بخش دوم‏

12

ساختار تلمود

ترتيب مطالب تلمود بابلى و فلسطينى مطابق با ترتيب ميشنا است؛ كتابى كه هر دو تلمود، آن را تفسير مى‏كنند. ميشنا به شش بخش اصلى يا سداريم(1) (بخش‏ها) تقسيم شده است؛ اين بخش‏ها كه با كلمه اختصارى عبرىِ شَس(2) شناخته مى‏شد، به‏ويژه از زمانى كه سانسوركنندگان مسيحى واژه تلمود را تابو خواندند، مترادف با تلمود دانسته شد. هر يك از بخش‏ها به دسته خاصى از مسائل مى‏پردازد.
سِدِر زراعيم(3) (بخش بذرها) به هَلاخاى مربوط به كشاورزى و محصولات سرزمين فلسطين، هداياى تقديمى به كاهنان و لاويان، و صدقه‏هاى اهدايى به فقيران اختصاص دارد. ترتيب رساله‏ها در تمام نسخه‏ها يكسان نيست، اما معمولاً بر اساس اندازه يا، براى آن‏كه دقيق‏تر باشد، مطابق شماره فصل‏ها مرتب شده‏اند. معمولاً هر رساله به يك موضوع خاص مى‏پردازد؛ مثلاً رساله شويعيت(4) درباره احكام شميطا(5) (سال هفتم زير كشت رفتن مزارع) يا بيكوريم(6) (درباره ميوه‏هاى نوبرانه) است، اما برخى مسائل مرتبط با اين موضوع نيز ضميمه آن است. فصول هفتادوچهارگانه اين بخش به يازده رساله تقسيم شده است و تنها اولين رساله از ميان آنها، يعنى بِراخوت(7)، اندكى غيرعادى است؛ چرا كه رساله مزبور درباره آداب خواندن ادعيه و نمازهاست و در آن از احكام مربوط به كشاورزى سخن به ميان نيامده است. در بعضى نسخه‏ها، اين رساله به بخش موعد(8) انتقال يافته است. اما از آن‏جا كه سِدِر زراعيم به نام سِدِر اِمونا(9) (به معناى بخش ايمان؛ گفته شده است كه «چون انسان به حيات ابدى باور دارد، بذرافشانى مى‏كند») نيز معروف است، قرار دادن رساله براخوت در آغاز اين بخش، به درستى صورت گرفته است.
بخش دوم، سِدِر موعد (تعطيلات مذهبى(10)) نام دارد. دوازده رساله اين بخش درباره جشن‏هايى است كه در طول يك سال واقع شده‏اند و موضوع آن به ترتيب، از احكام روز شَبّات (دو رساله) تا احكام مربوط به ايام روزه دسته‏بندى شده است. رساله شقاليم،(11) از آن جهت كه به خراج يك دوم شِقِل، يعنى هزينه حفظ و نگهدارى معبد و راه‏هاى جمع‏آورى و توزيع آن پرداخته است، استثنا محسوب مى‏شود. علت درج آن در بخش موعد اين بوده است كه خراج مزبور در يك فاصله زمانى منظم جمع‏آورى مى‏شود.
سِدِر ناشيم(12) (زنان) سومين بخش است و درباره احكام مربوط به ازدواج، از خواستگارى گرفته تا احكام زناى با محارم، طلاق و مالكيت اموال، بحث مى‏كند. پنج رساله اصلى اين بخش به موضوعات بالا اختصاص دارد و دو رساله ديگر، يعنى نِداريم(13) (نذرها يا تعهدها)كه تا حدودى به روابط زن و شوهر پرداخته است، و نازير(14) كه درباره احكام نذيره‏ها(15) (زنان مؤمنى كه نذرهاى خاصى مى‏كنند) است، ضميمه آنها هستند. رساله سوطا(16)، شامل هَلاخاهاى مربوط به زنان مظنون به زناى محصنه، موضوع‏هاى نامربوطى را دربردارد كه تنها به خاطر داشتن ارتباط موردى در آن گنجانده شده‏اند.
