11
تعقيب و توقيف تلمود
حكيمان بر اين باور بودند كه آنچه قوم يهود را بىبديل مىسازد، همين شريعت شفاهى -
ميشنا و تلمود - است. در يكى از ميدراشها گفته شده است كه در آينده، زمانى فرا
مىرسد كه تمام ملتها ادعا مىكنند كه ما نيز يهودى بوديم: «پس آن يگانه مقدس،
تبارك و تعالى، خواهد گفت: ''اسرائيل حقيقى آن كسى است كه سرّ من در دست اوست. اما
اين سرّ چيست؟ آن سرّ، ميشنا است``». در اين نقلقول و بسيارى از نقلهاى مشابه،
حكيمان بر اهميت شريعت شفاهى به عنوان حجتى بر بىبديلى يهوديت و تعريف حقيقى آن،
تأكيد ورزيدهاند. اين ديدگاه كه شريعت شفاهى ديوار دفاعى يهوديت است، در دنياى
غيريهودى، به ويژه در ميان مسيحيان، نيز شايع بود. از همان ابتداى قرن هفتم و هشتم
تلاشهايى در جهت جلوگيرى از مطالعه تلمود صورت گرفت، اما همگى آنها ناكام ماند.
اروپاى غربى تا چند نسل از مسائل درونى قوم يهود و اهميت تأثيرات معنوى مستقيم و
غيرمستقيم آن، ناآگاه ماند. اما از زمانى كه كليساى كاتوليك نسبت به دشمنانى كه در
بين صفوف آنها بودند، موضع شديدترى اتخاد كرد، بازرسى نوشتههاى يهودى و، تا حد
زيادى، تلمود نيز آغاز شد.
بخش عمده مسئوليت اتخاذ چنين موضعى متوجه يهوديانى بودكه به آيين مسيحيت گرويده و
سعى مىكردند تا در مناظره عمومى با عالمان يهودى شركت كنند. آنها بر ارزش تلمود
نزد يهوديان، كاملاً واقف بودند و از اينرو، دشمنى خويش را نسبت به اين كتاب ابراز
مىكردند. بعضى از اين يهوديانِ تازهمسيحى، با غرور تمام تلاش مىكردند تا از متون
تلمود براى اثبات حقانيت مسيحيت، بهرهبردارى نادرست نمايند. ربى مُشه بن نحمان كه
اجازه يافته بود تا در يكى از اين مناظرههاى عمومى، آزادانه سخن بگويد، به طعنه
اعلام كرد كه اگر ادعاهاى مخالفان او درست باشد، حكيمان تلمودى به آيين مسيحيت
خواهند گرويد. بقاى آنها بر آيين يهود، دليلى گويا بر اين است كه «استدلال»
نوآيينها تا چه اندازه از درستى و استحكام برخوردار بوده است! با وجود اين، چند تن
از حاكمان اروپايى و مقامات عالى رتبه كليسا متقاعد شدند كه مطالب ضد مسيحى در
تلمود وجود دارد و بر مبناى اتهامهاى نفوذىها دستور دادند تا تمام عبارات ضدمسيحى
و برچسبها عليه مسيح، از اين كتابها حذف شود. اين حركت ضد تلمودى و فرمانهاى
مختلف پاپها، كه خود نتيجه نزاعهاى داخلى جامعه يهودى و تحريض بعضى از يهوديان
تازه مسيحى بود، باعث شد تا پاپ گريگورى نهم(1) در سال 1240 دستور دهد تا در شهر
پاريس، نسخههاى تلمود را به آتش بكشند. چندين فرمان مشابه ديگر نيز در طى قرن
سيزدهم صادر شد. در سال 1264 پاپ كلمنت چهارم(2) فرمانى صادر كرد كه درپى آن هزاران
نسخه تلمود در آتش سوخت. يهوديان نابودى تلمود را يك مصيبت ملى و تقريباً بىسابقه
تلقى كردند. ربى مئير اهل روتنبرگ، با الهام از اين حادثه، مرثيهاى سروده كه در
ميان مراثى مربوط به نهم ماه آو[روز ويرانى معبد بيتالمقدس(3)] باقى مانده است.
البته اين فرمانها در سراسر اروپا اجرا نشد؛ براى نمونه، تلمود در شبه جزيره
ايبريا(4) سوزانده نشد، بلكه تنها مطالبى كه نسبت به مسيحيت اهانتآميز تلقى مىشد،
از آن حذف گرديد.
رهبران كليسا در اين باره اتفاق نظر نداشتند؛ يك شوراى كليسايى در بازل در سال 1431
بار ديگر بر توقيف شديد تلمود تأكيد كرد، اما ديدگاههاى مخالفى نيز در آن مطرح شد.
