى اهميت كاربردى بودند بارها تدريس مى‏شدند و يا چون بخشى از برنامه اصلى آموزشى را تشكيل مى‏دادند، رواج گسترده‏ترى داشتند. با وجود اين، نسخه‏هاى كامل تلمود بسيار اندك بودند. به عنوان نمونه، استادِ راشى، به اين دليل كه نتوانسته بود نسخه‏اى از رساله عَوُودا زارا(1) را به‏دست آورد، هرگز موفق به مطالعه آن نشد. ظاهراً اين وضعيت در بسيارى از جوامع يهودى در سراسر جهان وجود داشت.
كمبود نسخه‏هاى تلمود را مى‏شد تنها به مشكلات فنى نسبت داد، اما در قرون ميانه مشكل وخيم‏تر شد. طى اين قرون، تلمود چندبار توقيف شد؛ سرنوشتى كه در دوران جديد نيز گاهى به آن گرفتار شده است. در دوران آوارگى و خانه به دوشى يهود، كه ناشى از فرمان‏هاى مكررِ اخراج بود، بسيارى از نسخه‏هاى تلمود گم شد و يا از دست رفت و ديگر، بازيافت آنها ممكن نگشت. برخى از كتاب ها نيز با دستور مراجع قدرت، مصادره شد؛ به‏ويژه حكم ممنوعيت خارج كردن كتاب‏ها از اسپانيا، كه در زمان اخراج [يهوديان‏] از اين كشور صادر شد، اثر ويرانگرى داشت و در همان زمان، بسيارى از نسخه‏هاى تلمود در شعله‏هاى آتش سوخت.
بنابراين، تعجبى ندارد كه يهوديان از همان آغاز، علاقه زيادى به صنعت چاپ نشان دادند. يادگيرى فنون چاپ و حتى ساخت حروف از مرحله طراحى تا ريخته‏گرىِ قالب‏هاى سربى، براى آنها امرى لازم به شمار مى‏آمد. ظاهراً تاريخ اولين كتاب‏هاى چاپى يهودى به دهه هفتاد قرن پانزدهم برمى‏گردد. پس از به بار نشستن موفقيت‏آميز اولين تلاش‏ها در عرصه چاپ، با چاپ تلمود به صورت يك مجموعه كامل، موافقت شد. مشكلات فنى زياد بود و اجراى اين طرح، كارهاى بى‏شمارى را از گردآورى و غلطگيرى دست‏نوشته‏ها گرفته تا چاپ آنها، لازم داشت. اولين نسخه چاپى معروف در سال 1482 در گوآدالاجرا(2)، در كشور اسپانيا به چاپ رسيد. درباره اين‏كه آيا تلمود چاپ شده در آن‏جا كامل بود يا خير، اطلاعى در دست نداريم؛ چرا كه تنها، بخش‏هايى از آن باقى مانده است. ده سال بعد، در طول بيرون راندن يهوديان از اسپانيا و چند سال پس از آن، در زمان اخراجشان از پرتغال، تمام كتاب‏هاى يهودى مصادره شد و از وجود اين نسخه خاص نيز تا اين اواخر، اطلاعى در دست نبود. نسخه معروف‏ترى، كه ظاهراً هرگز كامل نشد، در دو شهر سانچينو(3) و پيزارو(4)، و ديگر نسخه‏ها در جاهايى ديگر چاپ شدند.
