29
مسائل عجيب و شگفتىآور
آشنايى با روشهاى اصلى تلمودى درك ما را از يك پديده به ظاهر عجيب و غيرعادى، يعنى
موضوعهاى عجيب و زنندهاى كه گاهى در تلمود از آنها سخن به ميان آمده است، عميقتر
مىسازد. اين مسائل كه با جامعيت و دقت فراوان تبيين شدهاند، عموماً داراى جنبه
عملى، اما عارى از لطافت، هستند و در مواردى راهحلهايى كه كاركردهاى عملى در دل
خود دارند، ارائه مىكنند. اما تلمود با مسائل ديگرى نيز رابطه دارد كه احتمال مطرح
شدن آنها در زندگانى روزمره آدميان بسيار بعيد است و بعضى از آنها اگرچه بهكلى
غيرواقعى نيستند، در ظاهر بىمعنى و مهمل مىنُمايند؛ زيرا از امور جزئى و خرد كه
اهميت بسيار اندكى دارند، چنان عميق و مفصل بحث شده است كه هيچ گونه تناسبى با
مقدار اهميت آنها ندارد.
آگاهان به روشهاى فكرى تلمود به اين نكته واقفند كه توضيح احتمالى يك مسئله اصلى
را هرگز نمىتوان فاقد اهميت دانست؛ بعضى از مسائل را شايد نتوان در چارچوب نص
تلمود حل كرد، اما عالم براى يافتن يك پاسخ، موردى خاص يعنى يك نمونه را مطرح و
تلاش مىكند تا با كمك آن ماهيت مسئله را روشن سازد. بااين حال، برهان ديگرى نيز به
نفع اين بحثها وجود دارد. از آن جا كه دغدغه اوليه تلمود به طوركلى كاركرد عملى
است، تقريباً به تمامى مسائل، قدر و ارزش يكسان داده شده است. آنچه در طرح مباحث
مورد توجه است، جاذبه و گيرايى ذاتى موضوع است نه نياز مبرم به يك راه حل.
بنابراين، در محافل حاخامى اين ادعا كه فلان موضوع غيرواقعى است واز وزن و ارزش
اندكى برخوردار است، پذيرفته نيست. ما گاهى با ساختارهايى چنان فشرده و متراكم روبه
رو مىشويم كه حتى تصور عملى شدن آن نيز غيرممكن است. اما پرسش اين است كه با اين
موارد چه برخوردى مىشود؟ «اين نيز تورات است و بنابراين بايد آن را مطالعه كرد.»
حكيمان گفتهاند كه هَلاخاهاى متعددى به خاطر موانع بىشمارى كه بر سر راه تحقق
عملى آن وجود دارد، «هرگز تحقق خارجى نيافته و نخواهد يافت». «آنها چرا نوشته شدند؟
مطالعه كن كه مأجور خواهى بود.» اين روىكرد حاكى از آن است كه حتى احكام تورات را
نيز مىتوان چنان تبيين كرد كه امكان به عمل درآوردن آن بهكلى بعيد باشد. با وجود
اين، منعى براى بررسى تفصيلى اين احكام و كاربردهاى آنها، نه تنها به عنوان يك
تمرين فكرى، بلكه به عنوان يك مطالعه حقيقى كه پاداش آن خودش است، وجود ندارد.
