35
تلمود هرگز به اتمام نرسيد!
با نگاهى صرفاً تاريخى، بدون اينكه به مطالب بيشترى نياز داشته باشيم، درمىيابيم
كه تلمود هرگز به پايان نرسيد و هيچگاه به طور رسمى از اتمام آن خبر داده نشد. در
مقايسه با تلمود، كتاب مقدس مراحل گوناگونى را از تأليف و آمادهسازى براى چاپ از
سر گذراند و سرانجام به اتمام رسيد و به طور قطعى اعلام شد كه ديگر مطلبى براى طرح
باقى نمانده است. همين قضيه درباره ميشنا نيز در روزگار خودش صادق بود. اما با
آنكه تدوين مشخصى از تلمود، قطعى و بىچون و چرا خوانده شد، هيچگاه در اعلاميهاى
رسمى و عمومى اعلام نشد كه اين اثر به پايان رسيد و دورهاى جديد آغاز گرديد.
تدوين نهايى تلمود را مىتوان با مراحل تكامل يك موجود زنده مقايسه كرد. مثلاً يك
درخت به جايى مىرسد كه ديگر، احتمال تغيير در ماهيت آن نمىرود، اما به حياتش
ادامه مىدهد، رشد مىكند و تكثير مىشود. اين موجود زنده با آنكه به اين شكل
نهايى مىرسد، همچنان جوانههاى نوى مىزند كه از ريشه تغذيه مىكنند و به رشد خود
ادامه مىدهند. اين واقعيت در روىكرد ما به تلمود بسيار مهمتر از نگاه ما به
تاريخ است. اصل ناتمام بودن تلمود حاكى از يك فراخوان مستمر براى تداوم عملِ آفرينش
است. بر هر عالمى واجب است كه چيزى بر تلمود بيفزايد و به [تكامل] اين اثر كمك
كند؛ گرچه در نهايت، تلمود هيچگاه به اتمام نمىرسد.
تلمود را راو آشه(1) تدوين كرد، هر چند كه نوشته او نيست؛ چرا كه تلمود حاصل تلاش
جمعىِ تمام قوم يهود است. به همين ترتيب، تلمود سردسته و شخصيت اصلىاى ندارد كه
تمام مباحث و موضوعهاى آن را جمعبندى كرده باشد، بلكه در طول قرنها ادامه يافته
و جزئى از يك فرايند خلّاق مستمر بوده است. يكى از مفسران بزرگ تلمود، مهارشا،
تفاسير خود را اغلب با واژه وِدوق (فتأمل)(2) به پايان مىبرد. اين توصيه اعترافى
صريح است به اينكه به فلان موضوع به طور كامل پرداخته نشده است و جا دارد كه
مطالبى به آن افزوده و برهانهايى بر آن اقامه شود. تمامى تلمود تا حدودى به همين
واژه وِدوق ختم مىشود كه حكم به ادامه تحقيق، طرح پرسش و يافتن جنبههاى تازهاى
از مسائل است.
اين ويژگى از جهتى، منشأ مشكلاتى نيز هست كه مطالعه بيشترى را ايجاب مىكند؛
مشكلاتى كه هرگز نمىتوان به كلى بر آنها غلبه كرد، اما از جهتى نيز باعث گيرايى
فراوان تلمود و توانايى آن در جذب طلاب شده است و طلبه را جزئى جداناشدنى از خود
مىسازد. تلمود از طلاب، بيش از هر چيز، حسى برآمده از طنين درونى و قدرت تشخيص را
مىطلبد؛ با وجود اين، بر ايمان قرص و محكم اصرار نمىورزد. اندكند كتابهاى مقدسى
كه از طلبه نخواهند كه از قبل اصول معينى را بپذيرد؛ اما عالم تلمودى مجبور نيست كه
هر آنچه را با آن مواجه مىشود بپذيرد، بلكه اگر خواست پرسشى را مطرح، يا در
مسئلهاى تجديد نظر كند، آزاد و حتى موظف به انجام آن است.
از سوى ديگر، هيچ كتابى اين مقدار دانش و فضل را از ناحيه طلاب مطالبه نمىكند.