در سراسر اين دوره، به دليل نگرش منفى كليساى كاتوليك، يهوديان از چاپ تلمود مى‏ترسيدند. اما در سال 1520، پاپ لئوى دهم(5) اجازه انتشار تلمود را صادر كرد و اولين نسخه كامل تلمود در ونيز(6) به زير چاپ رفت. اين كار را يك ناشر مسيحى به‏نام دانيال بومبرگ(7) كه از آنتورپ(8) به ونيز مهاجرت كرده بود، انجام داد. وى در چاپ سال‏نامه‏هاى عبرى نيز نقش بسيار مهمى ايفا كرد. بسيارى از آثار بنيادى، ابتدا در چاپخانه او به چاپ رسيدند و در آن‏جا شكل قابل قبولى يافتند؛ كامل‏ترين و صحيح‏ترين نسخه تلمود بابلى نيز نسخه چاپ اين ناشر بود. در نخستين تدوين، شكل اصلى و تعداد صفحات و جاى تفسيرهاى اصلى در هر صفحه مشخص شد و از آن پس، تقريباً تمامى نسخه‏ها از اين شيوه الگو گرفتند. البته گاهى با استثناهايى در اين قاعده مواجه مى‏شويم، اما در مجموع همه آنها (با علامت‏گذارى‏ها يا تقسيم‏بندى‏هاى خاص) ناظر به همان متن اوليه‏اند. متن تلمود در وسط هر صفحه قرار دارد و در دو سوى آن، در يك سمت تفسير راشى و در سمت ديگر توسافوت [ = ضمائم ]آمده است. براى جدا كردن متن از تفسيرها، متن با حروف مربعى - شكل ساده‏ترى از الفبا كه طومارهاى تورات با آن نوشته شده‏اند - و شرح‏ها با خط شكسته چاپ شده‏اند. يهوديان اروپاى غربى چون با حروف شكسته كه ريشه در [ادبيات‏] سفارادى دارد، آشنا نبودند، آن‏را «خط راشى» ناميدند (يعنى حروفى كه تفسير راشى، با آن به چاپ رسيده بود). انتشارات بومبرگ اولين جايى نبود كه از اين حروف استفاده نمود، اما كمك كرد تا اين سنت تقويت شود؛ از آن پس تا صدها سال، نوشته‏هاى تفسيرى و حاخامى با اين حروف چاپ شدند. ترتيب صفحات و ورق‏ها، اهميت كاربردى زيادى داشت. پيدايش اين نسخه اين امكان را فراهم آورد تا با به كارگيرى نام رساله و شماره صفحه و ورق - كه به يك برگ دو صفحه‏اى اطلاق مى‏شود كه در هر طرف آن شماره‏اى ثبت شده است - شيوه‏اى مناسب براى اشاره به نقل‏قول‏ها، ايجاد شود. چاپ توسافوت در قسمت حاشيه‏اى متن، از اهميت نظرى بسيارى برخوردار بود. در قرن هفدهم ماهارال پراگى(9)، به نقد روش‏هاى مطالعه در زمان خود پرداخت و بخشى از ايرادهاى خود را متوجه اين نكته كرد كه چاپ توسافوت در كنار متن تلمود باعث ايجاد گرايش به پذيرش قواعد خاصى گرديد كه بر نظرات بَعَلِه توسافوت استوارند.
نسخه نخست از شكل كامل فاصله داشت و نقايص، اشتباهات و موارد حذف شده بسيارى در آن راه يافته بود، كه در موعد مقرر برطرف شد. نسخه‏هاى ديگر، به ويژه نسخه يك ناشر مسيحى به‏نام پوستينيان ونيزى(10) كه نقش الگو را نيز داشت، نزديك بود كه بر چپ‏هاى قبلى پيشى بگيرند. نسخه‏هاى بعدى با دقت بيشترى نمونه‏خوانى شدند و در آنها نمايه‏هاى مفصل‏ترى براى آيات كتاب مقدس [تنخ - عهد عتيق‏] و احكام هَلاخايىِ آن قرار داده شد و تفسيرهاى دانشمندان معاصر به آن ضميمه شد. اين فرايند تا به امروز ادامه يافته است.
اندكى پس از اين دوره، پاپ جوليوس سوم(11)، با جلوگيرى از انتشار تلمود و صدور فرمان سوزاندن نسخه‏هاى موجود، فرايند چاپ و ترويج اين اثر را دچار مشكل كرد. درنتيجه، چاپ تلمود در ايتاليا ممكن نشد و بقيه كشورهاى اروپايى نيز به طور غيرمستقيم، از اين رويّه پيروى كردند. در بيارى از كشورها چاپ تلمود تنها پس از كسب اجازه رسمى امكان‏پذير بود و در بيشتر موارد، تنها ناشران مسيحى موفق به اخذ آن مى‏شدند. به طور كلى، سانسور در نوشته‏هاى مقدس يهوديان و به طور خاص، در تلمود، شدت بيشترى يافته بود. نسخه شهر بال(12) (1578 به بعد) نسخه‏اى است كه ابتدا و انتهاى آن و هم‏چنين بخش‏عوُودا زارا به كلى از آن حذف شد. متأسفانه نسخه‏هاى ديگرى كه از روى اين نسخه تهيه شده‏اند نيز ناقص هستند. نسخه‏هاى متعددى در لهستان پيش از سلطه يسوعيان(13) بر اين كشور، و شمارى نيز در آمستردام (بخشى از هلندِ اهل تسامح كه تقريباً هر كتاب عبرى‏اى در آن مجوز نشر مى‏گرفت) و آلمانِ پروتستان، چاپ شدند.