در سال 1509 يك يهودى تازه مسيحى به نام يوهانس فِفِرْكورن(5) تلاش كرد تا رهبران
كليسا را به سوزاندن تلمود در تمامى كشورهاى تحت حاكميت چارلز پنجم ترغيب كند. اما
رقيبى در لباس مسيحى به نام روچلين(6) ظهور كرد و به دفاع از تلمود پرداخت. استدلال
روچلين اگرچه به همه مجادلات پايان نداد و نسخههايى از تلمود در شهرهاى مختلف توسط
كشيشان به آتش كشيده شد، بىتأثير هم نبود. در سال 1520 پاپ لئوى دهم چاپ تلمود را
مجاز شمرد و طى چند دهه بعدى چندين نسخه از آن عرضه شد. اما اين وضعيت ديرى نپاييد
و در اثر تلاش تعدادى از يهوديان تازهمسيحى و تشديد حركت ضد نهضت اصلاح دينى،(7)
پاپ ژوليوس سوم(8) در سال 1553 بار ديگر فرمان داد تا تلمود را بسوزانند. اين فرمان
در ايالتهاى مختلف ايتاليا به اجرا درآمد، كه ظاهراً باعث نابودى دهها هزار نسخه
از تلمود شد. با صدور اعلاميه پاپ پيوس چهارم(9) در شوراى كليساى ترنت در سال 1564،
از شدت عملى كه تا آن زمان حاكم بود، كاسته شد. در آن اعلاميه پخش تلمود، مشروط بر
آن كه بخشهاى توهينآميز نسبت به مسيحيت از آن حذف شود، بىاشكال دانسته شد. نتيجه
مستقيم اين تصميم، چاپ نسخهاى از تلمود با نظارت و مميّزى راهبان كاتوليك در بال
بود. اين نسخه به شدت سانسور و كوتاه شده بود، اما باز هم كليسا را راضى نمىساخت.
سرانجام، كلمنت دوم در يك فرمان جسورانه در سال 1592، مطالعه تلمود از روى هر نسخه
و ويرايشى را ممنوع اعلام كرد. اين ممنوعيت شامل همه نقاط دنياى مسيحيت نمىشد؛
زيرا بخش وسيعى از اروپا (كشورهاى پروتستان و كشورهاى تحت حاكميت روسها و حاكمان
ترك) زير بار اين حكم كليساى كاتوليك نرفتند؛ اما در بيشتر نقاط ايتاليا اجرا شد.
يهوديان ايتاليا از راههاى مختلف تلاش كردند تا از اجراى حكم توقيف شانه خالى
كنند. شايعترين راه، مطالعه كتاب عِن يعقوو(10) [چشم يعقوب]، حاوى متن اَگادايى
تلمود، بود (بعد از ممنوعيت مطالعه اين كتاب، نام آن را به عِن ييسرائل(11) به
معناى[چشم اسرائيل] تغيير دادند) و نيز مطالعه سِفِر هَلاخا اثر ربى اسحق
اَلفاسى(12) كه بيشترِ مباحث هَلاخايى تلمود را در برداشت. اما فرمان ضدتلمود تأثير
شديدى بر زندگى فرهنگى يهوديان ايتاليا داشت، به گونهاى كه هرگز آن شكوه و جلال
پيشين خودرا بازنيافت؛ اين تصويرى گويا وتاريخى ازاين حقيقت است كه هرجامعه
يهودىكه تلمودرا مطالعه نكند، محكوم بهزوال و نابودى است.
در ديگر كشورهاى اروپايى هيچ فرمان مشابهى صادر نشد، اما گرايش وسيعى به سانسور
مطالب تلمود وجود داشت. در زمانهاى بعد، ناشران بهتدريج و مخفيانه به جمعآورى
بخشهاى سانسور شده تلمود پرداختند. اما با وجود همه اين تلاشها، بهترين نسخه تهيه
شده تلمود نيز، بهخاطر تغييرات و «تصحيحات» سانسوركنندگان، ناقص است.
نسخه سانسور شده بال مهمترين نمونه از اين قبيل نسخههاست؛ زيرا سانسور كننده
تمامى بخشهايى را كه توهينى به مسيحيت يا اقوام مختلف يا منعكسكننده ديدگاههاى
خرافى مىپنداشت، حذف يا اصلاح كرد. پدر ماركو مارينو(13)، سانسور كننده نسخه بال،
پيش از هر چيز نام «ممنوع» تلمود را پاك كرد و بهجاى آن، واژگان ديگرى مانند
گِمارا يا شَس - (14) نامهاى عبرى بخشهاى ششگانه - را گذاشت. او هر جاى متن
تلمود را كه واژه مين(15) (به معناى مرتد، كه در ابتدا بر فرقههاى گنوسى و بهطور
بسيار نادر بر مسيحيت اطلاق مىشد) بهكار رفته بود، به گونهاى تغيير داد تا بر
صَدوقيان يا اپيكوريان اطلاق شود؛ هرجا كه نامى از روم به ميان آمده بود، حتى
جاهايى كه يقيناً مقصود، پادشاه بت پرست و كافر روم بود، به آرام (بين النهرين) يا
پاراس (پارس) تغيير داد. استفاده از واژگان مشوماد(16) يا مومار(17) (نوآيين - يا
متمرو) نيز ممنوع شد و اصلاح گرديد. مشكل اساسى تمامى سانسور كنندگان واژه گُوى(18)
(غيريهودى) بود كه در همه حال آنرا تغيير مىدادند. (اين مسئله گاهى اوقات،
دانشمندانى را كه از وظيفه سانسور كننده مطلع نيستند به اشتباه مىاندازد.) يكبار
واژه گوى به عَكوم(19) (ستارهپرستان) برگردانده شد، اما يك نوآيين به مراجع رسمى
اطلاع داد كه اصطلاح مزبور نيز توهينى به مسيحيت به شمار مىآيد؛ چون تداعىگر
«پرستنده مسيح و مريم» است. از اينرو، آنان لازم ديدند كه واژهاى را جايگزين آن
كنند و مناسبترين راه، بهكارگيرى واژه كوتى(20) (سامرىها) به جاى گوى بود. در
نسخه بال، سانسوركننده فرمان داد كه واژه كوشى(21) (آفريقايى، كوشيت(22)) به جاى
گوى بهكار رود.