حكيمان به طور جامع از ديگر منابع نقل مىكردند و دلمشغول اين نبودند كه طلبه ممكن
است با آنها آشنا نباشد و اين نشان مىدهد كه آنها فرض را بر اين گذاشته بودند كه
طلبه كاملاً آماده فراگيرى است. پيش از اين بيان شد كه تلمود يك كتاب درسى
برنامهاى نيست، بلكه بخشى از زندگى است. خود تلمود در ابتدا با غيرانسان شروع
مىكند. وقتى كه كسى به مطالعه تلمود مىپردازد خود را هميشه درست در ميان اشياء
مىيابد. فرقى نمىكند كه از كجا شروع كرده باشد؛ تنها از طريق مطالعه و تركيب
وقايع مىتواند به قدرت درك تلمود نايل آيد؛ و به طور كلى، هر چه بيشتر مطالعه كند
بهتر مىتواند آنچه را پيش از اين مطالعه كرده، درك كند؛ هر بار كه مطالب را مرور
مىكند بر عمق فهم او افزوده مىشود. دو تن از عالمانى كه يك نسل قبل به مطالعه
رساله پيچيدهاى از تلمود پرداخته بودند، چهل مرتبه آن را مرور كردند و اعلام
داشتند كه در چهل و يكمينبار احساس كردهاند كه در آغاز درك آن قرار گرفتهاند.
اين اعتقاد نه از سر تواضع بيش از حد است و نه به خاطر پيچيدگى موضوع، بلكه بر اين
باور استوار است كه طلبه هر بار كه به مطالعه تلمود مىپردازد، ابعاد تازهاى براى
او گشوده مىشود. او پس از چند نگاه ابتدايى به موضوع، بسيارى از مسائل محورى را حل
خواهد كرد، اما هميشه مسائل جديدى سر برخواهند آورد. به طور كلى، مطالعه تلمود به
بررسى يك جنبه از موضوع محدود نمىشود و نيز يك دايره بسته نيست، بلكه بايد آن را
مارپيچى دانست كه لحظه به لحظه پديدار مىشود و تغيير مىكند؛ در هر لحظه نقطهاى
پشت سر گذاشته مىشود و نقطهاى كه اندكى بالاتر از قبلى است در دسترس قرار
مىگيرد.
طى زمانِ دو هزار ساله موجوديت تلمود، هزاران حكيم خود را با مكتوبات تلمودى مشغول
مىداشتند و بهترين نيروهاى فكرى قوم يهود، با استقامت و پايدارى، در راه فراگيرى
اين كتاب از زندگانى خود مايه گذاشتند. بنابراين، تعجبى ندارد اگر مىبينيم گاهى
طلاب احساس مىكنند كه نمىتوانند چيز جديدى به آن بيفزايند؛ چرا كه عالمان و
حكيمان بزرگ در هر موضوع، نكته و جمله آن تعمق كرده و تمام جوانب احتمالى قضايا را
مورد بحث قرار دادهاند. با وجود اين، تلمود هنوز پايان نيافته است. عالمان هر روز
و هر ساعت، موضوعهاى جديدى براى مطالعه و تحقيق كشف مىكنند و به نظرات جديدى
مىرسند. البته هر طلبهاى قادر نيست كه نظامهاى خاص خود را بنا نهد، بلكه با تكيه
بر ديدگاه خاص و شخصى خود مىتواند بعضى از جزئيات را، هر اندازه كوچك، در پرتو
نورى جديد ببيند.
در تدوين اين اثر، كه مجموعهاى از تلاشهاى علمى چندين سال است، دقت بسيار شده است
و دهها هزار عالم در آن مطالعه كردهاند، اما همچنان چالشى باقى مانده است.
حكيمان درباره اين آيه: "من پايانى را در هر هدف ديدهام" گفتهاند: "هر چيزى حد و
مرزهاى خود را دارد، حتى آسمان و زمين داراى حد و مرز خاص خود هستند. تنها تورات
است كه هيچ حد و مرزى ندارد".
...................) Anotates (.................
1) ihsA .R .
2) rettam eht enimaxe ot eunitnoc) kodev .