دونسخه مهمى كه امروزه نيز تأثيرشان محسوس است، در اسلاووتا(14) و ويلنا(15) منتشرشدند. مقامات‏روسى، هريك به‏دليلى، تا آن‏جا كه ممكن بود انتشار كتاب‏هاى يهودى را به مراكز معيّنى محدود كردند و اخذ اجازه انتشار نيز با موانع بى‏شمارى مواجه بود. چاپ دو نسخه نام‏برده در بالا، با اجازه‏نامه رسمى انجام گرفت ونسخه‏هاى متعددى از روى آنها تكثيرشد.
از اواسط قرن هجدهم، چاپ هشدارهاى حاخامى نسبت به انتشار هر گونه نسخه جديد تلمود، براى مدتى معين مرسوم شد. گويا تقاضا براى كتاب، بسيار محدود و هزينه‏هاى چاپ نيز زياد بود و ناشران بيم آن داشتند كه ناشران ديگر با عرضه نسخه‏اى جديد به رقابت با آنها برخيزند و موجب وارد آمدن خسارت مالى به آنها شوند. اين هشدارها موجب وضع اولين مقررات مربوط به حق چاپ گرديد و ناشران را به ادامه كار، دلگرم ساخت. اما چون در سراسر دنياى يهوديت، مرجعيت دينى متمركز و يا اطلاعاتى نسبت به وقايع جوامع ديگر وجود نداشت، اغلب اتفاق مى‏افتاد كه براى توليد چندين نسخه تلمود، هَسْكامُوت(16) (در لغت، به معناى موافقت‏ها، و مجوزها) به افراد مختلف داده مى‏شد. اين مسئله موجب مشاجره ميان ناشران، و گاهى نيز ميان حاخام‏هايى كه اجازه‏نامه‏هاى مختلفى‏را امضا مى‏كردند،مى‏شد. به‏همين‏دليل، نسخه‏هاى خاص وبا كيفيت بالا، به‏خاطر رقابت ناشران با يكديگر، به‏طوركامل چاپ نمى‏شدند. گاهى انجام اين كار ميان شهرهاى مختلف تقسيم مى‏شد.
نسخه‏هاى مهم اسلاووتا و ويلنا نيز موضوع مشاجره بودند. ناشران اسلاووتا نسخه زيبايى از تلمود راچاپ كردند كه تمامى آنها به سرعت به فروش رفت و پس از آن، ناشران ويلنا تصميم گرفتند نسخه خاص خود را در دوره ممنوعيت چاپ و نشر، عرضه نمايند. چون مقام و مرتبه چاپ اسلاووتا به حد كافى روشن نبود، ناشران ويلنا بر آن شدند كه چند تأييديه اجبارى از حاخام‏هاى منطقه خويش بگيرند. با روشن شدن اين قضيه، كينه شديدى به‏وجود آمد؛ تقريباً تمامى حاخام‏هاى لهستان و گاليثيا،(17) از ناشران اسلاووتا جانبدارى كردند و حاخام‏هاى ليتوانى به حمايت از ناشران ويلنا پرداختند. اين نزاع جنبه سياسى نيز داشت؛ چرا كه ناشران اسلاووتا حاسيدى، و رقباى آنها ميتْنَگِديم(18) (مخالفان نهضت حاسيدى‏[منتقدين‏]) بودند، كه رابطه نزديكى نيز با نهضت روشنگرى داشتند. اين‏درگيرى فرجامى غم‏انگيز داشت. چراكه درنتيجه فعاليت‏هاى خبرچين‏ها، ناشران اسلاووتا به زندان‏هاى طولانى‏مدت محكوم شدند و چاپخانه آنها تعطيل شد. درحقيقت، اين مجازات، نه به خاطر فعاليت‏هاى انتشاراتى، بلكه نتيجه مستقيم رابطه آنها با حسيديم بود.
اگرچه كار ناشران اسلاووتا، تا حدى در ژيتومير(19) در اوكراين ادامه يافت، ديگر ابتكار عمل در دست انتشارات ويلنا بود. صاحبان اين انتشارات از خانواده‏اى رومى بودند و نسخه‏هاى زيادى از تلمود را عرضه كردند كه تعدادى از آنها هم‏چنان الگوى چاپ‏هاى بعدى به حساب مى‏آيند. در بعضى از نقاط، به‏ويژه در ميان حسيديم لهستان، استفاده از اين نسخه‏ها مطلقاً ممنوع بود. يكى از دلايل اصلى اين ممنوعيت وجود تفسيرهاى دانشمندانى بود كه مقبوليت جهانى نداشتند. به طور كلى، نسخه‏هاى ويلنا را آثارى هنرى، با معيارهاى نمونه‏خوانى و غلطگيرى بالاتر نسبت به ديگر نسخه‏ها، مى‏دانستند و داستان‏هاى مبالغه‏آميز زيادى درباره دقت بالاى اين نسخه‏ها نقل مى‏كردند.