بخش چهارم نزيقين(17) (خسارات) به يِشوعُوت(18) (راه‏هاى فرار) نيز معروف است؛ چون بخش نسبتاً زيادى از آن درباره حمايت از زيان‏ديدگان در مقابل مجرمان است. در ابتدا، اين بخش با رساله‏اى معروف به نزيقين كه درباره حقوق مدنى بود، آغاز مى‏شد؛ اما چون رساله نام‏برده طولانى و داراى سى فصل بود آن را به سه بخش، معروف به «باب» تقسيم كردند كه امروزه باوا قَمّا(19) (باب نخستين)، باوا مِصيعا(20) (باب وسطى) و باوا بَتْرا(21) (باب آخر) ناميده مى‏شوند. به طور كلى، اين بخش از حقوق مدنى و جزايى، آيين دادرسى دادگاه‏هاى شرع، تعهدات، مجازات‏ها و جز آن سخن مى‏گويد. بخشى از قانون كيفرى دينى به ممنوعيت همه اشكال و انواع بت‏پرستى و رساله‏اى خاص به نام عَوُودا زارا(22) به اين موضوع اختصاص يافت. رساله‏اى ديگر به‏نام هُورايُوت(23) (آراء) به راه‏حل مشكل مهم خطاى سنهدرين در تصميم‏گيرى‏ها، كه چه بسا همه قوم [يهود] را به اشتباه مى‏اندازد اختصاص دارد. رساله عِدويُوُت(24) (شهادات) مجموعه‏اى از گواهى‏ها درباره هَلاخاى تاريخى است كه در معرض خطر فراموشى قرار گرفته بود، و درباره جنبه‏هاى نامتعارف هَلاخا كه ظاهراً در نشستى ويژه در حوزه علميه يَوْنِه استنتاج شده بود، بحث مى‏كند. رساله‏اى ديگر كه در اين بخش جايى ندارد و با بيشتر رساله‏ها تفاوت دارد، رساله آوُوت(25) (پدران) است، كه نه از هَلاخاها، بلكه از علم اخلاق و فلسفه سخن مى‏گويد. اين رساله حاوى بيانات و كلمات قصار حكيمان ميشنايى است. اين رساله به خاطر محتواى بى‏بديلش، در بسيارى از دعاها گنجانده، و به زبان‏هاى ديگر نيز ترجمه شد.
بخش قُداشيم(26) (مقدسات) به‏طور كلى، به احكام مربوط به معبد و قربانيان اختصاص دارد. از يازده رساله مندرج در اين بخش، ده رساله به تفصيل، درباره آيين مذهبى معبد و انواع قربانى‏ها سخن مى‏گويد. رساله يازدهم، حولين(27) (امور عرفى غير مقدس) كه در زمان‏هاى قديم به شِحيطَت حولين(28) (ذبح عرفى) معروف بود، تنها رساله‏اى است كه از قربانى‏ها سخنى به ميان نياورده و به بحث درباره احكام ذبح شرعى و بيان جزئياتى درباره غذاهاى حلال (كاشر) و حرام (غيركاشِر) و نيز احكام متفرقه‏اى كه تعداد اندك آنها رساله جداگانه‏اى را تشكيل نمى‏داد، پرداخته است.
بخش ششم، طِهارُوت(29) (پاكى‏ها - طهارت‏ها) درباره پيچيده‏ترين موضوع هَلاخايى، يعنى احكام مربوط به طهارت و نجاست شرعى است. اين احكام كه عمدتاً، در عصر معبد (و تا چندين نسل بعد در فلسطين) رعايت مى‏شدند، فصل‏هاى بسيار جزئى اما موردنياز و مبتنى بر سنت‏هاى قديمى را، كه گاهى رابطه منطقى ميان آنها قابل فهم نيست، دربردارد. تنها يك رساله، نيدّا،(30) در آن زمان اهميت عملى داشت؛ چرا كه از احكام مربوط به ناپاكى دوران عادت زنان بحث مى‏كرد. اين بخش مبهم‏ترين بخش در ميان تمامى بخش‏هاى ميشنا است و [حتى‏] اِمُوراهاى بزرگ در كشف رموز آن با مشكل روبه‏رو بودند.