مثلاً، در تلمود بحثى بسيار پيچيده درباره موشى وجود دارد كه ريزههاى نان را به
درون خانهاى كه به خاطر عيد پِسَح از وجود حامص خالى شده است، مىآورد. حكيمان با
آب و تاب زياد به تحليل موش، شمار ريزههاى نان داخل اتاق قبل و بعد از ورود موش،
احتمال اينكه موش صحرايى پس از موش خانگى وارد شده باشد و متغيرهاى بالقوه ديگر
پرداختند. اين تحقيق روى جوندگان كه تقريباً يك صفحه كامل از تلمود را اشغال كرده،
پر از نظريههاى جالب و شواهد اوليه است؛ و همه آنها براى حل مشكل ريزههاى نانى كه
موش از خود بر جاى گذاشته است، مطرح شدهاند. تلمود بحث پيچيدهاى نيز درباره
زايمان دارد كه به مسئله حقوق فرزند مربوط مىشود؛ مسئلهاى كه حكيمان طى آن به
تأمل درباره مسئله جنينى كه از رحمى به رحم ديگر منتقل مىشود، پرداختند. در جاهايى
ديگر، متن تلمود از گُولم عرفانى سخن مىگويد و به طرح اين پرسش مىپردازد كه آيا
چنين موجودى مىتواند در مينيان [= حداقل تعداد مورد نياز براى نماز جماعت ]مشاركت
كند؟
بسيارى از اين مباحث عجيب و خيالى، حتى در قلمرو هَلاخاى عملى نيز مرتبط با موضوع
محسوب مىشوند؛ چون كه اصول و قواعدى كه از اين بحثها استنتاج مىشوند، در جاهاى
ديگر اثر عملى دارند. بحث از موش يا گُولم، مانند تحليل مسائل كاربردىتر، فراگير و
دقيق است. نتايج حاصل از اين بحث در موارد ديگر نيز تا حدودى كاربرد دارد. در
مواقعى ممكن است اين راه تنها راهحل براى ملالآورترين مسائل باشد. جايگاه تلمود
مانند يك پژوهش نظرى ناب است كه در آن از راهحلهاى مسائل فرعى و غيرمحتمل نيز
براى مسائل كاربردى استفاده مىشود. عالمان و دانش پژوهان تلمودى ديرزمانى است
دريافتهاند كه گاهى گمانهزنى در قبال رهآورد و حاصل يك مطالعه و تحقيق، غيرممكن
است؛ گو اينكه آن تحقيق هيچ نشانهاى از ارتباط با واقعيت در خود نداشته باشد.
نتايج عملى ديگرى كه از تحقيق در اين مسائل عجيب و غريب بهدست مىآيد، هميشه در
عمل، چندان مستدل به نظر نمىرسد. ممكن است مسئلهاى در عصرى، پوچ و مهمل به نظر
آيد و در زمانى ديگر، كه فنآورى گامهاى بسيار بلندى برداشته است، به مسئلهاى مهم
تبديل شود. از اين نظر، چون تلمود براى هر تحقيقى در هر سطحى و از هر نوعى آغوش
گشوده بود، تعجى ندارد كه در آن به مباحثى برخورد كنيم كه به طرز شگفتآورى به
پيشبينىهاى هوشمندانه درباره موضوعهاى مورد ابتلاى دنياى جديد مىمانند؛ در حالى
كه همان مباحث، روزگارى جزء مباحث غيرواقعى و كاملاً نظرى به حساب مىآمدند. يكى از
موضوعهاى مورد بحث تلمود، [يعنى] «برج معلق در هوا»، قرنها به عنوان مثالى براى
بيان سطح ارتقاى قوه تخيل بشر نگريسته مىشد. به يقين، حكيمان هرگز در خواب هم
نمىديدند كه روزى روشهاى فنى ساخت و ساز به ايجاد دژها و منارجنبانها بينجامد و
حتى در اين باره كنجكاو هم نبودند. اما همين كه يكى از آنها اتفاقاً به طرح اين
سؤال پرداخت كه اگر برجى سر به فلك كشيده ساخته شود چه اتفاقى مىافتد، آنان با شور
و حرارت بسيار به تبيين تمام جوانب احتمالى اين پرسش مشغول شدند؛ بدين ترتيب، اين
تخيلات ديگر امورى باورنكردنى و عجيب نبودند. امروزه نيز در حقيقت، اين مباحث در حل
بعضى از مسائل كاملاً واقعى به ما كمك مىرساند.
عالمان و تدوين كنندگان تلمود توجه قابلملاحظهاى را به مسئله لقاح مصنوعى در زنان
و مسائل پيچيده ناشى از آن و نيز وضعيت قانونى و اخلاقى مادر و فرزند معطوف داشتند؛
[اما] تقريباً دو هزار سال طول كشيد تا اين موضوع از اهميت كاربردى برخوردار شد.