آخرين نسخه‏هاى تلمود كه در پايان قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم منتشر شدند، موضوع‏هاى جديدى را در قالب تعدادى از تفسيرهاى قديمى كه از روى نسخه‏هاى خطى نسخه‏بردارى شده‏اند، دربرداشتند و از آن‏جا كه زمينه تحليل مقايسه‏اى را در ميان طلاب به‏وجود آوردند، باعث گسترش افق‏هاى فكرى و رشد بينش حوزه‏هاى علمى شدند. افزايش تعداد طلبه‏ها، بهبود اوضاع اقتصادى يهوديان در بعضى از كشورها، و پايين بودن هزينه چاپ كتاب باعث شد تا شمار زيادى از نسخه‏هاى تلمود در قرن بيستم انتشار يابند. [امروزه‏] اختراع روش‏هاى جديد چاپ، نشر كتاب را آسان‏تر و ارزان‏تر ساخته است.
در نيمه دوم قرن بيستم، با افزايش چاپ‏هاى گرافيكى تلمود (غالباً مبتنى بر نسخه‏هاى ويلنا) در شكل‏ها و اندازه‏هاى گوناگون، شمار نسخه‏هاى كامل تلمود يا بخش‏هايى از آن، در اين زمان به صدها جلد مى‏رسد. اختراع صنعت چاپ افست در اين دوره، موجب شد كه متن تلمود ديگر مانند گذشته، مورد دقت، بررسى، اصلاح و تجديدنظر قرار نگيرد و اشتباهات (از جمله غلطهاى چاپى) از يك چاپ به چاپ ديگر منتقل شود و باقى بماند. اما بايد يادآور شد كه در بعضى كشورها، به ويژه اسرائيل، تلاش‏هايى براى دست‏يابى به نسخه‏هاى كامل تلمود و اضافه كردن علايم، نقطه‏گذارى، استفاده از حروف مصوت و توضيح‏دهنده‏هاى گوناگون، آغاز شده است. اين امر نشان‏دهنده آغاز نوعى توسعه و پيشرفت نوين در چاپ و انتشار تلمود است.
تلمود فلسطينى، در مقايسه با تلمود بابلى، همواره در رتبه‏اى پايين‏تر تلقى شده است. نسخه‏هاى خطى كمترى از تلمود فلسطينى عرضه شده‏اند و مفسران بزرگ، توجه چندانى به آنها نداشته‏اند. اولين نسخه چاپ شده تلمود فلسطينى، در سال 1524 توسط بومبرگ، در شهر ونيز و از روى يك نسخه خطى منحصر به فرد (نسخه خطى ليدن كه هم اكنون در كتابخانه اين شهر نگهدارى مى‏شود) منتشر شد. [پس از آن نيز ]چاپ‏هاى متعددى از روى همين‏مأخذ، كه هنوزنسخه پايه محسوب مى‏شود، منتشر شد. در آمستردام، چاپ مهم ديگرى انتشار يافت كه ظاهراً بر نسخه‏هاى خطى مختلفى استوار است. در قرن نوزدهم، نسخه‏هايى در ژيتومير و ويلنا (توسط خانواده‏اى رومى) منتشر شدند، اما به‏طور كلى، شمار اندكى از تلمود فلسطينى به بازار عرضه شد. توجه اندك دانشمندان به اين اثر و نوع مسائل گنجانده شده در آن، دليل اين بى‏اقبالى است. تا به امروز، تنها نزديك به سى نسخه از تلمود فلسطينى عرضه شده است كه البته دقت و كيفيت تفسيرى كه بر آن نوشته شده، با تلمود بابلى قابل مقايسه نيست. تلمود فلسطينى هم‏چنان در انتظار منجى خود به‏سر مى‏برد.

...................) Anotates (.................
1) Avodah Zarah
2) Guadalajara
3) Soncino
4) Pisarro
5) Pope Leo X
6) Venice
7) Daniel Bomberg
8) Antwerp
9) Maharal of Prague
10) Justinian of venice
11) Pope Julius III
12) Basel
13) Jesuits
14) Slavuta
15) Vilna
16) haskamot
17) Galicia
18) Mitnagdim
19) Zhitomir