مطابق تقسيم‏بندى جديد، در مجموع، پانصد و هفده فصل (با تفاوت‏هاى اندك ميان نسخه‏هاى مختلف) در تلمود وجود دارد كه در قالب شصت و سه رساله تنظيم شده‏اند. تعداد سنتى رساله‏ها شصت عدد بود و شمار فعلى ظاهراً از تقسيم چند رساله مانند نزيقين به بخش‏هاى مستقل به دست آمده است. رساله‏هاى مختلف، اينك نيز همان نام دوره تلمودى خود را كه عموماً منعكس كننده درون‏مايه و مضمون اصلى آنهاست، حفظ كرده‏اند و اغلب، دست نخورده باقى مانده‏اند. فصل‏ها نيز نامى دارند كه بعضاً به دوره تلمودى بر مى‏گردد؛ اما اين نام‏گذارى نه بر اساس محتوا، كه بر پايه كلمات آغازين است. هنگامى كه كلمات آغازين چندين فصل، مشابه مى‏شدند، انتخاب عناوين جداگانه‏اى كه آنها را متمايز سازد لازم مى‏شد. اما اين نام‏ها چندان مورد تأكيد نبودند. ترتيب فصل‏ها در هر رساله معمولاً ثابت است؛ هر چند كه هميشه منظم و منطقى به نظر نمى‏رسد. گاهى در رساله‏اى مطالب به طور روشمند، از عام تا خاص سازمان يافته‏اند، اما در تعدادى از رساله‏ها معيار نظم، حكمِ در حال بررسى است؛ موضوع مربوط به جزء اول آن حكم در ابتدا طرح مى‏شود. رساله‏هايى كه علاوه بر موضوع اصلى به طرح مسائل ديگرى نيز مى‏پردازند، معمولاً به گونه‏اى سازمان‏دهى شده‏اند كه ابتدا موضوع اصلى و پس از آن، مسائل فرعى مطرح مى‏شود. گرايشى نيز وجود داشت كه رساله‏هاى مختلف را با موضوع‏هايى آغاز مى‏كرد كه علايق يا حس كنجكاوى خواننده را برمى‏انگيخت؛ اگرچه لزوماً اهميت زيادى نمى‏داشت.
فصل‏هاى ميشنا به زيرشاخه‏هايى موسوم به ميشنايوت(31) تقسيم شده‏اند كه هر كدام معمولاً از يك يا چند حكم شرعى مربوط به هم بحث مى‏كند. اين زيرشاخه‏ها، يكدست نبوده، تفاوت‏هايى بين نقل آنها وجود دارد. با اين حال، اين تقسيم‏بندى تقريباً در تمام نسخه‏هاى چاپى ميشنا يكسان است. به همين خاطر، به هنگام درج نشانى موضوعى در ميشنا، نام رساله، شماره فصل در آن رساله و شماره ميشنا در آن فصل ذكر مى‏شود. مثلاً نشانى اين روايت «تمامى افراد بنى اسرائيل در جهان ديگر سهمى دارند» رساله سنهدرين، فصل 10، ميشناى شماره 1 است. در قرون ميانه، از آن‏جا كه فرض بر اين بود كه همه مردم اين رساله‏ها را مى‏شناسند، در اغلب موارد، تنها شماره فصل بدون ذكر نام رساله بيان مى‏شد و نام و شماره ميشنا نيز به خاطر آن كه هنوز هيچ تقسيم‏بندى ثابتى بر اساس ميشنايوت وجود نداشت، نقل نمى‏شد.
با آن كه اِمُوراها در تمام بخش‏هاى ميشنا تحقيق كردند، دست‏كم در بابل، آنها بيشتر بر روى چهار بخش كه با زندگى روزمره رابطه داشت متمركز شدند؛ موضوع اصلى تلمود بابلى را همين چهار بخش تشكيل مى‏دهند. بخش زراعيم كه درباره احكام كشاورزى است، با زندگى در بابل ارتباط بسيار اندكى داشت؛ چون اكثر هَلاخاهاى اين بخش به سرزمين فلسطين در دوره معبد مربوط مى‏شد. تنها رساله براخوت اين بخش با قانون‏گذارى براى زندگى روزانه، مانند نمازها و دعاها، ارتباط دارد. بخش طِهارُوت نيز اهميت عملى زيادى در بابل نداشت و تنها رساله نيدّا، كه در حقيقت به احكام طهارت زنان مى‏پرداخت، براى تحصيل انتخاب شده بود. بيشتر رساله‏هاى اين چهار بخش ديگر در تلمود بابلى شرح داده شدند و سى وشش رساله هم‏چنان بدون توضيح مانده‏اند. اخيراً چند تن از دانشمندان تلاش كردند تا از ميان رساله‏هايى كه عميقاً مورد مطالعه قرار نگرفته‏اند، موضوع‏هايى را گلچين كرده، از اين طريق، يك تلمود «ساختگى» عرضه كنند.