بسيارى از بحثهاى ديگر نيز درباره موضوعهايى كه هنوز غيرقابل قبول به نظر مىرسند
و شايد روزگارى به مسائل مهم و بزرگى پاسخ دهند، چنين شرايطى دارند. مثلاً بحث از
گُولم تنها يكى از اشارات بسيارى است كه درباره مسئله تعريف و شناخت ماهيت انسان و
محدوديتهاى او وجود دارد. بعضى از بحثهاى ديگر نيز به مسائل بسيار عجيب اشاره
دارند. تلمود اورشليمى در مورد انسانى با سر حيوان چهارپا و حيوانى چهارپا با سر
انسان به تحليل مىنشيند و ابهامات و پيچيدگىهايى را كه تا حدودى به تمرين فكرى
مىمانند مطرح مىكند، كه شايد اشاره به نوعى «دوگانگى شخصيتى» باشد. براى اين
موضوع خاص هنوز مورد عملىاى يافت نشده است (مگر در حدى اندك، در هَلاخاى مربوط به
پرندگان ناقص الخلقه كه تلمود از آن به تفصيل سخن گفته است)؛ اما از احتمال اين كه
روزى اين مسئله به تناسب موضوعى جديد مطرح شود، نمىتوان چشم پوشيد.
با اين همه، حكيمان خود را درگير جنبههاى كاربردى مسائل نكردند؛ چون هدف آنها حل
پرسشهاى بشر نبود، بلكه نفس مطالعه و تحقيق نزد آنها ارزش داشت. آنان هميشه از
نمونههايى استفاده مىكردند كه بر جهان پيرامون آنها اتكا داشتند، حتى اگر اين
قبيل ساختارها در زمان خودشان غيرواقعى به نظر مىرسيدند. يكى از پرسشهاى متواترى
كه در تلمود از آن سخن به ميان آمده است هِخى دامِه(1) (دقيقاً چگونه مىتوان
اينگونه امور را تشريح كرد؟) است. اين پرسش زمانى مطرح مىشود كه حكيمان مىخواهند
موضوع خاصى را به دليل آن كه قاعده اصلى بسيار فراگير يا بسيار انتزاعى است، با دقت
و عمق بيشترى بررسى كنند. تنها ساخت يك الگوى معيّن مىتواند آنها را در رسيدن به
حقيقت، يارى كند. برآيند اين قبيل الگوها، اغلب آن است كه قاعدهاى كه در حالت
انتزاعى، ساده ومؤثر مىنُمايد، در عمل، غيرقابل قبول يا خلاف واقع يا مستلزم شرح و
بسط است.
مزاياى بهكارگيرى الگوها در اين نوع تبيين، از اين نيز بيشتر است. حتى وقتى كه
الگوها از تركيب دو روش (بر مبناى اين نظريه كه ديدگاههاى متضاد را تا آنجا كه
ممكن است بايد با هم آشتى داد) يا از تلاش بىوقفه براى حل مسائل انتزاعى از طريق
نقل نمادهاى عينى و ملموس، به وجود آمده باشند، حاصل كار با وجود اين كه فاقد
كارايى و دور از دسترس است، از هر گونه تحليل انتزاعىاى مؤثرتر است. ساخت يك الگو
اين امكان را فراهم مىآورد تا تمامى اجزاء يك مسئله و كنش متقابل ميان موضوعهاى
مختلف بررسى شود.
با اين اوصاف، هيچ جاى ابراز تعجب و شگفتى از اعجابآور بودن بعضى از توضيحات
غيرواقعبينانه باقى نمىماند. در درونمايه و سياق تفكر تلمودى اين قبيل مسائل
عجيب و غريب از اهميت حياتى برخوردارند و گاهى راضىكنندهترين راهحلها را به
همراه دارند. آثار و نتايج عملى بسيارى را كه بعضى از آنها به طرز حيرتآورى به
آيندگان مربوط هستند، بايد محصول اين روش بىبديل تفكر دانست.
...................) Anotates (.................
1) ?imad ihkih .