توصيه شده بود كه هرجا تلمود اشارهاى توهينآميز به عيسى يا، بهطور كلى، به
مسيحيت دارد، آن قسمت به كلى حذف شود. نام مسيح با برنامهاى حساب شده، حتى در جايى
كه اشاره به نام او جنبه منفى نداشت، از تلمود حذف شد.سانسوركننده نسخه بال،
همچنين مصمم بود تا هر چيزى را كه حاكى از تجسم الوهيت است و نيز حكايتهاى مبهم و
معمايى را از تلمود حذف كند. در موارد خاصى، او نظرات شخصى خودش را در حاشيه اضافه
كرد. به عنوان نمونه، در جايى كه تلمود مىگويد كه بشر بدون گناه پا به عرصه گيتى
مىنهد، او [در حاشيه ]افزود: «بنا به اعتقاد مسيحيت، تمامى افراد بشر در حالى به
دنيا مىآيند كه در ذات و فطرت آنها گناه بشر نخستين وجود دارد». بخشهايى را نيز
كه به نظر او از حد اعتدال خارج بودند، به تيغ سانسور سپرد و تغييرات ديگرى به همين
ترتيب انجام داد. براى نمونه، اين بيان تلمود كه «مردى كه همسر نداشته باشد شايسته
نام مرد نيست»، با طبع و ذوق او كه يك راهب مجرد بود، سازگار نيامد. از اينرو، آن
را به اين شكل درآورد: «هر مرد يهودى كه...». بخش عوُودا زارا، به خاطر اينكه به
روزهاى مقدس غيريهوديان وروابط يهوديان با آنها مربوط مىشد، بهطور كلى چاپ نشد.
با اينكه بخشى از اين حذفها و سانسورها در نسخههاى بعدى، به متن بازگردانده شد،
همواره سانسوركنندگان جديدى در كشورهاى ديگر، از راه مىرسيدند و تغييرات و تحريفات
تازهاى انجام مىدادند. به عنوان نمونه، حاكمان روس گفتند كه نام يونان نبايد
درتلمود ذكر شود؛ چرا كه اين تصور را ايجاد مىكند كه فرهنگ روسى از فرهنگ يونانى
الهام گرفته شده است؛ به همين دليل واژه يادشده در هر جاى تلمود كه به كار رفته
بود، حذف گرديد. بعضى از سانسوركنندگان روس اعلام كردند كه عبارت «زبان يونانى»
ناخوشايند است و از اينرو، آن را به «زبان عَكوم»(23) تغيير دادند. بىتوجهى
بسيارى از سانسوركنندگان موجب شد تا برخى از اسامى، نادرست تلفظ شوند و بسيارى از
خطاها از نسخهاى به نسخه ديگر منتقل شده، باقى بمانند. بعضى از اين تغييرات ناشى
از محاسبههاى سياسى روزمره بودند. مانند فرمان يكى از سانسوركنندگان روس در زمان
جنگ روسيه و تركيه، مبنى بر به كارگيرى واژه ييشماعِل به جاى گوى؛ تغييرى كه باعث
بروز يك دسته خطاهاى بىمعنى و پوچ شد.
تلمود تنها اثرى نبود كه مورد تعرض سانسوركنندگان قرار گرفت، اما اصلاح تحريفهاى
اين كتاب به خاطر گستره مباحث و اعتبارش، و نيز هزاران تغييرى كه طى قرنها در آن
به وجود آمده بود، حتى در نسخههايى كه در كشورهاى آزاد از قيد سانسور منتشر شدند،
غيرممكن بود. چاپ افست نيز با همان اشتباهها و حذفها همراه است؛ تنها در
نسخههايى كه در دورههاى اخير چاپ شدند، تلاش شد تا به متن اصلى بازگردانده شود.
...................) Anotates (.................
1) Pope Gregory IX
2) Pope Clement - IV
3) Ninth of Av.
4) Iberian Peninsula
5) Johannes Pfefferkorn
6) Reuchlin
7) Counter-Reformation
8) Pope Julius III
9) Pope Pius IV
10) Ein Yaakov
11) Ein Israel
12) Isaac Alfasi
13) Father Marco Marino
14) Shas
15) min
16) meshumad
17) mumar
18) goy
19) akum
20) kuti
21) Kushi )Kushit(
22) Kushite
23) language of akum