در فلسطين، وضعيت كمى متفاوت بود. از آن‏جا كه در اين سرزمين احكام كشاورزى با زندگى روزمره پيوند خورده بود، تلمود فلسطين از تمام رساله‏هاى بخش زراعيم بحث مى‏كند. در قرون ميانه، بخشى در تلمود اورشليم وجود داشت كه به بخش قداشيم اختصاص يافته بود، اما از زمان اولين چاپ تلمود فلسطين، اين قسمت از حوزه مطالعه و يادگيرى پنهان ماند. تقريباً يك قرن پيش، دانشمندى مدعى شد كه نسخه خطى اين قسمت را كشف كرده است، اما عموماً آن‏را يك جعل جديد خواندند. تلمود فلسطين از تمام بخش طِهارُوت، تنها تعداد اندكى از فصل‏هاى رساله مفيد و كاربردى نيدّا را براى تعمق برگزيد و در مجموع، داراى سى و نه رساله است.
شصت رساله ميشنا و شرح آنها در تلمود، واحدى يگانه را تشكيل مى‏دهند، اما در طى قرن‏ها، چيزهايى بر آن افزوده شد كه با عنوان عام و غيردقيق مَسِخْتُوت قِطَنُوت(32) (رساله‏هاى كوچك) معروفند. اين رساله‏ها يكدست نيستند؛ بعضى از آنها قديمى‏اند و ظاهراً بخشى از مؤلفه‏هاى تاريخى ميشنايوت بيرونى را تشكيل مى‏دهند. بيشتر اين رساله‏ها خلاصه هايى هستند كه در زمان‏هاى متأخر - عمدتاً در عصر گائونى - تدوين شده‏اند؛ اگرچه بعضى از منابع آنها بسيار قديمى‏اند. اين «رساله‏هاى كوچك» از اخلاق و رفتار بحث مى‏كنند و بعضى از دانشمندان معتقدند كه احتمالاً در ميشنا بخش هفتادم نيز (حتى قبل از تدوين ميشنايوت توسط 1 ى يهودا هَناسى، 3ربى يهودا هناسى) معروف به سِدِر هُخْما(33) (حكمت) وجود داشت. در ميان اين آثار، رساله‏هايى مانند آوُوت ربى ناتان(34) را مى‏يابيم كه نسخه بسيار مفصل رساله آوُوت و رساله درخ اِرِص(35) (رفتار) است و از احكام و مقررات رفتار و كردار صحيح در تمام موقعيت‏ها و چيزهاى ديگر بحث مى‏كند. رساله‏هايى نيز هستند كه درباره احكام تفسير نشده در تلمود سخن مى‏گويند؛ مانند رساله سُوفريم(36) (كاتبان) درباره كتابت طومارها، رساله سماحُوت(37) درباره احكام عزادارى و رساله‏هاى ديگر. اين رساله‏ها اگرچه گاهى مورد مطالعه قرار گرفتند و شاخص‏هاى گويايى براى رفتار و جنبه‏هاى معيّنى از هَلاخاها محسوب شدند، از رساله‏هاى اصلى تلمود به شمار نمى‏آيند.

...................) Anotates (.................
1) sedarim
2) shass
3) Seder Zeraim
4) Shevi'it
5) shemitah
6) Bikurin
7) Berakhot
8) Seder Moed
9) Seder Emunah
10) Holidays
11) Shekalim
12) Seder Nashim
13) Nedarim
14) Nazir
15) nazirite
16) Sotah
17) Nezikin
18) Yeshu'ot
19) Baba Kama
20) Baba Metzi'a
21) Baba Batra
22) Avodah Zarah
23) Horayot
24) Eduyot
25) Avot
26) Kodashim
27) Hulin
28) Shehitat Hulin
29) Teharot
30) Nidah
31) mishnayot
32) masakhtot ketanot
33) Seder Hokhmah
34) Avot of Rabbi Natan
35) Derekh Eretz
36) Sofrim
37) Semahot